خالق هنر فیروزهکوبی روی چوب
صنایع دستی روایتگر زیبایی و حقیقتی است که از جان و روح آدمی برمیخیزد و با دستانی توانمند، فرهنگ و ارزشهای جامعه را به سرتاسر جهان منتقل میکند و قطعا آنچه از دل برمیآید، به دل هر نکتهسنج تیزبینی مینشیند.
در منطقه ما در محله رسالت نیز هنرمندی زندگی میکند که صنایعدستی را برای خود نهتنها کار بلکه عشق میداند.
عاشق چوب است و خراطی. مهدی محسنی متولد سال ۶۱ در قوچان است. مقام اول جشنواره ثقلین در بخش معرق و همچنین جوایز متعدد دانشآموزی در رشته معرق را کسب کرده است. فیروزهکوبی بر روی چوب در زیورآلات و ابزار را نیز بهعنوان خلاقیت در کارنامه کاری خود دارد.
ضمن اینکه در جشنواره دوسالانه اخیر یونسکو که در تهران برگزار شده است، نشان ملی برای شکلاتخوری خراطیشدهاش به او تعلق گرفته، ولی مدارک آن هنوز به دستش نرسیده است. علاقهاش به چوب، ریشه در کودکی او دارد و به قول خودش، همیشه دوست داشته است اسباببازیهای چوبی برای خود بسازد: «چاقو تنها ابزار کارم در دوران کودکی بود. آن دوره، جنبه هنری کار برایم مطرح نبود.
این موضوع پیشزمینهای شد تا بعدها بهدنبال منبت و معرق بروم، بنابراین اواخر دبیرستان با اینکه رشته تجربی میخواندم، در رشته چوب، مقطع کارشناسی دانشگاه زاهدان قبول شدم و موضوع پایاننامه کارشناسیام را بهخاطر علاقهام به حجم، ساخت مجسمه با چوب انتخاب کردم. در سال ۹۱ کارشناسیارشد هنر اسلامی صنایع چوب تبریز قبول شدم و پایاننامه ارشدم نیز درباره فیروزهکوبی روی چوب بود که جزو ابتکارات خلاقانه ثبت شد. همزمان با دوره ارشد، خراطی را شروع کردم.»
صنایع دستی؛ هنری کاربردی
صنایع دستی علاوهبر جنبه تزیینیای که دارد، جنبه کاربردی نیز دارد؛ نکته دارای اهمیتی که آقای محسنی نیز به آن توجه دارد: «ازآنجاییکه با هنرهای تجسمی آشنایی دارم، تفاوت کاربرد و مفهوم را میدانم و معتقدم که در این دوره مثل سایر دورههای گذشته آنچه در صنایع دستی ساخته میشود، فقط نباید زینتی باشد، بلکه باید کاربرد هم داشته باشد.
در دوران تحصیل در مقطع کارشناسی، کارهای هنری زیادی انجام میدادم. در همان زمان در کتابخانه دانشگاه، کتابهایی لاتین درزمینه خراطی دیدم. ظروف خراطیشدهای که در کتاب به تصویر کشیده شده بود، بسیار خلاقانه و بهخصوص کاربردی بود و این موضوع برایم جذابیت خاصی داشت.
دیدن آثار کتاب باعث شد دستگاه کوچکی تهیه کنم و تعدادی ابزار ساده بسازم که درنهایت توانستم آنها را در فروشگاهی که زیورآلات دستسازم را میفروختم، به فروش برسانم. در آن زمان، خوشبختانه فضای فروش وجود داشت و باعث شد این کار را ادامه دهم.»
از صفر تا صد کار
هنر خراطی بر روی انواع چوبها انجام میشود، حتی چوب درخت سپیدار که از نظر کیفیت درجه پایینی دارد: «با تجربهای که به دست آوردم، متوجه شدم که هر چوبی با نوع کاربردش به چه ابزاری نیاز دارد. درحالحاضر ۹۹ درصد چوبهایی که استفاده میکنم، از استحکام خوبی برخوردار است.
از چوبهایی مثل «نارون» و «اوجا» گرفته تا چوبهای محلی مثل «گردو» و «اقاقیا» که تراکم و کیفیت مطلوبی دارند؛ به همین دلیل است که ظروف، کاملا کاربردی هستند و درصورت شسته شدن یا حرارت مایکروفر، تَرَک نمیخورند. متاسفانه بهدلیل کمبود مراتع، تهیه چوب به مشکل بزرگی تبدیل و همین امر سبب کمبود و قیمت سنگین چوب شده است.
حتی چوبهای محلی نیز بهراحتی پیدا نمیشود و چوبهای صادراتی مثل «راش» هم که از روسیه وارد میشود، به درد خراطی نمیخورد؛ چون نه طرح زیبایی دارد، نه بافت محکمی و نه حجم مناسبی برای کار. خراطی از کارهای انفرادی است و از صفر تا صد کار با هنرمند است.
گاهی کارها چندمرحلهای میشود. تنه را برش میزنم و بعد از کمی کار اجازه میدهم خشک شود. سپس کار اصلی را انجام میدهم. ازآنجاییکه ظروف تهیهشده کاربردی است، از رنگهای شیمیایی استفاده نمیکنم، بلکه روغن زیتون به آن میزنم و کارهای تزیینی را هم با رنگهای اکریلیک براق میکنم.»
عرضه کار هنری، نیازمند فضای مناسب است
«زیاد بودن قیمت دستگاهها و نبود تقاضا برای دستگاه باعث شده است صنعتگران کمی وارد این عرصه شوند و به همان اندازه نیز این هنر برای مردم ناشناخته مانده است.» محسنی با بیان این مطلب درباره فروش محصولات خود نیز میگوید: «درحالحاضر تعداد معدودی هستیم که در کشور خراطی میکنیم و توانستهایم بخش مهمی از نیاز بازار را برآورده کنیم، با این حال ظروف خراطی بهصورت صنعتی نیز وارد میشود.
از سوی دیگر افرادی مشتاق و علاقهمند به کار هستند که ازطریق فضای مجازی به آنها آموزش میدهم. متاسفانه کمکاری درزمینه فروش، زیاد داشته و خودم را محدود به فروش مجازی کردهام؛ هرچند که این نوع فروش در همهجا درحال گسترش است.
انجام کار هنری فضا و مکان خوب میخواهد. اگر بهترین کار را در یک فضای معمولی قرار دهید، به چشم نمیآید، اما اگر همین کار را با یک دکور خوب در یک پاساژ خوب بگذارید، جلوه دیگری پیدا میکند. باتوجهبه نوع کار و تجربه و سوادی که من تا الان درباره کار دارم، وضعیت فروش درحالحاضر خوب نیست که یکی از دلایل آن، حضور واسطههاست که یا کار را بهصورت امانی میگیرند یا با قیمت دلخواه و حتی گرانتر به فروش میرسانند. این کار، هم برای صنعتگر و هم برای مخاطب پیامد خوبی ندارد.»
«در کار هنری وجدان، مهمتر از نظارت و قانون است؛ اگر برای اقلام دیگر میتوان نظارت مستقیم داشت، برای کار هنری تنها باتوجهبه تجربه، توانایی سازنده، نوع مواد، ظرافت و طراحی، میشود قیمتگذاری کرد؛ برای همین وجدان در فروش آثار هنری اهمیت دارد.
به همین دلیل فروشم را ازطریق کانالهای مجازی شروع کردهام. ضمن اینکه سرمایهای برای ایجاد یک فروشگاه ندارم. از تمام اینها که چشمپوشی کنیم، بسیاری از مردم قیمتها را برای یک کار چوبی زیاد میدانند؛ البته در کنار این افراد، افرادی هم هستند که ارزش کار را میدانند و باعث شدهاند کار صنایعدستی زنده بماند.
کار چوبی دربین عموم جانیفتاده است و اولین سوال خریدارها از من، این است که «آیا این کار ترک برمیدارد؟» از طرف دیگر خیلی از سازندهها نمیدانند که چطور چوب را خشک یا باتوجهبه مناطق آبوهوایی از آن استفاده کنند. تمام این عوامل و شرایط باعث شده است که توقعم را از بازار و خرید و فروش کم کنم.»
حس زیبای خالق بودن
تمام کارها خطرهای خاص خودش را دارد و بهمراتب کار فنی همراه با ابزار نیز خطرهای بیشتری درپی دارد: «متاسفانه یک لحظه غفلت میتواند مشکلات بزرگی را بهوجود آورد. تاکنون من هم دچار آسیبدیدگی شدهام. به یاد دارم که روزی بهخاطر لبه تیز یک گلدان، لب و بینیام ۱۳ بخیه خورد یا یک روز اره زنجیری در کاری گیر کرد و به روی زانوی من پرت شد که خوشبختانه فقط شلوارم پاره شد و آسیبی جدی به من وارد نشد.
در کارهای خراطی که فرم خاصی دارد و اندازه ظرف به یک میزان نیست، احتمال خارج شدن ظرف از گیره همیشه هست، لذا با رعایت ایمنی و استفاده از ابزار استاندارد میتوان میزان این خطرها را کاهش داد. اینکه توانستهام در این چند سال با تمام سختیها و صدمههایی که دیدهام، کار خراطی را ادامه دهم، لذت مشابهی است که در مجسمهسازی داشتهام.
خلق کردن، یکی از صفات خداوند است که در وجود ما انسانها نیز متجلی شده است. گاهی پیش میآید که ساعتها بدون اینکه گرسنگی و تشنگی را متوجه شوم، در کارگاه محو کار بودهام. زمانی که میدانی فقط تو بودهای که کاری را شکل دادهای، حس زیبای خالق بودن را احساس میکنی؛ مثل احساسی که مادر به فرزندش دارد. گاهی آثاری خلق میشود که هنرمند، کار خاصی بر روی آنها انجام داده است و در پایان، حس لذت بردن از زیبایی آن اثر را به بیننده منتقل میکند، بنابراین ارزش معنوی و روحی این کار خیلی بیشتر از ارزش مادی آن است.»
زمانی که میدانی فقط تو بودهای که کاری را شکل دادهای، حس زیبای خالق بودن را احساس میکنی
ظروف کاربردی
خراطی درصورتیکه چوب خشک باشد، کار زمانبری نیست و معمولا یک ظرف در سه تا چهار ساعت کامل میشود، مگر اینکه کار سخت باشد یا ظرافت بیشتری نیاز داشته باشد؛ مثل ساخت گلدانی که دهانه کوچکی دارد و حجم زیادی را باید برای ساخت آن خالی کرد، لذا ابزار پیچیدهتر، دقت بیشتر و زمان بیشتری میخواهد.
صفر تا صد یک کار را قطعا در یک روز انجام میدهم. این کار مثل ساخت مجسمه نیست که طراحی و ساخت آن ساعتها زمان ببرد. درواقع ساخت صنایعدستی نباید خیلی زمانبر باشد. علاوهبر این، توجیه اقتصادی و مقرونبهصرفه بودن اهمیت زیادی دارد.»
گاهی یک ایده میتواند بر فروش یک اثر، تاثیر مثبتی بگذارد: «یکی از افتخاراتم در خراطی، طراحی انار چوبی بوده است. گرچه این انار تزیینی است، باتوجهبه دیدگاهی که درباره کاربردی بودن محصولات دارم، این انار مفهوم و نماد شب یلداست که باتوجهبه مفهوم آن، ارزش ویژهای برای ایرانیان دارد، زیرا انار در یلدا نمادی از زایش و باروری است؛ به همین دلیل بیشتر فروش آذرماهمان، مربوط به همین انارهای چوبی بود که جزو هدایای این شب محسوب میشود.»
صادرات سخت
کار را باید باتوجهبه نیاز روز تولید کرد. دوستانی هستند که کارهای من را براساس شبیه نبودن به آثار قدیمی، نقد میکنند، ولی من لزومی نمیبینم ظرفی را که در دوره سلجوقی تولید شده است با همان شکل و ظاهر ایجاد کنم. هنرمند آن دوران باتوجهبه نیاز و شرایط همان زمان ظرف یا سایر کارهای هنری را اجرا کرده است.
شاید کسی که ظروف آن دوره را احیا میکند، کار ارزشمندی در حوزه پژوهشی و علمی کرده باشد، ولی قطعا هنر دوره سلجوقی، نیاز امروز خانهای را که گوشی اپل و امکانات امروز را دارد، برطرف نمیکند. صنایعدستی نباید فقط جنبه تزیینی و نفیس بودن داشته باشد، بلکه باید قابل استفاده نیز باشد. ایدههای من ایرانی است؛ درِ قندانهایی که ساختهام، به شکل سرو است که درختی ایرانی است. ایرانی بودن طرحهایم برایم اهمیت دارد. طرحهای ایرانی، لطافتی دارد که درآثار اروپایی نمیتوان دید. گرچه من کارم را بهعنوان ایرانی انجام میدهم، فرهنگی که درونم طی سالیان بهوجود آمده است، نیز به کارم منتقل میشود.»
«درحالحاضر حضور در بازارهای بینالمللی، هزینههایی برای هنرمند دارد. پیشنهادهای مختلفی از کشورهای اروپایی برای اکثر کارها داشتهام. میدانستم که نمونه کار صادراتی را بدون هزینه گمرک میشود ارسال کرد؛ به همین دلیل با اداره پست تماس گرفتم بابت هزینه که ارسال ۳ کیلو بار را ۴۰۰ هزارتومان تخمین زد، درحالیکه این هزینه را میتوانم برای کارگاه خرج کنم.
بیشتر صنایعدستی صادراتی ما شامل فرش، قالی و سنگهای قیمتی است که در بازار جهانی توجیه دارد، ولی برای ظرف خراطی باید توریست مراجعه کند. اگر گردشگری را رونق دهیم، صنایعدستی ما تحولی اساسی در بازار بهوجود خواهد آورد.
بسیاری از دارندههای نشان جهانی یونسکو شامل ایرانیها و حتی مشهدیها میشوند. نمایندههای یونسکو معیارهای مختلفی برای ارزیابی کارها در سطح جهانی و ملی دارند و وقتی فردی نشان ملی دریافت میکند، اشکالات کار را رفع میکند تا به سطح جهانی برسد و بتواند آثارش را صادر کند. برای گرفتن کارت بازرگانی باید ۲ میلیون پرداخت کنی و این هزینهها در حوزه صادرات، دلسردت میکند.»
امید به آینده
فیروزهکوبی روی چوب از کارهای ترکیبی بود که با جرقهای در ذهنم و همچنین استقبال همدانشگاهیهایم در دوره دانشجویی شکل گرفت. به تقاضای یکی از دوستان، حلقهای چوبی درست کردم و بهمرور درخواستهای بیشتری از من شد و تصمیم گرفتم چوب، فلز و سنگهای قیمتی را به کار اضافه کنم. در نمایشگاه تهران، کارشناسان از من خواستند تا کار را به نام خودم ثبت کنم که حدود دو سال زمان برد. به آینده بهشدت امیدوارم و مشکلات را عاملی برای دستیابی به راههای بهتر میدانم. درحالحاضر اتفاقات خوبی در حوزه صنایع دستی افتاده است و ثبت برندهای جهانی، همگی نشانه خوبی برای ادامه مسیر و کار جوانان در این حوزه و خلق آثار جدید است.
این گزارش چهارشنبه، ۲۳ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۴ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است


