کد خبر: ۱۵۳۱۱
۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
کوهنورد

سیمین کامرانی پس از بازنشستگی در مسیر قهرمانی رکورد زد

سیمین کامرانی که تا پیش از هجوم کرونا در سال۹۸ در مسیر مسابقات آمادگی جسمانی پیشکسوتان می‌تاخت و مدال‌های طلا را یکی پس از دیگری درو می‌کرد، حالا فصل تازه‌ای را در دنیای دوومیدانی آغاز و ثابت کرد که برای درخشش، نه سن و سال مانع است و نه مسیر‌های تکراری!

در خانه سیمین کامرانی، دیواری وجود دارد که روایتگر عمری دویدن است. ورق‌زدن آلبوم‌های قدیمی‌اش، سفر در زمان است؛ از نوجوانی که با لباس ورزشی مدرسه در تیم بسکتبال و دوومیدانی، شور جوانی را به رخ می‌کشید تا بانوی شصت‌وهشت ساله‌ای که حالا بیش از سی‌نشان طلا و نقره و بیش از ده آلبوم از حکم قهرمانی‌ها و افتخارات در کارنامه ورزشی‌اش دارد. او کوه‌نوردی را نه از باشگاه‌های مدرن، که از تپه‌های خاکی و بکر نصوح‌آباد طرقبه آغاز کرد؛ جایی که درکنار خانواده درس تسلیم‌نشدن را آموخت.

آمادگی بدنی را در همان گام‌نهادن در سنگلاخ‌ها و مسیر‌های پرپیچ‌و‌خم کوه مشق کرد و به قهرمانی در رشته‌های آمادگی جسمانی و دو‌و‌میدانی رسید. اما نقطه عطف این روایت در دوردست‌ها رقم خورد؛ وقتی پرچم پرافتخار ایران در کشوری دور بالا رفت، او در رشته دوومیدانی با اقتدار بر سکوی نخست مسابقات آسیایی پیشکسوتان ایستاد و به همه ثابت کرد قهرمانی، تاریخ انقضا ندارد.

 

نصوح‌آباد، کوله‌باری از خاطرات کودکی

برای سیمین‌خانم، خاطرات کودکی بوی صبح‌های زود آفتاب‌نزده نصوح‌آبادرا می‌دهد. بوی نان سنگک داغ و چای آتشی که در نسیم سرد کوهستان می‌پیچید. او خواب‌های شیرین تا نزدیک ظهر جمعه را هرگز تجربه نکرده است،، زیرا زندگی او و خانواده شش‌نفره‌اش پیش از آنکه خورشید سر از پس کوه‌ها بردارد، در دل جاده‌های پرپیچ‌وخم و خاکی منتهی به ارتفاعات شهر آغاز می‌شده است.

خانواده او همه اهل ورزش هستند. همان‌هایی که سکوت محض تپه‌های اطراف شهر را به هیاهوی شهر ترجیح می‌دهند. او با لبخندی که انگار غبار از روی خاطرات دهه‌های گذشته می‌شوید، تعریف می‌کند‌: گاهی غروب‌ها وقتی از مدرسه به خانه می‌رسیدیم، می‌دیدیم مادرمان سور و سات رفتن به بیرون شهر را آماده کرده و منتظر بازگشت ماست تا همه با هم راه بیفتیم. چه روز‌ها و شب‌ها که بساط عصرانه و شام ما در سکوت لذت‌بخش کوه پهن بود. این یکی از زیباترین و خاطره‌انگیزترین خاطرات کودکی من و خواهر و برادرانم است که پدر و مادرمان برایمان رقم زدند.

در ذهن سیمین خانم روایت ما، جمعه‌ها نه دلگیر است و نه غریب. زندگی در آن سال‌ها سفر بی‌وقفه‌ای بوده که تنها یک بار آن‌هم در هیاهوی تب‌آلود سال چهارم دبیرستان و اضطراب کنکور به ایستگاه توقف می‌رسیده است.

 

کوهنورد

 

وقتی کوه، خانه دوم می‌شود

روی دیوار اتاق سیمین‌خانم کامرانی قاب عکس‌ها فقط دکور نیستند؛ هر کدام یک تکه از جان و جهان اوست. تصاویری از قله‌های سربه‌فلک‌کشیده که هر کدام برای او، قصه‌ای از همت و خاطره‌ای از یک افتخار است. او که حالا نامش با کوه‌نوردی حرفه‌ای گره خورده، آغاز قصه رسیدن به این ارتفاعات را از یک پیاده‌روی ساده در بوستان ملت می‌داند؛ جایی که آشنایی‌اش با یکی از بنیان‌گذاران گروه کوه‌نوردی خلج، دریچه‌ای تازه به روی زندگی‌اش گشود.

او با لبخندی که حکایت از شیرینی آن روز‌ها دارد، می‌گوید: همان آشنایی ساده، شروع همراهی‌های جدی ما و آشنایی با کوه‌نوردان بنامی، چون مرحوم عبداللهی معروف به باباکوهی و آقارضا خوشدل شد. خاطرم هست نخستین صعود گروهی به قره‌سو بود. مسیر گذر از آبشار برای کسی که اولین صعود حرفه‌ای را تجربه می‌کند، کمی سخت است، اما در مسیر کوه همیشه سر نترسی داشتم.

نکته شگفت‌انگیز در مسیر زندگی سیمین‌خانم دیر رسیدن نیست؛ بلکه پرشور رسیدن است. او کوه‌نوردی حرفه‌ای را پس از گذر از دهه چهل زندگی آغاز کرد و با اراده‌ای خاص، بر فراز همه قله‌های مرتفع ایران قدم گذاشت؛ «در نخستین صعودم به دماوند با پسرم بودم. در ایران تقریبا تمام قلل مرتفع را صعود کرده‌ام. خارج از کشور هم، آرارات ترکیه، آدامز‌پیک سریلانکا، کلیمانجارو در آفریقا را که بیش از ۶ هزارمتر ارتفاع دارند، صعود کرده‌ام.».

اما در میان همه صعودها، خاطرات صعود به دماوند، بلند‌ترین قله ایران، رنگ و بوی دیگری دارد. او با هیجانی که هنوز در صدایش موج می‌زند، از صعودی خانوادگی می‌گوید که در زندگی‌اش ماندگار شد؛ «آن روز، دماوند، میزبان خانواده هفت‌نفره ما بود؛ از خواهر بزرگم گرفته تا پدر، مادر، دو برادر و پسرم. ما از چهار جبهه مختلف به سمت قله حرکت کردیم و با اختلاف زمانی بسیار کم، همگی خودمان را به قله رساندیم.»

در آن روز تاریخی، قله دماوند شاهد ثبت قابی شد که در تاریخ خانواده کامرانی بی‌تکرار ماند؛ هفت عضو یک خانواده در یک قاب بر بام ایران. برای این پیشکسوت کوه‌نوردی و خانواده‌اش، دماوند نه‌فقط یک کوه، که تندیس پیوند مهر است که در ارتفاع ۵هزارو۶۱۰ متری آشکار شد.

 

کوهنورد

 

پشت سر گذاشتن زمان در پیست

چمن‌های بوستان ملت هنوز هم برای سیمین کامرانی بوی شروع می‌دهد؛ عطر مسیری که نه از یک سالن حرفه‌ای، بلکه از قرار‌های شبانه دوستانه در مسیر پیاده‌روی پارک آغاز شد. او حالا در‌حالی که آلبوم افتخاراتش را روی میز می‌گشاید، انگار برگ‌های تقویم زندگی‌اش را ورق می‌زند؛ برگ‌هایی که با رنگ طلایی بیش از پانزده‌مدال استانی و کشوری مزین شده‌اند.

مسیر گذر از آبشار برای کسی که اولین صعود حرفه‌ای را تجربه می‌کند، کمی سخت است، اما در مسیر کوه سر نترسی داشتم

همه چیز از یک دعوت ساده در شب‌های یکشنبه و سه‌شنبه و در دهه پنجم زندگی‌اش شروع شد. وقتی درمیان قدم‌زدن‌های روزانه با منیره وفایی، مربی آمادگی جسمانی، هم‌مسیر شد، این آشنایی، سیمین را از پیاده‌روی‌های معمولی به سمت تست‌های نفس‌گیر انتخابی تیم استان کشاند. طولی نکشید که او از میان رفت‌وآمد به سالن ورزشی شاهد، به پیراهن تیم استان و حضور در رقابت‌های کشوری در رشته آمادگی جسمانی رسید.

اما اوج این داستان، نه در تمرینات، که در یکی از مسابقات نفس‌گیر آمادگی جسمانی رقم خورد؛ جایی که او زمان را به مبارزه طلبید. در ایستگاه دو ۶۰متر وقتی سوت داور در فضا پیچید، سیمین چنان برق‌آسا مسیر رفت و برگشت را طی کرد که انگار مسیر برایش کوتاه و او دختری نوجوان بود.

سرعت او آن‌قدر خیره‌کننده بود که داوران را به شک انداخت که نکند خطا کرده و پیش از سوت دویده است. این سؤال، لحظات اعلام نتایج را به یک تعلیق کش‌دار و هیجان‌انگیز تبدیل کرد. داوران بار‌ها و بار‌ها صحنه را بازبینی کردند تا باور کنند آنچه دیده‌اند، خطای استارت نبوده، بلکه قدرت یک اراده شکست‌ناپذیر بوده‌است. درنهایت، سکوت داوران با اعلام نام او به‌عنوان رکورددار رده سنی پیشکسوتان شکسته شد؛ رکوردی که نامش را در آن دوره از مسابقات جاودانه کرد.

سیمین کامرانی که تا پیش از هجوم کرونا در سال۹۸ در مسیر مسابقات آمادگی جسمانی پیشکسوتان می‌تاخت و مدال‌های طلا را یکی پس از دیگری درو می‌کرد، حالا با همان روحیه تسلیم‌ناپذیر، فصل تازه‌ای را در دنیای دوومیدانی آغاز کرده بود. او ثابت کرد که برای درخشش، نه سن و سال مانع است و نه مسیر‌های تکراری؛ کافی است بخواهی که با هر گام، رکوردی تازه برای خودت ثبت کنی.

 

بازنشستگی، آغاز دوره طلایی

برخی بازنشستگی را پایان کار می‌دانند، اما برای او، این دوران، آغاز یک فصل درخشان بود. پس از سی‌سال خدمت در یکی از مراکز بهداشتی شهر، کفش‌های کار را از پا درآورد تا بند کفش‌های ورزشی‌اش را برای فتح سکو‌های قهرمانی محکم‌تر کند.

برای سیمین‌خانم، گذار از دنیای کارمندی به ورزش یک‌شبه اتفاق نیفتاد. اعتمادبه‌نفس او ریشه در سال‌ها پیاده‌روی و ورزش در بوستان ملت داشت. همان‌جا که سه‌شنبه‌های آخر هر ماه، علیان، مسئول آمادگی جسمانی گروه کوه‌نوردی آزادگان در حضور داورانی، رکورد سرعت ورزشکاران دور رینگ پیاده‌روی این بوستان را ثبت می‌کرد. در‌حالی‌که سیمین خانم در پنجاه وپنج‌سالگی، نامش به‌عنوان صاحب بهترین رکورد بانوان در آن مسیر ثبت شده بود، در دلش جرقه‌ای از یک آرزوی بزرگ‌تر روشن شد.

او تعریف می‌کند: وقتی دیدم در مسابقات آمادگی جسمانی، در دو سرعت و استقامت رکورد‌هایی حتی فراتر از شرکت‌کنندگان رده‌های سنی پایین‌تر از خودم به ثبت می‌رسانم، به این باور رسیدم که هنوز می‌توانم در میادین بزرگ‌تر هم حرفی برای گفتن داشته باشم.

این اعتمادبه‌نفس در کنار درخشش در مسابقات آمادگی بدنی، او را وسوسه کرد تا در پنجمین رقابت‌های دو‌ومیدانی پیشکسوتان گام در میدان حرفه‌ای این رشته ورزشی بگذارد. این چنین شد که به همراه وفایی، مربی آمادگی جسمانی، راهی‌کرج شد و آنجا برای نخستین بار در مسابقات دوومیدانی پیشکسوتان کشور پا به پیست مسابقه گذاشت.

لحظه نفس‌گیر مسابقه در کرج برای بانوی محله دانشجو، تکرار همان حس پیروزی‌های گذشته بود؛، اما این‌بار با ابعادی بزرگ‌تر. او در اولین تجربه حضورش با کسب دو مدال طلای سرعت و استقامت، قدرت اراده‌اش را به رخ همه کشید. برای او، پیست دوومیدانی حالا به خانه‌ای تبدیل شده بود که در آن ثابت می‌کرد سن، تنها عددی است که در شناسنامه نوشته شده است، نه در کارنامه زندگی.

 

کوهنورد

 

دیوارپوش مدال و لوح افتخار 

اگر بخواهید تمام مدال‌ها و احکام قهرمانی این بانوی ورزشکار را روی دیوار‌های یک اتاق بچینید، فضای خالی پیدا نمی‌شود. او با لبخندی که ردی از سال‌ها تلاش در آن پیداست، کیف سنگینی را روی میز می‌گذارد؛ کیفی که گنجینه‌ای از عرق‌ریختن‌ها، تمرین‌های سخت و افتخارآفرینی در رشته‌های دو‌ومیدانی، آمادگی جسمانی و چندین رشته ورزشی دیگر است.

سیمین‌خانم نایلون‌های حاوی مدال را یکی‌یکی از دل کیف بیرون می‌کشد و روی میز می‌گذارد. مدال‌ها هرکدام با برگه‌ای کوچک، شناسنامه‌دار شده‌اند تا مشخص شود متعلق به کدام رشته ورزشی است. نظم و دقتی که در نگهداری این گنجینه به کار رفته، نشان می‌دهد که این مدال‌ها برای او، نه‌فقط تکه‌ای فلز، که روایتگر روز‌های پر از هیجان و انرژی زندگی‌اش هستند. درمیان این همه درخشش، او از پانزده‌مسابقه در رشته دو‌ومیدانی و در رده پیشکسوتان می‌گوید که در همه آنها، جز یک بار، گردن‌آویز طلا از آن او بوده است.

 

با رتبه اول در سکوی دوم!

درمیان این همه مدال طلا، یک مدال نقره، داستانی تلخ را در دل خود پنهان کرده است. او خاطره مسابقات دو ۱۰۰متر تهران را این‌گونه روایت می‌کند: آن روز اول شدم، اما ناگهان اعلام کردند خطای تغییرلاین داشته‌ام! من دونده‌ای آماتور نبودم که در مسیر ۱۰۰ متر، از خط خارج شوم.

وقتی تقاضای ویدئو چک می‌کند، پاسخ می‌شنود که ویدئویی ضبط نشده است. پریشانی او درحالی که از سکو پایین می‌آمد، دوستانش را به تکاپو می‌اندازد؛ همان‌هایی که با چند دوربین، صحنه مسابقه را ثبت کرده بودند. داوران پای فیلم نشستند و تأیید کردند که خطای لاین، ظاهرا تنها یک خطای دید بوده است، اما پایان ماجرا به اینجا ختم نشد.

او با بغضی که هنوز از آن ماجرا در گلو دارد، ادامه می‌دهد: با اینکه زمان رسیدن من به خط پایان، طبق ثبت داوران سکو، زودتر از نفر دوم بود و با وجود تمام شواهد و پیگیری‌ها و اذغان همه داوران به برتری من، درنهایت نفر دوم را به‌عنوان قهرمان اعلام کردند. آن نقره، تنها یادگار یک حق ضایع‌شده در میان انبوه طلای زندگی‌ام است.

 

کوهنورد

 

طعم طلا در خاک تایلند

در تقویم خاطرات ورزشی سیمین‌خانم بهمن‌ماه۱۴۰۳ جایگاه ویژه‌ای دارد؛ تاریخی که نه‌فقط برای او، که برای نام ایران در میدان‌های آسیایی با طعم شیرین پیروزی گره خورد. سیمین‌خانم با مرور آن روز‌ها از تصمیمی می‌گوید که شاید در نگاه اول کمی جسورانه به نظر می‌رسید؛ آن هم در‌حالی‌که پایش در بند فیزیوتراپی گرفتار بود.

او و دوست ورزشکارش، نسرین قدمی، عزمشان را جزم کرده بودند تا در مسابقات آسیایی پیشکسوتان در تایلند پا به میدان بگذارند. وقتی از استان خراسان تنها نام این دو نفر به‌عنوان نمایندگان بانوان استان در میان سی‌دونده اعزامی از سراسر ایران می‌درخشد، سنگینی مسئولیت دوچندان می‌شود.

حاصل درخشش سیمین‌خانم در مسابقات آسیایی پیشکسوتان خیره‌کننده بود که اوج آن، شکستن رکورد ۴۰۰متر در سطح آسیا بود

سیمین با همان پای آسیب‌دیده، اما با قلبی که تپش‌هایش برای رسیدن به خط پایان بود، به دل میدان زد. حاصل این درخشش خیره‌کننده بود؛ دو مدال طلا در رشته‌های ۱۵۰۰ و ۴۰۰متر و یک مدال نقره در دو ۲۰۰متر، اما اوج این افتخارآفرینی، شکستن رکورد ۴۰۰متر در سطح آسیا بود که نام سیمین را به‌عنوان رکورددار جدید در تاریخ این رشته ثبت کرد.

 

یادگاری گذاشتن مدال دو در پارک صلح

خاطرات بانوی ورزشکار محله دانشجو از تایلند، تنها به مدال‌ها ختم نشد. شاید زیباترین بخش این سفر زمانی بود که او به‌عنوان نماینده ژئوپلیتیک ایران با شعار «صلح و دوستی» راهی پارک ژوراسیک تایلند شد. تیمی چهارنفره متشکل از دو سایکل‌توریست (دوچرخه‌سوار گردشگر) و دو دونده؛ تیمی که‌به‌خاطر حضور «شیرین»، خواهر سیمین درمیان سایکل‌توریست‌ها طعم خانوادگی و گرمی آن را دوچندان کرده بود.

آنها چهار روز را در این پارک میهمان بودند؛ روز‌هایی که به گفت‌و‌گو و پیوند فرهنگ‌ها گذشت. او به نشانه قدردانی، یکی از مدال‌های طلای باارزش خود را به پارک ژوراسیک تقدیم کرد. ابتدا مقاومت آنها را دید که از این هدیه بزرگ متعجب بودند و تواضع به خرج می‌دادند، اما وقتی اصرار او را برای ثبت این یادگاری از ایران دیدند، مدال را با احترام پذیرفتند. مدالی که حالا با توضیحی کامل درباره پیام صلح ایرانیان، در موزه آن پارک می‌درخشد.

سیمین‌خانم حالا با یادآوری این سفر، نه‌فقط به مدال‌هایش، که به آن پیوند فرهنگی افتخار می‌کند. مدال‌هایش شاید در ویترین خانه باشند، اما آن مدال طلایی که در تایلند به یادگار ماند، برای همیشه در حافظه جمعی و به نام دوستی ملت‌ها باقی خواهد ماند.

 

* این گزارش شنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام