این خانه قدیمی که سالیان سال دارالقرآن بوده است، حالا به حسینیه و زائرسرایی رایگان تبدیل شده برای اهالی روستای کرقند در خراسان جنوبی. حسینیهای که به همت خود اهالی و بزرگان روستا خریداری و تجهیز شده است.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
خیابان شیخ حرعاملی محدوده منطقه ۲ شهرداری مشهد پیش از انقلاب، به یاد بزرگ سیستانیهای این محدوده به نام خیابان عامل معروف بود اما کوچهای در منطقه ثامن نیز به این نام خوانده میشود که یادگار دوران صفوی است.
سیدهادی خدادادحسینی با ایدههای نو، توانسته است پای بیش از پنجاه نوجوان را به جلسات قرآن مسجد حاجآخوند و حاجخاور باز کند. یکی از کارهایی که این طلبه جوان بر آن تأکید میکند، سپردن مسئولیت به بچههاست.
غلامرضا بلالی تعریف میکند: مردم لولههای آب را آوردند وسط خیابان و به عرض چیدند تا جلو حرکت تانکها را بگیرند. طلبهای رفت روی لوله تانک و رو به جمعیت انقلابیها گفت بروید که الان همه ما را همینجا میکشند.
هدایت گواهی میگوید: آن زمان این آگاهی وجود نداشت که میشود هم برج ساخت و هم بنای تاریخی را نگاه داشت. بر اساس طرح شهرداری باید بخشی از بنا تخریب میشد اما پیشنهاد طرحی جدید، راه سومی پیش روی مسئولان گذاشتند.
فرگل پاکبین میگوید: ایده اصلی بیشتر این کارها را خود بچهها میدهند و دوست داشتند چیزهایی مثل دستبند، گردنبند و عروسکهای کوچکی را بسازند که فروش بهتری داشته باشد.
بانوان عیدگاه از فامیل به هم نزدیکتر هستند و در همه مشکلات به فکر یکدیگر بودهاند؛ از مبارزه با شیوع سالک گرفته تا بنایی و کار خانههایشان را با کمک هم انجام میدهند. زهره خسرویراد میگوید: مشکل مردم مثل مشکل خودم است.
خانه شکیبا در یکی از فرعیهای کوچه جوادیه قرار گرفته است. این خانه بیشتر از اینکه عمارتی تاریخی باشد، به نظر میرسد از اتصال چهار باب خانه شبیه به هم تشکیل شده که هرکدام یک زیرزمین مطبخمانند دارند.
سمیه مؤذنی میگوید: صندوق پایگاه بسیج مسجد امام هادی(ع) چهل عضو دارد که ماهانه ۵۰ هزار تومان واریز میکنند. با مبلغی که جمع میشود، هر ماه ۳ میلیون تومان وام میدهیم.
کبری اکبری میگوید: دستمان تنگ بود. برای درستکردن جهاز به خیلیها رو انداختم، اما کمکی نکردند. همان موقع نذر کردم اگر بتوانم جهازی آبرومند به دخترانم بدهم، تا وقتی که در توانم باشد، به آنهایی که دختر شوهر میدهند، کمک کنم!
هستی و حسنا نوروزیزاده خواهران کاراتهبازی هستند که در مسابقات ورزشی استانی و کشوری کاراته حضور داشته و هردو موفق به کسب مقام شدهاند.
غلامرضا بلخاسب میگوید: خانه ما سیصدوهفتادودوسه متر است و در کوچهباغ حسنخان که حالا اسمش شده حاجی حسنیکارگر، یکی از بزرگترین خانهها بود. پدرم وقتی از یزد به مشهد آمد، این خانه را از احمدیانیزدی خرید.
خانمهای پایگاه بسیج امام هادی(ع) عزمشان را جزم کردند تا زوج جوانی را که مدتهاست میخواهند زیر یک سقف بروند و زندگی شیرینشان را شروع کنند، تا قبل از شب چله راهی خانه بخت کنند. بهترین قسمت این مشارکت مربوطبه مردم بود.
سرای عزیزالله اُف یکی از قدیمیترین ابنیه اقتصادی شهر مشهد است؛ سرایی که یادگار یهودیانی است که روزگاری در مشهد میزیستند و برای مدتی طولانی مکان دادوستدهای کلان در محله پایینخیابان مشهد بود.
کوچه «شهید شوشتری۴» عمری ۱۵۰ساله دارد و روزگاری به نام «مسرور» شهرت داشته، اما اکنون یادآور نام بانویی نیکوکار معروف به حاجخاور است.
محسن کاشفیان با اندوه از خرابشدن خانههای قدیمی میگوید و از همسایههایشان با افسوس یاد میکند. کنار درخت توت تنومند میایستد و میگوید: همه این زمینهای خالی که پارکینگ شده است، قبلا خانه بود.
مرتضی قارونی میگوید: شمارهام را روی تابلو نوشتهام تا اگر زائری نصفهشب یا دم سحر ماشینش خراب شد و قطعهای لازم داشت، معطل نشود. هیچوقت صدای گوشیام را هم قطع نمیکنم تا هروقت کسی زنگ زد، حتی اگر خواب هستم، بیدار شوم.
سیدابوالفضل وزیری، برخلاف بسیاری از همسالانش، بعد از مدرسه وقتش را در کتابخانه میگذراند. او حتی برای استراحت بین مطالعه درسی، رمان میخواند، چون از کودکی دنیای دلخواهش را در میان کتابها پیدا کرده است.
زهراخانم میگوید: خانوادههایی که معلول ذهنی دارند، نمیتوانند یک سفر یا مهمانی معمولی بروند. من خیلی سعی کردم آرمین را چند ساعت در روز به مراکز آموزشی بهزیستی بفرستم، اما نمیتوانند کنترلش کنند.
بچه محلهای قدیمی خیابان وحدت۱۳، حالا همسایههای چهلپنجاهسالهای هستند که شغل پدرانشان را ادامه دادهاند و هنوز مانند گذشته هوای همسایهها را دارند.