کد خبر: ۱۰۶۵۸
۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
رزمند دفاع مقدس، شهید مدافع حرم شد

رزمند دفاع مقدس، شهید مدافع حرم شد

بی‌بی‌لطیفه حسینی همسر شهید حسین حسینی، مدافع حرم می‌گوید که ما برای خدا کار می‌کنیم و در همه مراحل، رضای او را در نظر می‌گیریم. من می‌خواهم راه همسرم شناخته شود.

ایمان جوکار- شهید حاج‌حسین حسینی، معروف به حسینی‌سکندری، رزمنده دفاع مقدس و شهید مدافع حرم است. او در محله پنجتن آل‌عبا زندگی می‌کرده و خانواده‌اش هم‌اکنون در این منطقه ساکن‌اند. شهید حسینی در زمان شهادت ۴۵ سال داشته و میل به دفاع و روحیه شهادت‌طلبی او باعث شده تا برای دومین‌بار در زندگی‌اش دفاع از اسلام را تجربه کند. این موضوع و اهمیت توجه به شخصیت این شهید بزرگوار باعث شد تا در گفتگویی که با همسر او بی‌بی‌لطیفه حسینی داریم، به آن بپردازیم.

همسر شهید حسین حسینی در ابتدا از جریان رفتن او و تصمیمش برای دفاع از حرم حضرت‌زینب (س) می‌گوید: «خیلی وقت بود که همسرم تصمیم داشت برای دفاع از حرم حضرت‌زینب (س) راهی سوریه شود؛ اما اوایل من و بچه‌ها موافق نبودیم. با گذشت زمان و مشاهده شوق و علاقه قلبی‌اش به دفاع و جهاد، توانست رضایتمان را جلب کند و اواخر سال ۱۳۹۳ عازم سوریه شد.»

بی‌بی‌لطیفه حسینی با اشاره به اینکه همسرم در آن زمان فرمانده دسته نبرد با تروریستی‌های تکفیری بود، درباره جویاشدن وضع سلامتی‌اش می‌گوید: «خبر‌های جهاد و وضعیت سلامتی‌اش را با تماس‌های تلفنی که برقرار می‌کردیم، جویا می‌شدیم تا اینکه یک بار که تماس گرفتیم، تا یک هفته پاسخی نداد. پس از یک هفته پاسخ داد و گفت که عملیات بوده است و این آخرین گفتگوی ما با همسر شهیدم بود. پس از آن در اوایل سال ۹۴ بود که خبر شهادتش را به ما دادند.»

او با اشاره به اینکه ۳۵ سال است که در مشهد زندگی می‌کنیم، درباره زندگی همسرش توضیح می‌دهد: «شهید حسینی در ابتدا با آقای جاهد، مولف کتاب گنج‌های معنوی کار می‌کرد. از همان ابتدا که ایشان هنوز در کار تألیف کتاب نبودند و شاگرد پارچه‌فروشی وی بود. بعد از آن در کار‌های فرهنگی و کار‌های مربوط به چاپ این کتاب و توزیع آن مشغول شد؛ اما از همان ابتدایی که باهم پیمان زناشویی بستیم، در فعالیت‌های مختلف بسیج بودند. در ابتدای انقلاب که برای ماموریت‌های مختلف انقلاب بعضی شب‌ها نبودند و من به‌عنوان همسرشان به این سبک از زندگی آشنا بودم.»

 

شهادت لیاقت می‌خواهد

همسر این شهید مدافع حرم درباره آشنابودنش با شرایط دفاع و میل زیادی که در راه شهادت داشت نیز بیان می‌کند: «شهید حسینی سابقه شرکت در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را هم داشته و دوست و هم‌رزم برادر شهید قربانی بودند. به عقیده من به‌خاطر همین روحیه جهادطلبی و دفاع از اسلام بود که به جمع مدافعان حرم پیوست؛ چراکه بار‌ها از زبانش شنیده بودم که به هم‌رزمان شهیدش در دفاع مقدس غبطه می‌خورد و می‌گفت کاش ما هم شهید می‌شدیم و اینکه شهادت، لیاقت می‌خواهد.»

 

همسر شهید مدافع حرم: می‌خواهم راه همسرم شناخته شود

 

شهیدی که جاویدالاثر شد

اینکه برداشت عمومی مردم و محله پنجتن آل‌عبا درباره این ازخودگذشتگی شهید حسین حسینی چه بوده، پرسشی است که بی‌بی‌لطیفه حسینی درباره آن می‌گوید: «اززمانی‌که همسرم شهید شدند، پیکر ندارند و ایشان جاویدالاثر محسوب می‌شوند. باوجود‌این، همسایه‌ها در ابراز هم‌دردی و جویاشدن از حال‌وروز خانواده ما رفتار خیلی خوبی داشتند و در روز‌های ابتدایی که به کمکشان احساس نیاز می‌شد، با ما همراه بودند.» 
او ادامه می‌دهد: «حاصل زندگی ما هشت فرزند بوده که پنج تا از آنها دختر و سه تا پسر هستند. دو تا از آقا پسر‌ها علی‌رغم اینکه خیلی جوان هستند، در کار بازار مشغول هستند. شاید با توجه به وجود فرزندانمان، گاهی از رفتن همسرم پشیمان شوم؛ چراکه جای خالی‌اش در خانه خیلی احساس می‌شود، اما قلبا از اینکه به چنین‌سعادتی رسیده، شادم. خدا آن روز را نیاورد که دشمنان اسلام به این کشور دست‌درازی کنند؛ اما اگر روزی چنین شود و اسلام در خطر باشد، حاضرم بچه‌ها را برای دفاع از اسلام به جهاد بفرستم.»

 

می‌کوشیم همیشه پیرو حقیقی ولایت‌فقیه باشیم

این همسر شهید از پیمان قلبی خود و خانواده‌اش با ایران اسلامی و ولایت‌فقیه می‌گوید: «چون خودمان در ایران بزرگ شده‌ایم و در متن بیشتر اتفاقات این کشور بوده‌ایم، خودمان را پیرو ولایت‌فقیه دانسته، سعی می‌کنیم رهنمود‌های ایشان را در مقاطع مختلف زندگی به کار ببندیم و هرچه بفرمایند، انجام دهیم.»

 

همسر شهید مدافع حرم: می‌خواهم راه همسرم شناخته شود

 

دوست دارم که در آینده، فرزندانم تصمیم پدرشان را برای شهادت درک کنند

اما چرخاندن چرخ یک زندگی با هشت فرزند، کار سختی است که در نظر بی‌بی‌لطیفه حسینی به‌عنوان همسر شهیدی که هم روز‌های دفاع مقدس و هم روز‌های دفاع همسرش از حرم حضرت‌زینب (س) را به چشم دیده، جز امتحان الهی نیست. او دراین‌باره توضیح می‌دهد: «ما برای خدا کار می‌کنیم و در همه مراحل، رضای او را در نظر می‌گیریم. مهم این است که روز محشر در پیشگاه پروردگار روسفید باشیم. تنها ترس من از آینده این است که راه و شخصیت همسر شهیدم ناشناخته بماند. خیلی دوست دارم که در آینده، فرزندانم تصمیم پدرشان را درک کنند و به این موضوع برسند که دنیا محل گذر است و شهیدان همیشه زنده‌اند.».
اما همسر شهید حاج‌حسین حسینی در انتهای این گفتگو، تنها یک آرزو دارد و آن اینکه همیشه دنیای اسلام در صلح و آرامش باشد و دست دشمنان آن از رسیدن به اهدافشان شومشان کوتاه شود. آرزویی که مدافعان حرم برای آن و به‌خاطر آن به جهاد رفته‌اند.

 

*این گزارش یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ در شماره ۲۲۱ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام