منطقه ۱۱ - صفحه 86

منطقه ۱۱

منطقه ورزشکاران و هنرمندان

با اینکه قسمت عمده‌ منطقه ۱۱ در اوایل دهه۶۰ شکل گرفته، این منطقه اکنون جزو مناطق برخوردار مشهد است. بوستان ملت و زندان وکیل‌آباد قدیمی‌ترین فضا‌های شهری این منطقه‌اند. بوستان ملت و شهربازی آن، بوستان چهل‌بازه و پارک گل‌ها ازجمله نقاط تفریحی و گردشگری منطقه ۱۱ است که در فصل‌های مختلف سال پذیرای جمع زیادی از شهروندان و مسافران می‌شود. ورزش و هنر بین شهروندان منطقه ۱۱ جایگاه ویژه‌ای دارد. این موضوع باعث شده است باشگاه‌های ورزشی و مؤسسات هنری بسیاری در این محدوده شهری شکل بگیرد. بازنشدن گره ترافیک از معابر اصلی این منطقه با وجود احداث چندین خیابان از معضلات منطقه ۱۱ است. قرارگرفتن زندان مرکزی مشهد در دل منطقه مسکونی، دیگر معضل جدی شهروندان این منطقه به‌شمار می‌آید که مسئولان شهری و استانی را نیز واداشته است برای جابه‌جایی این مکان به فکر چاره باشند. منطقه ۱۱ شهرداری مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۵۳۴ هکتاری آن ۲۰۰ هزار نفر زندگی می‌کنند.  

حدود ساعت ۲۱ هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ و پس از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ۷۳ تن شهید شدند که یکی از آنان حجت‌الاسلام دکتر قاسم صادقی، نماینده مردم مشهد و همسر «ربابه فتوره‌چیانی» بود.
از محمدحسین ماموریان ۳۰ اثر بزرگ شهری در شهرهای مختلف ایران نصب شده که بیشترین آنها در مشهد است. سردیس زنده یاد تختی در میدان تختی، یا مجسمه خیام در ابتدای بلوار خیام را احتمالا بیشتر مشهدی‌ها دیده‌اند.
جواد علیزاده، کارگردان خوشنامی است که مدت‌ها در تهران کار کرده، اما به قول خودش به دلیل علاقمندی به شهر و زادگاهش به مشهد بازگشته است.
این مخترع مشهدی تلاش‌ها و کوشش‌های زیادی برای تولید و اشتغال داخلی داشته است. یکی از اختراعات باعث شده تا دانشجویان از صف‌های طولانی سلف سرویس راحت شوند!
هر کدام از ساکنان مرکز توان‌بخشی و نگهداری از معلولان جسمی و حرکتی «امید» داستان خودشان را دارند؛ از ناصر که به خاطر بیماری ژنتیکی در ۱۱ سالگی ویلچر نشین شده تا امیر که از همان روز تولد با خطای پزشکی زندگی‌اش برای همیشه عوض شد.
شیما شاه‌منصوری اولین بانوی خراسانی است که در رشته دو و میدانی صاحب مدال جهانی شده است. داستان او کمی شباهت دارد به داستان دونده شدن استاد باغبانباشی؛ استعدادی که ناگهان کشف شد.
حسین ایروانی ۷۰ درصدی جانبازی دارد و ۸۸ ماه را در اسارت بعثی‌ها گذرانده است. او می‌گوید: در اردوگاه خانم دکتری برای درمانم حاضر شد، اما همان‌جا وقتی جراحت سرم را دید گفت: «این می‌میرد، نیاز به درمان ندارد.»