محله سرشور - صفحه 4

محله

سرشور

محله سرشور

پس از نوغان‌ و سراب، سرشور از قدیمی­ترین محلات مشهد است که پیش از سال ۱۳۰۰خورشیدی به بافت شهری پیوسته است. بیشتر ساکنان محله سرشور از گذشته تا کنون شغل بازاری داشتند. این محله پس از سراب، اعیان‌نشین‌ترین محله‌شهر بوده است. راسته بازار اصلی مشهد از این محله شروع و به محله‌نوغان ختم‌ می‌شده است.

محله سرشور
خیابان آخوندخراسانی در سال ۱۳۲۰ احداث شده و تا سال ۱۳۴۶ آسفالت‌نشده باقی مانده بود.
عباس کریم‌زاده معروف به اوستاعباس نجار، ۶۵ سال است که در کوچه سرشور، نبش سرشور ۱۹ در مغازه کوچک نجاری‌اش مشغول به کار است.
روایت حاج محمد اسماعیل‌زاده، حلبی‌ساز قدیمی مشهد از «حیطه کرب‌علی» که این روز‌ها با نام کوچه آخوند خراسانی ۱۲ تابلو خورده است.
محسن پیکان از خاطرات آخرین لحظات بر بالین پدرش می‌گوید: آن شب دست در دست پدر به او خیره شدم. در آن لحظات فکر می‌کردم دنیایی حرف با او دارم و برخی از آن‌ها را آهسته برایش تعریف می‌کردم.
تنها کارگاه شعربافی مشهد در کوچه چهنوی محله آیت‌الله خامنه‌ای در شرف تخریب است.
پاکبان وظیفه‌شناس محله سرشور آتش یک خودرو را خاموش کرد. ساکن این محله، گفت: اگر اقدام بموقع این پاکبان وظیفه‌شناس نبود، حتما ماشین کامل می‌سوخت.
گاهی ساکنان سرشور به‌دلیل پارک خودرو‌های دیگران، نمی‌توانند حتی خودروشان را از در خانه بیرون بیاورند.حال و روز این محله و ساکنانش چندان خوب نیست.
صادق‌خان کسرایی، اولین صادر کننده گواهینامه در مشهد بود. طبق اسناد اداره شهربانی او از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۴۴، یعنی در دوران پهلوی اول و دوم این پست را برعهده داشت.
اسماعیل عطش خاصی برای یادگرفتن داشت. در‌کنار کارش و سختی‌هایی که داشت، عصر‌ها به کتابخانه می‌آمد و تست می‌زد. نتایج دانشگاه که آمد، او رشته مکانیک قبول شد.
حاج‌شیخ میرزا‌احمد شریف‌روحانی چهارسال با آیت‌الله سیدعلی حسینی‌سیستانی در محضر آشیخ‌هاشم قزوینی و آیت الله میلانی هم‌درس بوده است.
مرحوم حسین بمبئی‌چی در دهه ۳۰ یک سال با موتورسیکلت به کشورهای مختلف سفر کرد تا با استانداردهای زمین ورزشی آشنا شود.
۵۳ نوعروس از خانواده ایتام با حمایت نیکوکاران به خانه بخت رفتند.
وضع آب‌انبار تشکری را در یک کلمه خلاصه می‌کنند: «بحرانی». همان بحرانی که به سراغ این آب‌انبار ۱۵۰ ساله آمده است؛ بنایی که عمر آجرهایش به دوران قاجار بر می‌گردد.
مردی به‌نام خواجه روشنایی که باخدا، مردم‌دار و اهل ادب بود. سلوک خاصی داشت و بیش از آنکه شبیه کاسب‌ها باشد، به اهل عرفان شبیه بود. او حسینیه و مسجدی را در اختیار بابامسجدی گذاشته بود.
شاید بهترین معرفی برای این مسجد همانی باشد که آیت‌الله خامنه‌ای در خاطراتشان می‌گویند: اولین بار امام جماعت مسجدی بودم به نام امام حسن مجتبی (ع). نزدیک منزلمان بود و در خیابان نسبتا خلوت
کوچه‌ چهل پایه روزگاری به‌عنوان میانبر چهارباغ به بازار سرشور، رونق داشت، اما این روز‌ها بدون سکنه دائمی است.
موسی عمرانی می‌گوید: در قدیم که مشهدالرضا (ع) در چند محله و خیابان خلاصه می‌شد، زائران و مجاوران از مسیر بازار سرشور برای زیارت به حرم مطهر مشرف می‌شدند.
کوچه سرشور ۵ به‌دلیل قرارداشتن خانه دکتر‌شیخ در ابتدای این معبر برای بسیاری از مشهدی‌ها به‌ویژه قدیمی‌ها آشناست.
حسینیه مرحوم آیت‌الله سیدجوادخامنه‌ای در خیابان شهید اندرزگوی ۱۴ همان منزل قدیمی آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای است که کوچک، اما باصفاست.
در کوچه پس کوچه‌های سرشور سر صحبت را با قدیمی‌ها باز می‌کنم، بیشتر افرادی که این عالم بزرگ را درک کرده اند، دیگر در میانمان نیستند و به دیار باقی شتافته اند.