زوج پرستار محله الهیه در بخش قلب عاشق شدند
حتما تا حالا برای یک شب هم که شده از بیماری مانند پدر، مادر یا همسر خود پرستاری کردهاید. شبی که دقایقش به بلندی ساعات و ساعاتش به بلندی روزها میگذرد. بیخوابی و خستگی خودتان به کنار درد و رنجی که در چهره بیمارتان دیده میشود، تحملناپذیر است و گاه بیگاه اشک را از چشمتان جاری میکند.
حالا فکرش را بکنید که یک نفر شغلش این باشد، یعنی پرستار و همدم شبهای طولانی بیماران در بیمارستان باشد. دقایق، ساعتها و همه روزها و سالهای زندگی حرفهای او، در کنار بیماران و به تیمار آنها بگذرد. دیدن آن همه بیمار و درد و رنجی که میکشند برای یک روز هم تحملناشدنی است، اما پرستاران، این فرشتگان سفیدپوش بیمارستانها، با تمام عشق و تخصص خود در کنار بیماران مینشینند و تسلیبخش حال و احوال بیماران و همراهان آنها هستند. با گریه آنها گریسته و با خندههایشان خندیدهاند. آری به این فرشتگان که در ارتفاع کم و روی زمین حرکت میکنند «پرستار» میگویند.
مرتضی عرفانیانعصار و مژگان غفوری، زوج پرستار هم منطقهای ما هستند که سالهاست در بیمارستانهای شهر مشغول خدمت به بیماران مختلف هستند. کارشان را از بیمارستان ۱۷ شهریور آغاز کردند و امروز در بیمارستان فارابی همکار هم در محل کار و همراه هم در زندگی هستند.
از بهیاری شروع کردم
مرتضی عرفانیانعصار، سال ۱۳۵۳ در مشهد به دنیا میآید و در دوره دبیرستان با قبولی در آزمون بهعنوان بهیار کارش را شروع میکند. عرفانیان در توضیح این مطلب میگوید: پیشینه آشنایی من با شغل پرستاری از طریق شوهرخالهام است. او تنها عضو خانواده ما بود که به شغل پرستاری مشغول بود.
هر وقت که به خانه ما و دیگر اقوام میرفت، همه خانواده با لقب دکتر بهسراغش میرفتند و سؤالهایی درباره بیماریهای مختلف و روشهای درمان این بیماریها از او میپرسیدند. من هم که کودک کمسنوسالی بودم، با ترس از اینکه شوهرخاله آمپولم بزند، ساکت مینشستم.
اگر بگویم که به رشته پزشکی و پرستاری علاقه زیادی داشتم، شاید اغراق باشد، چون هنوز هم درد آمپولهایی را که در دوران کودکی از پرستارها و دکترها خوردهام فراموش نکرده و به یاد دارم، اما در دوران راهنمایی و دبیرستان به این دلیل که فکر میکردم دکترها و پرستارها آدمهای بسیار پولداری هستند، به این شغل علاقهمند شدم، تا جایی که در ۱۶ و ۱۷ سالگی با شرکت در آزمونی که ازسوی سازمان تأمین اجتماعی برگزار شد در رشته بهیاری قبول شدم. بعد از قبولی یکسال تحصیل کردم و موفق به گرفتن مدرک بهیاری شدم.
عهد خدمت به بیماران
مرتضی بعد از گرفتن مدرک بهیاری برای مدت ۲ سال بهعنوان کارورز در بخش سوانح بیمارستان امام رضا (ع) مشغول به کار شده و همانجا برای اولینبار با تجربه تلخ مردن بیماران آشنا میشود. در همانجا نیز مصمم میشود تا جایی که توان دارد برای نجات بیماران کمک کند.
عرفانیان با تأکید بر این موضوع میگوید: در مدت ۲ سالی که در بخش سوانح بیمارستان امام رضا (ع) مشغول به کارورزی و کسب تجربه بودم، با وجودی که دخالت چندانی در کار درمان بیماران نداشتم، اما تجربیات مهمی را کسب کردم. یکی از این تجربیات، تجربه تلخ مرگ بیماران بود.
حوادثی که در بخش سوانح بیمارستان امام رضا (ع) اتفاق میافتاد اگر نگویم هر روز به صورت روز در میان شاهد آن بودم. بیشتر بیماران این بخش بهدلیل حوادث مختلف مانند تصادف، آتشسوزی، نزاع، چاقوکشی و... با بدترین وضعیت جسمانی و غرق در خون وارد بخش سوانح میشدند.
دیدن این همه چهرههای زخمی و سوخته، برای من که تا آنزمان حتی جنازه یک مرده عادی را هم ندیده بودم، حسی ترحمآمیز، همراه با ترس بود. اولین جنازهای که دیدم، جوانی بود که بهدلیل بیاحتیاطی در هنگام رانندگی تصادف و فوت کرده بود. خیلی تأسف خوردم که نتوانستیم کاری برای نجات جانش انجام دهیم، هنوز هم ضجهها و فریاد پدر و مادرش در گوشم است و از ذهنم پاک نخواهد شد. در همانجا با خودم عهد بستم که تا جایی که توان و قدرت دارم در خدمت بیماران باشم و آنها را نجات دهم.
تسکیندهندهای به نام پرستار
مرتضی ۲ سال بعد از بهیاری، ادامه تحصیل داده و در رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد قبول میشود. او بعد از گرفتن مدرک پرستاری بهعنوان پرستار، ابتدا در بیمارستان ۱۷ شهریور و بعد از آن در بیمارستان فارابی (بخش ارتوپدی) مشغول به کار میشود.
بهیار سابق بیمارستان امام رضا (ع) در توضیح این مطلب میگوید:۲۱ سال است که بهعنوان پرستار در بیمارستانهای تأمیناجتماعی، ابتدا در بیمارستان ۱۷ شهریور و بعد از آن در بیمارستان فارابی به خدمت پرستاری مشغول هستم. در زمان بهیاری، چون بیشتر جنبه کارآموزی داشت، بهدرستی با سختیها و حساسیت شغل پرستاری آشنا نبودم، در دوره پرستاری با حقیقتهای زیادی آشنا شدم.
پرستاری علاوهبر تخصص نیاز به مهربانی، همدلی و همراهی دارد. بخش ارتوپدی یکی از بخشهای ویژه در هر بیمارستان است، تعدادی از بیمارانی که به بخش ارتوپدی آورده میشوند، افراد حادثهدیده و دارای شکستگیها و جراحتهای شدید هستند.
بیماران عادی مانند بیماران قلبی و عروقی، چون بهتدریج و بهمرور زمان دچار این بیماری شدهاند، با شرایط بیماری خود آشنا هستند، اما بیماران ارتوپدی که ناگهانی و در یک حادثه دچار شکستگی شدهاند، ناگهان در موقعیت بد و شدید قرار میگیرند، به همین دلیل بیمار و خانواده بیمار دچار شوک و ناراحتی شدیدی هستند.
در چنین مواقعی حتی ممکن است که همراهان بیمار با پرستاران درگیر و با آنها پرخاشگری کنند. در اینجا این هنر همدلی و همراهی پرستار است که میتواند کارساز باشد. در یکی از همین حوادث که چند نفر دچار حادثه و تصادف شدیدی شده بودند، به بیمارستان انتقال داده و مورد عمل جراحی قرار گرفتند، اما ۲ نفر که بهشدت صدمه دیده بودند، با وجود کمکهای گروه پزشکی فوت کردند.
در همین زمان خانوادههای بسیاری که وارد بیمارستان شده بودند با شنیدن خبر فوت فرزندان خود، کنترل را از دست داده و شروع به پرخاشگری کردند. یکی از پرستاران جوان که تجربه چندانی نداشت، در صدد مقابله با آنها برآمد، با دیدن این صحنه به طرف خانوادههای مصیبتدیده رفتم و از طریق صحبتکردن و گفتگو بهتدریج آرامشان کردم. پرستار باید در کنار تخصص و مهارت شغلی، توانایی آرامشدادن و تسکین افراد مصیبتدیده و داغدار را نیز داشته باشد. اگر این مهارت را نداشته باشد، به هیچوجه نمیتواند پرستار خوبی باشد.
سختی شیفتهای شبانه
پرستار سابق بیمارستان ۱۷ شهریور که بیش از ۲۰ سال از عمرش را در شغل پرستاری گذرانده است، بارها و بارها سختی کار در شیفت شبانه را تجربه کرده و معتقد است پرستاری در شیفت شبانه سختترین بخش کار پرستاری است.
عرفانیان در توضیح این مطلب میگوید:، چون بیمارستانها در طول ۲۴ ساعت و شبانهروز باز و مشغول ارائه خدمت به بیماران هستند، پرستارها نیز در شیفتهای چرخشی ۸ ساعته در بیمارستان حضور دارند. بهعنوان کسی که سالها در شغل پرستاری بوده است معتقدم شیفت پرستاری شب برخلاف نظر عموم از همه کارهای پرستاری سختتر و دشوارتر است. در شیفت روز دکترها و متخصصان در بیمارستان حضور دارند و با وجود کوچکترین مشکلی بر سر بیمار حاضر شده و به او رسیدگی میکنند، اما در شیفت شب معمولا دکتر متخصصی وجود ندارد و همه کارها و مراقبتهای بیمار برعهده پرستار است.
اگر کوچکترین اتفاقی برای بیمار بیفتد، مسئولیتش برعهده پرستار است، پرستار شیفت شب باید در تمام ساعات طول شب بیدار باشد، گاهی اوقات ممکن است بیماری بهدلیل دردی که دارد چرخیده و از روی تخت به زمین بیفتد یا اینکه بیماری که دچار استرس و حمله روانی شده است، پنجره را باز کرده و بخواهد خودش را از پنجره به بیرون پرتاب کند.
مسئول همه این اتفاقات پرستارها هستند و اگر اتفاق بدی بیفتد، دادگاهی و حتی به زندان کشیده خواهند شد. به همین دلیل برخلاف تصور همه که فکر میکنند پرستاران در شیفت شب راحت هستند و هر وقت بخواهند میخوابند، پرستار شب حتی به اندازه یک پلکزدن هم راحت و آسوده نیست.
در پرستاری شیفت شب اولین چیزی که قبل از همه به پرستار فشار میآورد استرس و فشار بیخوابی است. بیخوابی باعث اختلال در سیستم هوشیاری بدن شده و از نظر فیزیولوژی عملکرد پرستار را پایین میآورد، سختی یک شب کار شبانه برابر با چند روز کار روزانه است.
ازدواج با یک پرستار
پرستار بخش ارتوپدی بیمارستان فارابی که همسرش نیز پرستار همین مرکز درمانی است، معتقد است که زندگی در کنار یک پرستار بهتر و با استرس کمتری همراه است. عرفانیان در توضیح این مطلب میگوید: بهدلیل سختیها و دشواریهایی که کار پرستاری دارد، بهتر است که پرستار با پرستار ازدواج کند.
زندگی دیگر افراد با یک پرستار بسیار سخت و دشوار است، بسیاری از پرستارها که همسران غیرپرستار دارند با مشکلات زیادی روبهرو هستند، چون همسران آنها نمیتوانند شرایط سخت کار پرستاری را درک کنند، با یکدیگر اختلاف پیدا کرده و در مواردی نیز این اختلافات منجر به طلاق و جدایی شدهاست.
اما زن و شوهرهایی که هر ۲ پرستار هستند، بهدلیل سختیهای متقابل کار پرستاری بیشتر همدیگر را درک کرده و حامی و پشتیبان یکدیگر هستند. خوشبختانه همسر من یک پرستار است و ما هر دو در همین بیمارستان فارابی آشنا شده و ازدواج کردیم. روزهای اولی که در بخش ارتوپدی بیمارستان فارابی مشغول به خدمت شدم، برای ترجمه چند مطلب مرتبط با ارتوپدی به دنبال یک مترجم میگشتم، همکاران خانم غفوری (همسرم) را معرفی کردند، همسرم در بخش قلب بیمارستان فارابی کار میکرد.
به بخش قلب رفتم و خانم غفوری را پیدا کردم، از او خواستم که متنهای انگلیسی را برایم ترجمه کند، او هم اینکار را به بهترین نحو انجام داد. همین ماجرا منجر به آشنایی بیشتر و ازدواج شد. در حال حاضر نیز ۲ بچه داریم، شیفتی که من در خانه هستم و همسرم سرکار است، مراقبت از بچهها، تهیه غذا، تمیزکردن و نظافت خانه را انجام میدهم. چون با شرایط شغلی همدیگر آشنا هستیم به جای بهانهگیری و انداختن کارها به گردن یکدیگر، با همکاری و صبر کارهایمان را انجام میدهیم.
اولین تجربه موفق پرستاری
مژگان غفوری، همسر مرتضی عرفانیان و پرستار بخش قلب بیمارستان فارابی، است. او که سابقه ۱۷ سال پرستاری را دارد، درباره اولین تجربه موفقش در زمینه پرستاری میگوید: تازه در بیمارستان شهدای شهر قائم مشغول بهکار شده بودم، این بیمارستان برخلاف بیمارستانهای بزرگ و پیشرفته مشهد، کوچک و دارای امکانات اندکی بود.
در همان زمان کوهنوردی را که از بالای کوه پرتاب شده بود، با سر و کله خونی به بیمارستان آوردند، پرستار دیگری هم نبود، با توجه به آموختههایی که داشتم، با ماساژ قلبی و کمکهای اولیه دیگر موفق به نجات جان این ورزشکار جوان شدم. این اولین تجربه موفق من در نجات جان یک بیمار حادثهدیده بود و به خاطر آن نیز بارها تشویق شدم، این اتفاق همچنین باعث افزایش روحیه و انگیزه بیشتر برای خدمت به بیماران شد.
دختربچهای که از دست رفت
پرستار بخش قلب بیمارستان فارابی میگوید: حرفه ما مملو از خاطرات شیرین و البته هر از گاهی تلخ و ناخوشایند است. بهعنوان نمونه یک روز دختر نوجوانی را که در خانه دچار حادثه شده بود به بیمارستان آوردند، خانوادهاش خیلی نگران حال او بودند و بیتابی بسیاری میکردند.
با وجود تلاش زیادی که گروه پزشکی روی بیمار انجام داد، این دختر نوجوان از کما درنیامد و فوت کرد. این حادثه یکی از تجربههای تلخ شغلی من بود و هرگز فراموش نخواهم کرد.
مژگان غفوری که با تجدید این خاطره ناخوشایند اشک از چشمانش سرازیر میشود درباره ارتباط عاطفی پرستاران با بیماران خود میگوید: ارتباط با بیماری که فضایی به اندازه یک تخت را اشغال کرده و حتی توان حرکت کردن انگشت خود را ندارد، حس غریبی است که درک آن از هرکسی ساخته نیست. پرستاران باید در اصطلاح دل بزرگی داشته باشند که این همه تلخی و غصه را هر روزه به چشم ببینند و در کنار آن زندگی خانوادگی نرمالی داشته باشند.
آموزش به بیماران
یکی از جنبههای مثبت پرستاری و ارتباط مستقیم با بیماران، آموزش اطلاعات پیشگیرانه پزشکی برای بیماران و همراهان آنهاست. خانم وآقای عرفانیان نیز تلاش زیادی درراستای آموزش اطلاعات پزشکی به عموم مردم داشتهاند.
غفوری در توضیح این مطلب میگوید: زمانی که بیماری در بیمارستان بستری میشود، بهجز ویزیت بیمار که ازسوی پزشک انجام میشود، تقریبا بقیه کارها از عوض کردن سرم تا تغذیه و مصرف داروهایی که برای بیمار تجویز شده برعهده پرستار است.
هنگامی که پرستار در حال انجام وظایف خود است، توضیحاتی را نیز برای همراه بیمار میدهد. همین توضیحات که بخشی از آموزشها و اطلاعات پیشگیرانه پزشکی است، در افزایش اطلاعات عمومی مردم تأثیرگذار بوده است و بیشتر مردمی که چند روزی را بهعنوان همراه بیمار در بیمارستان حضور دارند، برخی اعمال پزشکی مانند پانسمان، تعویض سرم و برخی اعمال تنفسی و پیشگیرانه پزشکی را بهخوبی انجام میدهند.
به این ترتیب پرستاران در انتقال تجربیات پزشکی به بخش بزرگی از جامعه نقش دارند. این تجربه در بین آشنایان و افراد خانواده نیز با شدت بیشتری مورد پیگیری است، همه دوستان و اقوام هر زمان که دچار بیماری شده یا بهدنبال اطلاعاتی درباره یک بیماری و پیشگیری از آن هستند، با ما تماس میگیرند و مشورت میخواهند. ما نیز با توجه به وسع خود اطلاعات لازم را در اختیار آنها قرار میدهیم.
با توجه به شغل پرمشغله، بدون استراحت و تعطیلیای که ما داریم، امکان حضور در بیشتر میهمانیها و جشنهای خانوادگی را نداریم، اما از طریق همین ارتباط آموزشی و اطلاعاتی، اقوام و خویشان با ما که معمولا بهطور حضوری یا تلفنی انجام میشود با یکدیگر ارتباط داریم و از اوضاع و احوال همدیگر با خبر میشویم.
دوست ندارم هیچ کدام از افراد خانواده و فرزندانم شغل پرستاری را انتخاب کنند
مشکلات شغل پرستاری
مرتضی عرفانیان و همسرش بعد از سالها پرستاری و کمک عاشقانه به بیماران، معتقدند که شغل پرستاری یکی از سختترین مشاغل دنیا و همراه با عوارض جسمانی و مشکلات زیادی است. غفوری در توضیح این مطلب میگوید: شبکاری و بیخوابیهای شیفت شبانه هرگز عادی نمیشود فشار و استرس آن منجر به عوارضگوارشی، ضعف اعصاب و فشار خون بالا میشود، به همین دلیل بیشتر پرستاران بعد از سن بازنشستگی با بیماریهای بسیاری دست به گریبان هستند و زمانی که باید به استراحت بپردازند، باید به دنبال درمان خود باشند.
از طرف دیگر با وجودی که شغل پرستاری جزو مشاغل سخت است و پرستاران باید بعد از ۲۰ سالگی بازنشسته شوند، به دلیل کمبود پرستار، مسئولان، در بعضی بیمارستانها با بازنشستگی آنان مخالفت کرده و آنها نیز مجبورند تا زمان تأمین نیروی جایگزین به خدمت خود ادامه دهند.
در کشورهای پیشرفتهای مثل کانادا پرستاران برای افزایش راندمان کاری ۲ روز در هفته تعطیلی اجباری دارند، برای آنکه استراحت و تجدیدقوایی داشته باشند و در روز کاری با آمادگی بیشتری مشغول بهکار شوند. شاید برای همین امکانات مناسب باشد که تعداد زیادی پرستار خبره که برخی از همکاران ما بودند بهدنبال زندگی بهتر به کشورهای دیگری مانند کانادا مهاجرت کردند.
متأسفانه در کشور ما پرستاران به دلیل ساعات کاری زیاد و خستگی زیاد راندمان کاری خوبی ندارند. بعد از ۱۷ سال که مشغول به پرستاری هستم، حالا دیگر عاشق و علاقهمند به اینکار شدهام، اما واقعا دوست ندارم هیچ کدام از افراد خانواده و فرزندانم شغل پرستاری را انتخاب کنند.
با وجودی که پرستاران بیشترین زحمت را میکشند و در واقع بیمارستان با درایت و همت آنها میچرخد، کمترین دستمزد را دارند و حداقل امکانات رفاهی و تفریحی در اختیار آنان قرار میگیرد. امیدوارم مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و تأمین اجتماعی نگاه ویژهتری به پرستاران و مشکلات آنها داشته باشند.
این گزارش پنج شنبه، ۲۰ دی ۹۷ در شماره ۲۶۵ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

