در خنکای صبح پاییزی، بازار گل فتحآباد در محله کوی امیرالمونین با عطر سرمستکننده و رنگهای چشمنواز گلهایش، روح و روان را تازه میکند. این بازار قدیمی، از مرکز میوهفروشی به قطب اصلی گل و گیاه شهر تبدیل شده است.
گل فروشی بهترین شغل دنیاست، یک شغل شاد که هیچوقت برایت خستهکننده نیست. افرادی که به گلفروشی میآیند حداقل برای چند لحظه غصههایشان را فراموش میکنند و شادی در چهرهشان دیده میشود.
غلامرضا دهدولانی ۱۲ سال پیش همسرش را بهخاطر بیماری از دست میدهد. او قبلاز فوت همسرش نذر داشته روزهای عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
به گفته کاسبان قدیمی بازار میوه، بین سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ با تأسیس بازار سپاد و انتقال میوه فروشها به آن، این محل به بازار گل فروشها تبدیل شد.
در مطلب زیر تلاش کردیم فهرستی از خیابانهای مشهد که بورس خرید گل، مبلمان، سیسمونی، مانتو، لباس، کیف و کفش، پرده، موبایل، لوازم هنری و صنایع دستی هستند را به شما معرفی کنیم.
از شواهد تاریخی چنین بر میآید که فتحآباد نیز مانند دیگر مزارع اطراف مشهد، دارای قلعههای اختصاصی خود بوده است. اهالی فتحآباد در قبال کار و فعالیت زراعی، از مستأجر اراضی فتحآباد مبلغی را دریافت میکردند.
حسن قویفکر، گلفروش محله فرهنگ است که توانسته با طرح «قالیچه گل»، مقام اول گلآرایی را در ساخت المانهای نوروزی گل کسب کند.
اهالی محل صاحب گلفروشی محله سعدآباد را با نام «مشممدعلی» میشناسند. اکنون او سالهاست که از دنیا رفته و مغازهاش توسط نسلهای بعد از او اداره میشود.
بازار گل فتحآباد در محله کوی امیرالمومنین یکی از مراکز خرید گل و لوازم تزئینی است که به خاطر تنوع کالا و قیمتهای مناسب مخاطبانی از سراسر مشهد دارد.
یگانه الشریعتی، با ارادۀ قوی و پشتکار، موفقیتهای خوبی را در زمینۀ تحصیل و کارآفرینی به دست آورده و حالا گلخانهای بزرگ برای خودش دارد.
یک شب که اتفاقا برای هزینه عمل دخترم به پول احتیاج داشتم، گوشیام زنگ خورد. مخاطب اینطور خودش را معرفی کرد «من همان نامردی هستم که شب دامادی فرار کردم.L
آن زمان مردم کمتر برای گل هزینه میکردند و بیشتر کار ما مربوطبه ماشین عروس و آمادهکردن دستهگل برای بدرقه مسافر و مناسبتهای خاص بود، اما اکنون فرهنگ مردم تغییر کرده است و هزینه بیشتری برای گل میپردازند.
ناصر حائریان اردکانی هنرمند پنجاهوهشتساله و ساکن محله حسینباشی است. کسی که در خانوادهای مروارباف بزرگ شده و مدعی است یکی از اولین مرواربافهای مشهد است. اکنون او و برادرانش مشغول این هنر هستند. میگوید: بچه بودم که از سر ذوق و شوقی که به اینکار داشتم به کارگاه برادرم میرفتم. بیشتر نگاهم به دست بقیه بود تا کار را یاد بگیرم. اولین کاری هم که یواشکی درست کردم یک سبد بود. اما چون گرهها را درست نزده بودم و سبد ایراد داشت اولین دستسازهام را لابهلای بقیه سبدها قایم کردم تا کسی نبیند.
یکی از مکانهایی که از حدود دو هفته مانده به «شب یلدا» مملو از جمعیت میشود، بازار گل فتحآباد در کوی امیرالمونین است.
وقتی وارد بازار میشوم، دسته دسته آدم را میبینم که در حال خرید هستند و با بستههای خرید خود به مغازههای دیگر سرک میکشند که مبادا چیزی را از قلم انداخته باشند. صاحبان فروشگاهها و مغازهداران هم چیزی کم نگذاشتهاند و آنچنان مغازهها و جلوی در آنها را آراسته و تزئین کردهاند، که زرق و برق آن هر بینندهای را جذب میکند و حتی اگر کسی هم قصد خرید آنچنانی نداشته باشد، شیفته این رنگ و لعاب میشود و حداقل دقایقی را مات و مبهوت به تماشا کردن میایستد.