برای شناخت امام باید نشست پای آنها که عیار او را از نزدیک سنجیدهاند. نجارشهری از همانهاست. کسی که از وقتی عقلرس شده نام امام را شنیده است و با کلام امام زندگی کرده و خطمشیاش گذاشتن جای پا در مسیر قدمهای اوست. او متولد 33 است و عاشق امام. نمیتواند آنجور که دلش میخواهد امام را توصیف کند و طبیعی است. شاید هیچ محبی نتواند محبوبش را باب میلش وصف کند! شبیه کسی که میخواهد تابلوی فرشچیان را ترسیم کند، اما نقاشیاش بر صفحه کاغذ به هنر کودکی چند ساله میماند! نجارشهری بارها تأکید میکند: « امام حرفهایش خدایی بود و به دل مینشست.»
مرد با تهلهجه عربی صاحبمغازه را دوباره و اینبار با لفظ «حاجی» صدا میزند. حاجی حواسش جمع میشود و دوختن بیرق سرخرنگ را رها میکند تا پاسخگوی مشتری باشد. محمدعلی بهرامی هفتادساله بیشتر عمرش را در این شغل گذرانده است. زمانی که کودکی دهساله بود، کارش را با شاگردی شروع کرد، اما اکنون بیش از 35سال است که در راسته بازار محله نوغان تولیدی خودش را دارد.
برای کسی که لذت خادمی امام رضا (ع) را تجربه کرده، از دست دادن این نعمت دشوار است. این را اکرم شهیدی، فرهنگی بازنشسته که تا سال گذشته در حرم به عنوان خادم مشغول خدمت بود، میگوید و ادامه میدهد: «متأسفانه به علت مشکلات خانوادگی و بیماری خودم و فرزندم از سال گذشته دیگر نتوانستم خدمت به زائران را ادامه دهم. از روزی که به حرم نرفتم دلتنگ شدم. هر باری که این طوری میشوم لباس خادمیام را میپوشم. لباسی که برایم خوش یمن بود و همیشه گره از مشکلاتم گشوده است.»
بیشتر خانوادههای مشهدی یک خاطره مشترک از حرم امام رضا (ع) دارند و آن مربوط به آغاز زندگی مشترکشان است. بسیاری از خانوادهها با وجود گذشت سالها از شروع زندگی مشترکشان، همچنان هر باری که به حرم میروند با یکدیگر یاد آن روز را گرامی میدارند و خاطرات برایشان تکرار میشود. فاطمه و جواد نوروزی، زوج جوان محله عنصری، هستند که سال ۹۳ با حضور در بارگاه منور رضوی زندگی مشترک خود را آغاز کردند. خانواده نوروزی خاطره جالبی از شروع زندگی مشترک خود در حرم دارند که آن را برای ما بازگو میکنند.
«شهرام تدین» ۱۷ سالی است که افتخار خادمی امام رضا (ع) را دارد. بارها از او پرسیده شده که آیا خودت از نزدیک شاهد شفا دادن مریضی از سوی حضرت رضا (ع) بودهای؟ و او محکم جواب میدهد بله، میگوید دفتری در حرم مطهر رضوی وجود دارد که کراماتی که جزو خاطرات خدام است نیز در این دفتر ثبت میشود و آستان قدس رضوی بر روی این موضوع تأکید و حساسیت ویژه دارد و آنگونه نیست که هر کسی بتواند شفا گرفتن یا هر موضوعی را به حضرت نسبت دهد.
علی پهلوان که وارد هفتمین دهه از زندگی خود شده اولین بار در ۷ سالگی کفشداری را در حرم امام حسین (ع) تجربه کرده است. خادم حرم امام رضا (ع) درباره اولین تجربه کفشداری خود در حرم امام حسین (ع) میگوید: پدر من خواربار فروش بود و به سفرهای زیارتی علاقه زیادی داشت به طوری که هر سال بین ۴ تا ۶ ماه ما به عراق میرفتیم. اولین بار در کودکی من کفشداری را در یکی از همین سفرها تجربه کردم.
مجلس یا جشن سلام از قدیمیترین آیینهایی است که در حرم مطهر برگزار میشود. مجلس سلام دربار ولایتمدار رضوی هرسال باشکوه هرچه بیشتر و بهطور مخصوص در شب ولادت حضرت رضا(ع) در تالار تشریفات برگزار میشود. در این جشن به حسب دعوت قبلی و کتبی اداره تشریفات آستان قدس رضوی، عدهای از روحانیان، استاندار وقت، رؤسای ادارات دولتی، افسران ارشد لشکری، اعضای عالیرتبه آستان قدس و جمعی از مشاهیر شهر در تالار تشریفات آستانه حضور مییابند.
هرکدام از این گلها هزاران حاجت را با خود به حرم میآورند. هزاران دعا و خواسته را با خود میآورند و حرم مطهر را غرق در عطر دلانگیز خود میکنند. از سراسر ایران میآیند؛ محلات، اصفهان، تهران، رامسر، کرج و... .
در کنار تمام نذرهایی که در حرم مطهر مرسوم است، نذر گل برای ولادت حضرت رضا(ع) از آن نذرهایی است که با نزدیک شدن به روز میلاد منطقه ثامن را به تکهای از بهشت تبدیل میکند. نذری که خیران و بانیان سراسر کشور گلهاشان را همراه با دلهای گرهزده به پنجره فولاد راهی صحن و سرای حرم یار میکنند.
کمبود آب در مشهد ایجاد سقاخانه و شغل سقایی را در سدههای گذشته بیشتر در معرض توجه قرار داده بود. سابقه وجود سقاخانه و سنگاب در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه برمیگردد. در موزه آستان قدس رضوی، سنگاب خوارزمشاهی وجود دارد که گفته میشود پیش از این در راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشامیدنی زوار را تأمین میکرده است.
خرید و تزریق دارو، تهیه کپسول اکسیژن و... برای یک بیمار کرونایی با دفترچه درمانی حدود یکمیلیون و 300هزار تومان و بهصورت آزاد بیش از 4میلیون تومان میشود. حال اگر در یک خانواده چند نفر مبتلا شده باشند، هزینه درمان خیلی زیاد خواهد بود. آستان قدس رضوی وظیفه خود میداند تا در این اوضاع خاص به کمک مجاوران حضرت رضا(ع) بیاید و بسته به نیاز افراد، هزینههای درمانی خانوادههای کمبرخوردار را تا 100درصد پرداخت کند.
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با خودرو شخصی به حرم مطهر رضوی رفته باشید. حال تفاوتی نمیکند که جزو زائران یا یکی از مجاوران و مشهدیهایی باشید که برای زیارت به حرم مطهر مشرف میشوید. احتمالا برای پیدا کردن محلی مناسب برای پارک کردن دچار مشکل شدهاید.
سیدحسین هاشمیپناه 45ساله، 20سالی میشود که در کتابخانه مشغول به کار است. او که فعالیت خود را اول با نگهبانی و برچسبزدن به کتابها و چیدمان آنها در قفسهها آغاز کرده است، اکنون در بخش سختافزار حفاظت منابع دیجیتال کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی واقع در حرم مطهر رضوی کار میکند.
یکی از مسیرهای اصلی و قدیمی تشرف مشهدیها به حرم مطهر امام مهربانیها، از انتهای میدان تهپلمحله بود. با گذشت سالها، مسیرهای پیاده و کوچهپسکوچههای اطراف حرم از بین رفت، اما در طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی مصوب شد که مسیر خیابانهای شعاعی به سوی حرم مطهر پس از تقاطع شارستان، به شکل راههای پیاده سبز یا همان رهباغها ادامه یابد.
اصل شکلگیری حسینیه به سال1285 برمیگردد؛ زمانی که شمشیرسازهای محله عیدگاه تصمیم گرفتند برای دهه اول محرم مراسم عزاداری برپا کنند. چند نفر از آنها دور هم جمع شدند و در زمینی وقفی که اسمی از واقف آن ثبت نشده است مراسم سال اول را با شبیهخوانی شروع کردند. جمعیتی که برای دیدن نقش عمه سادات، شمر ملعون، علمدار کربلا و... سرازیر میشد، باعث شد تا این رویه در سالهای بعد هم ادامه پیدا کند.
ما مشهدیها جزو آن دسته افراد خوششانس هستیم که علامه محمدتقی جعفری یکی از عالمان بزرگ دینی، مشهد را، حتی مدت اندکی، برای زندگیکردن انتخاب میکند. این علامه بزرگ در سنین جوانی بهدلیل مهاجرت خانوادهاش از تبریز به مشهد، در محله بالاخیابان کوچه چراغبرق زندگی میکرد و بعد از فوتش نیز بنا بهوصیت خودش در حرم مطهر رضوی دفن میشود.
خانهای که این روحانی وارسته در آن میزیست، منزلی بسیار ساده و قدیمی و با امکانات محدودی بود که در وهله اول بسیار متعجب شدم ایشان با اینکه فرزندان نامداری دارد و حداقل یکی از آنها رئیسجمهور کشور است و دیگران نیز هر کدام دارای مقامات و مراتبی هستند، معذلک در چنین خانهای محقر و ساده و در یک اتاق کوچک شاید9 متری در کنار انبوهی از کتابهای بسیار قدیمی زندگی میکند و عجیبتر آنکه این پیرمرد و پیرزن سالخورده خدمتکاری نداشتند و در عین حال با میهمان اینقدر گشادهرو بودند و من خود شرمنده شدم که چرا مزاحمت برای آنها ایجاد کردهام.
سالهای ابتدایی دهه30 به مشهد آمد. آنقدر که پس اندازش اجازه داد، نزدیکترین کوچه به حرم مطهر را انتخاب کرد و خانهای پنجاهمتری در خیابان دریادل خرید و مغازه کوچکی نیز سر خانه برای خود باز کرد. اما تمام داستان احمد موحد و شهرتش به دوختن کتوشلوارهای بینقص ختم نمیشود. داستان ارادتش به حضرت رضا(ع) و پابوسی هرروزهاش و همچنین کتابت 4قرآن را از زبان پسرش در این گزارش میخوانید.
حجتالاسلاموالمسلمین حاج سیدمحمدحسن طباطبایی شیرازی، از استادان باسابقه حوزه علمیه مشهد و مدیر مدرسه علمیه الحجه(عج)، 31 تیر 99 دار فانی را وداع گفت. او از مبارزان صاحبنام قبل از انقلاب علیه رژیم ستمشاهی بود و این مبارزه را از دوران حضور در نجفاشرف شروع کرد و از خطیبان، استادان اخلاق و مدیران موفق حوزه علمیه مشهد بوده است.
ما مشهدیها به عنوان شهروندانی که از خوان نعمت وجود امام رضا(ع) بهره مادی و معنوی میبریم، باید به زائران و میهمانان ولی نعمتمان امام رضا(ع) خدمت کنیم. من چون به این گفته اعتقاد دارم، از همان دوران کودکی با حضور در موکبها و ایستگاههای استقبال از زائر که در مسیر ورودی جاده مشهد به چناران بود به زائران خدمت کردهام و حتی اگر در بین راه با زائری برخورد میکردم که خودروش خراب شده یا دچار کمپولی شده بود، کمک و راهنماییاش کردهام.
سال72 تولد دیگر زندگیام بود. حرم برایم تازگی خاصی داشت و از همان زمان خدمت من شروع شد. البته بهدلیل اینکه راهنمای زائران بودم، باید دوره آموزشی و مقدماتی قبل از آن را میگذراندم و 3سال اول خدمت معمولا بهصورت افتخاری است و بعد حکم به تشرفی تغییر پیدا میکند. در هفته یکبار و 24ساعت نوبت خدمتمان بود، آن هم کشیک دوم. 17سال دربان ایوان طلای صحن آزادی بودم. بعد خیلی از فضاهای دیگر حرم را تجربه کردم، اما دلچسبی آنجا را نداشت. آدم در ایوان طلای آن صحن و بعد هم صحن انقلاب، احساس نزدیکی بیشتری با حضرت دارد.