اهالی محله ایثار «جواد جوانمقدم» را با اسکیت میشناسند
شاید تا به حال افراد زیادی را دیدهاید که به رشتههای مختلف ورزشی علاقهمند بودهاند. اما در منطقه ۴ و محله ایثار مشهد، جوان ۲۱ سالهای زندگی میکند که همه اهالی منطقه او را با اسکیت و اسکیت را با او میشناسند!
«جواد جوانمقدم» به جای استفاده از موتور و ماشینهای دودزا، از اسکیت برای عبور و مرور استفاده میکند. خودش میگوید: دوست دارم از ۲۴ ساعت ۲۵ ساعت اسکیت بزنم!
۱۲ سالگی کفش اسکیت خریدم
او درباره نحوه آشناییاش با اسکیت و اینکه از چه زمان تصمیم گرفت با این وسیله ورزشی رفت و آمدهای روزانهاش را انجام دهد، میگوید: حدود ۸، ۹ سالم بود که یکی از دوستانم در محله اسکیت خریده بود. خیلی اتفاقی آن را پوشیدم و حس کردم چقدر خوب بود اگر من هم یکی از اینها داشتم.
از تمام بچههای محل که حدود ۲۵ نفری بودیم، بدون اینکه کلاس رفته باشم بهتر اسکیت میزدم
همین موضوع باعث شد تا تمام فکر و ذکرم، خرید اسکیت باشد که این موضوع در سن ۱۲ سالگی به واقعیت پیوست و من از پول توجیبیهایم و بدون اطلاع خانوادهام، یک جفت اسکیت خریدم. از آن روز به بعد هم شروع کردم به اسکیت زدن. همان موقع از تمام بچههای محل که حدود ۲۵ نفری بودیم، بدون اینکه کلاس رفته باشم و یا زیر نظر مربی کار کرده باشم، بهتر اسکیت میزدم.
چند شکستگی در پا و دست دارم
او میگوید: خیلی از دوستانم بعد از مدتی خسته شدند، اما من ادامه دادم. با آنکه در محله زمینی برای تمرین نداشتم و نمیتوانستم به خاطر بعضی از خطرات در پارکها بازی کنم، مجبور بودم به زمین اسکیت کوهسنگی بروم.
جوانمقدم میگوید که بهخاطر این علاقه، آسیبدیدگیهای زیادی هم داشته و حتی یک بار به خاطر ضربهای که به سرش وارد شده بوده تا مرز فراموشی هم پیش رفته است؛ اما همیشه دلش بر عقلش چیره شده است!
او ادامه میدهد:، چون استادی نداشتم که به من بگوید چه کار کنم و چطور اسکیت بزنم، خیلی آسیب دیدهام. چند شکستگی در پا و دست دارم، اما هیچ وقت نتوانستم از اسکیت دل بکنم. من همیشه هر جا که میخواهم بروم با اسکیت میروم. آن اوایل مردم محل خیلی از من نارحت بودند، اما وقتی دیدند که من در عبور و مرورم رعایت خیلی از مسائل را میکنم، حالا دیگر مرا تشویق هم میکنند. حتی گاهی روزها که با اسکیت نمیتوانم به جایی بروم از من سئوال میکنند که اسکیت هایم کجاست؟
دوست دارم به بچهمحلها اسکیت یاد بدهم
جوانمقدم با اینکه عضو هیچ تیمی از استان نیست، در این باره میگوید: من فقط یک بار در مسابقات پارک ملت شرکت کردم که مقام هفتم را کسب کردم بعد از آن دیگر در مسابقهای شرکت نکردم. در محله و منطقه هم به دلیل اینکه تیم اسکیتی وجود ندارد مسابقات محلات در این رشته برگزار نمیشود. البته من چند بار از شهرداری منطقه درخواست کردهام که زمینی در اختیار من بگذارد تا بتوانم به بچهها منطقه، آموزش اسکیت بدهم که هنوز با این درخواست موافقت نکردهاند.
اسکیت سخت و خیلی خطرناک است و اگر زیر نظر مربی تمرین نکنی، امکان دارد آسیب ببینی به همین خاطر من دوست دارم به خیلی از بچهها که مثل من عقلاه زیادی به اسکیت دارند، اما توان مالی مناسبی برای رفتن به کلاسهای گرانقیمت این رشته را ندارند، آموزش بدهم.
وی با آنکه خودش تجربی و از راه نگاه کردن، اسکیت را آموخته است، اما این روش را اصلا به کس پیشنهاد نمیکند و اظهار میدارد: من با مخالفت خانوادهام و بدون آنکه زیر نظر مربی باشم اسکیت زدم. هیچ وقت حرکات نمایشی که خیلی از اسکیتبازان در خیابان انجام میدهند را انجام ندادم.
به همین خاطر از همه کسانی که دوست دارند اسکیت کار کنند میخواهم زیر نظر مربی این کار را انجام بدهند. بهتر است که این رشته را از مبتدی تا حرفهای یاد بگیرند تا برایشان مشکلی پیش نیاید.
*این گزارش مهر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.