کوچه عباسقلی خان یکی از فرعیهای کوچه عیدگاه بود و نامش را از مدرسه عباسقلی خان گرفته است. افغانستانیها اصلیترین افرادی بودند که در کوچه عباسقلی خان کاسبی میکردند. سابقه حضور آنها در این کوچه به دهه ۶۰ بازمی گردد.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
«دبیرستان نوین» خیابان آیتالله بهجت منطقه ثامن را خیلیها با نام واقفش میشناسندش و میگویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.
رضا ایمانیراد میگوید: فرصت را غنیمت دانستم و برای طرح موضوع «مسدود بودن مسیر ره باغ حضرت زهرا (س) در بولوار امیرالمؤمنین (ع) و مشکلات به وجود آمده برای زائران پیاده به ویژه سالمندان» کنارشان نشستم.
سیدرضا نجفپور با ۶۵ سال سن، جزو آخرین نسلی است که رادیوهای قدیمی را تعمیر میکنند. او سر تکان میدهد که «شغل من با گذشت زمان، مثل یخ آب شد»!
علیرضا یعقوبی، ۳۳ سال خونش را اهدا کرده و معتقد است اگر فقط یکی از پاکتهای خونیام جان بیماری را نجات داده باشد از خودم راضیام.
کوچه ۱۷ شهریور شمالی یک، هرچند عمرش به هفتادسال میرسد، اسامی مختلفی به خود دیده است. قدیمیترین نامی که برای معرفی این کوچه در اسناد بهکاررفته کوچه «گودال» است.
شرایط کوچه مسجد امامهادی (ع) تا آغاز طرح بهسازی اطراف حرم مطهر، تغییر چندانی نسبتبه سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب پیدا نمیکند، اما طرح نوسازی، وضعیت کوچه را بهطورکامل تغییر میدهد.
سیدجعفر کشمیری یکی از قدیمیهای طبرسی، بنیانگذار جلسات قرآن، دعای ندبه و خیریه و قرضالحسنه مکتب جعفری است.
رد کوچه سلام را میتوان در خاطرات خیلی از قدیمیهای مشهد پیدا کرد؛ کوچهای در مجاورت حرممطهر که بهگفته محمود ناظرانپور، چون مردم از آنجا به امامرضا (ع) سلام میدادند، به این نام معروف بود.
مجید هادیزاده میگوید: پدرم نقل میکرد روزگاری در مغازه پدربزرگم ۱۰ نفر کارگری میکردند و این رونق مغازهها هم بهدلیل این بود که خبری از کارخانجات کفش نبود و مردم معتقد به پوشیدن کفشهای دستدوز بودند.
فرعیهای نخست کوچه سالاریمقدم در گذشته، «قزاقخانه» و «شترخون» نام داشتند، اما بهدلیل مجاورت با گودال دور شهر، سرنوشت دیگری پیدا کردند.
یکی از کوچههای فرعی خیابان وحدت در پایینخیابان که میانبری برای اتصال آن به خیابان طبرسی و شهید نوابصفوی است، کوچه شهید خلیل تشکری است؛ کوچهای طویل که از وحدت ۳/ ۱ شروع و به شهید شوشتری ۴ ختم میشود.
کوچه وحدت ۲۵ روزگاری چسبیده به برج و باروی مشهد بود.وضعیت این کوچه در سال ۱۳۰۳ تفاوت زیادی با حدود ۵۵ سال قبل نداشته است و تنها یک دسترسی کوچک در بخش انتهایی کوچه به خیابان صفوی آن زمان (نوابصفوی کنونی) ایجاد شده است.
حسین حاجیزاده کاسب خیابان کاشانی اجناس زیادی داخل مغازه دارد، از پوشاک تا جاشمعی و ساعت، اما نه دکور لوکسی دارد نه آهنربای دیگری برای جذب مشتری، خودش میگوید: آقا اهلش باید بیاید.
شاید بهتر باشد کوچه شهید عطایی را کوچه شش شهید بنامیم؛ کوچهای در دل دومین فرعی کوچه جوادیه که امروز بیشتر ساکنان قدیمیاش را از دست داده است، اما هنوز سکونت در آن قوت دارد. طبق گفته برادران تشکری که از قدیمیهای کوچه هستند، کوچه پس از شهادت مرتضی عطایی بهنام او شد.
شهید محمدحسن به قول مادرش مثل جوانهای امروزی نبود. اصلا بچههای آن سالها انگار که ره صدساله را یکشبه رفته باشند، در شانزدهسالگی یک مرد چهلساله کامل بودند.
درباره کوچهای کهن در دل مشهد که با کمترین تغییرات کالبدی به زمان ما رسیده است.
حرفهای منبری مسجد گوهرشاد در جان و دل بزرگ لوطیهای محل اثر کرد تا «اصغر حلبی» برود پی درس دین و نماز و روزه واجب و مستحبی، آنطور که گویی این مرد، آن مرد قبلی نیست و به کلی عوض شده است.
گشتی در یکی از کوچههای بهیادگارمانده از عهد صفوی که روزگاری سکونتگاه هندیها و داروغه مشهد بوده است.
پدر شهیدان علیاکبر، حمیدرضا و حسین دهنوی به فرزندان شهیدش پیوست. او تا آخرین نفسهای نودوهفتسالگیاش از اصول و آرمانهایش دست نکشید.