کد خبر: ۱۵۱۲۰
۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
حرم رضوی

جشن ملی شدن صنعت نفت در حرم مطهر امام رضا(ع)

ماجرای نبردی دیپلماتیک که با تدبیر دکتر محمدمصدق در دادگاه لاهه به سرانجامی خوش رسید. این اتفاق در مشهد، اما با یک حرکت زیبا همراه می‌شود؛ مردم شاد از این پیروزی مدارس و دکان‌ها را تعطیل کرده و به حرم مطهر رضوی می‌روند.

«اینجا جای شما نیست!» این جمله را قاضی دادگاه لاهه خطاب به مردی گفت که روی صندلی نماینده بریتانیا نشسته بود؛ مردی که یکی از ماندگارترین لحظات تاریخ دیپلماسی ایران را رقم زد پاسخ داد: «خواستم بدانند سال‌هاست در جای دیگران نشسته‌اند».

حرکت دکتر محمد مصدق پیامی روشن داشت: «ایران خانه ایرانیان است»؛ مردمی که نزدیک به نیم قرن نظاره‌گر این بودند که ثروت سیاهشان، بیش از آنکه سفره آنان را رنگین کند، چرخ اقتصاد امپراتوری بریتانیا را می‌چرخاند! اما مصدق با تدبیر خردمندانه در این نبرد دیپلماتیک پیروز شد و روباه پیر را در شطرنج سیاست مات کرد؛ یک پیروزی بزرگ که شیرینی آن بر کام همه ایرانیان نشست.

این اتفاق در مشهد، اما با یک حرکت زیبا همراه می‌شود؛ مردم شاد از این پیروزی مدارس و دکان‌ها را تعطیل کرده و به حرم مطهر رضوی می‌روند. اسناد و اخبار باقیمانده از آن دوران می‌گوید که مردم مشهد تا چند شب در حرم مطهر مشغول جشن و شادمانی بوده‌اند. سطر‌های بعدی گذری است بر این رویداد.

 

سهم کمتر ایران از ثروت ملی

۵ خرداد ۱۲۸۷ خورشیدی بود که اولین قطرات سیاه نفت از دل زمین‌های دشت مسجد سلیمان فوران کرد. منبع ارزشمندی از ثروت که مظفرالدین شاه قاجار در کمال بی‌کفایتی، امتیاز استخراج آن را در ازای ۲۰ هزار لیره به یک تاجر طماع بریتانیایی به نام «ولیلام ناکس دارسی» اعطا کرد. قراردادی که در ۱۹۰۱ میلادی برابر با ۱۲۸۰خورشیدی برای مدت شصت سال منعقد شد تا سرآغاز سلطه استعمارگر پیر بر سرمایه ملی ایرانیان باشد.

در ۱۴ آوریل ۱۹۰۹ میلادی (۲۵ فروردین ۱۲۸۸ خورشیدی) شرکت نفت ایران و انگلیس با هدف اکتشاف، توسعه میدان‌ها، بهره‌برداری و استخراج نفت خام تأسیس شد تا چنبره انگلیسی‌ها بر ذخایر طلای سیاه ایران ادامه پیدا کند. از طرفی تغییر سوخت نیروی دریایی انگلیس از زغال به نفت در سال ۱۹۱۱میلادی (۱۲۹۰ خورشیدی) اتفاق دیگری بود که اهمیت این موضوع را دوچندان می‌کرد.

چپاول نفت ایران تا حدود دو دهه بعد ادامه داشت و در این مدت میادین نفتی دیگری نیز در جنوب غربی کشور کشف شد، اما سهم اندک ایران از فروش نفت استخراج شده، رضا شاه پهلوی را برآن داشت تا تیمورتاش را برای مذاکره و یافتن راهی برای افزایش آن راهی کند. ولی این مذاکرات هم چندان راه به جایی نبرد و در نهایت قرارداد جدیدی به امضا رسید؛ قراردادی که در ۱۳۱۲ خورشیدی (۱۹۳۳ میلادی) میان دولت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس منعقد شد و طی آن سهم بیشتری از عایدات حاصل از فروش نفت به ملت ایران تعلق گرفت.

هرچند طی انعقاد این قرارداد سهم ایران از فروش نفت افزایش یافت، اما با اضافه شدن ۳۲ سال به زمان انحصار امتیاز کشف و استخراج، عملا نفت ایران به عنوان یک ثروت ملی تا سال‌ها به خارجی‌ها واگذار شد.

 

۵ دهه سرقت ثروت ملی

دستگاه حفاری نفت از ۱۲۸۷ تا ۱۳۲۹ برای شرکت نفت ایران- انگلیس کار کردند و سود سرمایه ملی، بیشتر به جیب انگلیسی‌ها می‌رفت تا ایرانی‌ها. این در حالی بود که سهم مالیات پرداخت شده به بریتانیا از سوی شرکت بیشتر از سهم حق‌الامتیازی ایران از فروش نفت بود!

از طرفی فروش۵۱ درصد سهام شرکت به دولت انگلیس در سال ۱۹۱۴میلادی بدون اطلاع ایران که از ابتدا سهامدار این شرکت بود، یک‌باره دولت انگلیس را سهامدار اصلی نفت ایران کرد. ارائه نکردن دفاتر حسابداری شرکت به نماینده دولت ایران، تفاوت فاحش بین رفتار با کارگران ایرانی و انگلیسی و حتی هندی و انعقاد قرارداد گس- گلشائیان در ۱۳۲۸ خورشیدی نیز از جمله عوامل دیگری بودند که اوضاع را پیچیده‌تر کردند. اعتراض‌های مردم و نخبگان به این موضوع از گوشه و کنار کشور شنیده می‌شد، اما در این میان یک چهره برای کوتاه کردن دست اجنبی از ثروت ملی عزم راسخ‌تری داشت؛ دکتر محمد مصدق.

اسفند ۱۳۲۹ خورشیدی بود که دکتر مصدق به عنوان یکی از پرسابقه‌ترین نمایندگان مجلس شورای ملی نطق‌های مکرری در این‌باره ایراد کرد و به پیشنهاد او بود که دست روس‌ها هم در رسیدن به امتیازات نفتی در ایران کوتاه ماند. رئیس کمیسیون نفت مجلس شورای ملی بعد از رسیدن به نخست‌وزیری، تمام تلاشش را برای رسیدن به مهم‌ترین هدفش یعنی ملی کردن صنعت نفت انجام داد و بالاخره به این مهم رسید.

 

حرم رضوی

 

تصویب ملی شدن نفت به اتفاق آرا

۲۹ اسفند ۱۳۲۹ صنعت نفت ایران، ملی شد. مجلس شورای ملی نیز در هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ طرحی ۹ ماده‌ای برای اجرایی شدن ملی شدن صنعت نفت را به اتفاق آرا به تصویب رساند. فرانسیس شپرد، سفیر انگلستان، عصر همان روز در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراض خود به این اقدام مجلس را اعلام کرد، اما تنها دو هفته بعد، مجلس شورای ملی و سنا بنا بر ماده اول قانون اجرایی ملی شدن صنعت نفت، روز ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ هیئتی را برای خلع ید شرکت نفت سابق انتخاب کردند. کل کارمندان بریتانیایی نه تنها از شرکت نفت بلکه از ایران اخراج شدند و سکان کشتی نفتی کشور به دست ایرانیانی‌ها افتاد.

انگلیسی‌ها نیز بیکار ننشستند و محاصره اقتصادی ایران را آغاز کردند. آنها هم‌زمان ناو‌های جنگی خود را به خلیج فارس فرستادند تا دولت ایران را به حمله مستقیم تهدید کنند. در عین حال شروع به تخریب شخصیت مصدق نزد عوام کردند و به او اتهام عاملیت جماهیر شوروی را نسبت دادند تا جایی که حتی رادیو بی‌بی‌سی فارسی او را «رفیق مصدق» نامید.

توطئه‌ها و تهدید‌های بریتانیا نتوانست دولت ایران را از تصمیم خود عقب بنشاند و سه ماه بعد انگلیسی‌ها به حربه دیگری متصل شدند و ایران را به جرم «نقض قوانین بین‌المللی» پای میز محاکمه کشاندند. آنها به استناد معاهده ۱۳۱۲ خورشیدی میان تهران و لندن شکایتی را در ۵ خرداد ۱۳۳۰ به دیوان لاهه ارسال کردند.

تنها یک روز بعد از این طرح شکایت، دکتر مصدق اعلام کرد که در دادگاه حاضر می‌شود. او قصد داشت تا ثابت کند دیوان بین‌المللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد، صلاحیت بررسی و رسیدگی به این پرونده و این موضوع را ندارد؛ چراکه معاهده ۱۳۱۲ خورشیدی، قراردادی بین ایران و یک شرکت بریتانیایی بوده است و نه دولت بریتانیا. ادعایی که در صورت اثبات نشدن و شکست در دادگاه، برای ایران سنگین تمام می‌شد.

 

اینجا جای شما نیست

در صورت شکست تیم مصدق در این دادگاه، نه تنها آرزوی ملی شدن صنعت نفت بر باد می‌رفت بلکه ایران باید غرامتی در حدود پنج سال بودجه کل کشور را پرداخت می‌کرد؛ بنابراین مصدق به عنوان یک حقوق‌دان برجسته و سیاست‌مدار کارکشته هرآنچه در چنته داشت را رو کرد.

مصدق نه فقط در یک دادگاه که در یک عرصه جهانی توانسته بود شاخ غول استعمار را بشکند 

او در کنار تیم همراهش که متشکل از جمعی حقوق‌دان و رجال سیاسی بود، ۱۹ خرداد ۱۳۳۰ خورشیدی، در دادگاه حاضر شد. در حالی که جای همه از پیش معلوم بود، به عنوان نماینده ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست و تا شروع جلسه به تذکر‌هایی که در این‌باره دریافت کرد، اعتنایی نکرد. نماینده انگلیس روبه‌روی او ایستاده بود تا بلکه مصدق به جای خود بازگردد، اما مصدق به او نگاه هم نکرد.

جلسه دادگاه آغاز شد و قاضی به او گفت اینجا جای شما نیست. دکتر مصدق در این لحظه پاسخی تاریخی داد: «شما فکر کردید ما نمی‌دانیم جای ما کجاست؟ علت این است که می‌خواستم آنها بدانند در جای دیگران نشستن چه حسی دارد؟ آنها سال‌های سال است در سرزمین ما حضور دارند و فراموش کرده‌اند که ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان».

تیر آخر مصدق نیز ارائه دفاعیه جانانه‌ای بود که به دادگاه یادآوری می‌کرد مردم ایران مانند تمام ملت‌های شرق، برای سال‌های متمادی، طعم تلخ استعمار را چشیده‌اند و خواسته‌ای جز توقف مداخله خارجی‌ها در امور ملی خود را ندارند. مصدق توانست با این دفاع هوشمندانه بر تمام سیاست‌های فریبکارانه انگلیس چیره شود و تدبیر خردمندانه‌اش نه تنها از حمله نظامی انگلیس به خاک ایران جلوگیری کرد بلکه موجب محکومیت یک قدرت استعماری در سازمان ملل متحد و دیوان بین‌المللی دادگستری نیز شد.

در نهایت دادگاه به صراحت اعلام کرد: «این چیزی جز یک قرارداد امتیازی بین یک دولت و یک شرکت خارجی نیست. به‌هیچ‌وجه روابط بین دو دولت را تنظیم نمی‌کند». ایران با ۵۶ رأی موافق و ۹ رأی مخالف قضات حاضر در این دادگاه تبرئه شد، در حالی که در بین آنها یک قاضی بریتانیایی وجود داشت که علیه کشور خود رأی داد؛ اتفاقی که برای نخستین‌بار پس از جنگ جهانی دوم رخ داده بود.

 

جشن پیروزی بر بزرگ‌ترین استعمارگر خاورمیانه

ناگفته نماند که به سبب مشکلات مالی دولت وقت، دکتر مصدق و تیمش تمامی مخارج این سفر را خود متقبل شدند. او تمام هزینه‌های حقوقی دیوان لاهه و از جمله حقوق وکلای زبردست خارجی هیئت ایرانی را نیز از محل املاک موروثی مادرش، نجم‌السلطنه پرداخت کرد. موضوعی که کمتر کسی از آن اطلاع دارد. مصدق نه فقط در یک دادگاه که در یک عرصه جهانی بر بزرگ‌ترین استعمارگر خاورمیانه پیروز شده بود. او توانسته بود شاخ غول استعمار را بشکند و شیرینی این پیروزی بر کام همه ایرانیان نشست. بعد از اعلام خبر پیروزی ایران، مردم در خیابان‌ها جمع شدند و این اتفاق را جشن گرفتند. آنها در زمان بازگشت مصدق از دادگاه نیز به استقبال او رفتند چراکه می‌دانستند نخست وزیر ایران چه دستاورد بزرگی را به دست آورده است.

شادی ایرانیان به پایتخت محدود نمی‌شد و در مشهد نیز جشنی به همین مناسبت برگزار شد. چنانکه در ششم مرداد ۱۳۳۱ به مناسبت پیروزی ایران در دادگاه بین‌المللی لاهه، تمام مغازه‌ها تعطیل و با پرچم‌های سه رنگ تزیین شده و در نقاط مختلف شهر جشن به پا شده بود. اما شاید مهم‌ترین این جشن‌ها، مجلسی بود که در صحن جدید حرم مطهر رضوی برپا شد. جشن پیروزی‌ای که از طرف آقای افصح المتکلمین یکی از علما و اعظان حرم مطهر برگزار شده بود و در آن جمعی از تجار، دانشجویان، اصناف و اعضای جبهه ملی حضور داشتند. خبری که در شماره ۸۹۱ روزنامه خراسان (سال چهارم)، به چاپ رسیده است.

در متن خبری که این جریده چاپ کرده، چنین آمده است: به مناسبت پیروزی ایران در دادگاه لاهه هر شب مجلس جشنی در صحن مطهر برپا بود و بنا به دعوتی که از طرف واعظ محترم افصح المتکلمین به عمل آمده بود، جمعی از محترمین، عوام، دانشجویان، اصناف و اعضای حزب ملی در مجلس مزبور شرکت نموده بودند. ابتدا به وسیله بلندگو، آیاتی از کلام‌ا... مجید تلاوت و نیز اشعار و قصایدی قرائت شد. آن‌گاه چند نفر از ناطقین سخنرانی کردند و بعد آقای افصح المتکلمین بیانات جالبی ایراد نمودند و در تمام مدت با کمال گرمی از حضار پذیرایی شد.

 

* این گزارش چهارشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۲۰ روزنامه شهرآرا چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام