محله شیرودی

محله

شیرودی

قبل ازسال ۱۳۳۵، کاربری اراضی این محله، زمین‌های کشاورزی بود. با ساخت‌وساز خانه‌های سازمانی ژاندارمری وقت، مردم در این محله سکونت پیدا کردند. تراکم جمعیت دراین محله سه برابرمیانگین شهرمشهد است. وجود دو بوستان ریحان و غدیر در محله، زمان دسترسی به فضای سبز را کاهش داده است. مسجد رضویه و بنای مذهبی جامعه‌الحسین و مسجد حضرت ابوالفضل و... از مکان‌های مذهبی شاخص محله است.

محله شیرودی
طباخ قدیمی محله شیرودی، پخت این غذای خوشمزه را در کودکی از کله‌پزی در چهارراه لشکر آموخته است. اسحاق رستم‌نژاد می‌گوید: مغازه‌مان محل تردد راننده‌های قدیمی بود و به همین دلیل کارمان رونق زیادی پیدا کرد.
کانون هموفیلی خراسان رضوی از سال‌۱۳۷۵ در مشهد کار خود را آغاز کرد و بیماران مبتلا به هموفیلی و تالاسمی استان‌های خراسان شمالی و رضوی در آن عضو هستند.
غلامرضا تازیکی که روز‌های هفتاد‌وچهار‌سالگی‌اش را سپری می‌کند، یکی از اهالی ادیب محله شیرودی است. او می‌گوید: از همان ابتدا عاشق اشعار کلاسیک بودم. همچنین بیشتر به سرودن اشعار اجتماعی علاقه‌مندم.
خزیدن زیر پوست «پوپول»، دنیای تازه سودابه نیک‌نیا، دختر صدا‌پیشه‌ محله شیرودی است. نخبه‌ای که با وجود مدرک کارشناسی‌ارشد رشته بیوشیمی سراغ صداپیشگی عروسک رفته است.
قبل از انقلاب کوی ژاندارمری، محل سکونت نیرو‌های ژاندارمری بود؛ محلی در محدوده محله شیرودی امروزی. آن دسته از نیرو‌های درجه‌دار ژاندارمری که خانه‌ای نداشتند می‌توانستند چندسالی در این خانه‌ها زندگی کنند.
محمد دریادل چهره هفتاد‌و‌چهارساله‌ و پیش‌کسوت قرآنی محله شیرودی است. در نوجوانی در حضور آیت‌الله خامنه‌ای قرآن می‌خواند. آن روز رهبر انقلاب رو به دریادل می‌گوید: «دل را به دریا بزن، دریادل.»
حاج‌آقا کوثری از قدیمی‌‎های محله شیرودی است که از حدود ۵۰ سال پیش به این محل آمده است. می‌گوید وقتی به این محل آمده محوطه اطراف خانه‌اش، سراسر باغ‌هایی بود با دیوار‌های ممتد کاهگلی.
کشتارگاه قدیم مشهد تا سال‌۱۳۷۲ در تقاطع شهیدشیرودی و شهیدرستمی فعلی برپا بود. عباس کارگرنژاد آن زمان کافه‌ کنار کشتارگاه را می‌گرداند. او می‌گوید: سلاخ‌ها مشتریان همیشگی کافه چسبیده به کشتارگاه بودند.
وحید‌رضا وطنی، از پاسدارانی است که در یکی از عملیات‌های درگیری با عبدالمالک ریگی در زاهدان به شهادت می‌رسد. او به منظوم‌کردن خاطراتش پرداخت و در همین راستا حین تمرین، ماموریت یا آموزش خاطرات را در قالب شعر می‌نوشت.
۱۰ سال اسارت برای حسن جلالی، یک عمر بوده که به‌سختی گذشته است. تصور اینکه هر روز در اردوگاهی نگهت دارند و تو زانوی غم بغل بزنی و تنها فراغتت، یک‌ساعتی باشد که درِ آسایشگاه را باز می‌کنند، تنها در حرف آسان است.
کوچه شهید موسی‌پور یک حدود چهل‌سال پیش با نام «کوچه ژاندارم‌ها» شناخته می‌شد. آن زمان، ژاندارم‌ها در این محل زندگی می‌کردند. هنوز بسیاری از قدیمی‌ها، این کوچه را با همان نام به خاطر دارند.
جواد صادقی می‌گوید: رعایت انصاف، حق مردم است. اگر کاسب به سود کم قانع باشد، اما کالای خوب به مشتری بدهد، مشتری برمی‌گردد. مشتری راضی، خودش یک سرمایه است، دعایش و رضایتش هم.
خاطرات کودکی حجت بصیری با کشتارگاه مشهد پیوند خورده؛ محل فعلی فرهنگ‌سرای غدیر، کشتارگاه مشهد و روبه‌رویش گاش گوسفندان بود. او می‌گوید: زیاد پیش می‌آمد که شتر از کشتارگاه فرار کند.
در این بازارچه کوچک هر چیزی پیدا می‌شود، از ترشیجات و داروی گیاهی گرفته تا بدلیجات و سنگ مصنوعی! بانوان منطقه ۶ می‌توانند بدون پرداخت هزینه‌ای هر پنجشنبه در سالن اصلی فرهنگ‌سرا یک میز فروش برپا کنند.
حالا بیشتر خانواده‌ها دوست دارند بچه‌هایشان را در فصل تعطیلی مدارس، در کلاس‌های تقویتی و زبان و دیگر کلاس‌های روز بگذارند. البته این کلاس‌ها هم خیلی خوب و مناسب است، اما در‌کنارش هنر نباید فراموش شود.
امیرحسام اختری با پشتکار و استمراری که در چهار سال داشته، پنج‌مدال استانی و یک مدال کشوری کسب کرده است و حالا آرزو‌های بزرگ‌تری در سر دارد؛ آرزو‌هایی که برای تحققشان از هیچ تمرین و تلاشی دریغ نمی‌کند.
جلسه ورزش صبحگاهی فرهنگ‌سرای غدیر بیش از ۲ دهه است که خانم‌های محلات اطراف را دور هم جمع می‌کند.
زهرا صمدی، بانوی ۳۰ ساله محله شیرودی بعد از ازدواج با داشتن ۲ فرزند ورزش‌های رزمی را به‌طور حرفه‌ای ادامه داده است و امروز به‌عنوان تنها بانوی کماندو محله در باشگاه‌های مختلف مشغول تدریس است.
صبح و ظهر از «کوچه شهید‌رضا رستمیان» صدای دانش‌آموزان به گوش می‌رسد. این معبر عریض در یکی از معابر فرعی خیابان مصلی ۱۵ قرار گرفته است.
فاطمه جوادی با طراحی یک برنامه نرم‌افزاری به دانش‌آموزان محروم خدمت می‌کند.