کد خبر: ۱۵۲۲۲
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
زائران پیاده

میدان‌داری نوجوان‌ها‌ در شهادت امام مهربانی‌ها

کیان غزنوی می‌گوید: امسال با مامان و بابایم اربعین به کربلا رفتیم. مردم آنجا خیلی از ما پذیرایی می‌کردند. همان‌جا تصمیم گرفتم وقتی برگشتم مشهد، من هم ایام شهادت امام‌رضا (ع) هرکاری از دستم برمی‌آید برایشان انجام دهم.

در گوشه‌وکنار عرصه میدان شهدا، حال‌وهوای متفاوتی جریان داشت؛ جایی که نوجوانان، با شور و شوق پای کار میزبانی از زائران پیاده امام‌رضا (ع) ایستاده‌بودند. هرکدام کاری بر‌عهده گرفته‌بودند و همه با یک هدف مشترک مشغول خدمت بودند؛ از واکس‌زدن و گلاب‌پاشی گرفته تا نظافت و پذیرایی از زائران.

یکی با شور و هیجان دست زائران را می‌گرفت و آنها را به‌سمت دوستش که مشغول واکس‌زدن بود، راهنمایی می‌کرد. نوجوانی دیگر، گلاب‌پاش به دست، عطر گلاب را بر سر و روی زائران می‌پاشید. کمی آن‌طرف‌تر، نوجوانی با جارو و خاک‌انداز مشغول رفت‌وروب محیط بود و داخل چای‌خانه قاسم بن‌الحسن (ع) نیز گروهی چای گرم و آب خنک میان زائران توزیع می‌کردند.

این نوجوانان از یکشنبه هفته پیش خدمت خود را آغاز کرده بودند. در همین حال‌وهوا، با سه نوجوان منطقه‌۴ هم‌کلام شدیم تا از تجربه و حال‌وهوای خدمتشان برای زائران امام رضا (ع) بگویند.

 

زائران پیاده

 

کفش‌های زائر، سهم کوچک کیان از خادمی

توی غرفه‌ای که تابلو سردرش «واکس صلواتی» نصب شده است، پسری با روپوش سرمه‌ای سرش را پایین انداخته و با دقت، چرتکه واکس را روی کفش زائر می‌کشد. گرد‌و‌خاک مسیر پیاده‌روی را از روی کفش‌ها پاک و تلاش می‌کند با این کارش، دل زائر را شاد کند. عرق از صورتش سرازیر شده، اما انگار گرمای هوا و خستگی، حریف شوقش برای خدمت نیست.

خودم را به او می‌رسانم. کیان غزنوی، دانش‌آموز محله شهیدقربانی که امسال به کلاس ششم می‌رود، در‌حالی‌که مشغول تمام‌کردن واکس کفش یک زائر است، می‌گوید: در این چند‌روز، سه شیفت دو ساعت‌و‌نیمه اینجا خدمت کردم؛ هم پرچم چرخاندم و هم واکس زدم.

وقتی از انگیزه‌اش می‌پرسم، قصه‌اش به کربلا می‌رسد: امسال با مامان و بابایم اربعین به کربلا رفتیم. مردم آنجا خیلی از ما پذیرایی می‌کردند. برای من که زائر بودم، خیلی خوب و باحال بود. همان‌جا تصمیم گرفتم وقتی برگشتم مشهد، من هم ایام شهادت امام‌رضا (ع) که مردم از راه‌های دور و نزدیک پیاده به مشهد می‌آیند هرکاری از دستم برمی‌آید برایشان انجام دهم.

کیان همان روز‌های اول به جمع نوجوانان «قرار نوجوانی» پیوسته و حتی برای مسئول ثبت نام نوشته بود: هر کاری که روی زمین مانده و کسی حاضر نیست انجام دهد من آماده‌ام. حتی حاضرم سرویس‌های بهداشتی را هم بشویم.

حالا، اما سهم او واکس‌زدن کفش‌های زائران است. خودش می‌گوید: همه این کار‌ها را به عشق امام‌رضا (ع) انجام داده‌ام و از هیچ‌کس هم مزد نمی‌خواهم؛ چون خدا مزد زحماتم را می‌دهد. اینجا کار ما باعث می‌شود زائر خوشحال شود و با ظاهری مرتب و تمیز به حرم برود.

 

زائران پیاده

 

سقای نوجوانی که به کربلا نرسید

کمی آن‌طرف‌تر، میان سیل جمعیتی که آرام و پیوسته راه حرم مطهر رضوی را در پیش گرفته‌اند، نوجوانی با کلاهی مزین به پرچم ایران، پارچ آب خنک را میان زائران توزیع می‌کند. گرمای هوا و شلوغی مسیر، چیزی از انرژی‌اش کم نکرده است و مدام میان جمعیت رفت‌وآمد می‌کند تا کسی تشنه نماند.

آب‌سردکن‌ها جواب‌گوی این همه زائر نیست. با دوستانم وسط عرصه میدان شهدا می‌آییم و آب خنک توزیع می‌کنیم

عرفان حسینی، دانش‌آموزی که امسال به کلاس هشتم می‌رود و ساکن پنجتن۶۴ است، امسال همراه چندنفر از دوستانش به جمع نوجوانان خدمت‌رسان پیوسته است. قرار بود امسال برای نخستین‌بار راهی کربلا شود؛ مقدمات سفر را هم فراهم کرده بود، اما قسمت نشد.

خودش می‌گوید: وقتی دیدم قسمت نیست امسال برای زیارت امام حسین (ع) به کربلا بروم، گفتم در همین مشهد خودمان برای امام‌رضا (ع) چندروزی خدمت کنم. به همراه چند تا از دوستانم در برنامه «قرار نوجوانی» ثبت‌نام کردم و هر روز به اینجا می‌آیم.

برای هر نوجوان یک شیفت دوساعت‌ونیمه تعریف شده است، اما عرفان به این زمان بسنده نمی‌کند؛ «من از صبح ساعت۷:۳۰ با مترو به اینجا می‌آیم و تا ۷:۳۰ شب در خدمت زائران هستم.»

مسئولان برنامه، وقتی جدیت و پشتکارش را دیدند، او را به‌عنوان «سقا» انتخاب کردند. عرفان می‌گوید: آب‌سردکن‌ها جواب‌گوی این همه زائر نیست. با دوستانم وسط عرصه میدان شهدا می‌آییم و آب خنک توزیع می‌کنیم.

لبخند زائران، خستگی را از تنش بیرون می‌کند، «خیلی‌ها وقتی آب خنک را می‌نوشند، به امام‌حسین (ع) سلام می‌دهند و از ما تشکر می‌کنند. همین برایم لذت‌بخش است. با اینکه هوا داغ است و سخت، برای من همه اینها شیرین است.»

 

زائران پیاده

 

گلاب‌پاشی در چهارمین سال خدمت

با جلیقه‌ای سفید و شالی سبزرنگ که روی سرش انداخته تا از گرمای ۳۸‌درجه مشهد در امان بماند، میان جمعیت ایستاده و گلاب‌پاش را در دست گرفته است. هربار که زائری از مقابلش عبور می‌کند، کمی گلاب بر سر و روی او می‌پاشد تا شاید از گرمای مسیر کم شود. چند کودک هم دورش حلقه زده‌اند و با شوق اصرار دارند گلاب بیشتری روی صورتشان پاشیده شود.

ابوالفضل موسی‌زاده، نوجوانی که امسال به کلاس نهم می‌رود، چهارمین سال حضورش در برنامه «قرار نوجوانی» را تجربه می‌کند. او از طریق مسجدقائمیه در محله شهیدقربانی با این برنامه آشنا شده است و امسال مسئولیت گروه گلاب‌پاش‌ها را بر‌عهده دارد.

ابوالفضل می‌گوید: من از صبح زود می‌آیم اینجا و تا شب که تمام می‌شود، با سی‌نوجوان سروکار دارم که در سه شیفت خدمت می‌کنند. اینجا نوجوانان میدان‌دار هستند و فرصت خدمت برای من و هم‌سن‌وسال‌هایم مهیا شده است.

او درباره دلیل حضورش در این برنامه می‌گوید: شاید برای خیلی‌ها زیارت امام‌رضا (ع) یک سفر خاص باشد، اما برای ما که مشهد زندگی می‌کنیم، این برنامه باعث می‌شود جور دیگری به حرم و زیارت نگاه کنیم. امسال دوست داشتم در این دهه پایانی ماه صفر، به زائران امام‌رضا (ع) خدمت کنم. تا الان سعی کرده‌ام کارم را به نیت شهدا و برای رضایت امام‌رضا (ع) به بهترین شکل انجام بدهم.

ابوالفضل با وجود گرمای هوا و خستگی، این روز‌ها را شیرین می‌داند و می‌گوید: امیدوارم این خدمت کوچک مورد‌قبول امام‌رضا (ع) قرار گرفته باشد.

 

* این گزارش یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۵ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام