بازار - صفحه 20

در سال‌57 بازار تازه تأسیس امام رضا(ع) یکی از اصلی‌ترین مراکز تجاری مشهد محسوب می‌شد به همین دلیل گروه‌های فعال در انقلاب نگاه خاصی به آن داشتند. توزیع گسترده اعلامیه در بازار و دعوت از کسبه برای حضور در راهپیمایی‌ها نیز نشان‌دهنده همین توجه بود که باعث می‌شد بازار محل رساندن اخبار انقلاب به زائران شود.
زمان‌ ‌جنگ تحمیلی اگر اشتباه نکنم نزدیک همین میهمان‌سرا جنگ‌زده‌های جنوب از شهرستان شادگان آمده و در اینجا جمع شده بودند. همسایه‌ها به آن‌ها آب و برق داده بودند. یک تنور انتهای خانه داشتیم که زن‌ها برای پختن نان در آنجا جمع می‌شدند و دور هم نان می‌پختند.
تعمیرات لوازم صوتی و تصویری شاید مانند گذشته نباشد، اما هنوز هم خیلی‌ها دوست دارند فیلم‌ها را سیاه سفید ببینند. برای همین تلویزیون‌های قدیمی را می‌آورند تا فیش‌هایی برایشان درست کنیم و بتوانند گیرنده‌های دیجیتالی را به آن نصب کنند. بعضی‌ها دوست دارند خاطرات قدیمشان را زنده نگه دارند.
کوچه حوض امیر (طبرسی2) که از یک‌سو به ته‌پل‌محله و نوغان و از سوی دیگر به حرم مطهر و خیابان طبرسی می‌رسد، به‌واسطه وقف مسجد و حوضی که در آن دست‌نماز گرفته می‌شد، معروف بود و با وجود اینکه دیگر خبری از حوض نیست، همچنان به همان نام قدیم تابلونویسی شهری شده است.
چهارطبقه معروف حاجی‌لته که 9باب مغازه نیز زیر آن قرار داشت و او با عمری خون دل خوردن و به قول قدیمی‌ها با فروش لته‌هایی (تکه پارچه‌) که از گوشه و کنار محله‌ها جمع می‌کرده و به مردم می‌فروخته، ساخته بوده است، با وجود حضور اسدزاده و پسرانش در مغازه توسط مأموران ولیان روی سرشان خراب شد، هرچند آسیب جدی به آن‌ها وارد نشد.
قدیمی‌ها نبات را دوای هر دردی می‌دانستند و هر مشکلی که برایشان پیش می‌آمد، نبات مصرف می‌کردند. حسین اصغرپور 47ساله حدود 30سالی می‌شود که کارگاه نبات‌سازی کوچکی در محله نوغان دارد و توانسته است شغل پدری‌اش را حفظ کند و مشتریانی به قدمت سال‌ها داشته باشد.
روح‌ا... احمدی‌خباز، کاسب قدیمی درباره ضربه‌ای که روس‌ها به بازار مبل مشهد زدند، می‌گوید: در سال‌های ابتدایی دهه60، بولوار کلاهدوز تا قاضی‌طباطبایی می‌رسید و پس از آن زمین خاکی بود و آسفالت نداشت. ابتدای سال67 بود که تعدادی مغازه اینجا ایجاد شد و آقای رمضانی اولین مبل‌فروشی اینجا را به‌نام «گیتی» راه‌اندازی کرد. به‌مرور به تعداد مبل‌فروشی‌های این محدوده اضافه شد. سال‌های ابتدای دهه70 بود که روس‌ها وارد ایران شدند و به بازارهای مختلف مانند کفش، کیف، پوشاک و مبلمان وارد شدند. آن‌ها دنبال جنس ارزان و مفت بودند و در همان ایام سفارش‌های بسیاری به مبل‎فروشی‌های اینجا دادند.
آبادانی خیابان سیدی بی‌شک مدیون مرحوم سید محمود سیدی است. او در دهه30 با حضور در این منطقه که بیابانی بیش نبوده و حتی در محدوده شهری به حساب نمی‌آمده است اقدام به حفر چاه و احداث باغ می‌کند.
آخرین مغازه در مرکز خرید محمدیه یا همان بازار برنج‌فروش‌های محله هفده شهریور یک چهاردیواری کوچک است که نمای خاصی هم ندارد اما چشمان صدها خانواده نیازمند به آن است. در روزهایی که شرایط کسبه و اصناف آن‌چنان تعریفی ندارد و همه از کسادی بازار شکایت دارند، «حسن علیجان نژاد» کاسب محله هفده شهریور همچنان به فکر نیازمندان است و سنت سی‌ساله خود را در تهیه و توزیع بسته‌های معیشتی ادامه داده است.
کاهش ساعت کاری فروشگاه‌ها به همراه طرح ممنوعیت تردد خودروها از ساعت 21 باعث شده مشتریان مراکز خرید هفده شهریور وقت کمتری برای گردش و خرید داشته باشند. این مسئله به شدت ترافیک این محدوده می‌افزاید. تعدادی از شهروندان که با وسایل نقلیه شخصی خود راهی هفده شهریور می‌شوند برای از دست ندادن زمان،‌ حتی شده چند دقیقه، خودروی خود را در اولین مکان ممکن پارک می‌کنند و به سمت مراکز خرید می‌شتابند.
زمانی که شروع‌به‌کار کردم، چرخ‌های خیاطی به‌صورت پایی بود و بیشتر خیاط‌ها با آن‌ها کار می‌کردند. پایه‌های چدنی داشت که باید با پا حرکتشان می‌دادید. آن زمان برق بود، اما از نگاه مردم برق گران بود و با این چرخ‌ها کار می‌کردند. یادش‌به‌خیر، استادم اتوی برقی خریده بود، اما با آن کار نمی‌کرد. او می‌گفت این خیلی برق مصرف می‌کند.
زمانی در اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) صدای شاگرد عکاس‌باشی‌ها به گوش می‌رسید که هر رهگذری را دعوت به عکاسی می‌کردند: «عکس می‌گیریم، عکس حرم و بارگاه»؛ اکنون زمان زیادی از آن روزگار گذشته است و عکاسی صنعتی و دیجیتالی و تلفن‌های همراه جایگزین این نوع عکس‌ها شده‌اند. حالا اگر در حوالی حرم قدم بزنید، کمتر صدای شاگرد عکاس‌باشی را می‌شنوید و شاید این حرفه نیز همانند بسیاری دیگر از شغل‌ها به دست فراموشی سپرده شود.
درباره خیابانی که از سال 66 کسب و کار تجاری در آن شروع شد و اکنون با بیش از 400واحد، بورس خدمات الکتریکی است
اهالی شهرک شهید بهشتی سال‌هاست که زادگاهشان را به مشهد آورده‌اند و در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. حالا چند سالی می‌شود که مشهدی‌ها هم جذب این فضای دوست‌داشتنی شده‌اند. به شهرک شهید بهشتی می‌آیند تا فلافل اصل آبادان را مزه کنند و ماهی جنوب بخرند. همین موضوع باعث شده که حالا کلی ماهی‌فروشی و فلافل‌فروشی در دل این شهرک کوچک پیدا شود اما چیزی که این روزها بیشتر از هر محصول دیگری مشتری دارد خرمای اصل خوزستان است! با فرارسیدن ماه مبارک رمضان خرمافروش‌ها دست به کار شده‌اند، خرماهای تازه را از نخلستان‌ها بار زده‌اند و به اینجا آورده‌اند و در دیس‌های بزرگ روبه روی مغازه چیده‌اند. در نخستین روز ماه رمضان سری به خرمافروش‌های شهرک زدیم و از کسب و کارشان پرسیدیم.