قالیباف

فریده ایوبی در هنرش بیشتر از طرح‌های شاه‌عباسی، گل‌فرنگ، سبد گل، گل و مرغ و طرح‌های خطایی و اسلیمی استفاده می‌کند.
ماریانا تا ۱۶ سال پیش در کشورش رومانی زندگی می‌کرد، مادرش استاد دانشگاه در رشته پزشکی بود که یکی از بهترین دانشجویانش جوانی ایرانی بود به نام غلامعلی که مارایانا را خواستگاری می‌کند. آن‌ها ازدواج می‌کنند و بعد از ۹ سال به ایران می‌آیند.
سیدعباس نیم قرن است که گره روی گره می‌زند و می‌بافد. او معتقد است قالی‌بافی هنر است؛ هر‌چند خیلی‌ها قدر آن را نمی‌دانند و از آن حمایت نمی‌کنند. می‌گوید‌: ۵۰‌سال است صبح تا شبگره به تاوپود قالی می‌زنم.
بخشی از اصالت و هویت بارگاه منور رضوی را فرش‌های به جا مانده از قرن‌های گذشته نمایان می‌کند. مجموعه‌ای چشمگیر از قالی‌های پرده‌ای در موزه آستان‌قدس‌رضوی به جای پهن شدن سرپا مانده‌اند که روایتگر این سنت باستانی‌اند.
در کوچه‌های محله کلاهدوز، هنوز هم بوی خاطره و رنگ اصالت می‌پیچد. جایی که عزت‌الله ماه‌جبین‌فرد، رفوگر قالی، پنجاه سال است با هنر انگشتانش، زخم‌های فرش‌های کهنه را التیام می‌بخشد و آنها را به روز اول باز می‌گرداند.
سیدعلی یعقوبی هنرمند قالیبافی است که از ۶ سالگی به عنوان شاگرد کنار دست خواهرش پای دار قالی نشسته و دراین سال‌ها بیش از ۲ هزار نفر از او قالی بافی یاد گرفته‌اند.
زهره یزدی‌خشت‌مال از پنج‌سالگی پای دار قالی بزرگ شده است. او صفر تا صدکار‌های قالی‌بافی را خودش انجام می‌دهد. کارآفرینی است که تاکنون صد‌ها نفر با آموزش‌هایش پای دار قالی نشسته‌ و به درآمد رسیده‌اند.
حسن‌آقا در هفتاد وشش‌سالگی با وجود سختی‌های کار و کم‌رونق‌شدن بازار صادرات فرش، هنوز نخ‌های مرغوب را با دست‌های خودش رنگ می‌زند. می‌گوید: همه‌چیز را با تجربه و شاگردی یاد گرفته‌ام. نه درس خوانده‌ام و نه کلاس رنگ‌شناسی رفته‌ام.
فاطمه‌صغری کرامتی ۱۲ ساله که می‌شود، قالی‌بافی را از شوهر‌خواهرش یادمی‌گیرد. چند سال بعد از ازدواجش هم که به مشهد می‌آیند، در همین خانه فعلی در محله فاطمیه، با شوهرش کارگاه می‌زنند و سه تا دار قالی برپا می‌کنند.
درست از ۳۵ سال پیش که همسر اول قمرخانم به‌خاطر جدایی از او، فرزند شش‌ماهه‌اش را می‌گیرد و بعد از مدت کوتاهی او را در حرم می‌گذارد، دنیای این مادر دنیای فراق و انتظار شده است.
زیبا بخشی بافنده محله پورسینا، حیاط خانه‌اش را تبدیل به کارگاه قالی‌بافی و برای ۸ زن اشتغال‌زایی کرده است. می‌گوید: از همان اول نیت کردم که آموزش رایگان باشد.
درمیان کوچه‌های محله سجادیه «دنبال ترکمن‌ها می‌گردم.» اهالی آن‌ها را به «محله پشتی‌باف‌ها» می‌شناسند.ترکمن بودنشان را از آمدوشد کوتاه زن‌ها در کوچه‌ها می‌شود فهمید؛ با همان پوشش خاص و تماشایی.
بعد از یک ماه کار گروهی، قالی تمام می‌شود. اگرچه که این کار طاقت‌فرسا سختی‌های زیادی دارد اما قصه شروع و اوج و پایان این قالی مثل هر قصه جذابی، آن‌ها را تا پایان کار پای خود نگه می‌دارد
زهرا خانم از رنگ‏‌های شاد در بافتن فرت استفاده می‏‌کند. او می‌‏گوید: از رنگ‌‏های شاد استفاده می‌‏کنیم تا افرادي كه روی آن‏‌ها پا می‌‏گذارند، زندگي شادي داشته باشد.
منصوره حسینی می‌گوید: از بالای شهر تا حاشیه آن، درخواست داشتند برای آموزش، راه‌اندازی کسب‌و‌کار یا تأمین ابزار. همه این مسیر‌ها را با اتوبوس می‌رفتم و می‌آمدم. ثمره این دویدن‌ها شد کارآفرینی برای بیش از هفتادنفر.
از زمانی که به دستور شاه عباس صفوی، نخستین قالی مشهد برای حرم حضرت‌رضا (ع) بافته شد، ده‌ها سال گذشت تا بازار سوت و کور فرش مشهد رونقی بگیرد.
سفارش‌هایی که مریم خانم در حال حاضر مشغول بافتن آنهاست مربوط به مشتریان خارج از کشور است. می‌گوید: مدارک و سوابق کاری‌ام را در سایت‌های مخصوصی که برای ارائه هنر و توانایی‌هاست بارگذاری کرد‌م.
فاطمه خوش‌دوست یکی از بانوان ترکمی ساکن محله مهرآباد مشهد است. او از نه سالگی پای دار قالی نشسته و هر قالیچه گویی صندوق خاطرات‌اش است.
فاطمه خوش‌دوست از نه‌سالگی پشت دار قالی نشسته و خاطراتش را با تار‌های ابریشم گره زده است.او می‌گوید: برای من قالی زنده است و با هر رجش خاطره‌ای دارم. هرروز پای دار می‌نشینم و چه شاد باشم و چه غمگین!
کریم کاظمی مجموعه‌دار فرش‌های بلوچی می‌گوید: هر کدام از طایفه‌های بلوچ طرح و نقش مخصوص به خودشان را داشته اند و فقط همان طرح را روی دست بافته هایشان پیاده می‌کردند.