منطقه ۱۰ - صفحه 3

منطقه ۱۰

منطقه مهندسی‌ساز

قرارگرفتن در یکی از مبادی ورودی پرتردد شهر (بزرگراه آزادی)، آب‌وهوای مناسب، ساخته‌شدن معابر و ساختمان‌های منطقه براساس اصول و ضوابط شهرسازی، وجود قطعات به‌نسبت زیاد زمین‌های با کاربری فضای سبز و در نتیجه برنامه‌ریزی برای افزایش سرانه فضای سبز، منطقه ۱۰ را به منطقه‌ای خوش‌نشین و مملو از مجتمع‌های مسکونی تبدیل کرده است. این منطقه به‌دلیل در بر گرفتن تعداد زیادی از مجتمع‌های تفریحی آبی و استخر‌های سرپوشیده، به منطقه تفریح‌های آبی مشهد معروف شده است. ویژگی دیگر منطقه ۱۰ وجود مراکز درمانی مجهز مانند بیمارستان رضوی، بیمارستان عباس ناظران و... در آن است که به گردشگری سلامت در این منطقه رونق می‌بخشد. قرارگرفتن شهر سنگ و همچنین تعداد زیادی واحد‌ صنعتی در این منطقه ظرفیت اقتصادی مناسبی را برای تولید و رونق اقتصادی در این منطقه ایجاد کرده است.
این منطقه با داشتن شماری از دانشگاه‌های مهم، یکی از قطب‌های علمی و دانشگاهی در مشهد است. در مساحت ۲۳۳۳ هکتاری منطقه ۱۰ شهرداری مشهد ۲۹۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

شهید محمود اشرفی دوره آموزشی را در «رینه» گذراند و بعد از آن به ارومیه اعزام شد و تنها ۴ ماه در آنجا بود که در ناحیه «سِرو» در عملیات تامین جاده به شهادت رسید.
استاد حسین سراقی نوغانی حدود ۳۰ سال است که به کار حکاکی روی سنگ مشغول است و ارزش معنوی زیادی برای هنرش قائل است به طوری که می‌گوید: بدون وضو به سنگ دست نمی‌زنم.
محمد زارع رجبی می‌گوید: آقام مُخواست مُو رِبفرسته قالی‌بافی. مو که او کارِ دوس نِداشتُم روز رفتن پامِ توی یک کفش کردم که مو مُخوام بُرُم کفاشی. بابامَم رضا شد. از همو موقع رفتُم تو‌ای کار.
امیرعلی مظاهری از چهار‌سالگی در هیئت‌های خانگی حضور داشته و میکروفون در دست برای اباعبدالله الحسین(ع) خوانده است. آخرین ضبطی که او در آن شرکت داشته، مربوط به سرودی درباره رهبر شهید بوده که قرار است در زمان تشییع ایشان اجرا شود.
شهباز پاشازاده‌شیران از قدیمی‌ترین بازماندگان راه‌آهن ایران است؛ مردی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را نه در یک شهر، بلکه میان ایستگاه به عنوان مباشر خط گذراند و هر بار محل خدمتش تغییر می‌کرد، خانواده و اسباب زندگی نیز همراه او جابه‌جا می‌شدند.
شهباز پاشازاده از نسل مردانی است که زندگی‌شان با راه‌آهن گره خورده بود؛ نسلی که توسعه را نه در کتاب‌ها، بلکه در صدای سوت قطار‌ها و امتداد ریل‌ها می‌دید. او بخش بزرگی از عمرش را در ایستگاه‌های راه‌آهن خراسان گذراند.
حامد حلیمی می‌گوید: وقتی مشکلی را می‌بینم، احساس می‌کنم وظیفه دارم تا حد توانم دنبال کنم. مثلا برای یک خط عابر پیاده حدود ۲۵‌ماه پیگیری کردم تا بالاخره انجام شد. اگر بعد‌از اولین پاسخ، موضوع را رها می‌کردم، آن کار هم به نتیجه نمی‌رسید.