کد خبر: ۱۲۰۲۱
۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
حمید نوذری

گود زورخانه روح و جسم حمید نوذری را ساخته است

حمید نوذری، باستانی‌کار پیشکسوت مشهد از ۳۳ سال پیش روح و جسمش با این ورزش عجین شده است. او معتقد است: ورزش باستانی سراسر جاذبه است و تمام وجود آدم را می‌سازد.

ورزش زورخانه‌ای، باستانی یا پهلوانی، از داشته‌های ارجمند قوم ایرانی است؛ رشته‌ای که از روزگار زرتشت، عامل سلامت تن و روان مردان ایرانی بوده و آنان را در نبرد با اهریمن یاری می‌کرده و چند سده پس از ورود اسلام نیز تنیده در آیین و مرام تشیع از نو سر بلند کرده است.

شاید معنویت نهفته در این ورزش مفهوم روشن‌تری برای خواننده شهرآرامحله پیدا کند اگر بداند پهلوان خیابان مسلم در محله گاز با چه تاکیدی از تدین و ایمان اهالی منطقه می‌گوید.

حمید نوذری، باستانی‌کار ۴۸ ساله خیابان مسلم در محله گاز مشهد، ۳۳ سال است که روح و جسمش با این ورزش عجین است و اگرچه گلایه‌هایی نیز از برخی رفتار‌ها دارد، نمی‌تواند از ورزش باستانی دل بکند. او در این سال‌ها در هیئت ورزشکار و مربی و مدیر، نام خود را به عنوان یکی از پیش‌کسوتان و باتجربه‌های زورخانه‌های شهر تثبیت کرده است.

انگیزه عجیب یک نوجوان!

در خانواده‌ای ورزشکار به دنیا آمده و رشد کرده است؛ چنان‌که مرحوم پدرش کشتی چوخه می‌گرفته و یک‌برادرش از مربیان فوتبال مشهد و برادر دیگرش زمانی والیبالیست بوده است. رگ و ریشه ورزشی او ورودش را به رشته پرورش‌اندام در محدوده زمانی پیروزی انقلاب اسلامی رقم می‌زند اما سرنوشت مسیر دیگری را برایش تدارک می‌بیند.

او می‌گوید: در سالن بهرامی که بین چهارراه شهدا و حرم مطهر واقع و رشته‌های گوناگونی مانند شنا و باستانی در آن فعال بود، پرورش‌اندام کارمی‌کردم. یک بار که هم‌باشگاهیانم داشتند درباره ماجرای درگیری عده‌ای باستانی‌کار و اهالی یک روستا سخن می گفتند، توجهم به صحبت‌هایشان جلب شد.

آن‌ها تعریف می‌کردند که در آن درگیری، باستانی‌کارها فقط سرشان را بین دستانشان برده بودند تا از ناحیه سر آسیب نبینند و برایشان اهمیت نداشت که چوب و چماق به تنشان بخورد...! با خودم گفتم اگر بروم باستانی چه پهلوانی از کار در می‌آیم! که البته از این خبرها نبود و بعدها نیز که به زورخانه راه پیدا کردم، پهلوانی نشدم(با خنده)!

 

از میل گرفتن تا مدیریت

نوذری بیان می‌کند: سال ۵۹ ابتدای جنگ بود که ورزش باستانی را در زورخانه شهیدسیداحمداحمدی در طلاب آغاز کردم. یک‌سال بعد هم وارد رشته کشتی‌آزاد شدم و همزمان این رشته را در باشگاه راه‌آهن به مربیگری کریم زرین دنبال کردم. ۵/۲ تا ۳ سال کشتی می‌گرفتم و مدتی از آن را از باستانی دور افتادم. وقتی در سال ۶۳ دوباره پی این ورزش را گرفتم، تیم باستانی شهیداحمدی در مجموعه قدس مستقر شده بود.

او ادامه می‌دهد: ما باستانی‌کار‌ها چهارسال در سالنی که متعلق به کشتی و رشته‌های رزمی بود، ورزش می‌کردیم و حتی زمانی هم که تبدیل به سالن والیبال و بسکتبال شد، با وجود ممانعت‌ها کارمان را ادامه دادیم. سرانجام در سال ۶۷ به همت پیشکسوتانی، چون اصغر جوان و علی‌اکبر شاه‌حمزه‌ای سالنی اختصاصی برای ورزش زورخانه‌ای در مجموعه درنظر گرفته شد.

در مدت مسئولیتم ۳۰ نفر باستانی‌کار گود شهید احمدی را به حدود ۱۰۰ نفر رساندم

باستانی‌کار محله گاز سال‌ها سنگ و میل‌گرفتن را دنبال می‌کند و تا سال ۸۵ و پیش از اینکه به مدیریت زورخانه شهیداحمدی برگزیده شود، هفت‌هشت‌سالی هم‌زمان به مربیگری نیز می‌پردازد. او می‌گوید: مسئولیت من به‌عنوان مدیر زورخانه شش‌سالی دوام داشت تا اینکه چندماه پیش استعفا دادم. در مدت این مسئولیتم ۳۰ نفر باستانی‌کار گود شهید احمدی را به حدود ۱۰۰ نفر رساندم.

 

افتخارات پهلوان

از این پیش‌کسوت ورزش محله درباره موفقیت‌هایش می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: زمانی که جوان‌تر بودم و در مسابقات شرکت می‌کردم، سه دوره مقام نخست استان را در رشته سنگ، که رشته تخصصی‌ام است، به دست آوردم.

همچنین سه دوره نایب‌قهرمان استان در همین رشته شدم. شاگردانم نیز با مربی‌گری من قهرمان مشهد، قهرمان استان و نایب‌قهرمان کشور شده‌اند. اتفاق جالبی هم در دوران مدیریتم افتاد و آن اینکه، یک سال نفر نخست تا سوم رشته سنگ استان از باشگاه ما بودند.

 

ورزشی که چندبعدی است

او معتقد است: ورزش باستانی سراسر جاذبه است و تمام وجود آدم را می‌سازد. به عبارتی ورزشی چندبُعدی است و از جوانب گوناگون تاثیر می‌گذارد. مثلا کارکردن با میل یا همان «گورگه» خودش یک ورزش عضلانی کامل است؛ چنان‌که کافی است انسان روزی ۱۰ دقیقه میل بگیرد تا روی پنجه پا و ران و کمر تا مچ دست و ساعد و عضلات پشت کمر و... خود اثر مثبت بگذارد. شادابی‌ای نیزکه هربار پس از انجام حرکت‌های این ورزش به باستانی‌کار دست می‌دهد، از فواید روحی و روانی آن است.

پهلوان محله ما می‌افزاید: از دید معنوی و اعتقادی هم این ورزش بسیار سودمند است. در اشعاری که مرشد در زورخانه می‌خواند و باستانی‌کار با آن ورزش می‌کند، همواره نام خدا و ائمه (ع) برده می‌شود و هنگام ورود به گود باید از نظر شرعی پاک بود. پیش آمده که مرشدی با اینکه غسل کرده بود، وضو هم می‌گرفت و بعد وارد گود می‌شد و می‌رفت سَرِ دَم (محل نشستن مرشد).

 

حمید نوذری از پیش‌کسوتان و باتجربه‌های زورخانه‌های شهرمان است

 

برخی پیش‌کسوتان برای جوان‌ها دافعه دارند!

این باستانی‌کار با وجود علاقه‌اش به ورزش باستانی انتقاد‌هایی را هم به آن وارد می‌کند که از مسئولان تا خود ورزشکاران را شامل می‌شود. او می‌گوید: این درست است که حرمت و احترام به پیش‌کسوت باید باشد، اما اینکه به جوان بها ندهند و با پافشاری بر مسائلی مانند اینکه کم‌سابقه‌تر‌ها حق ندارند زودتر وارد گود یا از آن خارج شوند، باعث دلزدگی جوانان شوند، درست نیست.

پیش‌کسوت ورزش پهلوانی محله گاز ادامه می‌دهد: یکی از ضعف‌های دیگر باستانی کمبود سالن و گود زورخانه است. مشهد دست‌کم به ۳۰ زورخانه نیاز دارد درصورتی که نصف این تعداد را هم ندارد. این درحالی است که آمار زورخانه‌های خیلی از شهر‌های دیگر افزایش داشته و مثلا در همین استان خودمان، گناباد با جمعیتی که اصلا قابل مقایسه با مشهد نیست، ۱۴ زورخانه دارد!

او می‌افزاید: تعداد اندک سالن‌ها جواب گوی دوستداران ورزش باستانی نیست و علاقه‌مندانی که به سالن می‌آیند و جایی برای ورزش کردن نمی‌بینند، از دنبال کردن آن منصرف می‌شوند.

نوذری می‌گوید: مشکل دیگر، حضور غیرورزشی‌ها در عرصه مسئولیت است؛ مشکلی که در ورزش‌های دیگر هم دیده می‌شود! این افراد حتی به خود اجازه دخالت در حوزه‌هایی را می‌دهند که ارتباطی به آنها ندارد. دلیل استعفای من از مدیریت سالن باستانی مجموعه قدس همین دخالت‌ها بود؛ مسئولان هیئت مشهد در کار مدیریت سالن دخالت می‌کردند و مثلا مرشد را خودشان انتخاب می‌کردند.

 

خاطره‌ای از گود

این پرسش برایمان پیش می‌آید که آیا این باستانی‌کار ورزش موردعلاقه‌اش را به فرزندان خود هم منتقل کرده یا نه. او دراین‌باره می‌گوید: دو دختر و یک پسر دارم. پسرم حامد که ۲۸ سال دارد، از ۶ سالگی باستانی کار می‌کند. او در این ورزش سال‌ها تجربه و سابقه نایب‌قهرمانی کشور را دارد.

اما خاطره‌ای شیرین حال و هوای گفت‌و‌گو را تا اندازه‌ای تغییر می‌دهد: شاید ۱۵ سال پیش بود که دونفر از بچه‌های بجنورد به باشگاه ما آمدند. آنها قد و قامت بلند و استیل متناسبی داشتند. دو سه روزی از آمدنشان می‌گذشت که قرار شد به عنوان میان‌دار با آنها شنا بروم.

من در وسط و آنها دو طرفم حرکت را آغاز کردیم. آنها به جای شنای باستانی که با پا‌های ازهم‌باز انجام می‌شود، به حالت پاجفت شنا می‌رفتند که سخت‌تر است. بعد از یک‌سری حرکات مرسوم، شروع کردم به شنای یکی‌ای و دوتایی و.... به پنج‌تایی رسیدیم و احساس کردم هنوز گرم نشده‌اند؛ صدا زدم: «پنجتن دخیل» و پنج‌تایی رفتیم، احساس کردم چیزی به هم گفتند، اما باز گفتم: «شش گوشه قبر حسین بطلب» و شش‌تایی رفتیم؛ خلاصه با این تصور که بنده‌های خدا استقامت بالایی دارند و هنوز گرم نشده‌اند، به‌جای ۱۵۰ تا شنا، شاید ۴۰۰، ۵۰۰ تایی شنا بردمشان و از نفس انداختمشان! بعد‌ها به من گفتند که چه بلایی سرشان آورده‌ام!

 

مردم منطقه متدین و اهل ورزشند

پدر نوذری در منطقه ما مرغداری داشته، خود او هم سال‌هاست که به زورخانه‌ای در همین منطقه می‌رود و سه‌سالی است که در خیابان مسلم زندگی می‌کند. او جایگاهی خاص برای منطقه و محل زندگی‌اشقائل است که می‌گوید: بیشتر بچه‌های زورخانه از منطقه ۳ هستند و حتی بعد از نقل‌مکان به این خیابان فهمیدم بیشترشان در همین محله گاز زندگی می‌کنند. ما بچه‌های گود شهیداحمدی جلسه‌ای مذهبی به نام «جلسه امام‌حسن‌مجتبی (ع)» داریم که مداحان آن نیز از میان خود ما هستند. به نظرم مردم منطقه ما مردمی متدین و اهل ورزش و سالم هستند.

 

* این گزارش یکشنبه، ۱۶ تیر ۹۲ در شماره ۶۱ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

 

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام