کد خبر: ۱۴۴۴۸
۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۴
عبدالعلی شعاعی پیرغلام مسجد کرامت است

عبدالعلی شعاعی پیرغلام مسجد کرامت است

عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن می‌داند.

سرش را به اطراف تکان می‌دهد و دستش را چند بار روی زانویش می‌زند؛ نمازش که تمام می‌شود، می‌روم و کنارش می‌‏‏نشینم؛ تسبیحش را می‌چرخاند و با ذکر فضا را خوشبو می‌کند. سلام می‌کنم و جواب می‌دهد؛ در صدایش می‌شود باغچه‌ای گل کاشت.

عبدالعلی شعاعی سال۱۳۱۲ در یک خانواده‏ مذهبی اصفهانی به دنیا آمده و تا ۱۰ سالگی هم اصفهانی مانده است، اما در ۱۱‏سالگی بعد از یک سال مجاور امام رضا (ع) بودن یکی از مشهدی‌‏ها شده است. عبدالعلی شعاعی، همسایه ثامنی ما، حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت در محله بالاخیابان مشهد است.

او که تا امروز وقایع تاریخی زیادی را دیده و بالا و پایین روزگار را رفته اگر بخواهد بهترین دوران عمرش را انتخاب کند، دست می‏‌گذارد روی همین دوران سالخوردگی و همین حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن.

کمتر منبری بود که پایش ننشستم

عبدالعلی شعاعی از آن بچه‌مسجدی‏‌های قدیمی منطقه ماست، همین است که با افتخار می‌گوید:، چون در یک خانواده‏ مذهبی بزرگ شدم از همان ابتدای کودکی با ائمه (ع) و قرآن بزرگ شدم. بعد از اینکه به مشهد آمدم و در فضای مذهبی شهر مشهد قرار گرفتم، در محضر بزرگان زیادی بودم و به سخنشان گوش می‌دادم؛ بزرگانی مثل مرحوم حاج آقا عابد‌زاده، مرحوم حاج آقای فلسفی و کمتر منبری در مشهد بود که پایش ننشستم.

با رادیو به صحبت‌های حاج‌آقای فلسفی گوش می دادم که بعد از ۵۰سال هنوز در گوش من است

سپس درودی به روح حاج‌آقای فلسفی می‌فرستد، پا می‌‏گذارد در خانه کودکی‌‏هایش و می‌‏افزاید: اصلا در خانه‏ ما تلویزیون نبود و من بیشتر با رادیو و ضبط به نوار‌های این بزرگان گوش می‌دادم. به‌ویژه حاج‌آقای فلسفی که هنوز صدایش بعد از ۵۰سال در گوش من است؛ حاج‌آقای فلسفی یک پیرغلام به‌تمام‌معنا بود.

 

موی سپید کردن برای خدا

«پیرغلام واقعی کسی است که هرکاری انجام می‌دهد، تکلیف بداند» این را پیرغلام مهربان مسجد کرامت می‌گوید و بعد لبی‌تر می‌کند و ادامه می‌دهد: باید خود را هنگام انجام هر کاری بنده‏ خدا بدانی و یقین داشته باشی که خدا ناظر بر اعمال توست. خدا نکند هوای نفس در کار‌ها باشد، خدا نکند شیطان در کارت دخالت کند، خدا نکند خودنمایی در کارت باشد؛ معنای پیرغلامی این است. به عقیده او موی سپید کردن در راه خدا ارزش زیادی دارد و آسان به دست نمی‌آید؛ باید ارتباط فرد و خالقش واقعی باشد تا صفت پیرغلامی بگیرد.

 

حاج‌‏آقا کرامت، پیرغلامم کرد

وقتی از او می‌پرسم چه کسی لقب پیر غلامی را به او داده است، آه عمیقی می‌کشد و خدا بیامرزی حواله روح مرحوم حاج‌آقای کرامت می‏‌کند و می‌‏گوید: حاج‌آقای کرامت پایین همین مسجد، چلوکبابی داشت و این مسجد در حقیقت خانه او بود که برای ساختن مسجد وقفش کرد. وقف‏نامه آن را هم در حضور آیت‌‏الله خامنه‌ای تنظیم کردند که الحق از همه لحاظ محکم و دقیق بود.

اینجای حرف که می‌‏رسد، نگاهی می‌‏اندازد به عکس مرحوم کرامت که دیوار مسجد را زیبا کرده است و ادامه می‌‏دهد: همسر آن مرحوم هم در شبستان همین مسجد دفن شده است. خدا هر دویشان را بیامرزد، حاج‌‏آقا کرامت بود که به من لقب پیرغلامی این مسجد و اهل بیت (ع) را داد.

 

خدا را شکر برای خدمت در مسجد و حسینیه

اگرچه از داخل مسجد کرامت حرم امام رضا (ع) دیده نمی‏شود، پیرغلام محله ما نگاهش را می‏‏چرخاند سمت آقایش و می‌گوید: هر روز صبح از داخل حرم، سلامی به حضرت می‌دهم. اتفاقا امروز صبح رفته بودم به آقا سلامی عرض کنم، به مادرم مرحومم که در حرم دفن شده هم سری زدم. به اوگفتم: خدا را شکر مادر که زنده‌ام و می‌توانم به چشمم این روز‌ها را ببینم. این روز‌های خدمت در مسجد و حسینیه و در جوار ثامن‌الحجج به زائران و مجاوران عرض ارادت کردن، کاش تو هم زنده بودی...

 

تکان شانه‌هایش حرف را می‌خورد

تکان شانه‏‌ها تمام شده، اما بغضش هنوز هست. این را می‏شود لابه‏لای گفته‏های بعدی او به‌روشنی دید؛ جایی که سر درد دلش باز شده و می‏‌گوید: مادر مرحومم به همه کمک می‌کرد. تمام عمرش را صرف عبادت کرد؛ خدا بیامرزد او را، یک روز من به‌شدت بیمار شدم و مادرم می‌خواست مرا به دکتر ببرد. در راه چند تن از مأموران رضاشاه ملعون جلوی مادرم را گرفتند و چادر را از سرش کشیدند.

گریه امان پیرمرد همسایه را بریده؛ نمی‏‌گذارد که بگوید مادرم باردار بود و از ناراحتی این اتفاق بچه‏‏اش را از دست داد.

 

عزاداری‏‌ها فقط به خواست مردم مانده است

کمی آرام‌تر شده و دوباره صدای گرمش می‌آید که نفس تازه کرده و از عزاداری‌‏های دیروز می‏‌گوید: عزاداری امام حسین (ع) اگر مانده فقط به همت و خواست مردم است. حکومت‌‏ها هیچ نقشی در ماندن این عزاداری‌‏ها نداشته‏‌ا‌ند. نمونه‌‏اش قبل از انقلاب است که محمدرضا پهلوی در دربار روضه‏‌خوانی‌‏هایی راه می‌‏انداخت، اما فقط تظاهر می‌کرد و هزار جور کار خلاف شرع و جنایت در کنار آن انجام می‌داد.

حاج‏‌آقا شعاعی تأکید می‌‏کند که حواسمان باشد اگر در انجام عبادت تظاهر بکنیم، آن عبادت شیطانی می‌شود. بعد اضافه می‏‌کند: عزاداری‌ها هم مثل عبادات است؛ یعنی گریه‌‏اش باید با معرفت باشد تا کارساز شود. باید کمی از توجه و معرفت امام حسین (ع) را یاد بگیریم و در عزاداری‌ها همین توجه را داشته باشم.عزاداری‌ها هم مثل عبادات است؛ یعنی گریه‌‏اش باید با معرفت باشد تا کارساز شود

عزاداری‌ها هم مثل عبادات است؛ یعنی گریه‌‏اش باید با معرفت باشد تا کارساز شود

به عقیده او عزاداری‌هایی که امروزه به خیمه‌ها و داخل خیابان کشیده می‌شوند، بیشتر ظاهری هستند. او می‌‏گوید: کنار این جور عزاداری‌ها هزار و یک مشکل است؛ نبودن امنیت، ایجاد ترافیک و مزاحمت، هزینه‌های اضافی بسیار و اسراف لیوان‌های یک‌بارمصرف و..، همه‏ این‌ها در دید دشمنان اسلام است. خدای نکرده اگر اتفاقی بیفتد از همان اتفاق، گل می‌گیرند وعزاداری‌های ما را زیر سوال می‌برند.

 

عنایت خدا بود

از پیرغلام مسجد کرامت می‏‌خواهم که حرف را با دعایی تمام کند و او که حیران خلقت آفریدگار است، می‏‌گوید: خداوند دستگاه خلقت را با این عظمت خلق کرده است و بشر هنوز با این همه پیشرفت علمی به خیلی چیز‌ها دست پیدا نکرده تا صاحب‏الزمان (عج) بیاید و این جهان بزرگ را برایمان

معنا کند. اینکه من به عنوان پیر غلام انتخاب شده‌ام و این لقب بزرگ را به من داده‌اند فقط عنایت خدا بوده و بس، اما اگر هر انسانی خودش و خدای خودش را بشناسد، می‌تواند بندگی و غلامی خدا و اهل بیت (ع) را بکند. سرش را رو به به بالا می‌گیرد و زیر لب دعایی می‌خواند.

 

*این گزارش پنجشنبه، ۹ آذر ۹۱ در شماره ۳۲ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام