کد خبر: ۱۵۰۲۵
۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
خانواده شهیدان خادم الخمسه معتمد محله فلسطین بودند

خانواده شهیدان خادم الخمسه معتمد محله فلسطین‌اند

رمضان ۱۳۶۱ بود که مرتضی خادم الخمسه در عملیات رمضان در شلمچه بر اثر برخورد گلوله خمپاره شهید شد. رضا هم در ۱۶ سالگی و در حین غواصی در عملیات کربلای ۴ به‌دلیل لو رفتن عملیات در سال ۱۳۶۵ شهید شد.

علیرضا ظهیری| «اخلاق‌هایش؟ آخه آن‌قدر از این موارد گفته‌اند که دیگر کلیشه‌ای شده است. شهدا همه خوب بودند و ویژگی‌های برجسته‌ای داشتند که همان‌ها شهادت را قسمت‌شان کرد. مرتضی و رضا هم هر دو فرزندان صالحی بودند. مهم‌ترین ویژگی اخلاقی‌شان که یادم مانده، تاکید آنها به اجرای فریضه امر به‌معروف و نهی از منکر بود.»

 

رضا در ۱۶ سالگی شهید شد

این شروع ساده پدران شهید خادم‌الخمسه است. خانواده سرشناس و معتمد ساکن محله فلسطین مشهد که برای اهل محله معتمد هستند. این پدر شهید در توضیح ویژگی‌های فرزندانش می‌گوید: مرتضی متولد سال ۱۳۴۰ بود. دوران سربازی‌اش بود که تصمیم گرفت وارد سپاه شود. آنجا هم به دلیل تسلطش به زبان عربی وارد گروه بازجویی کمیته از منافقین شد و در نهایت با رهسپار شدن به‌جبهه در رمضان ۱۳۶۱، در عملیات رمضان در شلمچه بر اثر برخورد گلوله خمپاره به فیض شهادت نایل شد.

رضا در کربلای ۴ به شهادت رسید، پس از ۱۵ ماه که جسدش مفقود بود، در فروردین ۱۳۶۷ به خاک سپرده شد

وی ادامه می‌دهد: شهید رضا خادم‌الخمسه نیز که متولد سال ۱۳۴۹ در مشهد است در سن ۱۶ سالگی و در حین غواصی در عملیات کربلای ۴ به‌دلیل لو رفتن عملیات در سال ۱۳۶۵ شهید و پس از ۱۵ ماه جسد ایشان مفقود بود در فروردین ۱۳۶۷ در بهشت رضا به خاک سپرده شد.

 

مرتضی سال ۵۸ انجمن اسلامی محله را تشکیل داد

ابوالقاسم خادم الخمسه که فرزندانی عاشق انقلاب تربیت کرده بود، از علاقه زیاد رضا و مرتضی به‌خدمت به مردم محله‌شان می‌گوید و بیان می‌دارد: در سال ۵۸ ما به محل فعلی خود که در فلسطین است آمدیم و از همان ابتدا آقا مرتضی با تشکیل انجمن اسلامی در مسجد جوادالائمه فعالیت‌های خود را آغاز کرد. او پایه‌گذار بسیج این مسجد هم بود و در جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای جبهه نیز بسیار فعال بود.

او نقبی می‌زند به خاطرات فرزندانش و می‌گوید:بچه‌ها با آن سن و سال کم‌شان حسابی تحت تاثیر جریان انقلاب قرار گرفته بودند. آنها دستگاه تایپی را خریداری کرده و اعلامیه‌های امام را در سطح محله توزیع می‌کردند.

 

خانواده شهیدان خادم الخمسه معتمد محله فلسطین بودند

 

شب رفتن به جبهه از خوشحالی تا صبح نخوابید

پدر شهیدان خادم الخمسه با اشاره به اینکه رضا نیز پس از شهادت برادرش راه او را ادامه داد و در مسجد جوادالائمه جای برادرش را پُر کرد، اظهار می‌دارد: رضا اصرار زیادی برای رفتن به جبهه داشت، اما سنش کم بود و اجازه نمی‌داند. او هم شناسنامه‌اش را دستکاری کرد تا مجوز رفتن به جبهه را بگیرد. من و مادرش هم مخالفتی نکردیم، چون وظیفه‌مان می‌دیدیم برای دفاع از میهن هر چه داریم، خرج کنیم.

او یادش می‌آید که؛ «آن شبی‌که من اجازه دادم تا رضا به جبهه برود، آنقدر خوشحال بود که شب نتوانست بخواند و صبح پس از آنکه نمازش را خواند به پایگاه رفت و عازم جبهه شد.» این پدر شهید آخر صحبت‌هایمان به جوانان نسل سوم که نعمت درک وجود شهیدان را نداشتند، توصیه می‌کند: اگر می‌خواهیم شهیدان را بهتر بشناسیم و به اعتقادات و نگاه آنان پی ببریم، بهترین مرجع وصیت‌نامه آنهاست. این کاغذ‌ها حرف‌هایی دارند که یک نسل و یک اعتقاد را جاویدان کردند.

 

*این گزارش دی سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام