نذر - صفحه 7

آشپزها همچنان روزانه تا 30هزار وعده غذا می‌پزند. تبرکی که بیشتر کسانی که حتی یک‌بار در حرم مطهر قدم گذاشته باشند، عطر و بوی غذای حضرت به مشامشان رسیده است. اما واقعا چه‌کسانی این عطر را در هوا می‌پراکنند؟ پشت توزیع روزانه 30هزار وعده غذا چه کسانی هستند؟ ما روز جهانی غذا را بهانه کردیم برای اینکه به پشت‌صحنه تهیه غذای حضرت در دولت‌سرای سلطان راه پیدا کنیم.
سال‌های طولانی است که دستی در پخت شله دارند. شله‌ حاج محمد و پسرانش که دستور پختش خانوادگی و کار دست و بدون ابزار مکانیکی است. علی، احمد، محمود و جبار حالا با پا به سن گذاشتن پدر، اجاق شله‌پزی را در محله مهرآباد روشن نگه داشته و نگذاشته‌اند این رسم دیرین خانوادگی فراموش شود. رسمی که حاج محمد سروری‌نیا از پدرش حاج رمضان به ارث می‌برد و معلوم نیست این پخت شله چند پشت در خانواده‌شان رسم بوده است. حاج محمد از مهرآبادی‌های قدیمی و متولد همین محله است و 4پسرش که استاد شله‌پزی هستند، هر سال 6دیگ بر پا می‌کنند و آن را با کیفیتی می‌پزند که خیلی از مهرآبادی‌ها طعم آن را هرچند یک‌بار چشیده‌اند.
هرکدام از این گل‌ها هزاران حاجت را با خود به حرم می‌آورند. هزاران دعا و خواسته را با خود می‌آورند و حرم مطهر را غرق در عطر دل‌انگیز خود می‌کنند. از سراسر ایران می‌آیند؛ محلات، اصفهان، تهران، رامسر، کرج و... . در کنار تمام نذرهایی که در حرم مطهر مرسوم است، نذر گل برای ولادت حضرت رضا(ع) از آن نذرهایی است که با نزدیک شدن به روز میلاد منطقه ثامن را به تکه‌ای از بهشت تبدیل می‌کند. نذری که خیران و بانیان سراسر کشور گل‌هاشان را همراه با دل‌های گره‌زده به پنجره فولاد راهی صحن و سرای حرم یار می‌کنند.
خرید و تزریق دارو، تهیه کپسول اکسیژن و... برای یک بیمار کرونایی با دفترچه درمانی حدود یک‌میلیون و 300هزار تومان و به‌صورت آزاد بیش از 4میلیون تومان می‌شود. حال اگر در یک خانواده چند نفر مبتلا شده باشند، هزینه درمان خیلی زیاد خواهد بود. آستان قدس رضوی وظیفه خود می‌داند تا در این اوضاع خاص به کمک مجاوران حضرت رضا(ع) بیاید و بسته به نیاز افراد، هزینه‌های درمانی خانواده‌های کم‌برخوردار را تا 100درصد پرداخت کند.
اسم ماشاءالله رضایی به میان آمد، مردی که هرجا در توانش بود همراه مرادش بود تا بیاموزد و همراهی کند. رمضان زاده، پارچه فروش کاشمری، بارها و بارها در سفرهایش به مشهد او را دیده بود. او می گفت: «همه کارهای حاج آقا را در مشهد ایشان انجام می داد. خودش و خانمش در خدمت شیخ واله بودند. از نظافت منزل تا شست وشوی لباس هایشان را انجام می دادند. شاید 10 سال یا بیشتر آب خوردن را از یکی از قنات های دهات سمت فردوسی برای ایشان می آورد. خیلی ارادت داشت به حاج آقا.» این رفتارها برای ما حرف است ولی رضایی آن را زندگی کرده است!
هر سال کار زن‌ها از روز پنجم محرم شروع می‌شد و تا روز عاشورا که علم‌ها را حرکت می‌دادند ادامه داشت.
ما مشهدی‌ها به عنوان شهروندانی که از خوان نعمت وجود امام رضا(ع) بهره مادی و معنوی می‌بریم، باید به زائران و میهمانان ولی نعمتمان امام رضا(ع) خدمت کنیم. من چون به این گفته اعتقاد دارم، از همان دوران کودکی با حضور در موکب‌ها و ایستگاه‌های استقبال از زائر که در مسیر ورودی جاده مشهد به چناران بود به زائران خدمت کرده‌ام و حتی اگر در بین راه با زائری برخورد می‌کردم که خودروش خراب شده یا دچار کم‌پولی شده بود، کمک و راهنمایی‌اش کرده‌ام.
خدام حرم به چهار گروه رسمی موروثی، رسمی، افتخاری و تشرفی تقسیم می‌شوند. اگر در حکم رسمی کسی کلمه موروثی قید شده باشد، نسل آن شخص هم خادم می‌شود و البته ابتدا به پسر ارشد خانواده می‌رسد. صاحبان این نوع حکم‌ها کسانی هستند که جد یا پدر جد آن‌ها در سال‌های بسیار دور خدمات ارزشمندی برای دین اسلام انجام داده‌اند یا هدیه بسیار بزرگی مانند ملک و زمین وقف حضرت رضا(ع) کرده‌اند یا اینکه از علمای بزرگ بوده‌اند. حکم این خادمان پس از مرگشان به پسر بزرگ آن‌ها می‌رسد. خادمان رسمی دارای دو قبر در حرم هستند. فرق خادمان رسمی موروثی و غیرموروثی در این است که حکم خادم غیرموروثی پس از مرگش به شخص دیگری منتقل نمی‌شود. خادم افتخاری هم صاحب یک قبر در حرم است و پس از مرگش، حکم وی اعتباری ندارد.
از چند روز قبل از محرم به یادش هستم و از خودم می‌پرسم: «امسال چه خبر است؟ آیا ننه با پایی که دیگر به اختیارش نیست و بنیه جسمی کمش می‌تواند امسال از پس این مشقت بر بیاید؟» کار راحتی نیست که 16 دیگ شله را بار بگذارد. گرچه کار دیگ‌های امام حسین(ع) را نوه‌هایش انجام می‌دهند، ولی باز هم پیرزن که حالا تقریبا از پا افتاده کنارشان هست و شخصا بر اوضاع نظارت می‌کند تا همه چیز باب دل خودش باشد.
هرسال در این گوشه از شهر، در محلاتی که درست پایین پای امام رضا(ع) قرار دارند، مراسم ماه محرم رنگ و بوی بیشتری دارد و پررنگ‌تر از دیگر نقاط برگزار می‌شود. هم با وجود ویروس کرونا و محدودیت‌هایی که برای عزاداری‌ها به وجود آورد مردم این منطقه از تک و تا نیفتادند و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی از همان روز اول محرم، منطقه را سیاه‌پوش کردند و به پیشواز رفتند. سری زدیم به شهرک شهید بهشتی. ناحیه‌ای که هرسال محرم شاهد برگزاری متفاوت‌ترین و پرشورترین نوع عزاداری در منطقه6 بوده است. جایی که عزاداری‌هایش بوی آتش و دود و قهوه تلخ عربی می‌دهد و نوای حزین عربی‌اش هم تمام شهرک را پر کرده و می‌کند.
55 سال پیش برای تفریح و زیارت به مشهد آمدم. نمی‌دانستم شب عید است. دیدم آقایی از یک گلدسته به گلدسته دیگر ریسه می‌کشد. از دوستم پرسیدم امشب چه خبر است؟ گفت نمی‌دانم. یکی از فراش‌ها گفت امشب شب میلاد حضرت رضا(ع) است. گفتم شب میلاد حضرت رضا(ع) و فقط همین چراغانی؟! با خودم گفتم شاید اشتباه می‌کند. از یک نفر دیگر پرسیدم امشب چه مناسبتی است؟ گفت شب میلاد. خیلی ناراحت شدم. همانجا نیت کردم که اگر امام رضا(ع) حاجتم را برآورده کند، خودم حرمش را چراغانی می‌کنم.
چند ماه پیش بود که خبر رسید خانواده‌ای پس از 35 سال خبر شهادت عزیزشان را دریافت کرده‌اند. این خبر به خودی خود می‌توانست نگاه ما را به سمت خودش بکشاند؛ اما وقتی پا در دل ماجرا گذاشتیم داستان برایمان شیرین‌تر شد.
برای مردم طرق که سالیان سال است کشاورزی با گوشت و پوستشان عجین شده است باران معنای دیگری دارد. مفهوم باران برای آن‌ها رویش است و سرسبزی.
مهری خانم طالبی و آقا مختار قربانی 20سال صبح به صبح رخت و لباس به تن می‌کنند و در سپنددانی (که در اصل قوطی سوهان فلزی رنگ و رو رفته‌ای است) زغال آتش می‌کنند آن را در سینی می‌گذارند و منتظر اهل محل می‌نشینند. برایشان فرقی نمی‌کند رهگذر بچه باشد یا پیرمرد. راننده اتوبوس یا خودرو گذری یا ون‌های سرویس ادارات. آن‌ها را به کناری می‌کشانند، مشتی سپند بر زغال گداخته می‌ریزند و دور سرشان یا مقابل خودرویشان می‌گردانند و صلوات می‌فرستند و با دعا برای سلامتی‌شان آن‌ها را بدرقه می‌کنند.