پاکبانهای مشهدی در دمای ۵۰درجه، شهر نجف را جارو میزنند
پیش از آنکه اولین حرکت جارو، روی سنگفرشهای خنک بامداد کشیده شود، آقارضا، آقاغلامرضا و عموکاظم رو به گنبد طلایی امیرالمؤمنین (ع) میایستند. آنها نه برای شروع یک شیفت کاری، که برای خواندن «اذن خدمت» ایستادهاند و از خدا تشکر میکنند که به آنها این توفیق را عطا کرده است که در شهر امیرالمؤمنین (ع) به زائران اباعبدالله(ع) خدمت کنند. آنها از ساعت۵ صبح شروع به کار میکنند، اما آفتاب نجف که بالاتر میآید، کار سختترمیشود.
گرمای ۵۰درجه نجف، آسفالت زیر پای مردم را نرم میکند، خودش را آرامآرام روی صورتها و لباسها میاندازد و رفتوآمد زائران هم لحظهبهلحظه بیشتر میشود. چشم به هم که میگذاری، کیسههای زباله پر میشوند و دوباره باید جمع شوند. اینجا رضا قدیمی و غلامرضا ابراهیمی و کاظم غلامی درکنار ۲۶پاکبانی که همگی پاکبانهای منطقه۳ هستند، خستگیناپذیر کار میکنند بدون آنکه آثار خستگی در صورت آنها نمایان باشد. حرف دل همه آنها یکی است. کاش این روزها تمام نشود.
آرزوی جاروزدن پیش پای زائران
شلوغی بیحدومرز در شارع امام علی (ع) همهچیز را تحت تأثیر قرار داده است. درمیان صفهای طولانی موکبها، جایی که بوی چای و ادویه با نوای مداحیها در هم آمیخته، فعالیت پاکبانان حکم شریان اصلی را دارد و برای راحتی زائران از نان شب هم واجبتر است. رضا قدیمی، یکی از این خادمان، نمونهای از این تلاش بیوقفه است. او که بیشاز پانزدهسال در شهرداری مشهد فعالیت داشته، برای نخستینبار در مأموریت اربعین، با هدف خدمت به زائران اباعبدالله(ع) به شهر نجف اعزام شده است.
قدیمی میگوید گرما و سختی کار برای او اولویت نیست، بلکه هدف اصلی، تحقق آرزوی قدیمیاش یعنی جاروزدن مسیر زائران حرم امیرالمؤمنین (ع) است؛ آرزویی که حالا درمیان گرمای طاقتفرسای ۵۰درجه عراق، به واقعیت بدل شده است.
او ادامه میدهد: از همان سال اولی که کاروان پاکبانان مشهد عازم کربلا میشد، من هم داوطلب بودم. بعضی وقتها قسمت نمیشد و گاهی هم کار پیش میآمد. یک بار بنّایی، بار دیگر تولد بچه و....
آقارضا از مهماننوازی عراقیها در ایام اربعین شگفتزده شده است. میگوید: در این روزها مردم عراق داشتهها و نداشتههایشان را وسط گذاشتند تا از مهمانان اباعبدا... (ع) پذیرایی کنند. محل خدمت من، ابتدای مسیر پیادروی در جاده کربلاست. موکبداران واقعا دور مردم میگردند و گاهی بهزور از آنها پذیرایی میکنند. برخورد زائران عراقی و سایر ملیتها با این گروه پاکبان ایرانی، شنیدنی است.
جاروکشی خیابانهای مشهد شغل من است و بابتش حقوق میگیرم، اما اینجا همهاش عشق است
رضا با خنده میگوید: وقتی پشت لباسمان شعار «مشهد برای حسین (ع)» را میبینند، نگاهشان تغییر میکند. حتی اگر ناخواسته دسته جارو به پای کسی بخورد، بهجای گلایه، لبخند میزنند، «خداقوت» میگویند و التماس دعا دارند.
برای روز قیامت
غلامرضا ابراهیمی، دیگر پاکبان منطقه۳، این روزها در نجف اشرف مشغول خدماترسانی به زائران است. او در پاسخ به این پرسش که نظافت نجف با مشهد چه تفاوتی دارد، لحظهای درنگ میکند و با نگاهی به اطرافش میگوید: خدمت به زائران امام رضا (ع) بزرگترین افتخار زندگی من است، اما اینجا نجف است؛ حال و هوایش فرق دارد. اینجا انگار داری برای عشق به ائمه (ع) جارو میزنی. جاروکشی خیابانهای مشهد شغل من است و بابتش حقوق میگیرم، اما اینجا همهاش عشق است. این کار برای من فراتر از یک مأموریت اداری است و عاقبتش را باید در جای دیگری جستوجو کرد، روز قیامت و صحرای محشر.
آقاغلامرضا بار دومی است که بهعنوان عضوی از کاروان خدامالحسین (ع) راهی نجف میشود. او درباره برخورد مردم و موکبداران با آنها میگوید: زائرها وقتی از کنار پاکبانها رد میشوند گاهی مکثی میکنند و خسته نباشیدی میگویند. بعضیها دست تکان میدهند و بعضی دیگر با همان لهجه و زبان خودشان تشکر میکنند. مغازهدارها هم بیتفاوت از کنار ما نمیگذرند. یک بطری آب تعارف میکنند یا چیزی برای خوردن میآورند. انگار لباس پاکبانی در اینجا فقط یک لباس کار نیست؛ نشانهای است که مردم را به سلام و تشکر وادار میکند.
به گفته آقاغلامرضا حالا که چندروزی از کار در نجف میگذرد، نشانیدهی هم به کارهایی که انجام میدهند اضافه شده است؛ «مثلا روزی صدبار میگوییم حرم آنطرف است!»

اولین حضور با کاروان خدامالحسین (ع)
هرچه بهسمت ظهر نجف میرویم، هوا گرمتر و گرمتر میشود. واقعا کار در این شرایط دشوار است. حجم زبالهها بسیار زیاد است و اگر کوچکترین کمکاری ازسوی پاکبانان صورت گیرد، محل خدمت آنها را زباله برمیدارد. برای همین است که کاظم غلامی معروف به «عمو کاظم» یک لحظه هم دست از کار برنمیدارد، حتی وقتی که درحال صحبت با ماست.
عموکاظم بار سومی است که در مراسم اربعین حضور دارد، اما اولینباری است که با کاروان خدامالحسین (ع) همراه شدهاست. وقتی از عموکاظم درباره دعایش در حرم میپرسم، میگوید: حتی یک دعا مربوطبه امور مادی نداشتهام.
همه دعاهایش در حرم مطهر به آرزوی ظهور امامزمان (عج) و عاقبتبهخیری خانوادهاش ختم شده است؛ خانوادهای که یکبار با او در این سفر همراه شدهاند و او از فاصله دور، این خدمت را به نیت زیارت دوباره با آنها انجام میدهد.
* این گزارش یکشنبه ۱۱ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۳ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.