اهــــــالی شهر
img-profile-author
لهجه مشهدی خانم معلم، خاطره‌ساز شد
زهرا اکبری‌شبانکاره از وقتی زبان باز کرد، لهجه مشهدی جزوی جدانشدنی از گفتارش شد.آن‌قدر به این لهجه علاقه داشت که حتی سال‌ها بعد، در دوران تدریس و معلمی‌اش، برایش خاطره‌های شیرین و بامزه‌ای ساخت.
img-profile-author
چکیده خاطرات۷۰ ساله جواد خسرومنش، از محله کوی دکترا
جواد خسرومنش نزدیک به ۷۰سال است که در محله کوی دکترا زندگی می‌کند. زمانی‌که خانواده‌اش به اینجا آمدند، محله هنوز شکل امروزی را نداشت؛ در هر کوچه بیش‌از سه‌چهار خانه دیده نمی‌شد و اطراف آنها زمین‌های باز و بایر به چشم می‌خورد.
img-profile-author
خاطرات محمد بهشتی، از ۸ دهه تحول در محدوده اکبرآباد
محمد بهشتی، ساکن قدیمی محدوده اکبرآباد، در این زمان طولانی شاهد تحولات زیادی در این نقطه از شهر بوده و خودش هم نقش فعالی در رقم‌خوردن پیشرفت‌های اکبرآباد داشته است. او از بزرگان محله است و مورداحترام کوچک و بزرگ.
img-profile-author
ناشنوای مشهدی شغلی پر از دیالوگ دارد
ناتوانی فیزیکی، می‌تواند بهانه‌ای باشد که بقیه عمرت را گوشه خانه بنشینی اما مهناز زرگری ترجیح داده بدون توجه به ناشنوا بودنش سراغ شغل پر از دیالوگ برود و روزانه با چندین و چند نفر از معلولان و توان‌یابان سر وکار داشته باشد.
img-profile-author
در همسایگی، یک خوبی می‌ماند یک بدی!
در خیابان دلدار۶، همسایه‌ها جنس همسایگی‌شان متفاوت با سایر آپارتمان‌هاست. شاید عمر همسایگی‌ها به دو یا سه دهه نرسد، اما آنها تلاش کرده‌اند که مانند گذشته دور هم جمع شوند، از زندگی در محیط آپارتمانی لذت ببرند و با یکدیگر خاطره بسازند.
img-profile-author
همه اتفاقات مهم زندگی مرضیه مکاری در محله امام‌رضا(ع) رقم خورده است
مرضیه مکاری، فرهنگی است و بااینکه مدتی را در روستا‌های اطراف مشهد تدریس کرده است، باز هم خودش را در همه سال‌های عمرش ساکن محله امام‌رضا (ع) می‌داند؛ محله‌ای که به نظر او اعتقادات دینی در آن بسیار پررنگ است.
img-profile-author
فلسفه خانه‌هایی که در زمان انقلاب همیشه درشان باز بود
تانک‌های رژیم برای مقابله‌با جمعیت، آماده تیراندازی بودند. من و مادرم پا به فرار گذاشتیم. بعد‌از دویدن در چند خیابان، ناگهان دیدیم در یکی از کوچه‌های اطراف حرم به نام «آسیابان» هستیم. درِ بیشتر خانه‌ها برای پناه دادن به مردم مبارز، باز بود.
img-profile-author
مهرآباد پر از باغ میوه و جوی آب بود
سیدحسین موسوی تعریف می‌کند: آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و داخلش چوب می‌گذاشتیم و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.
img-profile-author
هیجان بی‌پایان، پشت نرده‌های مجتمع سامان
پوریا فهیمی در محله الهیه و در مجتمع «سامان» رشد کرد و حالا جوانی شده که به هر سمت‌وسوی محله نگاهی می‌اندازد، برایش تصویری قدیمی زنده می‌شود. او خاطرات بسیاری از میان حصار‌های فلزی دورتادور سامان دارد.
img-profile-author
ما همسایه‌ها با هم ندار هستیم
سه همسایه خیابان امیرالمؤمنین(ع) ۲ در یک محله رشد کرده‌اند و کار و کاسبی‌شان هم جان گرفته است، احوالشان به سلام‌وعلیک‌های روزانه با هم گره خورده است؛ معمولا پاتوق نیم‌روزه‌شان پیش از نماز ظهر، جلو انگشترسازی قدیمی آقاعلیرضاست.
بعدی 2 3 4 5 قبلی