کوچه ذوالفقار منشعب از کوچه سرشور یا فرعی شماره۲ خیابان اندرزگوی مشهد، یکی از کوچههای پیچدرپیچ است که انسان از تغییر جهتهای بسیار آن متعجب میشود.
محله
سرشور
پس از نوغان و سراب، سرشور از قدیمیترین محلات مشهد است که پیش از سال ۱۳۰۰خورشیدی به بافت شهری پیوسته است. بیشتر ساکنان محله سرشور از گذشته تا کنون شغل بازاری داشتند. این محله پس از سراب، اعیاننشینترین محلهشهر بوده است. راسته بازار اصلی مشهد از این محله شروع و به محلهنوغان ختم میشده است.
مسجد سهله محله سرشور به «نظریافته» معروف است درتاریخ ۹۲۷ هجریقمری توسط بیبی سیدهرقیهخاتون فرزند شاهکریم بنا گردید. اینکه چرا مسجد به «نظریافته» تغییر نام داده است، شاید بهدلیل اعتقادات مردم باشد.
علی قانع خیاط استاد میگوید مردان روزگاران دور، نوعی کلاه بلند بر سر میگذاشتند و عمامه سیاهی دور آن میبستند و طیلسانی هم روی سر و عمامه میانداختند که ادامه آن، تا روی شانهها را میگرفت.
اندکی پس از ایجاد مسجد منبرگلی در اواخر دوران قاجاریه، ابتدا خود این بنای مذهبی به دلیل منبر خاصی که برخی ماههای سال در کنار آن ایجاد میشد، به مسجد منبرگلی مشهور شد. در ادامه هم کوچه مسجد به همین نام شناخته شد.
از روزهای نخست ساخت خانه گلپرور خبری نداریم و نمیتوانیم به تاریخ دقیق آن دست پیدا کنیم، اما شواهد موجود نشان میدهد که در اوایل دوره پهلوی اول و به سبک معماری تهران ساخته شده است.
سالهای عمر این کوچه به تازگی در محدوده سهرقمیشدن قرار گرفته است و تعداد نامهایی که در این دوران بدان شناخته شده، درخورتأمل است. این کوچه به نام حاج ابراهیم چاووش خوانده میشده است.
محمدعلی مسئلهگو ساکن محله سرشور متولد سال۱۳۰۱، مدت ۶۰ سال امام جماعت مسجد سهله بوده، پدرش هم از عالمان زمان قدیم بود و همین سبب شده بود تا نام فامیل آنها «مسئلهگو» باشد.
مسجد «جفایی» یکی از مساجد قدیمی مشهد در محله سرشور است که بهنقل از هیئتامنای مسجد، قدمتی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال دارد و در گذر سالها ساکنان محله خاطرات بسیار با مسجد دارند.
پس از ۲ سال و چند ماه پیگیری، بسیاری از نامهای قدیمی کوچههای محله سرشور، احیا شدند. این فرایند حدود دو سال و چهار ماه طول کشید.
محله سرشور در گذشته به واسطه سکونت بازاریها در آن، شهریترین محله مشهد محسوب میشده به این معنا که شغلهای روستایی در آن کمتر بوده است.
بدیعالزمان فروزانفر نامهای به اداره تعلیمات ولایات در تاریخ ۱۵ شهریورماه سال۱۳۱۴خورشیدی با این مضمون مینویسد: «اینک بیتی چند شکستهبسته در تاریخ دبیرستان فردوسی به نظم آورد و در ضمیمه تقدیم داشت.»
بسیاری از مردم بهدلیل وجود مسجد و حسینیه خواجهروشنایی در ابتدای کوچه آخوندخراسانی ۸، آن را با نام خواجهروشنایی هم میشناسند.
برخی کوچههای قدیمی اطراف حرم باوجود ساختوسازی که در آنها صورت گرفته است، هویت قدیمی خود را حفظ کردهاند؛ درست مانند سرشور ۱۵ که روزگاری نام «خمسه» را یدک میکشید.
گروه «پایان کارتنخوابی»با هدف ترک معتادان، هر هفته شنبهها در خانه شاملو غذا میپزند و بین کارتنخوابها توزیع میکنند.
یکی از ساکنان محله سرشور از ماجرای دعای خیر دیگران در زندگیاش میگوید: تأثیر دعای خیری را که از ته دل در حق آدم میشود، نباید دستکم گرفت.
در کوچه آیتالله خامنهای، نبش سهراهی اول، آبانباری قدیمی وجود داشته که اکنون اثری از آن به چشم نمیخورد. درکنار این آبانبار، آبخوری قدیمی با طرحی شبیه به محراب که تداعیکننده سقاخانههای سنتی ایران است.
مسجد و حسینیه تربتیها که از سال ۱۳۵۲ تاسیس شده، مرکز عبادت و نیکوکاری یکی از بازارهای مهم مشهد است.
برومند، محمدزاده، جلائیان و فردوسیپرست، چهار دانشآموز سال سومی دبیرستان محمودیه ۶ هستند که ترجیح میدهند در تعطیلات تابستان به اردوهای جهادی بروند و در راستای محرومیتزدایی روستاها گام بردارند.
خیریه انصارالحجه در سال ۱۳۵۷ مجتمعهایی را خرید تا خانوادههایی را که مشکل مسکن دارند، اسکان دهد و در حال حاضر این مرکز، ۵۰ واحد مسکونی برای خانوادههای تحتپوشش دارد.
ارهکشی و کار کردن در این حجره قدیمی آنقدر وسوسهانگیز است که پای خیلیها را وقت گذشتن و عبور از کوچه، سست میکند تا با اوستاحسین، عکس یادگاری بگیرند.