منطقه ثامن - صفحه 80

منطقه ثامن

قلب شهر مشهد

فلسفه وجودی شکل‌گیری منطقه ثامن، بارگاه منور رضوی است. شوق زیارت حضرت رضا (ع) است که در طول سال چندین میلیون زائران ایرانی و خارجی را به منطقه ثامن می‌کشاند. کسب‌وکارهایی، چون واحد‌های اقامتی، رستوران‌ها، فروشگاه‌های سوغات و... در پاسخ به نیاز‌های زائران در این منطقه شکل گرفته است. ۷۰ درصد خانه‌های تاریخی مشهد همچون: خانه داروغه، توکلی، کوزه‌کنانی، پریشانی، اکبرزاده و... در این منطقه قرار دارد و برخی از آن‌ها در گذر زمان و با طرح‌های نوسازی از بین رفته‌اند و برخی دیگر مرمت شده یا در دست احیا هستند.  بسیاری از ساکنان این منطقه در گذر سال‌ها و به‌دلیل تغییرات به‌وجودآمده، به مناطق شهری دیگر کوچ کرد‌ه‌اند؛ به همین دلیل این روز‌ها بخش تجاری بسیاری از پلاک‌های این منطقه را به خود اختصاص داده است. یکی از مسائلی که در منطقه ثامن مشهود است، ترافیک سنگین خودرو‌ها در بیشتر ساعت روز بوده که به مشکلی بزرگ برای ساکنان تبدیل شده است. شهرداری منطقه ثامن سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۳۶۶ هکتاری آن  (با احتساب حرم مطهر رضوی)  ۱۴ هزار نفر زندگی می‌کنند.

از آن همه شکوه و زیبایی ۲ بنای تاریخی در حرم رضوی، امروز تنها دو بنا به یادگار مانده است که در قلب اماکن متبرکه چشم نوازی می‌کنند و میراث روزگار پرعظمت رونق مدارس علمیه در جوار روضه منوره هستند.
اسدی متولی آستانه، سال ۱۳۰۶ برای اینکه طرح خیابان‌کشی را در زمین متعلق به نظام‌الملکی‌ها اجرا کند، پدر شیخ حسن را همراه دو تن از پسرعمو‌هایش، به‌مدت چند هفته در طویله زندانی می‌کند.
واقف این حسینیه در طبرسی ۱۶، حاج‌صالح گلشن است که خدمت‌کردنش به زائر تعطیل‌بردار نیست. او اصالتا یزدی بوده و همراه خانواده‌اش سال‌ها در کربلا سکونت داشته است.
تخریب دو پلاک در دهه سی  کوچه ضیا را طولانی و  باریک می‌کند و راه دسترسی به بیوت علما آسان می‌شود، مشهدی‌ها پس از آن، این راسته را «کوچه علما» لقب می‌دهند.
حاج احمد آقایی میرعرب آبادی سومین نسل از بی‌بی‌ مسجدی می‌گوید: راز کار من که از بی‌بی به ارث رسیده‌است، شناخت گیاهان است. او همیشه می‌گفت راز بزرگ این دنیا در دل طبیعت است.
بزرگ خاندان نعیم‌آبادی‌ها وقتی پایش به مشهد رسیده‌ بود، ساکن کوچه حاجی رقیه شده و شروع کرده‌ بود به ساخت چهارطبقه؛ این ساختمان «چهار آشیانه» نام داشت.
محمدرضا غفوریان، بچه کوچه حمام برق بازیگری است که اگر پدرش او را به دبیرستان نمی‌فرستاد، امروز او را نه در قامت بازیگر تئاتر بلکه در قامت یک خیاط حرفه‌ای می‌شناختیم.