نوجوان محله رضائیه «کرم کتاب» است
۱۴ سال دارد و در کلاس نهم درس میخواند. از کتابخوانهای حرفهای محله رضائیه است. از آن کتابخوانها که در اصطلاح به «کرم کتاب» معروف میشوند. تنها لذتشان همذاتپنداری با شخصیتها و جستوجو در زندگی آنهاست.
گاهی نقش یک ملوان را میپذیرند و با او قدم به اقیانوس بیکران و امواج پرشتابش میسپارند، گاهی هم با یک رزمنده پا به میدان جنگ میگذارند و در برابر دشمن مقاومت میکنند.
در غروب یکی از روزهای پایان آذر ماه دعوتمان را برای گفتگو پذیرا میشود و به دفترمان میآید، تا از جست وجویش در کتابها و ساعتهایی که با آنها میگذراند، برایمان بگوید.
مشتری پر و پا قرص کتابخانه
علی خودش را کتابخوان کتابخانه شهید مفتح در پارک وحدت معرفی میکند. متولد مشهد و بزرگ شده همین محله است. سایر اعضای خانواده بهویژه مادرش هم کتابخوان هستند. مادر علی معلم کلاس اول است و پدرش حسابدار بیمارستان ۲۲ بهمن است و بیشتر درباره کارش مطالعه میکند.
علی میگوید: «مادرم هر وقت کتابخانه میرفت با خودش کتاب میآورد و در خانه میخواند. مادرم از همان کلاس اول مرا به کتابخانه معرفی کرد تا با مطالعه کتاب، خواندنم بهتر شود. اوایل برای سرگرمی و اینکه تنها در خانه نمانم به کتابخانه میرفتم چند باری همانجا کتابها را نگاه کردم.
اوایل عضو نبودم تا اینکه بعد از یک مدت دیدم به خواندن کتاب علاقه دارم. از مادرم پرسیدم میتوانم چند کتاب بردارم. مادرم گفت: «چون ثبت نام نیستی نمیتوانی. اول باید عضو شوی.» همانجا بود که ثبتنام کردم.
میخندد و میگوید: «بعد از آنهم مشتری ثابت کتابخانه شدم. از همان ابتدا قسمت کودکان را به من معرفی کردند. اولین کتابی که خواندم سرزمین اسرارآمیز بود که ۱۰ جلدی است ۴ جلد آن را در کتابخانه مفتح خواندم و بقیه آن را از سایر کتابخانههای اطراف پیدا کردم».
پدر و مادر علی اهل کتاب و مطالعه هستند و همیشه برای علی و خواهرش کتاب میخواندند. علی میگوید: «در خانه کتابخانه کوچکی داشتیم که حدود ۶۰ کتاب داشت. پدر و مادرم از همان کتابها برایمان میخواندند. چون کتابهایمان را بارها خوانده بودیم به تازگی آنها را به کتابخانه بخشیدیم.
از همان موقع مجلات و روزنامههای مورد علاقهام را نگه میداشتم و با دادن کتابها آنها را هم به کتابخانه بخشیدم.»
دنیای اسرارآمیز کتابها
دنیای اسرارآمیز کتابها برای پسران نوجوان بسیار لذت بخش است. به ویژه اگر به دنبال گنج یا دشمنی خیالی باشند. علی چشمانش برق میزند و از کتابهای مورد علاقهاش میگوید: «بیشتر کتابهای کارگاهی و ماجراجویانه را دوست دارم و دنبال میکنم.
یکی از آنها جام جهانی در جوادیه است. الان هم کتاب اوز و نگهبانان را میخوانم، که کتابی سهگانه است و درباره شهری است که در آن ۲ قهرمان زندگی میکنند و مشکلات شهر را از بین میبرند».
مجموعه کتابهای هری پاتر را کتابخانه شهید مفتح به تازگی آورده است و علی به تازگی چند جلد از آن را خوانده و الان در حال خواندن کتابهای علوم ترسناک است که درسی است و به او کمک زیادی کرده است.
علی میگوید: «کتابهای درسی هر پایه در کتابخانه شهید مفتح جدا و مشخص است».
کتابخانه بخشی از زندگی من
به جز روزهایی که برای گرفتن کتاب به کتابخانه میرود، روزهایی را هم با دوستانش در کتابخانه میگذراند. انگار کتابخانه و دنیای کتابها خانه دومش است. علی میگوید: «بعد از پایان مدرسه و همراه با دوستانی که تشویقشان کردم و عضو کتابخانه شدند به آنجا میرویم.
معمولا هفتهای یکبار به کتابخانه میآیم و کتاب جدید میگیرم. علاوه بر آن روزهایی را هم بین هفته با دوستانم برای دیدن کتابها میآیم.
خواندن کتابهای مختلف کمک زیادی به من کرده است، به ویژه در دوران مدرسه کتابهای کمک درسی کتابخانه کمک کرد، در درس علوم پیشرفت خوبی داشته باشم و علاقهام به این رشته زیاد شد و تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل در دبیرستان وارد رشته تجربی شوم.
کتاب خواندن دایره کلماتم را گسترش داده است. برخلاف سایر بچههای همسن و سالم که اهل بازی فوتبال و بازیهای رایانهای هستند، کتاب خواندن را بیشتر دوست دارم.»
وقت کتاب خواندن گذر زمان را متوجه نمیشوم
کتاب جام جهانی جوادیه را دو بار خوانده و، چون از کتابهای مسابقه خندوانه هم بوده است در مسابقه شرکت میکند. علی میگوید: «موضوع کتاب جام جهانی جوادیه، داستان زندگی سیاوش است که جام محلات دوستی را برگزار میکند.
وزیرکانادا از طریق پسرش با این مسابقات فوتبال در زمین خاکی آشنا میشود و این سبک بازی و مسابقات را با دیگر وزیران در میان میگذارد.
این اتفاق باعث پیشرفت سیاوش میشود. کتاب به مشکلات مهاجران میپردازد. از کتابهای مورد علاقه دیگرم داستانهای تنتن است، چون داستانی و بههم پیچیده است این کتابها را دوست دارم. کمک میکند بیشتر فکر کنم و از آنها یاد بگیرم.
وقتی وارد فضای داستان میشوم، گذر زمان را متوجه نمیشوم. بارها پیش آمده که مادر یا خواهرم بارها برای خوردن غذا صدایم کردند و من متوجه نشدم».
با خواندن هر کتاب به یک دنیای جدید وارد میشوم که درسهای تازهای از آنها میگیرم
کودکی در بحر نمره ۲۰ گریست
از علی درباره نوشتن و نویسندگی میپرسم و اینکه دوست دارد روزی خودش داستانهای زیادی بنویسد، علی میگوید: «همیشه دوست داشتم بنویسم، ولی هنوز موفق نشدم موضوع مورد علاقهام را پیدا کنم.
باید کتابهای بیشتری بخوانم، ولی تعدادی شعر دارم که یکی از آنها درباره نمره ۲۰ است و با این مصرع شروع میشود «کودکی در بحر نمره ۲۰ گریست» میخندد و میگوید: «به خاطر همین شعر از دبیر فارسیام نمره مثبت گرفتم، امیدوارم روزی کتابی را با اسم خودم در دست بگیرم».
با اینکه علی نسبت به دیگر همسن و سالانش زمان بیشتری به کتابخانه مراجعه میکند، ولی برای رسیدن به کتابها و دیدن فهرستهای موجود اشتیاق زیادی دارد.
وقتی از حضورش در کتابخانه و چگونگی انتخاب کتابها میپرسم با شور و هیجان میگوید: «اول که وارد کتابخانه میشوم کیفم را جلو میزهای ورودی میگذارم، وارد مخزن میشوم و به سرعت به سمت غرفه کتابهای نوجوانان میروم تا ببینم فهرست جدید کتابهای کمک درسی که نخواندهام کدام است و آنها را برمیدارم و بعد هم به سراغ کتابهای داستانی میروم.
برای انتخاب کتابهای داستانی، چون موضوع بندی دارد خودم انتخاب میکنم. طبقه اول داستانهای مذهبی است. طبقه دوم ترسناک و علمی و طبقه سوم رمان و داستانهای تخیلی است. بیشترین کتابهایی که مرا جذب کرد کتابهای علمی و تخیلی بود».
فاطمه، خواهر علی، هم از همان کودکی کتابخوان حرفهای است، ولی نتوانست در گفتوگوی ما حاضر شود. علی درباره فاطمه میگوید: «فاطمه هم مثل من داستانهای تخیلی را دوست داشت. ولی به تازگی کتابهای ادبیات، هنر و تاریخ و رمان را میخواند که مخصوص ۱۸ سال به بالا است.»
جام جهانی جوادیه
به دلیل کنجکاوی و علاقهاش به کتاب همیشه دوست داشت سراغ قفسه کتابهایی برود که بالاتر از سن خودش هستند، ولی کنجکاویاش به نتیجه نرسیده است.
میگوید: «چند سال پیش که هنوز اجازه دسترسی به کتابهای نوجوانان را نداشتم، دنبال بهانه میگشتم که سری به قفسه کتابهای این گروه بزنم، ولی خانواده و کتابدارها همیشه ما را به سمت کتابهای گروه سنی خودمان هدایت کرده و میگویند زمان خواندن کتابهای دیگر را هم به زودی پیدا میکنم».
علی بیشتر اهل داستانهای تخیلی است که نویسندگان خارجی دارند، ولی از داستانهای ایرانی خوب هم استقبال میکند. از او میپرسم میتواند چند نویسنده ایرانی در رده سنی نوجوانان به همسن و سالانش معرفی کند؟
میگوید: «نویسندههای ایرانی خوبی هم داریم. یکی از آنها که خودم کتابهایش را خیلی دوست دارم و دنبال میکنم آقای داوود امیریان است که کتابهای «جام جهانی جوادیه و گردان قاطرچیها» را نوشتهاند. کتاب گردان قاطرچیها درباره جنگ است و نویسنده آن داستان این دوران را با قلم طنز نوشته است».
در دورهمی و نشستهای کتاب هم اگر فرصت کند میرود و به جمعهای کتابخوانی علاقه دارد.
علی دانشآموز کوشایی است و از درسهایش هم راضی است. ۳ سال است که در بخش خلاقیتهای جشنواره خوارزمی شرکت میکند.
میگوید: «به صورت گروهی و با تعدادی از دوستانم در جشنواره شرکت کردیم و با کاغذهای مخصوص کاغذ دیواری ماشین و هواپیما ساختیم که تا مرحله استانی هم رسید، ولی هنوز به مراحل بالاتر دست پیدا نکردیم».
علی مشوق دوستانش برای کتابخوانی و رفتن به کتابخانه در مدرسه هم بوده است و میگوید: «یکی از دوستانم بعد از ثبتنام خودش بیشتر اقوامش را ثبت نام کرد و برای همه آنها هم کتاب میگیرد.
هربار تعدادی از دوستانم را به کتابخانه میآورم و کتابهایی را که خواندهام به آنها معرفی میکنم. البته معلم فارسی هم به دانشآموزان گفته اگر عضو کتابخانه شوند و کارت عضویت بیاورند یک امتیاز مثبت خواهند داشت. به همین دلیل خیلی از بچهها داوطلبانه به کتابخانه آمدند، ولی بیشتر از کتابها استفاده نمیکنند».
علی میگوید: «معمولا هر بار ۱۵ کتاب برای خودم از کتابخانه میگیرم و آنها را در مدت سه یا چهار روز تمام میکنم. با خواندن هر کتاب به یک دنیای جدید وارد میشوم که درسهای تازهای از آنها میگیرم. کتابهای زیادی هست که نخواندهام و دوست دارم در کتابخانهای دیگر هم عضو شوم تا اطلاعات بیشتری به دست آورم».
*این گزارش دوشنبه ۳ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۲ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.