کد خبر: ۵۰۸۰
۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
داوود خلوصی افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد

داوود خلوصی افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد

داوود خلوصی طی ۳۰ سال فعالیت در حوزه قرآن مقام‌های متفاوتی را در رقابت‌های قرآنی به دست آورده و افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد که بعضی از آنان، توانسته‌اند مقام‌های ملی و بین‌المللی کسب کنند.

نامش برای بسیاری از قرآن‌آموزان نوجوان در دهۀ اخیر آشناست. قاری، محفل‌دار و مدرس و حافظ قرآن‌بودن، ویژگی بارز «داوود خلوصی» را آنقدر خوب معرفی نمی‌کند که بگوییم «مأنوس با قرآن».

این مأنوس‌بودن ریشه در آشنایی او با کتاب خدا از شش‌سالگی دارد؛ زمانی که هنور سواد خواندن و نوشتن نمی‌دانست و در روستای زادگاهش به جلسۀ قرآن می‌رفت.  اشتیاقش به این جلسه، او را در ۱۴ سالگی محفل‌دار قرآن، در سال‌های بعد دانشجوی قرآنی، سپس مدرس قرآن و بعدتر حافظ قرآن کرد.

خلوصی طی این سال‌ها مقام‌های متفاوتی را در رقابت‌های قرآنی به دست آورده و افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد که بعضی از آنان، توانسته‌اند مقام‌های ملی و بین‌المللی کسب کنند.

حالا با داشتن مدرک دکترا در رشتۀ علوم قرآن و حدیث و پس از ۳۲ سال فعالیت در حوزۀ قرآنی، انس‌دادن نوجوانان به کتاب خدا و معانی آن، بیش از هرچیز برای خلوصی، شهروند ۴۷ ساله محلۀ شاهد مهم است.


از شش سالگی به محافل قرآنی می‌رفت

مرور سال‌های کودکی، احساس خوشایندی برایش ایجاد می‌کند. این را از لحن و حالت چهره‌اش می‌توان فهمید. او هنوز جلسات قدیمی روخوانی قرآن کریم را در روستای «فروتقه» از توابع شهرستان کاشمر به یاد دارد.
زمانی که هنوز شش سال بیشتر نداشت، همراه عمو و پدرش به محفل خودمانیِ قرآن می‌رفتند و از همان زمان، شوق و شور همراهی با کلام خدا در وجودش ریشه می‌زند.

خودش آن سال‌ها را این‌طور به یاد می‌آورد: «مدرسه نمی‌رفتم و سواد خواندن نداشتم، اما این جلسات و دورهمی‌های قرآن‌خوانی را خیلی دوست داشتم و احساس بزرگی می‌کردم. جلسۀ قرآن، هر هفته خانۀ یکی از اهالی روستا بود و استاد هم، خیلی بداخلاق و جدی و سختگیر بود. با این حال حتی وقتی بزرگ‌تر شدم، باز دوست داشتم در این جلسات شرکت کنم. می‌رفتم و فقط یک گوشه می‌نشستم و به تلاوت قرآن و نکاتی که استاد می‌گفت گوش می‌دادم. صدایم هم در نمی‌آمد.».

 

رفتار اساتیدم من را به قرآن بیشتر علاقه‌مند کرد

در ۱۳ سالگی به‌خاطر کار پدر، ترک دیار کرده و همراه خانواده، عازم مشهد می‌شود. هجرتی شیرین که او را بیشتر در وادی قرآن قرار می‌دهد: «سال ۶۹ به علت کار پدرم و همراه با خانواده، به مشهد آمده و در محدودۀ میدان امام حسین (ع) ساکن شدیم. عشق و علاقه‌ام به مباحث قرآنی باعث شد خیلی زود، استاد شیشه‌چی و کلاس‌های تجویدشان را پیدا کنم.

ایشان دوبار در هفته، جلسه داشتند. از طرفی پای ثابت جلسات قرآن مسجد کرامت بودم که خیلی از مشهدی‌ها آن را به خاطر دارند. گاهی آنقدر ازدحام جمعیت زیاد می‌شد که مجبور بودیم در گوشۀ خیابان بنشینیم. هم‌زمان اوج تلاوت‌های زیبای جواد فروغی بود که بر خیلی از نوجوانان و کودکان تأثیر می‌گذاشت.

 آن زمان هم به جلسه‌های قرآنی مشهد می‌رفتم و هم از جلسات قرآنی شهر خودم کاشمر، غافل نمی‌شدم و تابستان‌ها به آنجا می‌رفتم. علی رمضانی و حمید ناظمی دو استادی بودند که برای قرآنی‌بارآوردن نوجوانان و جوانان کاشمر، خیلی زحمت کشیدند و رفتار خوب این دو استاد موجب شد که روز به روز علاقه‌مندی‌ام به قرآن بیشتر شود.».


در ۱۴ سالگی، اولین جلسۀ قرآن را راه‌انداختم

خلوصی به‌سرعت و طی یک‌سال، اعتماد استادانش را در مشهد و کاشمر جلب می‌کند و با پیشنهاد نشست روی کرسی تلاوت، روبه‌رو می‌شود: «خیلی لذت‌بخش بود نشستن بر کرسی تلاوت و اینکه شنوندگان، قرآن را از زبان تو بشنوند. حلاوت تلاوت را با جانم حس می‌کردم و تصمیم گرفتم در مشهد، جلسۀ قرآنی داشته باشم که آن را اداره کنم.

این درحالی بود که من هنوز چهارده سال بیشتر نداشتم و تازه از محدودۀ بلال، به بولوار فلاحی نقل مکان کرده بودیم. البته ناگفته نماند تلاوت‌های استاد متولی عبدالعال را که به‌شدت به آن علاقه داشتم، گوش می‌دادم. گاهی از استادان دیگری مثل غلوش و مصطفی اسماعیل هم تقلید می‌کردم.».

 

داوود خلوصی؛ افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد

 

حفظ قرآن باید به‌مرور و پیوسته باشد

تصمیم تشکیل جلسۀ تلاوت قرآن در خانه با استقبال پدر و مادر روبه‌رو شده و برپایی آن از خانۀ خود خانوادۀ خلوصی شروع می‌شود؛ «اسم این جلسۀ خانگی را که هر هفته در خانه یکی از اعضا و در قاسم‌آباد برگزار می‌شد، علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) گذاشتم. این محفل، ۱۰ سال تمام ادامه داشت، حتی زمانی که برای ادامه تحصیل به تهران رفتم. در حال حاضر هم به‌خاطر استقبال زیادی که اهالی خیابان یوسفیه از این برنامه داشتند، محفل قرآنی در مسجد علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)، واقع در یوسفیه ۸ برگزار می‌شود.».

بعد از اتمام دبیرستان، در رشتۀ قرآن و حدیث دانشگاه علوم قرآنی دانشگاه تهران پذیرفته می‌شود و به این شهر می‌رود. وقتی در مقطع کارشناسی درس می‌خوانده، به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند در مقام معلمی، حافظ قرآن هم باشد؛ «خدا در دیگری را در دنیای قرآنی به رویم بازکرد.

با اینکه علاقۀ زیادی به مشغول‌شدن در حوزۀ تلاوت و روخوانی و روان‌خوانی داشتم، اما احساس می‌کردم که من باید معلمی باشم که حافظ قرآن است. حس درونی و توانایی‌ام به من می‌گفت که در زمینۀ حفظ قرآن موفق‌ترم. بعد از آن، از سال ۷۵، هم‌زمان با تحصیل، حفظ قرآن را شروع کردم و جسته و گریخته با توجه به مشغلۀ زیادی که داشتم، کار حفظم را پیش بردم.

به نظرم حفظ قرآن کریم نباید با فشار ذهنی و جسمی همراه باشد. گاهی شاهد هستیم برای انجام این‌کار، در مدت زمانی کوتاه، چنان فشار ذهنی به فرد وارد می‌شود که نه‌تن‌ها  نتیجۀ موردنظر به دست نمی‌آید، فرد برنامۀ حفظ را نیز رها می‌کند. درواقع در حفظ قرآن، پیوستگی کار مرور محفوظات، مهم است. برهمین اساس من به‌مرور و در طول زمان، ۱۶ جزء را حفظ کردم و از جزء ۱۶ به بعد نیز، نزد استاد «کاظم گرامی» درس پس می‌دادم و اصولی‌تر پیش رفتم. درمجموع طی ۴ سال موفق به حفظ کامل قرآن شدم.».

 

در دانشگاه درس دین و دنیا را از اساتیدم یاد گرفتم

در طول چهار سال دانشگاه، اطلاعاتش در حوزۀ قرآن افزایش می‌یابد و صاحب معلومات و تخصص بیشتری در این زمینه می‌شود؛ «علتش این بود که در محضر استادان بزرگی مثل محسن خدام‌حسینی و علی‌اکبر حنیفی و منصور قصری‌زاده و بسیاری دیگر، شاگردی کردم و درس دین و دنیا را از آن‌ها یاد گرفتم.

هم‌زمان، قرآن را در مدارس تهران تدریس می‌کردم و بلافاصله پس از مقطع کارشناسی، در دانشگاه اصول‌الدین قم در مقطع ارشد پذیرفته شدم. الان هم دانشجوی دکتری این رشته در دانشگاه فردوسی هستم.».

 

جلسه‌ای با قدمت ۱۵ سال برای نوجوانان و جوانان

در حال حاضر، جلسۀ قرآن داوود خلوصی، پنجشنبه‌ها به‌صورت ثابت در مجتمع بعثت واقع در بولوار معلم، با شرکت اقشار مختلف مردم و با حضور پررنگ دانش‌آموزان از سطح مبتدی تا بین‌المللی برگزار می‌شود.
در این محفل قرآنی، علاوه‌بر جلسۀ عمومی تلاوت قرآن، ۱۰ کلاس آموزشی در سطوح مختلف و در زمینۀ صوت و لحن و روخوانی و روان‌خوانی نیز برگزار می‌شود. به گفتۀ خلوصی، این جلسۀ قرآنی از سال ۷۰ تشکیل شده و ادارۀ آن برعهدۀ جواد ایمانی بوده و از سال ۸۱ نیز خلوصی، مدیریت آن را برعهده گرفته است.

خودش دراین‌باره می‌گوید: «این جلسه با پنج‌شاگرد شکل گرفته و به‌مرور بر تعداد مخاطبان آن افزوده شده. در حال حاضر ۲۰۰ عضو دارد و هر هفته حدود ۱۵۰ نفر در این جلسه که به نام علی عاصمی، از شهدای تخریب‌چی است، شرکت می‌کنند. شاگردانی هم که در این سال‌ها تربیت کرده‌ام، خودشان حالا استاد همین کلاس‌ها هستند و برخی از آنان، توانسته‌اند مقام‌های مختلفی را در سطح ملی و بین‌المللی به دست آورند.».

این جلسه به برکت قرآن، پیامد‌های عام‌المنفعه هم داشته است؛ «گاهی در جلسات، به صورت داوطلبانه و اختیاری، مبالغی برای خانواده‌های بی‌بضاعت جمع‌آوری می‌شود و حتی شاگردانم مبلغی از هدایای خود را به کار اختصاص می‌دهند که باعث شده همدلی خوبی بین خود قرآن‌آموزان نیز پیش بیاید.».

 

بعد از سال‌ها تدریس، هدفم را بر مأنوس‌کردن شاگردانم با قرآن گذاشتم

از سال ۷۷ در کسوت معلمی، مشغول به خدمت شده. ابتدا در تهران، سپس مشهد و چندسالی هم در یکی از روستا‌های تربت‌جام به دانش‌آموزان، درس قرآن و عربی آموزش می‌داده والان هم در دبیرستان‌های مشهد، مشغول به تدریس است. در این سال‌ها به موفقیت‌های چشمگیری در حوزۀ تربیت افراد ممتاز در زمینۀ قرائت قرآن دست یافته، ازجمله میلاد اسماعیلیان، نفر اول مسابقات قرائت دانش‌آموزی، صادق قربانی، نفر اول مسابقات ملی دانشجویان کشور، امید حسینی‌نژاد، نفر اول مسابقات اوقاف، سازمان تبلیغات و دانش‌آموزی و دانشجویی کشور و محمد خاکپور نفر چهارم مسابقات بین‌المللی اردن در رشتۀ حفظ.

او دراین‌باره می‌گوید: «پس از سال‌ها تدریس تخصصی و پرورش بیش از ۶۰۰ شاگرد در این حوزه، به این نتیجه رسیدم که باید نگاه عمیق‌تری به قرآن داشت و بعد از آن، هدفم را بر مأنوس‌کردن شاگردانم با قرآن و آشنایی با تلاوت‌های زیبا همراه با القای معانی قرار دادم.».

 

داوود خلوصی؛ افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد

 

قرآنی‌شدن فرزندانم از برکت همین کتاب خداست

استاد خلوصی به برکت انس و الفت دیرینه با قرآن کریم زندگی آرامی دارد. خودش دراین‌باره می‌گوید: «من هم‌نشینی با قرآن کریم را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. تمام تلاشم نیز این است که رایحه‌ای از بوستان قرآن، نصیب خودم و دیگران شود. برکات خاصی در زندگی من وجود دارد که تمامش به برکت  قرآن است.

یکی از مهم‌ترین آن‌ها داشتن فرزندان صالحی است که دارم. حسین، پسر هفت ساله‌ام را همیشه با خودم به جلسات قرآن می‌برم که خدا را شکر، علاقۀ زیادی هم به این محافل دارد و دخترم فاطمه هم، کلاس هفتم است و خیلی زیبا قرآن تلاوت می‌کند.».

 

فقط خواندن قرآن کافی نیست

دغدغه‌های خاص خودش را در حوزۀ قرآن و در این مسیر دارد: «اینکه قرآن بخوانیم و حفظ کنیم، کافی نیست. خوارج هم قرآن حفظ بودند. ظرف وجودی ما باید پاک باشد، اگر درون‌مان خراب باشد ولو قرآن هم بخوانیم و حفظ کنیم، مثل ظرفی هستیم که داخل آن سم ریخته باشند و اگر عسل هم بریزند، این مادۀ شیرین و پرخاصیت را نیز سمی می‌کند.

از طرفی فراموش نکنیم که قرآن مخصوص مرده و هنگام عزا و نزد قبر اموات ما نیست؛ بلکه قرآن برای زندگی است. قرآن می‌خواهد ما را خوشبخت کند. ما این را می‌دانیم، اما از آن غافلیم و عمل نمی‌کنیم.».

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام