دورهمی دوستانه بچههای سیدی را فوتسالیست کرد
شاید حالا که مینشیند کنار زمین و بچههای تیمش را نگاه میکند، باورش نمیشود که چهار سال از آن زمانی که بچههای محله را به مسجد دعوت کرد تا فعالیتهای فرهنگی و ورزشی انجام دهند، گذشته باشد، ولی حالا او اینجاست.
مدیر و مربی تیمی که قهرمان جوانان استان خراسان شده و به لیگ کشور راه پیدا کرده است. پای صحبت علیرضا قاآنیخوشرو مینشینیم تا برایمان از رؤیای محققشدهاش بگوید.
میخواستم کار فرهنگی بکنم
چهار سال گذشت، بهسرعت، ولی با سختی؛ سختیهایی که فقط او و تیمش میتوانند درک کنند. قرار بود بچههای مسجد دورهم جمع شوند تا اوقات فراغت بچهها را به فرصت تبدیل کنند.
هدفشان هم این بود که وقت نوجوانها را با فعالیتهای سالم و ورزشی پر کنند. رشتهاش تربیتبدنی است و ورزش، علاقهاش. همین میشود که بچهها را تشویق میکند تا در طرح فراخوان مسجد شرکت کنند.
خودش هم دغدغهاش همین است که بتواند کار فرهنگی انجام بدهد، اما چه چیزی بهتر از ورزش برای جذب نوجوانان محلهاش؟ جوانان محله پاییننشین شهر که استعدادهای بیشمارشان در سایه همین پایینشهری بودن به خواب غفلت میرود و بیآنکه کشف شود، خاموش میشود، اما استعداد این نوجوانان قرار نیست در زیر نام محلهشان مدفون شود؛ چون کسی مثل خوشرو پیدا میشود که برای آنها وقت و انرژی میگذارد.
او وقتی میبیند که بچهها چقدر علاقه به خرج میدهند و چقدر میتوانند خوب بازی کنند، تصمیم میگیرد که تیمش را تشکیل بدهد و همین تصمیم، زمینه پایهگذاری تیمی میشود که حالا راه درازی را در پیشرو دارد؛ البته خوشرو هنوز هم از فعالیتهای فرهنگی دست برنداشته است و درکنار فوتسال، دلش میخواهد به رشد معنوی بچهها هم کمک کند.
در استان، قهرمان شدیم
بچهها بااستعدادند و مربی را سر ذوق میآورند و همین میشود که دیگر دلش نمیخواهد بچهها را رها کند تا استعدادشان هدر برود. او میگوید: «وقتی دیدیم بچهها قهرمان شدند، تصمیم گرفتیم از شهرداری منطقه ۷ کمک بگیریم.»
بچهها کم نمیگذارند. مربی هم همینطور. مخارج مسابقات را جور میکنند و در مسابقات لیگ شرکت میکنند. اولین مسابقاتی که شرکت میکنند، مسابقات محلات شهرداری منطقه ۷ است که میتوانند در آن، سهمیه لیگ دسته ۲ مشهد را بگیرند و به مسابقات رسمی هیئت فوتبال مشهد راه پیدا کنند.
نایبقهرمان میشوند و به لیگ دسته یک میآیند. سال قبل در سطح استان نایبقهرمان شدند، ولی امسال در همان سطح استان، درمیان ۲۶ تیم، بعد از انجام بازیهای متعدد، قهرمان میشوند و میتوانند به لیگ کشوری راه پیدا کنند.
بچهها بومی منطقه هستند و تمرینات و مسابقاتشان را هم به محله خودشان میآورند. در سالنهای خودِ منطقه تمرین میکنند. شهرداری، سالن گوهرشاد را با تخفیف دراختیارشان میگذارد و بسیج هم سالن غزه را با هزینه کمتری به آنها میدهد.
میخواهیم در لیگ کشوری بازی کنیم
آنها قهرمان شده و در مسابقات جوانان استان روی سکو رفتهاند. قرار است در مراسمی که بعد از محرم و صفر برگزار میشود، جام قهرمانی استان را بگیرند، ولی آنچه آنها برایش زحمت کشیدهاند، فقط مدال نیست.
گنج بزرگی که آنها از این بازیها بهدست آوردهاند، سهمیه شرکت در لیگ جوانان کشور است که خراسان در آن هیچ نمایندهای ندارد. حالا قرار است نماینده خراسان باشند در کشور و همین است که آنها را سر ذوق میآورد.
کمتر از شش ماه به مسابقات باقی مانده است و آنها باید در این مدت تمرین کرده و خود را آماده مسابقات کنند و همین برایشان انگیزهای شده است تا بیشتر از همیشه به آینده تیمشان امیدوار باشند. چهار سال از تولد تیمشان گذشته است و حالا دارند به هدفشان میرسند. آنها میخواهند در لیگ کشوری جوانان بازی کنند.
تیم جوانانمان، هفدهسالهاند
وقتی از سنوسالشان بپرسید، بیشتر متعجب میشوید؛ چون تازه میفهمید که آنها وقتی با یک مربی هجدهساله شروع به کار کردهاند، نهایتا ۱۳ سال داشتهاند. آن تیمی که تمریناتش را در زمین آسفالت شروع میکند و برای تمرین به بوستانهای سطح شهر میرود، حالا دیگر برای خودش تیم قَدَری شده است که میتواند جلوی حریفان سرسخت بایستد و حرفی برای گفتن داشته باشد. تیمی که در کوههای خلج و آبوبرق بدنسازی میکرد، حالا در آستانه کشوری شدن قرار گرفته است.
بیشتر بچهها متولد ۷۹ و ۸۰ هستند. آنها با همین بچهها چندین و چند قهرمانی بهدست آوردهاند. تمام آنهایی که از روز اول یاعلی گفتند، هنوز هم پای حرفشان هستند و دارند برای هدف مشترکشان که قهرمانی در لیگ کشور و رسیدن به تیم ملی است، تلاش میکنند.
همین هفته پیش در مسابقات امید استان بودند؛ مسابقاتی که ویژه جوانان زیر ۲۳ سال است، ولی آنها با تیم جوانانشان در آن شرکت کردهاند.
از مشهدالرضا تا صبای نوین
اولین اسمی که برای تیمشان انتخاب میکنند، مشهدالرضاست؛ اسمی که از عشقی که به امامهشتم دارند، نشئت میگیرد، ولی متوجه میشوند که نمیشود تیمی با این نام به ثبت برسانند.
طبق قانون، اسم ائمه نباید روی تیم باشد؛ به همین خاطر بهسراغ ملیپوشان خراسان میروند. وقتی از حکایت نام تیمشان میپرسم، میگوید: «بچهها هدفشان تیم ملی است. همهشان دلشان میخواهد روزی در تیم ملی توپ برنند و برای همین گفتیم که ملیپوشان خراسانی هستیم.».
اما نام خراسان هم برایشان نمیماند. میگویند: «یک اسم دیگر.» سرانجام باشگاهشان را با صبای نوین، تلفیق میکنند و عنوان ملیپوشان صبای نوین را به ثبت میرسانند. از امسال هم بهصورت رسمی و حرفهای با این نام در مسابقات شرکت خواهند کرد.
مثل یک خانواده هستیم
خوشرو معلم ورزش است. حدود سه سالی است که در دبیرستان، ساعتهای ورزش بچهها را به او سپردهاند. رشتهاش تربیتبدنی است و دانشگاه هم به او کمک کرده است تا زودتر به هدفش نزدیک شود.
الان ۲۳ سال بیشتر ندارد. چهار سال است مسئول تیمی است که خودش پایهگذار آن بوده است. قبل از اینکه مصدومیت، میان او و محبوبش فاصله بیندازد، در دروازه جلوی شوتهای حریف قد علم میکرده است، اما در مسابقات، دستش برمیگردد و مصدوم میشود.
مصدومیتی که دیگر نمیگذارد درون دروازه بایستد و پزشکان، او را از بازی حرفهای منع میکنند. میگوید: «خیلی زود وارد عرصه باشگاهداری شدم. نمیتوانستم دوری از ورزش را تحمل کنم.»
سنوسالش از همه کسانی که درکنارش کار میکنند، کمتر است. میگوید: «کادر فنی همه از من بزرگترند، ولی اینجا ما مثل یک خانواده هستیم. همه برای هم میجنگیم و تلاش میکنیم. دربین مربیانمان استاد دانشگاه داریم. دکتر هم داریم. کار در باشگاه برای آنها نفع مالی ندارد و بهخاطر علاقهای که دارند، میآیند.»
او علاوهبر تیم صبای نوین برای تیم نوجوانان بسیج خراسان هم مربیگری میکند تا در مسابقات کشوری شرکت کنند. میگوید: «دو سال است که مربیشان هستم و هر دو دوره سوم شدیم.»
او به همین قانع نیست و حالا مدرک مربیگری کشوری دارد و میخواهد مدرک آسیایی بگیرد. مدرک داوری درجه ۳ هم دارد و گاهی داوری میکند. خوشرو زندگیاش را در فوتسال میگذراند.
در تمام ردهها فعالیم
باشگاهشان در تمام ردهها فعال است و از رده نونهالان گرفته تا جوانان و امید، تیم دارد. سال ۹۵ از آن سالهایی است که صبای نوین در اوج فعالیتهای خودش است؛ چون تمام تیمهایشان در لیگ استان یا مشهد بازی دارند.
تیم نونهالان و نوجوانانشان در رده استان هستند و تیم امیدشان برای شرکت در مسابقات کشوری تلاش میکند. جوانانشان هم بعد از دو سال تلاش در رده استانی، قهرمان میشوند و به لیگ کشوری راه پیدا میکنند.
۲ ملیپوش داریم
خوشرو از انگیزه فراوان بازیکنانش برای حضور در تیم ملی میگوید: «دو تن از بازیکنانمان در انتخابی تیم ملی امید، شرکت و درمیان ۹۰ نفر به جمع منتخبان راه پیدا کردهاند.»
سجاد پیلهور و صالح وفایی، دو بازیکنی هستند که امیدوارند در آینده نزدیک به تیم ملی راه یابند. قرار است تمرین کنند و برای اینکه عضو تیم ملی شوند، دوباره از آنها آزمون گرفته شود.
خوشرو به بچههای تیمش اعتماد دارد و فکر میکند که انتخاب شدن برای تیم ملی، دور از دسترس بچهها نیست.
تا الان از خودمان خرج کردیم
اما قصه همیشگی تیمهای ورزشیای که میخواهند در سطح بالاتری فعالیت کنند، برای صبای نوین هم تکرار میشود. آنها اگرچه حالا دیگر باید به فکر تمرینات و مسابقاتشان باشند، دغدغه دیگری دارند.
برای تیم آنها که اغلبشان یا محصل هستند یا باید همراه تحصیل کار کنند تا امورشان را بگذرانند، ورزش جز هزینه چیز دیگری ندارد. تا الان هم از جیبشان خرج کردهاند.
خانوادهها به آنها کمک کرده و بچهها از خودشان مایه گذاشتهاند. خوشرو برای تیمش هیچچیز کم نمیگذارد، حتی از خودش خرج میکند. برای مسابقات امیدها که در تربتحیدریه برگزار شد، از خانوادهها میخواهند که با ماشین شخصی بچهها را بیاورند.
حفظ تیمشان تا همین الان هم کار سادهای نبوده است. از جان و دل خرج کردهاند تا تیم بماند و پیشرفت کند، اما وقتی مسابقات در سطح کشوری برگزار و سفرها خارجاستانی شود، باید به خیلی چیزهای دیگر هم فکر کرد.
به هزینههایی که برای رفتوبرگشت، اقامت و تمرین در یک شهر دیگر به گردن تیم میافتد. گاه این هزینهها سنگینتر از حدی میشود که بخواهند خودشان تقبل کنند، اما در این خراسان بزرگ، کسی پیدا نمیشود که بخواهد هزینههای تیمی را بدهد که قرار است آبروی شهرش باشد؟

بهدنبال جذب حامی مالی هستیم
خوشرو از تلاشهایش برای جذب حامی مالی میگوید. اینکه مدتهاست دنبال ارگان یا سازمانی است که بتواند تیمش را حمایت کند. حمایت شهرداری از بچههای بااستعداد تیم فوتسال منطقهاش در حد تخفیف برای سالن بوده و حمایت بسیج هم از این بچهها در حد دراختیار گذاشتن سالن تمرین است.
او به جاهای مختلفی سر زده، ولی هنوز موفق به جلب رضایت حامی مالی برای تیمش نشده است. میگوید: «باید کسی عشق و علاقه داشته باشد تا حامی شود.»
حالا دیگر خبری از کسر مالیات نیست تا شرکتها و ارگانها بهخاطر آن بخواهند دستی هم در ورزش داشته باشند. او میگوید: «هزینههای تیم ما برای یک سال نزدیک به ۲۰ میلیون تومان میشود که برای یک ارگان، مبلغ زیادی نیست، ولی همین مبلغ برای ما خیلی سنگین است و ازعهدهاش برنمیآییم.»
تیمشان برخاسته از دل یک منطقه محروم است و حالا برایشان سنگین است که بخواهند این هزینه را تقبل کنند. وقتی به این فکر میکند که ممکن است بهخاطر نداشتن اسپانسر از مسابقات کشوری انصراف بدهند، دلش میگیرد، ولی ناامید نیست.
تمریناتش را شروع کرده و دل به این بسته است که خدا گره کارشان را باز کند تا با قدرت در مسابقات کشوری شرکت کنند و برای استانشان آبرو باشند.
مهدیار خرسندی بهنمایندگی همه
گنجایش صفحه آنقدر نیست که بشود از تمام بچههای تیم نوشت. چارهای نیست جز اینکه انتخاب کنیم. بهخاطر همین بهسراغ مهدیار خرسندی میرویم که نماینده بچهها در زمین بازی است و از او میخواهیم که بار دیگر نقش کاپیتان تیم را اینبار در صفحه روزنامه بازی کند.
مهدیار مثل دیگر بازیکنان، متولد ۱۳۸۰ است و از سیزدهسالگی وارد فوتسال میشود. آشنایی اش با خوشرو ازطریق برادرش است. شاید خودش باورش نمیشد بعد از چهار سال بازی، حالا در آستانه کشوری شدن باشند.
او از ناحیه بینی، مصدوم و مجبور است بازی بچهها را از روی نیمکت تماشا کند. میگوید: «بارها از ناحیه بینی مصدوم شدهام و بار اولم نیست.»، اما عشقی که به فوتسال دارد، نمیگذارد خانهنشین شود و در مصدومیت هم همراه بچهها به تربت رفته است.
مثل بقیه تیم محصل است و سال یازدهم رشته انسانی است. میگوید: «هدف بلندمدتم، مقام آوردن در مسابقات کشوری است.» از زمانی تعریف میکند که روزی سهبار تمرین میکردند تا بتوانند آمادگی لازم را برای مسابقات استانی بهدست بیاورند و همین تلاشهاست که ثمر میدهد و قهرمانی را برای تیمشان به ارمغان میآورد.
مهدیار از تفاوت سنیای که با امیدها دارند، میگوید: «من از بیشتر بازیکنهایی که اینجا هستند، پنج سال کوچکترم و اکثر بچههای ما اینگونه هستند.»
آنها خیلی زودتر از دیگران این راه طولانی را پیمودهاند. از وقتی که کار را شروع کردهاند، با هم و درکنار هم بودهاند.
مهدیار میگوید: «باعث خوشحالی است که از وقتی شروع کردهایم، کسی از تیم جدا نشده است. آدمهای جدید اضافه شدهاند، ولی کسی نرفته است.»
خاطرهای که خوب در خاطرش مانده است، از زمانی است که از تیم فدک الزهرا عقب هستند و ظرف هشت دقیقه، سه گل میزنند و مساوی میشوند و آن مسابقه برایش ماندگار میشود.
مهدیار برای مواقعی که مسابقه ندارند، روزدرمیان فوتسال بازی میکند، ولی در مسابقات به روزی دو یا سه نوبت هم میرسد که تمرین داشته باشند. او امیدوار است که روزی بتواند در تیم ملی بازی کند و میگوید: «هنوز جای پیشرفت فراوان دارم و انگیزهام برای بهتر شدن زیاد است.»
* این گزارش سه شنبه ۷ آذر سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۶۴ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.