معمولیترین اسب ورزشی که از اروپا وارد میشود چیزی در حدود 15، 16هزار یورو یعنی نزدیک به 500میلیون تومان قیمت دارد. این مبلغ با احتساب هزینههای گمرگ و ترخیص به حدود 750میلیون تومان میرسد که پرداخت آن برای هر علاقهمند به ورزش سوارکاری آسان نیست، البته این رقم برای اسبهای مسابقهای حرفهای بسیار گزافتر است. برای خرید یک اسب مسابقه اروپایی که بتواند به راحتی در کلاس پرش ارتفاع با موانع 140 و 145 سانتیمتر بپرد، باید رقمی حدود 4 تا 5 میلیارد تومان هزینه کرد.
قرار شد به همراه سایر دوچرخهسواران برای آشنایی با مسیر مسابقه به پارک چیتگر برویم. به آنها گفتم دوچرخهام کم باد است، صبر کنند تا آماده شوم و سپس با هم برویم زیرا مسیر را بلد نبودم و اولین باری بود که میخواستم در این مسیر حرکت کنم. زمانی که برگشتم دیدم دوستان مشهدی رفتهاند و من جا ماندهام. بالأخره بعد از کلی گشتن راه را پیدا کردم و از ورزشگاه آزادی تا پارک چیتگر را که فاصلهای 10کیلومتری است رکاب زدم. هنگامی که آنجا رسیدم دیگر وقت آن را نداشتم که با مسیر مسابقه آشنا بشوم. از طرفی مسابقه تا چند دقیقه دیگر شروع میشد. بدنم حسابی خسته شده بود. با خودم گفتم یا پیروزی یا مرگ.
دیماه سال گذشته مسابقهای در شیراز برگزار میشد که اگر نمیرفتیم، جای اسم تیممان خالی میماند. برای رفتن به شیراز ون کرایه کردیم. 2نفر از مادران شاگردانم هم ما را همراهی میکردند که در مجموع 8نفر بودیم. در مسیر راه ون خراب شد. ما 10ساعت در سرمای هوا در کویر گیر کردیم و تا صبح از سرما لرزیدیم. فقط یک مرد همراهمان بود و هیچکسی نبود که به دادمان برسد. صبح خودرویی رد شد و ما را تا پمپبنزین بکسل کرد. از آنجا 2پژو کرایه کردیم. کرایه آن 2خودرو را از هزینه خوردوخوراکمان دادیم. تا به شیراز برسیم، 35ساعت طول کشید. بچهها سرما خورده بودند و با تب 40درجه روی تاتامی رفتند و مسابقه دادند.
محمدرضا عربی که ورزشهای مختلفی را تجربه کرده معتقد است هیچ ورزشی لذت و هیجان بیسبال را ندارد. او میگوید: جذابیتهای بیسبال قابل قیاس با هیچ رشته دیگری نیست و تا وقتی که کسی در زمین این بازی قرار نگیرید و آن را انجام ندهد متوجه نمیشود چقدر این بازی جذاب است. حتی کسانی که فوتبال را یک ورزش مهیج میدانند اگر نسبت به بیسبال شناخت پیدا کنند نظرشان تغییر میکند.
حمید حقطلب در طول سالها قرائت قرآن، هدایای مادی و معنوی بسیاری دریافت کرده است، اما بزرگترین آرزوی او رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن است. میگوید: چندین سال قبل که در یکی از جلسات قرآنی در حال تلاوت قرآن بودم، یکی از حاضران در آن مجلس تشویقم کرد و هزینه یک سفر زیارتی به کربلا را به عنوان هدیه به من داد، به برکت قرآن این سفر زیارتی نصیبم شد و توانستم در کنار حرم امامحسین(ع)، امام علی(ع) و دیگر عتبات مقدسه کشور عراق به تلاوت قرآن بپردازم اما هنوز آرزومند رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن هستم.
پیشنماز مسجد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) در خیابان شفیعی50، طلبه ورزشکاری است که هم لباس رزم به تن میکند و هم داور بینالمللی کاراته است. از این گذشته، خودش بارها در مسابقات استانی و کشوری بر سکوی قهرمانی ایستاده است. علاوه بر این، سیداسدا... سعادتی یکی از اعضای تیپ فاطمیون است که چندبار در سوریه و جبهه مبارزه با داعش حاضر شده است.
اصغر ده ساله بود یا دوازده ساله، درست یادش نیست، فقط میداند که یک روز پدر آنها را راهی مشهد کرد تا خودش بماند و دشتهای سرسبزی که بیهیچ منت گوسفندانش را پروار میکردند و چرخ زندگیاش را میچرخاندند. خانواده عیالوارشان در محله پایین خیابان در کوچه چهنو ساکن شدند و پدر گاهی به آنها سر میزد. اصغر در همان محله قد کشید و در گودهای کشتیاش مرام پهلوانی را یاد گرفت. حالا استاد اصغر دهقان پیشکسوت جودو را همه میشناسند.
نوجوان ورزشکار محله تا به امروز 5مقام قهرمانی کاراته مسابقات استانی و یک مقام دومی استان را کسب کرده و به عنوان یکی از گزینههای اصلی برای حضور در مسابقات کشوری کاراته معرفی شده است. اما شیوع کرونا باعث میشود مسابقات به تعویق بیفتد؛ با این حال نوجوان موفق محله در این شرایط هم به تمرین مشغول است تا پس از پایان این دوراه به مسابقات برگردد.
هادی سامانی، نانوای محله سیدرضی که 4سال دبیر هیئت بازیهای بومی و محلی مشهد بوده و 8سال است که مربیگری تیم طنابکشی استان را بر عهده دارد، معتقد است مسابقه طنابکشی و بازیهای بومی و محلی آنقدر جذابیت دارد که اگر زمینه برای انجام دادن آنها فراهم شود علاقهمندان بسیاری پیدا میشوند و با کمترین هزینه میتوان مردم را به سمت ورزشهایی شاد سوق داد.
در مسابقات بینالمللی افغانستان من در حال کشتی گرفتن با حریف بودم، غدیر هم در تشک کناری با حریف پنجه در پنجه انداخته بود. تمام هوش و حواسم به غدیر بود و بلافاصله بعد از پایان کشتی، درحالیکه از حریف شکست خورده بودم، خود را به کنار تشک کشتی غدیر رساندم و با صدای بلند گفتم: «غدیر کمرش را بگیر و بلندش کن». غدیر همین کار را کرد. سالن با این حرکت منفجر شد.
محسن سعیدی ماجرای آشنایی سرنوشتسازش را اینگونه روایت میکند: سال 80بود و به اتفاق دوستان به نمایشگاه بینالمللی رفته بودیم. در حال قدم زدن و بازید از غرفهها بودیم که پسری حدود 21 ساله مقابل من ایستاد. پرسید ورزشکاری؟ آن زمان اوج آمادگی جسمانی را داشتم و به اصطلاح روی فرم بودم. با اعتماد به نفس خوبی گفتم بله، ورزشکارم. گفت میخواهم تو را با یک ورزش جدید آشنا کنم. از او توضیح خواستم. او گفت بیسبال.
امید مرتضایی از بدو تولد نه صدایی را میشنیده و نه قدرت تکلم داشته. با وجود این از همان اول شور و انگیزه زیادی برای زندگی کردن داشته است. او در کودکی به مدرسه ناشنوایان میرود و تا کلاس ششم درس میخواند. بعد هم هر کار مؤثری که فکرش را بکنید انجام میدهد تا کمک خرج خانواده باشد از بنایی بگیرید تا باربری. اما نقطه پررنگ زندگی امید، ورزش کشتی است. از نوجوانی فعالیتش را شروع میکند و کلی مدال استانی و کشوری هم کسب میکند اما مهمترین مدال او مدال برنز مسابقات جهانی کشتی ارمنستان است.
با اینکه یک دستم آسیب دیده بود و دکتر میگفت خوب نمیشود تمرین میکردم. آنقدر تمرین کردم تا اینکه واقعا خوب شد. وقتی چیزی را از دل و جان بخواهی خدا بهت میدهد. بعد که خوب شدم رفتم پیش دکتر و گفتم یادت است یک زمانی میگفتی این دست دیگر خوب نمیشود؟! حالا ببین! گفت: حامد تو چه کار کردی؟! تو بهترین اراده دنیا را داری. شمارهام را داده بود به مریضهایش که از روند درمانشان ناامید شده بودند که بروید با این آدم صحبت کنید!
هانیه رضایی دختر پرتلاشی است که زندگیاش در ورزش خلاصه میشود و میخواهد درس و شغل آیندهاش هم در همین جهت باشد.سروکله اولین شمشیر در زندگی هانیه که به قول خودش حتی بلد نبود چاقو را بهدرستی دستبگیرد، از 2سال پیش پیداشد. دیر بود، اما آنقدر شیفتهاش شد که توانست با 2سال تمرین نفر اول مسابقات شمشیربازی کشور شود و زمستان سال1399 مدال طلا را به گردنش بیندازد.
با کمک نوشتن میتوانم آنچه در ذهنم است مانند احساسات، ناراحتیها، خوشیها و... را روی کاغذ بیاورم. به اعتقاد من با نوشتن میتوان فرهنگ و عقیده درست را ماندگار کرد. هدف من رسیدن به ذهنیت درست و زندگی مطلوب است و اگر بتوانم حتی یک نفر را تحتتأثیر مثبت قرار دهم ارزشمند خواهد بود.
بعد از حضور موفق در رقابتهای استانی، جواز حضور در مسابقات کشوری دوچرخهسواری کوهستان را به دست آوردم که در پارک چیتگر تهران برگزار میشد. در آن رقابت ها مقام دوم انفرادی و مقام قهرمانی تیمی را کسب کردیم. مرحله بعدی مسابقات کشوری 23تیرماه امسال است. امیدوارم بتوانم با درخشش در این مسابقات پیراهن طلایی تیم ملی را بر تن کنم.
18سال بیشتر ندارد اما مدالهای زیادی در زمینههای مختلف کسب کرده است. مدال نقره المپیاد ادبیات، مدال برنز المپیاد علوم و... اما مدال طلای المپیاد اقتصاد آن هم در کشور آخرین و مهمترین مدال نرگس خطیبیفرد است. او دانشآموز جوان و پرتلاش محله 22بهمن است که علایق متفاوتی دارد. علاقهاش به شعر و شاعری باعث میشود رشته علوم انسانی را انتخاب کند. در المپیاد اقتصاد به رشته اقتصاد و مدیریت هم علاقهمند میشود.
همینکه یک دور با او زدم، گفت شما به درد این رشته نمیخوری. بعد از 8سال رانندگی و گرفتن مقامهای متعدد استانی، این حرف مثل آب سردی بود که روی سرم ریختند. برایم خیلی سخت بود، اما ناامید نشدم. پرسوجو کردم ببینم فرد دیگری هم هست که آزمون بگیرد و گواهینامه حضور در مسابقات کشوری را بدهد. مرحوم سعید اعرابیان را معرفی کردند.
مهتاب ایرجی از دهسالگی با جدیت در رشته تکواندو فعالیت دارد. در مسابقات مختلف استانی و کشوری قهرمان شده است. بیش از 20سال مبارز بوده اما میگوید بیمهریهای مسئولان هیئت تکواندو استان خراسان رضوی در دوران اوج مبارزاتش باعث شده از مسابقات قهرمانی المپیک و جهان جا بماند. او حالا مربی این رشته در حاشیه شهر مشهد است.
زهرا فاطمی و فاطمه رضایی دو دانشآموز نوجوان شهرک شهید رجایی هستند که به تازگی در مسابقات دانشآموزی قرآن، عترت و نماز در سطح ناحیه 5 آموزش و پرورش کسب کردهاند.