منصور نریمان، هنرمند مشهدی، پدر عود ایران بود
«بربت» سازی بود که از یک جایی در تاریخ ما گم شد و تا آستانه فراموشی پیش رفت. نه به دلیل ابتدایی بودن یا محدودیت در اجرا، نه به این خاطر که لکنت داشته باشد یا لنگ بزند. چرا؟ گمانههایی هست، اما هنوز پاسخ دقیق و مستدلی برای آن ارائه نشده است. این ساز چنان خوش خوان و خوش الحان بود که اعراب را واله و شیدای خود کرد؛ به گونهای که آن را مانند غنیمتی به سرزمینهای خود بردند و دایهای مهربان برایش شدند.
اسمی عربی به آن دادند و این گونه شد که «عود» نام گرفت. فرهنگ موسیقیایی عرب چنان با این ساز درآمیخت و نغمه هایش چنان لحن و لهجه عربی گرفتند که در جهان -جز در محافل علمی یا در محضر متخصصان یا اهل فن- نمیدانستند و نمیدانند این ساز عربی نیست، بلکه سازی است ایرانی که مدارک معتبر و محکمه پسندی، از جمله نگارهها و نقشهای باستانی به جامانده از دوران شکوه ساسانیان، بر اصالت آن گواهی میدهند.
البته آن قدری که میدانیم، در دوره معاصر بودند کسانی که از اصل و نسب ایرانی این ساز باخبر بودند. یکی از آن ها، مرد تأثیرگذار موسیقی ایران، روح ا... خالقی، بود که در دوره ریاستش بر هنرستان موسیقی، دو تن از استادان هنرستان را مأمور کرد به بغداد بروند و دو ساز ایرانی فراموش شده، یعنی قانون و عود را فرا بگیرند و به ایران برگردند.
منصور نریمان، ملقب به «پدر عود ایران»، از دیگر چهرههایی بود که دغدغه بازگرداندن «بربت» به ایران را داشت و آرزو میکرد این ساز در زادگاهش به جایگاه شایسته خود برسد. او که تار و سه تار را در سطح استادی مینواخت، چرا عود را برگزید؟
او خود در مستندی درباره هدف و عشقش برای احیای نام عود میگوید: «اما چرا عود؟ برای اینکه هرچه به نوشتههای گذشتگان و تاریخ موسیقی مراجعه میکردم، میدیدم که عود یا بربت جزو سازهای اولیه کشور عزیز ما بوده است و حالا چرا نباشد؟ چرا دست عربها و ترکها باشد و دست ما نباشد. این بود که تمام همّ و غمّم این بود که برنامهای را به صورت تک نوازی اجرا بکنم و شنوندگان هم خوششان بیاید. خوشبختانه این مسئله شد، کار ندارم با چه زحمتی، اما شد.»
البته علاوه بر تک نوازی -که او نخستین کسی بود که با این ساز در رادیو به صورت رسمی تک نوازی کرد- تدریس بربت در هنرستان موسیقی و تألیف منابع آموزشی از دیگر اقدامات مهمی بود که منصور نریمان انجام داد و همه اینها سبب شد عنوان «پدر عود ایران» را از آن خود کند.
کودکی، نوجوانی، جوانی، مشهد
نام اصلی منصور نریمان، اسکندر ابراهیمی زنجانی است. او ۲۰ اسفند ۱۳۱۴ در مشهد به دنیا آمد. پدرش از پزشکان خوش نام این شهر بود و در موسیقی به همان اندازه طبابت مهارت داشت. ترکیب به دنیا آمدن در شهر مذهبی مشهد در آن دوره و در خانوادهای سرشناس سبب شد او هم مانند محمدرضا شجریان و بسیاری هنرمندان دیگر آن عصر، نامی مستعار برای فعالیت هنری خود انتخاب کند.
منصور نریمان در کودکی و از همین پدر دستگاههای موسیقی ایرانی و نواختن تار و سه تار را یاد گرفت: «در سن چهار سالگی پدرم برای من یک سه تار کوچک درست کرد که هنوز هم به یادگار دارم و با این سه تار شروع به نوازندگی کردم.»
او نخستین کنسرتش را که توسط اداره فرهنگ استان خراسان برگزار شد در دستگاه شور به مدت ۲۵ دقیقه اجرا کرد، وقتی هنوز کلاس ششم ابتدایی بود. بعد وارد هنرستان صنعتی مشهد شد و موسیقی را جدیتر ادامه داد: «آنجا گروهی از دانش آموزان خراسان حدود ۲۲ نفر را انتخاب کردند که تقریبا هم سن و سالم بودند و با تمرینات مداوم، کنسرتهای بسیاری برگزار کردیم.»
به سن قانونی که رسید به صورت رسمی وارد رادیو شد، جایی که همیشه آرزو داشت در آن بنوازد و هفتهای دو بار در روزهای دوشنبه و چهارشنبه در رادیو مشهد بداهه نوازی و تک نوازی تار میکرد.
نام مستعاری که به احترام سازگر بزرگ ایران انتخاب شد
آشنایی منصور نریمان با عود با واسطه و از مسیر رادیو بود: «سیزده، چهارده ساله بودم و از همان زمان به صدای بم علاقه خاصی داشتم. [..]صدای بم عود را از رادیوها میشنیدم. از نوازندههای عرب. مطالبی را که میزدند، نمیپسندیدم، اما صدای آن را دوست داشتم و برایم مثل صدای پدربزرگها بود. صدای عود محمد عبدالوهاب مصری را زیاد گوش میکردم [..]در سالهای دهه ۲۰ که من دبیرستانی بودم، تک نوازی عودش از رادیو پخش میشد.»
او دل باخته سازی شده بود که حتی نمیدانست چه شمایلی دارد: «روزی که من میخواستم عودی تهیه کنم، شکل آن را نمیدانستم.» سراغ یکی از بزرگترین سازگران ایران یعنی نریمان آبنوسی رفت: «مرحوم نریمان آبنوسی که اولین سازنده عود ایران بود، به من گفت تو فقط عود را به من نشان بده، من تا یک هفته آن را میسازم.»
در واقع منصور نریمان اولین کسی بود که با عود در رادیو و به صورت رسمی تک نوازی کرد
نریمان آبنوسی به قولش وفا کرد و در دل اسکندر ابراهیمی زنجانی جوان صاحب احترامی شد فراموش نشدنی: «من، چون این شخص را بسیار دوست داشتم نام هنریام را از نام او برداشتم و نام هنری منصور نریمان را انتخاب کردم.»
پدر عود ایران شدن
او نت خوانی را از شخص روح الله خالقی و از راه دور و تلفنی آموخت و به تأکید و سفارش خالقی بود که وقتی به تهران کوچ کرد به عنوان مدرس این ساز وارد هنرستان موسیقی شد.
منصور نریمان تلاشهای زیادی کرد تا دو چیز را اثبات کند؛ اول اینکه عود یا همان بربت، سازی ایرانی است -مسیری که بزرگانی، چون خالقی هم پیشتر تلاشهایی برای آن کرده بودند-: «اولین کاری که کردم رفتم اداره موسیقی. مسئولان آنجا گفتند عود سازی عربی است و باید ساز دوم شما باشد. من گفتم از شما استادان موسیقی بعید است که این حرف را میزنید! [..]گفتند شما باید مدرک بیاورید و ثابت کنید که این ساز ایرانی است.
برای جلسه بعد قرار گذاشتیم و من کتاب جورج فارمر را که در آن تاریخ موسیقی شرق را بررسی کرده، علامت زدم و دادم ترجمه کردند و با خودم بردم. [..]قدری مدارک دیگر هم همراهم بود. [..]وقتی این مدارک را نشان دادم، همه حیرت کردند. یکی از آقایان گفت بسیار خوب، آن را جزو سازهای تخصصی بگذارید.»
و دوم نشان دادن قابلیتها و تواناییهای این ساز در اجرای ردیفهای دستگاههای موسیقی ایرانی که در این کار هم موفق بود و گرفتن عنوان تک نواز عود در برنامه معتبر «گل ها» در رادیو، حرفی باقی نمیگذاشت. در واقع منصور نریمان اولین کسی بود که با عود در رادیو و به صورت رسمی تک نوازی کرد. پس از این مراحل بود که لقب پدر عود ایران را به او دادند.
منصور نریمان نه تنها تار و سه تار را به خاطر عود کنار گذاشت، بلکه بر وسوسه خوانندگی هم غلبه کرد. او صدای خوبی داشت و در آواز هم از کودکی و زیر نظر پدر پخته شده بود. دو ترانه محلی به نامهای «لالایی» و «دختر خاله» که با لهجه مشهدی خوانده و از رادیو مشهد پخش شده بود در زمان خودش سروصدای زیادی کرده بود. او در مصاحبه گفته نمیخواسته دو هنره شود و میخواسته تمام توانش را صرف یک هنر و یک ساز کند.

مجید ناظمپور
ثمردهی حتی در هنگام خانه نشینی
پس از انقلاب و با تغییرات بنیادین در رویکردها، او ترجیح داد از هنرستان موسیقی کناره گیری کند که این دوره هم فصل دیگری از ثمردهی او برای موسیقی ایران بود: «بعد از انقلاب [..]آمدند و برنامهای چیدند که از همه هنرمندان باسابقه امتحان بگیرند. حتی به آقای تجویدی هم گفته بودند بیا امتحان بده که ایشان گفته بود چه کسی میخواهد ما را امتحان کند؟ به من هم گفتند بیا، اما گفتم من با تمام سوابقم هیچ چیزی نمیخواهم و لطفا اسم مرا کلا خط بزنید.
پس از آن شانزده سال خانه نشین شدم که البته بابت این خانه نشینی بسیار ممنونم، چون در این سالها کتابهایی برای آموزش عود تألیف و شاگردان بسیاری تربیت کردم. کتاب ردیف موسیقی ایران برای عود که تألیف آن بیشتر از سیزده سال طول کشید، محصول همین دوره است.»
اهمیت و نقش منصور نریمان برای معرفی دوباره ساز عود به ایرانیان را باید در زمینههای مختلفی دید؛ از جمله در تدریس و پروراندن شاگردان بسیاری که برخی از آنها بعدها نوازندگان بزرگ عود شدند، تألیف منابع آموزشی که پیش از او در ایران نمونهای نداشت و نیز اعتبار بخشیدن به این ساز با تک نوازی در معتبرترین برنامه رادیویی موسیقی.
او همچنین با بسیاری از بزرگترین موسیقی دانان و خوانندگان هم عصر خود از جمله محمدرضا شجریان، فرهنگ شریف، جلیل شهناز، علی تجویدی، مرتضی حنانه، علی اصغر بهاری، گلپا، ایرج و دیگران همکاری داشت یا برای معرفی موسیقی ایران با آنها به کشورهای زیادی سفر کرد.
منصور نریمان چند ماه پیش از مرگش در مصاحبهای گفته بود: «خوش حالم در آستانه هشتاد سالگی مدیون موسیقی و مردمی که علاقهمند به هنر هستند، نیستم.» با چنین خیال آسودهای، در ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۴ از دنیا رفت.
«بربت» محصول ذوق و نبوغ ایرانیان در دوران ساسانی است
گفتوگو با مجید ناظم پور، نوازنده و پژوهشگر عود درباره تاریخ و فراز و فرود این ساز و نقش و تلاشهای منصور نریمان در بازشناسی جایگاه آن نقوش به جامانده از دوران ساسانی، سند معتبری است که میتوان با تکیه بر آن، بی ابهام از قدمت ساز بربت (عود) و قلمرو جغرافیایی رواج آن سخن گفت. به گفته مجید ناظم پور، نوازنده و پژوهشگر عود، هیچ سند و نشانهای در هیچ سرزمین دیگری_ چه پیش از دوره ساسانی و چه پس از آن _ یافت نمیشود که به این ساز اشاره کرده باشد.
وی تأکید میکند که این نشانهها گواهی میدهند که بربت، حاصل ذوق و نبوغ ایرانیان بوده است. این ساز در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، به سرزمینهای گوناگونی سفر کرده است؛ از کشورهای اروپایی گرفته تا چین و ژاپن، و با تغییراتی در ساختمان و نام، بسته به نیازهای فرهنگ میزبان به کار گرفته شده است. ناظم پور، عود را پدر یا پدربزرگ گیتار میداند.
اعراب و ترکها عود را تقریبا به همان شکل اصلی حفظ کردند و در نوازندگی آن به مهارتهای بالایی دست یافتند؛ تا جایی که در سطح جهانی، این ساز را بیش از آنکه ایرانی بدانند، سازی عربی میپندارند. البته بربت برای دورهای حدودا سیصد ساله در ایران به فراموشی سپرده شد که این وقفه، در انتساب نادرست آن به فرهنگ عرب بی تأثیر نبوده است.
ناظم پور با ارجاع به آثار مکتوب پیشینیان میگوید که عود همیشه جایگاهی بالا نه تنها در موسیقی که در میان فلاسفه ما هم داشته است که به دلایلی نامعلوم در دوره صفویه از رونق میافتد. این ساز در دوره معاصر و به لطف زحمات افرادی همچون روح الله خالقی ومنصور نریمان در موسیقی ایران و در میان مردم جان و جایگاهی دوباره یافت.
از مجید ناظمپور تاکنون چندین آلبوم، از جمله آلبومهای تکنوازی «راز ساحل»، «حکمت»، «فلسفه» و «مردی برای تمام فصول» منتشر شده است. او همچنین کتابهایی آموزشی برای بربت نوشته که کتاب چند جلدی «مهارت عود (بربت) نوازی» و «تکنیکهای مضرابی برای ساز عود (بربت)» از این دستهاند. علاوه بر اینها، او پژوهش مفصلی با عنوان «داستان بربت: مروری بر تاریخ پنج هزار ساله ساز بربت (عود)» نیز تألیف کرده است.
گفتوگوی ما با او درباره تاریخچه این ساز، جایگاهش در ایران و جهان و نقش منصور نریمان در معرفی و ارتقای این ساز در دوره معاصر است.
-بیایید از تاریخ و سابقه عود یا بربت در ایران شروع کنیم. میدانیم نقشها و نشانههایی از عود از دوره ساسانی به جا مانده است که سند مهمی از استفاده و جایگاه این ساز در ایران باستان است. اما چرا بربت در طول تاریخ فراز و فرودها داشته و در دورهای حتی فراموش شده است؟
اگر بخواهیم به تاریخ و ریشههای این ساز برگردیم بحث مفصلی است که در این مجال نمیگنجد. یعنی میشود ریشه آن را به زمانی نسبت داد که بشر توانست سازی را اختراع کند که بشود روی آن از طریق انگشت گذاری صداهای مختلفی تولید کرد که متعلق به تمدن سومر است. اما آن سازی که کاسه گلابی شکل بزرگ و دسته کوتاهی دارد که ما به عنوان بربت یا عود میشناسیم، از دوره ساسانی شروع میشود و بعضی از کتاب ها، اختراع آن را به شاپور اول نسبت میدهند، مانند تاریخ ابوالفداء. البته اطلاعات دقیقی در دست نیست که شخص یا اشخاص مخترع آن چه فرد یا افرادی بودهاند، این را نمیدانیم.
اما بر ما مسلم که این ساز محصول ذوق و نبوغ ایرانیان است در دوره ساسانی. یعنی قبل و حتی معاصر آن هیچ متن و سند و تصویری در هیچ سرزمین دیگری نداریم که درباره این ساز صحبت کرده باشد؛ بنابراین شروع عود به شکل امروزی به دوره ساسانیان مربوط میشود. بعد از اسلام شاهد یک امتزاج فرهنگی هستیم بین عرب و ایرانی و طبیعتا موسیقی دانان عرب و ایرانی روی این ساز تأثیر میگذارند. به خاطر اینکه این ساز در میان اعراب هم جایگاه خاصی پیدا میکند و آنها هم در پیشبرد این ساز سهیم بودهاند. این دوره مشترکی است که اوج خودش را در دوره عباسیان نشان میدهد که دوران طلایی ساز عود است.
در این دوره ما شاهد ظهور موسیقی دانان و نوازندگان بزرگی برای این ساز هستیم، مانند ابراهیم و پسرش اسحاق موصلی، زریاب کبیر، منصور زَلزَل و بسیاری دیگر که در کتاب «اَلأغانی» ابوالفرج اصفهانی مفصل درباره آنها صحبت شده است. زریاب کبیر در بین این موسیقی دانان بزرگ کسی بود که این ساز را از مشرق زمین به غرب و به اندلس آن زمان یا اسپانیای امروزی میبَرد و از آنجا ساز گیتار امروز به وجود میآید. یعنی میتوانیم عود را پدر یا پدربزرگ گیتار امروزی بدانیم.
عود در فرهنگهای مختلف جای خودش را باز میکند، کما اینکه در فرهنگ اروپایی در قرن پانزدهم شاهد یک نسخه اروپایی از ساز عود هستیم به نام ساز «لوت» (Lute) که در دوران باروک و حتی رنسانس نواخته میشده است. عود در ایران تا دوره صفویه نواخته میشده، اما در این دوره به دلایل نامعلوم در ایران فراموش میشود، در حالی که در کشورهای دیگر نواخته میشده است. شاید دلیل آن، فراموش شدن موسیقی علمی در ایران است.
این ساز همیشه در موسیقی علمی جایگاه ویژهای داشته و تقریبا هیچ فیلسوفی را در تاریخ خودمان نداریم که به این ساز توجه نداشته یا در کتاب هایش درباره آن صحبت نکرده باشد. همان طور که فارابی در کتاب معروفش «الموسیقی الکبیر» این ساز را محور بحث قرار میدهد و درباره هر سازی که میخواهد صحبت کند براساس مقایسه آن با ساز عود صحبت میکند. یا [یعقوب بن اسحاق]کِندی در کتاب «رساله موسیقی» خودش مفصل درباره عود صحبت میکند و مباحث مختلفی حتی برای آموزش این ساز دارد. یا در «رسائل اخوان الصفا» یا در خیلی کتابهای دیگر درباره این ساز صحبت شده است. پس این ساز همیشه جایگاه ویژهای داشته است.
عبدالقادر مراغی عود را «اَکملُ الالاتِ ذواتِ الاوتار» یعنی کامل ترینِ سازهای زهی به حساب میآورد. الاذقی این ساز را «اشرف ذَواتِ الاوتار» یعنی شریفترین سازهای زهی خطاب میکند. پس، از دوره صفویه این ساز با این جایگاه ویژهای که در موسیقی ایرانی داشته فراموش میشود، تا اینکه اوایل قرن گذشته روح الله خالقی -که رئیس وقت هنرستان موسیقی بوده- همت میکند و دو تن از استادان هنرستان را مأمور میکند که به کشور عراق سفر کنند و دو ساز فراموش شده ایرانی را یاد بگیرند و دوباره به ایران برگردانند؛ استاد اکبر محسنی برای ساز عود انتخاب میشود و استاد مهدی مفتاح برای ساز قانون.
این دو تن پس از بازگشت از عراق در هنرستان موسیقی این سازها را آموزش میدهند. این شروع عودنوازی در دوران معاصر و پس از آن فراموشی است. بعد از آن نوازندگان مختلفی این ساز را مینوازند، مانند استادان عبدالوهاب شهیدی، منصور نریمان، یوسف کاموسی، حسن منوچهری، نصرالله زرین پنجه و این طور است که دوباره در ایران متداول میشود.
-این ساز در این برهه فراموشی در ایران به طور کامل از یاد رفته بود یا در نواحی جنوب که عربهای ایران هستند یا به فرهنگ عربی نزدیکاند به شیوههای محلی نواخته میشد؟ یا مثلا در پایتخت هم نوازندگانی داشت؟
بحث خوبی را مطرح کردید. تحقیقات من تا این لحظه این است که کاملا فراموش میشود و متداول شدنش در نواحی تقریبا هم زمان با موسیقی شهری است، البته از مسیرهای مختلف. پس از ورود دوباره، سه جریان عودنوازی کم کم شروع به رشد و خودنمایی میکند؛ یکی جریانی محلی که در جنوب ایران بوده که تحت تأثیر عودنوازی کشورهای عرب مجاور کار میکنند، که البته موسیقی خودشان یعنی موسیقی جنوب ایران را با عود که از یمن و کشورهای نزدیک به جنوب ایران وارد میشود اجرا میکنند.
دیگری جریانی است که در پایتخت اتفاق میافتد یعنی استادانی مانند محسنی، شهیدی، نریمان و دیگران این ساز را در رادیو به شکل رسمی اجرا میکنند و جریان دیگری هم در پایتخت اتفاق میافتد که استفاده از عود در موسیقی کوچه بازاری است که آن هم تحت تأثیر موسیقی عربی است که فقط شعر فارسی روی آن گذاشته شده بوده، این ساز در موسیقی و ترانههای کوچه بازاری نوازندگانی داشته است که برخی از آنها از کشورهای عربی به ایران مهاجرت کرده بودند.

حسین بهروزی نیا
-روح الله خالقی با فرستادن دو استاد موسیقی به عراق برای یاد گرفتن سازهای فراموش شده ایرانی، کاری بزرگ و تحسین برانگیز میکند. منصور نریمان هم میخواهد سازی ایرانی را که در کوچ و مهاجرتی که داشته لحن و لهجه عربی به خودش گرفته است برگرداند و با لحن ایرانی اجرا کند. درباره اهمیت و نقش منصور نریمان در دادن شخصیتی ایرانی به ساز عود و گرفتن لقب پدر عود ایران بگویید.
نقش و اهمیت استاد نریمان از چند جهت قابل بررسی است؛ یکی از این جهت که ایشان برای اولین بار با این ساز در رادیو تک نوازی میکنند. یعنی تا قبل از ایشان اگر هم عود نواخته میشد در ارکسترها نواخته میشد. ایشان با عود تک نوازی و موسیقی ایرانی را اجرا کردند. دیگر اینکه ایشان برای این ساز کتاب و متد آموزشی مینویسند و منابع رسمی برای آموزش این ساز منتشر میکنند که در هنرستان استفاده میشود.
اتفاق خیلی مهم دیگری که به همت استاد نریمان میافتد این است که ایشان شاگردان زیادی را تربیت میکنند که بعدها هر کدام استادانی میشوند که در اشاعه این ساز نقش داشتند. مانند استادان محمد فیروزی، سیدرضا خوانساریان، حسین بهروزی نیا و خیلی استادان دیگری که مستقیم و غیرمستقیم شاگردان استاد نریمان بودهاند. یعنی یک موج جدیدی از عودنوازی راه میافتد و کسانی علاقهمند میشوند که در هنرستان ساز عود را بنوازند. این ساز از این طریق و با حمایت استاد منصور نریمان دوباره اشاعه پیدا میکند.
-در گفت وگویی که از ایشان خواندم گفته بودند میخواستهاند این ساز را در هنرستان تدریس کنند، اما گویا اجازه نمیدادند و ایشان به گفته خودش تلاش کرده که بباوراند که عود سازی ایرانی است. همان طور که اشاره کردید روح الله خالقی دو تن از استادان هنرستان موسیقی را به بغداد میفرستد که سازهای قانون و عود را بیاموزند، اگر باور به ایرانی بودن این ساز وجود داشت، چرا نریمان با مقاومت روبه رو شد؟
این باور وجود داشت که عود سازی ایرانی است، اگر وجود نداشت که استاد خالقی آن کار را نمیکرد. اما این باور وجود نداشت که این ساز قابلیتهای سازهایی مانند تار و کمانچه که در موسیقی ایرانی متداول بود داشته باشد که بتوان با آن تمام جزئیات موسیقی ایرانی را اجرا کرد. در این قسمت تردید بود. استاد نریمان با تک نوازیهای خود ثابت کرد که با این ساز نیز میتوان موسیقی ایرانی را به خوبی اجرا کرد.
-ردیف نوازی در میان استادان موسیقی ما مرسوم است که البته برخی ردیف مرجعی مانند ردیف میرزا عبدالله را با روایت شخصی خودشان و متناسب با ساز تخصصی شان اجرا میکنند. منصور نریمان هم ردیف نوازی برای عود را منتشر کردهاند. نظر شما درباره این بخش از کار او چیست؟
یکی از کارهای مهم استاد نریمان همین انتشار ردیف برای ساز عود بود. یعنی تجربیات شخصی شان با این ساز را منطبق کردند بر موسیقی ایرانی و منتشر کردند. باید بگویم خیلی زحمت کشیدند. استادان دیگر هم خیلی زحمت کشیدند و ما باید قدردان کار آنها باشیم. این تجربیات بسیار ارزشمندند، آن هم در شروع راه. اما به اعتقاد منِ پژوهشگر، ما همچنان در ابتدای راه هستیم. خیلی مانده که ما به یک مکتب عودنوازی برسیم.
این باور وجود داشت که عود سازی ایرانی است، اگر وجود نداشت که استاد خالقی آن کار را نمیکرد
مکتب تعریف خیلی مفصلی دارد و خیلی وسیعتر از سبک است. یعنی اول باید مکتب اتفاق بیفتد که بعد به سبکهای مختلف برسیم. در نوازندگی عود در دنیا مکاتب مهمی مانند مکتب مصر، مکتب عراق، مکتب ترکیه، مکتب خلیج، مکتب شام و مکاتب دیگر مختلف داریم، اما ما هنوز خیلی فاصله داریم تا به یک مکتب ایرانی برسیم. ولی درود بر استادانی مانند استاد نریمان که برای این ساز زحمت کشیدند که تا به همین جا برسد.
-اگر فرض کنیم در دهههای ۴۰ و ۵۰، منصور نریمان آن اقدامات را برای عود انجام نمیداد؛ یعنی پافشاری بر ایجاد جایگاهی مستقل، معرفی تواناییهای این ساز برای تک نوازی، تألیف منابع آموزشی و تدریس، فکر میکنید وضعیت امروز عود در ایران چگونه بود؟
اگر استاد نریمان عود را به هنرستان نمیبردند و این ساز به عنوان واحدی رسمی تدریس نمیشد، قطعا امروز در وضعیت بسیار وخیم تری قرار داشتیم؛ چراکه شاگردان استاد نریمان، هرکدام در ارکسترهای متعددی حضور یافتند، شاگردان بسیاری تربیت کردند و آثار فراوانی منتشر ساختند. در واقع، از زمانی که استاد نریمان عود را به هنرستان وارد کردند، جریانی بسیار قدرتمند شکل گرفت. حال تصور کنید اگر این اتفاق نمیافتاد، ما از وجود چنین جریان بزرگی محروم بودیم؛ بنابراین نقش ایشان بسیار تعیین کننده و تأثیرگذار بود.
-چرا این ساز در کشورهای عربی، از کشورهای حاشیه خلیج فارس تا مصر، و همچنین در قلمرو عثمانی (ترکیه امروزی) تا این حد محبوب شد و ماندگار ماند؟ این ساز چنان جایگاهی یافت که بسیاری آن را اساسا سازی عربی میدانند. چرا عود و نه سازی دیگر؟
عود برای موسیقی جدی سلطان سازها بود. ما بعد از اسلام شاهد یک موسیقی مشترک بین ایران و عرب هستیم، یعنی تمام استادان موسیقی، تمام مقامها و اسم مقامها مشترک است. هنوز هم مقامهایی که در کشورهای عربی استفاده میشود اسمهای فارسی دارد. هنوز هم وقتی یک عرب میخواهد تئوری موسیقی عرب را یاد بگیرد، مجبور است شصت کلمه فارسی را یاد بگیرد.
این سازی که سلطان موسیقی جدی بود در کشورهای دیگر به همان شکل و با همان جایگاه حفظ شد و پیش رفت. یعنی از اول مورد توجه بود و مشهورترین سازها بود. همیشه حضور داشت و هنوز هم در کشورهای عربی و ترکیه -که همه یک فرهنگ موسیقایی مشترک داریم- حضورش پررنگ و چشمگیر است. اما در ایران به دلایل نامعلوم برای دورهای فراموش شد. امیدوارم که جوانها بیشتر به این ساز توجه کنند و امیدواریم که مسیر صحیح برای این ساز پیدا شود. مسیری که از یک طرف ریشه در موسیقی شریف ایرانی داشته باشد و از طرف دیگر نگاهی جهانی و به روز و استاندارد شده برای نوازندگی این ساز داشته باشیم.
معرفی آثار
از فعالیتهای مهم و تأثیرگذار و جریانساز منصور نریمان نوشتن و انتشار منابع آموزشی برای ساز بربت (عود) بود و اهمیت این کار آنجا بیشتر آشکار میشود که در نظر داشته باشیم که پیش از او اثری آموزشی برای این ساز موجود نبود.
«شیوه بربطنوازی»، «۴۲ قطعه برای عود» از این دستهاند. اما شاید بشود مهمترین اثر تألیفی او را انتشار «ردیف موسیقی ایرانی برای عود» دانست.
از منصور نریمان آلبومهای تکنوازی هم منتشر شده است از جمله «نوای بربط» و مجموعه «آثاری از استاد منصور نریمان».
*پی نوشت:
برای نوشتن این مطلب از گفتوگوهای روزنامههای ایران و شرق با منصور نریمان استفاده شده است.
* این گزارش سهشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۰۷ روزنامه شهرآرا صفحه هنر چاپ شده است.