زندگی «مثبت بینهایت» هدیه ارجمند، شاعر آیینی
گاهی مسیر آدمها از همان کودکی نشانههایی دارد؛ نشانههایی که شاید سالها بعد معنای واقعیشان را پیدا کند. برای هدیه ارجمند، این نشانهها با شعر شروع شد؛ با کلماتی که از کودکی در ذهنش شکل گرفته بود و با تشویقهای پدری که خودش شاعر بود، رشد میکرد.
شاید برخی تصور میکردند او در آینده فقط شاعر خواهد شد، اما زندگی مسیر دیگری پیش پایش گذاشت؛ مسیری که از شعر به نهجالبلاغه رسید و حالا تلاش میکند آموزههای این کتاب را به زبان زندگی امروز و حتی روانشناسی مدرن برای مردم روایت کند و ثمره تلاش این روزهای او، کتاب «مثبت بینهایت» شده است.
شعر، میراث پدر
ارجمند متولد ۱۳۶۹ است و ماجرای شعر و شاعری برایش از خانه و دوران کودکی و نوجوانی آغاز شده است؛ جایی که پدرش، محمد ارجمند، شاعر و ورزشکار بود و او را با فعالیتهای مختلفی مانند ژیمناستیک، شنا، تکواندو، نقاشی، ادبیات و... آشنا کرد.
هدیهخانم میگوید: پدرم از کودکی من را در کلاسهای مختلف ثبتنام میکرد تا آموزشهای لازم را ببینم. در رشته ژیمناستیک بهصورت حرفهای و در سطح قهرمانی کار میکردم. حدود دوازدهساله بودم که شنیدیم دخترخانمی در مسابقات قهرمانی ژیمناستیک افتاده و قطع نخاع شده است. پدر دیگر اجازه نداد آن رشته را ادامه بدهم.
در رشته تکواندو کمربند قرمز را گرفتم. در دوران دبیرستان در تیم دوومیدانی و بدمینتون مدرسه بودم و در مسابقات نواحی شرکت میکردم. تعدادی تابلو نقاشی رنگ روغن دارم و در حال حاضر مدرس نقاشی هم هستم. درکنار همه این کارها به شعر و شاعری علاقهمند شدم و گاهی سرودههایی داشتم و خانوادهام مرا تشویق میکردند.
همین تشویقها کمکم او را به شعر علاقهمند کرد و توانست در دوران دانشجویی به عنوان شاعر و نویسنده با رسانههای مکتوب و مجازی همکاری کند.
یکی از خاطرات ماندگارش، به نخستین شعر برگزیدهاش در جشنواره رضوی برمیگردد؛ شعری با مضمون امامرضا (ع) که در دوران دانشجویی سرود و بعدها در مجموعه اشعار منتخب جشنواره با عنوان «روایت آسمان غریب» چاپ شد.
طلوع نهجالبلاغه در زندگی «هدیه»
مسیر تحصیلی ارجمند در ابتدا ارتباط مستقیمی با ادبیات و علوم دینی نداشت. او در دوران دبیرستان رشته ریاضی خواند و بعد از ورود به دانشگاه، تحصیل در رشته برق را انتخاب کرد. اما هرچه زمان میگذشت، فاصله میان رشته تحصیلی و روحیات او بیشتر خودش را نشان میداد.
هدیهخانم میگوید مهندسی برق با روحیه و علایقش تناسب چندانی نداشت. از طرف دیگر، آموزههایی که در خانواده یاد گرفته و علاقهای که به معارف دینی پیدا کرده بود، او را به سمت دیگری هدایت میکرد.
به همین دلیل مسیر تحصیلش را تغییر داد و در مقطع کارشناسیارشد رشته نهجالبلاغه را انتخاب کرد؛ انتخابی که بعدها یکی از مهمترین مسیرهای زندگیاش شد. هدیه همزمان در واحد آموزش دانشگاه امامرضا (ع) مشغول به کار شد.
حکمتهای نهجالبلاغه، اگر درست فهمیده و به زبان امروز بیان شوند، میتواند در زندگی روزمره مردم کاربرد داشته باشد
ارجمند در بیستودوسالگی ازدواج کرد و بعد از مدتی مادر سه فرزند شد. به گفته خودش بهخاطر شغل شریف مادری، هشت سال از فضای شعر و محافل ادبی فاصله گرفت.
البته این فاصله بهمعنای کنارگذاشتن فعالیتهای فرهنگیاش نبود. او تعریف میکند: در همان سالها بیشتر روی نهجالبلاغه و تدبر در قرآن کار میکردم و مطالعه و آموزش در این حوزهها را ادامه دادم.
نهجالبلاغه، کتابی برای زندگی
شاید مهمترین وجه فعالیت ارجمند، تلاشی باشد که برای نزدیککردن نهجالبلاغه به زندگی روزمره انجام میدهد. او این کتاب را اثری ارزشمند، اما مغفولمانده میداند و معتقد است بسیاری از حکمتها و روایتهای آن، اگر درست فهمیده و به زبان امروز بیان شوند، میتوانند در زندگی روزمره مردم کاربرد داشته باشند.
هدیه ارجمند میگوید: خیلی از روایات و حکمتهای نهجالبلاغه را میتوان در زندگی روزمرهمان پیاده و اجرا و از آنها استفاده کرد.
از نگاه او، نهجالبلاغه مجموعهای از راهنماییهایی است که میتوان در موقعیتهای مختلف زندگی به آن رجوع کرد؛ از روزهای شادی گرفته تا زمانهایی که خستگی، نگرانی یا دشواری در زندگی داریم.
ارجمند درباره ویژگی سخنان امیرالمؤمنین (ع) توضیح میدهد: در خطبهها و حکمتهای نهجالبلاغه، انتخاب واژهها بسیار دقیق و حسابشده است و همین بلاغت میتواند راهی برای فهم بهتر پیامهای آن باشد.
به باور او، حتی اگر مردم از حکمتهای کوتاه نهجالبلاغه شروع و آنها را وارد زندگی خود کنند، میتوانند اثر این آموزهها را در رفتار و نگاهشان ببینند.
پیوند نهجالبلاغه با روانشناسی
حاصل همین نگاه، شکلگیری ایده کتاب «مثبت بینهایت» او شد که سال گذشته آن را نوشت. اثری علمی پژوهشی که ارجمند در آن تلاش کرده است میان آموزههای نهجالبلاغه و یافتههای روانشناسی مدرن پیوند برقرار کند.
او درباره محتوای کتابش میگوید: موضوعات کتابم میانرشتهای و تلفیقی از نهجالبلاغه و روانشناسی مدرن است. در این کتاب، مبانی مثبتاندیشی و موانع آن را از آموزههای دینی استخراج کردهام و درکنار آنها، موضوعات مرتبط در علم روانشناسی را قرار دادهام تا مردم بتوانند مفاهیم دینی را درقالبی ملموستر و کاربردیتر دنبال کنند.
برای نمونه، او به مفهوم «مواجهه» در روانشناسی اشاره میکند و آن را درکنار یکی از حکمتهای امیرالمؤمنین (ع) قرار میدهد؛ مفهومی که بهجای فرار از ترس، بر روبهروشدن با آن تأکید دارد.
او میگوید: خوشبختانه این کار برای آیات و روایات قرآن هم انجام میشود.
او معتقد است وقتی مردم ببینند برخی مفاهیمی که امروز در علوم روانشناختی مطرح میشود، ریشهها و نمونههایی در آموزههای دینی دارد، ارتباطشان با این معارف بیشتر خواهد شد.

شاعری که شعرش روضه میشود
باوجود همه این فعالیتها، شعر همچنان بخشی از هویت ارجمند است، بهویژه شعر آیینی. او ارادت ویژهای به حضرتعباس (ع) دارد و یکی از سرودههایش را به روضه حضرت ابوالفضل (ع) اختصاص داده است؛ شعری که برای ایام تاسوعا و عاشورا سروده شده و خودش معتقد است طولانیبودن آن باعث شده حالوهوایی شبیه یک روضه پیدا کند.
شاید اینجا همان نقطهای باشد که مسیرهای مختلف زندگی او دوباره به هم میرسند؛ شعر، نهجالبلاغه، قرآن و دغدغهای که برای رساندن مفاهیم دینی به زندگی مردم دارد.
این روزها نیز فعالیت او تنها به کلاس و کتاب محدود نمیشود. ارجمند در اجتماعات مختلف حضور پیدا میکند، شعرخوانی موضوعی دارد و در برنامههایی که با محور مسائل روز و اتفاقات جامعه برگزار میشود، با شعر و کلام خودش همراه مردم است.
* این گزارش شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۳ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.