گشتی در جاذبههای تاریخی و گردشگری اطراف حرم
عاشق عکسهای قدیمی هستم. همانها که مثلا یک جوان با سبیلهای نازک روی صندلی لهستانی نشسته و پا روی پا انداخته و بیتفاوت به دوربین خیره شده، در حالیکه رد یک لبخند سرد روی صورتش خشک شده است. این پیدا و ناپیدای عکسهاست که آنها را جذاب میکند. تصویری از آدمها، ساختمانها، خیابانها و کوچههایی نه از جنس امروز که انگار خیلی به تو نزدیکند و همان قدر دور. عاشق آن عکسم که پدر حوالی بالاخیابان، مقابل حرم حضرت انداخته، شانه به شانه آدمهایی که چندتاییشان امروز نیستند در حصار عابرانی که چرخش دست عکاس از آنها شبحهای محوی بر تن کاغذ ساخته است.
این عکسها حالا شدهاند خاطره از گوشهگوشهی شهرمان. اما آن شهر دیروز در منطقه ثامن و محله بالاخیابان و محله پایین خیابان مشهد حالا تغییرات زیادی کرده است. خیلی از بناهای قدیمی و بازارهای پُربروبیا زیر پای توسعه شهر، محو شدهاند. اما هنوز هستند مکانهایی که دیدنشان بهقدر چند ساعت از این روزهای تعطیل میارزد.
گچ و تخته در گذر زمان
مدرسه تاریخی عباسقلی خان در حاشیه جنوبی خیابان نواب صفوی و پایینخیابان واقع گردیده و تنها مدرسه باقیمانده از دوره صفویه است که تا حدود زیادی هویت اولیه خود را حفظ نموده است. پشت میز و نیمکتهای این مرکز علمی امروز طلاب مشتاق علم مینشینند. این مدرسه در سال ۱۰۷۷ ه. ق در زمان حکمرانی شاه سلیمانصفوی به اهتمام عباسقلیخان (والی یا بیگلر بیگی خراسان) و سرپرستی وزیرش سعدالدین محمد ساخته شده است که در جریان توسعه حریم حرم رضوی و تعریض خیابان در سال ۱۳۷۶ ش سردر آن به طور ماهرانهای ۱۰ متر به عقب کشیده شد.
مدرسه عباسقلی خان در حاشیه جنوبی خیابان نواب صفوی واقع شده و تنها مدرسه باقیمانده از دوره صفویه است
سرای ازبکهای دیروز
سرای بزرگ ازبکها در همسایگی حرم، قدمتی چند صدساله داشت و قدمتی که به دوران تیموری برمیگشت. شکوه هنر ایرانی- اسلامی از این دوره رقم خورد و در دوران صفویه به اوج کمال خود رسید. سال ۱۳۶۰ بود که این سرا به بهانه نوسازی تخریب شد و امروز جای آن را، پاساژ امین گرفته است. این پاساژ هم یکی از مراکز تجاری پرطرفدار برای زوار است که سوغات مشهد در آن به وفور یافت میشود.
مردی که زیاد میدانست
در خیابان صفوی و در کوچه شور، مرقدی است متعلق به یکی از عرفای بزرگ که کرامات بسیار از او نقل کردهاند. ساختمان گنبد و آرامگاه پیرپالاندوز را سلطان محمد خدابنده (الجایتوی مغول متوفی ۷۱۶ ه. ق) شروع کرد و در ۹۸۵ ه. ق تکمیل شد.
پیرپالاندوز چنانکه از سنگ مزارش پیدا است، محمد عارف عباسی نام داشته و در ۹۸۵ ه.. ق، وفات یافته در تاریخ سلسله عرفای ذهبیه به نام شیخ محمد پیرپالاندوز بر میخوریم که از پیران این طایفه بوده است. وی برای امر معاش خود پالاندوزی میکرده است.
امامزاده نون و ماستی
گنبد خشتی بنایی است که بر مدفن (سلطان غیاث الدین محمد) از سادات مشهور موسوی شهر مشهد ساخته شده است که نسب شریفش با هفده واسطه با امام موسی (ع) میرسد و در بین اهالی قدیم مشهد و آنهایی که نذر و حاجتی داشته و دست بهدامان وی میشوند، ارادت زیادی به امامزاده «نون و ماستی» دارند. نذر نان و ماست در این مکان مذهبی حسابی شناخته شده است. جایگاه اجداد سلطان غیاث الدین محمد بسیار متعالی و او از اشخاص ذی نفوذ بوده به طوری که در سده پنجم تا نهم هجری اداره اصلی حرم حضرت رضا (ع) بر عهده این خاندان بوده است.
به همین علت نام آنها بر روی اغلب اشیای تاریخی آستان قدس رضوی مانند کاشیهای سنجری، سنگاب خوارزمشاهی، در مسجد بالا سر کتیبه شده است. ایشان در قرون هفتم تا نهم هجری نقیب سادات شهر مشهد ودر سده نهم تا یازدهم هجری از جمله بزرگان این شهر بودهاند. گویا بنایی که بر مزار وی ساخته ساخته شده همزمان با وفاتش در زمان سلطنت شاهرخ تیموری بوده است؛ بنابراین قدیمیترین بنای مشهد پس از حرم مطهر برجای مانده از سادات موسوی است. وجه تسمیه بنا به گنبد خشتی نیز به دلیل آجری یا خشتی بودن آن میباشد.

خاطرات لیف و قلیفههای صفوی
میگویند در روزگار پدربزرگها و مادربزرگهای ما و در حمامهای قدیمی آن دوران رسم بر این بود که سحرگاهان آب خزینه توسط مرد تونتاب گرم میشده، سپس استاد حمامی به پشت بام حمام میرفته و با دمیدن در بوقی از جنس شاخ گوزن یا گاومیش، باز بودن حمام را اعلام میکرده است. بوق در دو نوبت زده میشد؛ یکی برای اعلام بازشدن حمام و دیگری برای اطلاع مردم از اینکه حمام از مردانه به زنانه یا بالعکس تبدیل شده است.
حدود ۱۵ لایه گچ بر دیوار داخلی آن کشیده شده که این لایهها دارای نقاشیهای ارزنده از دوره صفوی هستند
این حکایت دیروز یکی از حمامهایی است که امروز جایی در جوار حرم واقع شده و در آن دیگر از دلاک و تونتاب و صابون و خزینه خبری نیست و حالا این بنای قدیمی به موزه مردم شناسی تبدیل شده است. کلنگ حمام شاه را هیچ شاهی نزده است بلکه مهدی قلی بیک جانی قربانی، آخورباشی که برای شاه عباس صفوی کار میکرده، آستین بالا زده و هزینه ساخت آن را حوالی سده یازده هجری قمری پرداخته است.
این حمام که به علت قرار گرفتن در کنار مقبره امیر غیاثالدین ملکشاه بیشتر بهعنوان حمام شاه شناخته میشود، مجموعهای از فضاهای متعدد و متفاوت مشتمل بر پلکان ورودی، سربینه، بینه، گرمخانه و... با معماری زیبا و اصیل ایرانی است که حالا در گوشهای از آن فرهنگ مردمان این شهر هم به نمایش درآمده است. میگویند این حمام در طول سالها عمرش بارها تعمیر شده و در این روند حدود ۱۶-۱۵ لایه گچ بر دیوار داخلی آن کشیده شده که اغلب این لایهها دارای نقاشیهای ارزنده از دوره صفوی و قرون بعد از آن هستند.
بقعه شیخ طبرسی
بیهقی در مورد او گفته بود که در علم ادبیات عرب، شرارههای از او میتراود و در علم نحو سینه او از آن سرشار است. فضل بن حسن بن فضل معروف به شیخ طبرسی که بیهقی برای او اینطور سنگ تمام گذاشته است، از علما و مفسرین بزرگ اسلامی در قرن ششم هجری بود.
امینالدین بیست و پنج سال از بهترین ایام خود را در شهر سبزوار به تدریس دانشجویان دینی، تألیف و تحقیق گذرانید و اغلب علمای بزرگ آینده از شاگردان وی میباشند. شیخ که نام او امروز آزین یکی از خیابانهای مشهد است، کتاب «مجمع البیان» را از خود به یادگار گذاشته و حالا مزارش هم همسایه بارگاه رضوی است.
راسته سوغاتی
بازارچه شهید آستانه پرست از بازارهای قدیم مشهد که روند اجرای طرح توسعه حرم مطهر رضوی آن را همسایه این بارگاه مطهر از ورودی طبرسی قرار داده است. در این بازار هم به سبک و سیاق سایر بازارهای قدیمی مشهد میتوانید سوغات و کالاهایی که بیشتر مورد پسند زائران است را بیابید.
ته مانده تاریخ یک شهر
شاید کمتر کسی بداند که در یکی از کوچههای محله چهار باغ که قدیمیها به نام «حاج محمود هراتی» میشناسند، بنای کنسولگری آمریکا واقع شده است. این ساختمان ۲۰۰ ساله گویا زمانی محل کار و اقامت سرکنسول و کارکنان کنسولگری بوده است.
اگر سری بچرخانید در این بنای قدیمی میتوانید حتی اثر از حوض انبار و اصطبل آن را هم ببینید. در سال ۱۳۲۲ ه. ش توسط حاج آقای کوزهکنانی از آمریکاییها خریداری شده و بعد از فوت ایشان به هیئت مذهبی خمینیشهر فروخته شد و حالا هم حسینه در اختیار آن دسته از اهالی این شهر قرار میگیرد که زائر امام رضا (ع) شدهاند. سیمای تاریخی این بنا در بیتوجهی کامل مسئولان در حال محو شدن است.
زیر سقف بازارچه
مجموعه تجاری بازار مرکزی مشهد از آن بازارهای تجاری قدیمی است که نوستالژی خرید در آن بالا میگیرد و یکی از پاتوقهای ثابت برای زائران مشتاق خرید سوغات بهحساب میآید. فاز یک در چهار طبقه احداث شده که منهای یک آن پارکینگ است، همکف بازار و طبقه فوقانی هم به دفاتر تجاری، اداری و تولیدیها اختصاص دارد. فاز دو این مجموعه هم شانه به شانه اولی قرار دارد و در داشتن مغازههای رنگ به رنگ چیزی از اولی کم نمیآورد.
همینجا، زیر پای ما
بازار بزرگ مشهد را شاید فقط آن قدیمیها به خاطر بیاورند. تتمه آن بازار امروز یکی دیگر از بازارهای قدیمی مشهد است که به راسته فرش فروشها مشهور شده و گویا این فروشندگان قالی و قالیبافها بودند که اندک اندک یک راسته از آن بازار قدیمی را قرق خودشان میکنند. احوال این بازار قدیمی تاریخی این روزها به واسطه عدم توجه و رسیدگی مسئولان و صاحبان حجرههایش چندان خوب نیست.
*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.




