ذهن محسن آقا مثل ماشین حساب کار میکند
امیرعلی قاسمی| نوشته زیر گفتگویی صمیمی با یک شهروند مشهدی است که با قابلیت ذهنی خاص خود میتواند از پس خیلی از کارها برآید. او البته بیکار است و در خانه با مادرش زندگی میکند. همین بیکاری سبب شد تا در این گفتوگو در کنار تواناییها و قابلیتهایش از مشکلاتش نیز سخن بگوید و از این گلایهمند باشد که تواناییهای محاسباتیاش بدون استفاده باقی مانده است!
محسن آقا اگرچه قدی کوتاه دارد، اما تواناییهای گاه شگفتآور ذهنی، او را از خیلی از انسانهای طبیعی یک سر و گردن بالاتر قرار داده است. این هممحلهای ما در بولوار معلم و محله سیدرضی مشهد سکونت دارد، او زندگیکردن با مادرش را دوست دارد و همیشه در میان حرفهایش میگوید: راضیام به رضای خدا.
اگر بخواهید درباره گذشته این هممحلهای بدانید، باید اشاره کنیم که وی در سال چهارم دبستان به دلیل آزاردادن دانشآموزان از مدرسه اخراج شد و دیگر هیچ وقت ادامه تحصیل نداد. او ازدواج نکرده و میگوید: مگر میشود بدون کار ازدواج کرد؟ آن هم در این روزگار سخت که ازدواج کردن هم مقدماتی میخواهد که برای من فراهم نیست!
محسن اعرابی در این گفتوگو از زندگی سختش و مشکلاتی که تا به حال برای پیدا کردن کار پیدا کرده است میگوید و تاکید میکند که هزینه زندگیاش را از اجرای برنامه در همایشها و مجالس به دست میآورد، اما دوست دارد کاری مستقل داشته باشد. محسن آقا از مسئولان گلایه دارد و میگوید: به هر کجا مراجعه کردم دست رد به سینهام زدند و برایم کاری انجام ندادند.
-لطفا خودتان را بیشتر معرفی کنید.
محسن اعرابی متولد سال ۱۳۳۹ هستم و ۵۱ سال سن دارم.
-گفته میشود که قابلیتهای ذهنی شما کمنظیر است. لطفا کمی برای ما از این قابلیتها بگویید.
هماکنون میتوانم اعداد پنجرقمی را در اعداد دورقمی ضرب، تقسیم، جمع و تفریق و حتی جذر اعداد را بدون انجام محاسبه با ماشینحساب، در ذهنم انجام دهم و بعد از پنجثانیه پاسخ آن را به شما بگویم.
من میتوانم اعداد پنجرقمی را در اعداد دورقمی ضرب، تقسیم، جمع و تفریق و حتی جذر اعداد را در ذهنم انجام دهم و بعد از پنجثانیه پاسخ آن را به شما بگویم
-یعنی شما میتوانید خیلی سریع به من بگویید که حاصل ضرب ۵۳ در عدد ۶۱ چند میشود؟
کاری ندارد... میشود ۳۲۳۳
-چه اتفاقی افتاد که متوجه این قابلیت هوشی در خودتان شدید؟
در دوران کودکیام وقتی کلاس سوم دبستان بودم، هر روز کلاس ریاضی داشتیم. در آن سال سایر دانشآموزان برای یادگیری جدولضرب مشکل داشتند، اما من بدون انجام تمرین و تکرار جدول ضرب را یاد گرفتم و سال چهارم دبستان هم اعداد دو رقمی در اعداد یک رقمی نیز به ذهنم آمد و اکنون هم تا حدودی میتوانم اعداد ششرقمی در دو رقمی را ضرب و تقسیم کنم. بچهها دورم جمع میشدند و متفاوتبودن من باعث شد که نتوانم درس را ادامه دهم.
-فکر میکنید چه چیزی باعث شد تا شما این توانایی و قابلیت ذهنی را به دست آورید؟
این توانایی و قابلیت بدون هیچگونه تمرین و تکراری در من بروز کرد و میتوان گفت این یک استعداد ذاتی و خدایی است که شامل حالم شده و از این بابت خداوند را همیشه شکر میکنم.
-الان مشغول به چه کاری هستید؟
بنده در حال حاضر بیکار هستم. اما سالها پیش در شهرداری به عنوان آبدارچی و نامهرسان مشغول به کار بودم.
-علت خارجشدنتان از مجموعه شهرداری چه بود؟
من تا سالهای ۷۲ و ۷۳ در شهردرای مشغول به کار بودم، اما با مخالفت دو نفر از مسئولان شهرداری با حضورم، از کارم اخراج شدم. بعدها هم نامههایی از طرف استانداری و امام جمعه وقت برای مسوولان ذیربط بردم، اما نتیجهای حاصل نشد.
-آیا برادر و خواهرتان برای شما کاری انجام ندادند؟
برادرم که بازنشسته شهرداری است، خیلی برایم زحمت کشید، اما هیچ فایدهای نداشت.
-مایل به ادامه تحصیل هستید؟
خیر، سنی از من گذشته است.
-حرف آخر...
از مسئولان خواهشمندم که حتیالامکان یک کار برای من درست کنند تا از این بلاتکلیفی بیرون بیایم و بتوانم خرج زندگیام را درآورم.
*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.