به منزل مادربزرگم رفته بودم، بزرگترها با هم صحبت میکردند. به خاطر ندارم که حرف سر چی بود که عموحسن برگشت و به من گفت تو حتی نمیتوانی سوره توحید را حفظ کنی! این حرف به من سنگین آمد. میدانستم بزرگترین سوره قرآن، «بقره» نام دارد. جلوی جمع برگشتم و به عمویم گفتم میخواهی سوره بقره را حفظ کنم؟ عمویم خندید و گفت اگر حفظ کردی برایت یک جفت اسکیت میخرم. همین شد که حفظ قرآن را شروع کردم و درحالیکه حتی روخوانی را هم تکمیل نکرده بودم، در کمتر از ۵۰ روز سوره بقره را حفظ کردم
محله
رده
قدمتی ۲۵۰ ساله دارد و تا ۳۵سال پیش جزو زمینهای پیرامونی مشهد محسوب میشد. قلعه قدیمی رده دارای حدود هشتاد خانوار و شامل سه ده بهنامهای قلعه نو، قلعه گنابادیها و قلعه کهنه بوده است. از آنجایی که محله رده بافتی روستایی داشته، اکنون حدود ۹۰ درصد محله بافت فرسوده است. محله رده در میان مردم به میثم شمالی نیز معروف است.
کمتر کسی است در کوچه «خداشناس» محله طبرسی که نشانی «نانوایی دایییحیی» را بلد نباشد. این نانوایی قدمتی دارد به قد پا گرفتن خانهها و بناهای در دل زمینهای کشاورزی و زمینهای برهوت در بیش از 3دهه. شهرت این نانوایی نه بهواسطه قدیمی و اولین بودنش است، که به سبب کار خیّری است که به اندازه عمر نانوایی دایی قدمت دارد؛ نذر نان. اگرچه 11سالی میشود حاجیحیی به رحمت خدا رفته است، همان نیت و کار خیر دیروز او شده است باقیاتالصالحات امروزش. حاجحسنِ داماد و آقا مجتبایِ پسر، سکانداران امروز نانوایی هستند تا ضمن رساندن نان به دست هممحلیها، ادامه دهنده راه پدر باشند.