هیجان پِتانک در میان درختان بولوار فرودگاه مشهد
هوای عصر تابستانی، با نسیمی که گاهی در میان درختان بولوار فرودگاه میپیچد، گرمای تیرماه را کمی قابلتحمل کرده است. کنار زمین فوتبال باباقدرت در بولوار فرودگاه هیاهوی تماشاگران با هر گل و هر موقعیت گل به اوج میرسد. اما چند قدم آنطرفتر، جمعی بیسروصدا و با تمرکز چشم به گویهای فلزی دوختهاند.
خبری از دویدن و هیجان فوتبال نیست. اینجا هر پرتاب با دقت انجام میشود و هر سانتیمتر فاصله با توپ هدف، سرنوشت بازی را تغییر میدهد. رهگذران، کنجکاوانه چند لحظهای قدمهایشان را کند میکنند. بعضی میایستند و بازی را تماشا میکنند، اما کمترکسی نام ورزش «پِتانک» را شنیده است؛ ورزشی که سالهاست در بسیاری از کشورهای دنیا شناخته شده، اما هنوز برای بسیاری از شهروندان محله پروین اعتصامی ناآشناست.
زمین بازی هم چندان شبیه زمینهای ورزشی نیست. قطعهای خاکی که تا همین چندی پیش پر از ته سیگار، شیشههای شکسته و زباله بود و حالا با همت خود ورزشکاران به فضایی برای تمرین و رقابت تبدیل شده است. آنها هر هفته پیش از شروع بازی، زمین را تمیز میکنند، خطوطش را مشخص و بعد از ساعتی رقابت، دوباره وسایلشان را جمع میکنند؛ بیآنکه زمینی ثابت یا امکانات ویژهای در اختیار داشته باشند.
برای شناخت بیشتر این رشته، پای صحبت ورزشکاران و مربیان پِتانک مشهد نشستیم؛ افرادی که هرکدامشان چندین مدال کشوری و بینالمللی دارند. آنها سالهاست با عشق، این ورزش کمترشناخته شده را زنده نگه داشتهاند.
همتیمی کودکان با سالمندان
عبدالله فیضی، شصتوهفتساله، مسنترین بازیکن جمع است. پیش از اینکه پتانک را شروع کند، سالها در رشتههایی مثل تنیسرویمیز، جودو و کوهنوردی فعالیت داشته و حتی در بعضی از آنها مقامهای رنگارنگی هم به دست آورده است.
او که هشتسال پیش از طریق انجمن بیماران خاص با پتانک آشنا شده است، میگوید: پتانک یک ورزش جذاب و خانوادگی است. اینجا سن و سال مطرح نیست. از بچهها گرفته تا سالمندان میتوانند کنار هم بازی کنند. این ورزش زمین خاصی هم نمیخواهد. وسط یک پارک، حیاط خانه یا حتی یک زمین خاکی مثل همینجا هم میشود بازی کرد. فضای پتانک هم رقابتی و هم پر از خنده و شوخی است. بهنظرم حتی در دورهمیهای خانوادگی و دوستانه میتواند حالوهوای متفاوتی ایجاد کند.
از حرفهای فیضی میشود فهمید که پتانک ورزشی ساده، کمهزینه و بدون محدودیت سنی است؛ ورزشی که بیش از هر چیز، تمرکز و آرامش ذهنی را تقویت میکند و برای انجامدادنش فقط چند گوی فلزی و یک زمین ساده کافی است.

شناختهشده در جهان
فیضی گوی فلزی را میان دستهایش جابهجا میکند و درباره پیشینه این ورزش توضیح میدهد: اولینبار پتانک در فرانسه کشف شده است. این ورزش در همه دنیا بهطور کامل شناخته شده است و مسابقههایش در سطح جهانی و آسیایی برگزار میشود. اگر بخواهیم آن را با بازیهای قدیمی خودمان مقایسه کنیم، میتوانیم از دالپلان، تیلهبازی، گردوبازی یا بلوطبازی نام ببریم.
حرفهایش نشان میدهد پتانک با وجود قدمت و جایگاهی که در دنیا دارد، هنوز در مشهد آنطور که باید شناخته نشده است؛ موضوعی که تقریبا همه بازیکنان این زمین از آن گلایه دارند.
فیضی یکی از گویهای فلزی را به دستم میدهد و میگوید: یادگرفتن قوانین این بازی بیشتر از ۱۵ دقیقه زمان نمیبرد. بعد توپ کوچک بازی را برمیدارد و ادامه میدهد: این توپ کوچک را توپ هدف میگویند. اول باید آن را به سمت جلو پرتاب کنید. بعد بازیکنان به نوبت، گویهای فلزیشان را پرتاب میکنند؛ طوریکه تا جای ممکن به توپ هدف نزدیک شود. البته فقط نزدیککردن توپ، هدف فرد نیست. گاهی هم میشود با یک ضربه، توپ حریف را از کنار توپ هدف دور کرد.
یادگرفتن پتانک زمان زیادی نمیخواهد، اما برای حرفهایشدن در آن، دقت، تمرکز و تجربه حرف اول را میزند
او همانطور که شیوه پرتاب را نشانم میدهد، توضیح میدهد: در پایان هر دور، هر بازیکنی که گویهایش از گویهای حریف به توپ هدف نزدیکتر باشد، امتیاز میگیرد. بازی همینطور ادامه پیدا میکند تا یکی از تیمها به امتیاز ۱۳ برسد.
سادگی قوانین، یکی از دلایل مهمی است که باعث شده است پتانک برای همه گروههای سنی جذاب باشد؛ ورزشی که یادگرفتنش زمان زیادی نمیخواهد، اما برای حرفهایشدن در آن، دقت، تمرکز و تجربه حرف اول را میزند.
جمع پتانکیها در شیراز جمع است
فیضی به زمین بازی برمیگردد. رقابت به لحظات حساسش رسیده و حواسش بیشتر به گویهای فلزی است. او را با رقیبش تنها میگذارم و به سراغ مجتبی اسماعیلی میروم. او مسئول رشته پتانک کارگری و بیماران خاص مشهد است و سالهاست برای معرفی آن تلاش میکند.
او در ادامه از ورود پتانک به ایران میگوید: این ورزش سال۱۳۸۸ توسط سازمان تربیتبدنی به رسمیت شناخته شد و مسئولیت آن به فدراسیون بولینگ و بیلیارد سپرده شد. از همان زمان هم کلمه بولس به نام این فدراسیون اضافه شد.
آقامجتبی از ناشناختهماندن این رشته در مشهد گلایه دارد. تأسف در لحنش پیداست. او میگوید: چند گروه در مشهد پتانک بازی میکنند، اما زیر نظر فدراسیون نیستند و بیشتر بهصورت تفریحی در بوستان ملت یا جاهای دیگر دور هم جمع میشوند. البته همان بازیکنان را هم ما آموزش دادهایم.
او معتقد است پتانک در بسیاری از شهرهای کشور جای خودش را پیدا کرده، اما هنوز در مشهد آنطور که باید شناخته نشده است. اسماعیلی به شیراز اشاره میکند؛ شهری که به گفته او حالا به مهد پتانک ایران تبدیل شده است. در بوستانهای شیراز زمینهای متعددی به این ورزش اختصاص دادهاند و همین موضوع باعث شده است ورزشکاران بتوانند حرفهایتر تمرین کنند و مسابقات منظمتری داشته باشند.
به گفته آقامجتبی، امروز بیش از بیست استان کشور در این رشته فعالیت میکنند و هر سال مسابقات مختلف کشوری و منطقهای برگزار میشود. او ادامه میدهد: امروز پتانک در دو بخش کارگری و بیماران خاص بهصورت جدی دنبال میشود و ورزشکاران این دو بخش حتی به مسابقات جهانی هم راه پیدا کردهاند و مدال گرفتهاند.
آقامجتبی میگوید: حدود سیصد ورزشکار در کشور، در بخش زنان و مردان، بهصورت حرفهای این رشته را دنبال میکنند و بیش از هزار نفر هم به شکل خانوادگی و تفریحی پتانک بازی میکنند.
گلایهای که سالهاست تکرار میشود
صحبت که به امکانات میرسد، سر درددل باز میشود. آقامجتبی میگوید: بزرگترین مشکل ما این است که زمین ثابت نداریم. مدتی در یکی از بوستانها بازی میکردیم، اما به دلایلی آن زمین را از ما گرفتند.
او به زمینی اشاره میکند که حالا در آن ایستادهایم؛ زمینی خاکی که به گفته خودش، پیش از هر تمرین باید زمانی را صرف تمیزکردنش کنند. او رشته کلام را اینطور به دست میگیرد: هر هفته حدود بیست دقیقه وقت میگذاریم تا تهسیگارها، شیشههای شکسته و زبالهها را جمع کنیم و بعد تازه بتوانیم بازی را شروع کنیم. زمین محصور نیست و هر کسی میتواند در روزهای هفته به داخل آن بیاید.
او با دست، خطوط زمین را نشان میدهد و میگوید: زمین ما امکانات خاصی هم نمیخواهد، اما گاهی حتی وسایل سادهای مثل شنکش که برای صافکردن زمین لازم داریم، دزدیده میشود.
اسماعیلی معتقد است فراهمکردن امکانات این ورزش، نسبت به بسیاری از رشتههای دیگر هزینه چندانی ندارد: برای ساخت یک زمین پتانک، نه تجهیزات پیچیده لازم است و نه فضای بزرگ. هزینه آن در مقایسه با زمین فوتبال، والیبال یا بسکتبال بسیار کمتر است، اما هنوز کسی این ورزش را جدی نگرفته است.

ایدهای که حمایت نشد
گلایههای آقامجتبی فقط به زمین بازی محدود نمیشود. او برای توسعه این رشته حتی دست به تولید گویهای فلزی استاندارد هم زده است؛ گویهایی که نمونه اصلی آنها ساخت فرانسه است و قیمت زیادی دارد. او میگوید: با کمک یکی از دوستانم که در کار ساخت سماور بود، توانستیم گویهایی تولید کنیم که از نظر کیفیت تفاوتی با نمونه فرانسوی نداشت.
او یکی از آنها را به دستم میدهد و میگوید: حتی مسئولان فدراسیون هم وقتی آن را در دست میگیرند، متوجه نمیشوند که تولید داخل است.
به گفته او، هر گوی وارداتی حدود ۱۸میلیون تومان قیمت دارد، اما نمونه تولیدی خودش با هزینه بسیار کمتری ساخته میشود.
این ورزشکار پتانک میگوید: پیش از من هم عدهای تلاش کرده بودند چنین گویهایی بسازند، اما کیفیت لازم را نداشت. ما توانستیم نمونهای تولید کنیم که قابلرقابت با مدل اصلی است.
او لحظهای سکوت میکند و بعد با حسرت ادامه میدهد: اگر از این طرح حمایت میشد، هم هزینه ورزشکاران کمتر میشد و هم امکان اشتغالزایی وجود داشت، اما هیچ حمایتی نشد و کار به تولید انبوه نرسید.
ورزشی برای همه اعضای خانواده
هنوز گفتوگویم با آقامجتبی تمام نشده است که کمکم بازیکنانی که مشغول مسابقه بودند، دورمان جمع میشوند. هرکدام حرفی برای گفتن دارند؛ از علاقهشان به پتانک گرفته تا گلایههایی که سالها بیپاسخ مانده است.
مهدیه کارگران و همسرش، حمیدرضا قیاسی، زوجی هستند که خانوادگی این ورزش را انجام میدهند. هردو از بیماران خاص و عضو تیمملی پتانک پیوند اعضا هستند. آنها سالهاست این ورزش را کنار هم دنبال میکنند.
مهدیه کارگران از سال۱۳۹۶ تاکنون شش مدال رنگارنگ کشوری در این رشته به دست آورده است. پیش از آن، دوومیدانی را تجربه کرده، اما بهدلیل وضعیت جسمی، پتانک را برای ادامه فعالیت ورزشی انتخاب کرده است.
او در میان دوستانش به کسی شناخته میشود که بیشترین نقش را در جذب بازیکنان جدید دارد: متأسفانه برای معرفی این ورزش، تبلیغات چندانی انجام نمیشود. به همین علت هرجا فرصت داشته باشم، خودم آن را معرفی میکنم. وقتی برای درمان به مراکز درمانی میروم، با بیماران صحبت میکنم و از آنها میخواهم یکبار این بازی را امتحان کنند.
او و دوستانش فقط به معرفی شفاهی بازی بسنده نمیکنند. خودشان آموزش میدهند، قوانین بازی را توضیح میدهند و حتی اگر کسی گوی نداشته باشد، وسایلشان را در اختیارش میگذارند تا بتواند بازی را تجربه کند.
مهدیهخانم میگوید: پتانک برای خانوادهها هم ورزش فوقالعادهای است. بانوانی که در پارکها دور هم جمع میشوند، بهراحتی میتوانند این بازی را انجام دهند. نه هزینه زیادی دارد و نه تجهیزات خاصی میخواهد. با این حال، هنوز آنطور که باید شناخته نشده است.

عشق مشترک
حمیدرضا قیاسی کنار همسرش ایستاده است. او هم مدالهای متعددی در این رشته دارد و هر جمعه همراه همسرش خودش را به همین زمین خاکی میرساند تا چند ساعتی را کنار دوستانش بگذراند. مهمترین ویژگی پتانک را خانوادگیبودنش میداند.
او میگوید: برای این ورزش فقط چند گوی فلزی و یک فضای ساده لازم است. همین باعث شده است همه بتوانند بازی کنند؛ از کودک گرفته تا سالمند، حتی افرادی که وضعیت جسمی خاص دارند.
حمیدآقا ادامه میدهد: پتانک هم میتواند یک تفریح خانوادگی باشد و هم یک ورزش قهرمانی. ما خودمان لیگ برگزار میکنیم و با هزینه شخصی در مسابقات کشوری و حتی بینالمللی شرکت میکنیم.
او هم از نداشتن یک زمین ثابت گلایه دارد و در اینباره توضیح میدهد: شاید اگر یک زمین مشخص و دائمی داشتیم، افراد بیشتری با این ورزش آشنا میشدند. خیلی از کسانی که امروز اینجا هستند، فقط بهدلیل علاقه شخصیشان میآیند. بعضی بچهها از گلبهار، چناران و نقاط مختلف مشهد خودشان را به این زمین میرسانند.
ما هیچوقت به پتانک به چشم منبع درآمد نگاه نکردهایم. فقط دوست داریم این رشته دیده شود
حمیدآقا به گروههای دیگری هم اشاره میکند که در مشهد پتانک بازی میکنند، اما ارتباطی با هیئت ندارند و در اینباره میافزاید: بارها از آنها خواستیم کنار هم باشیم تا این ورزش بهتر معرفی شود، اما هر گروه مسیر خودش را رفته است. ما هیچوقت به پتانک به چشم منبع درآمد نگاه نکردهایم. فقط دوست داریم این رشته دیده شود و جایگاه واقعیاش را پیدا کند.
یک زمین کوچک، یک مطالبه بزرگ
گفتوگو که به پایان میرسد، نگاه همه دوباره به زمین مسابقه برمیگردد. زمین بزرگی نیست؛ فقط چند متر خاک صاف که با چند خط ساده از هم جدا شده است. همین سادگی، مطالبه اصلی پتانکیهای مشهد را هم شکل داده است. آنها چیزی فراتر از یک زمین کوچک نمیخواهند؛ زمینی که هر هفته مجبور نباشند پیش از شروع بازی از تهسیگار، شیشههای شکسته و زباله پاکش کنند.
قیاسی میگوید: از مسئولان فقط یک درخواست داریم؛ در بوستانهای هر محله یک زمین پتانک ایجاد کنند یا کنار زمینهای ورزشی موجود، فضای کوچکی را به این رشته اختصاص دهند. این کار نه هزینه زیادی دارد و نه فضای بزرگی میخواهد، اما میتواند باعث شود افراد بیشتری با این ورزش آشنا شوند.
صحبتهایشان که تمام میشود، دوباره گویهای فلزی در دستها میچرخد و بازی از سر گرفته میشود.
داستان شکلگیری پتانک؛ ورزشی برای معلولان
حدود صد سال پیش، در جنوب فرانسه، مردم بازیای به نام «ژولیونه» انجام میدادند؛ بازیای که در آن بازیکنان باید چند قدم میدویدند و بعد گوی فلزی را پرتاب میکردند. اما یکی از بازیکنان بهدلیل مشکل پا نمیتوانست بدود و همین باعث شد دوستانش قوانین بازی را تغییر دهند. آنها تصمیم گرفتند دیگر ندوند و بازیکنان فقط با پاهای ثابت، داخل یک دایره بایستند و گوی را پرتاب کنند.
از همینجا نام «پتانک» به وجود آمد؛ واژهای که به معنای «پاهای ثابت» یا «پاهای کاشتهشده» است. همین تغییر ساده، راه را برای حضور افرادی باز کرد که توانایی انجام ورزشهای سنگین را نداشتند. کمکم این شیوه بازی، به یک ورزش مستقل تبدیل شد و خیلی زود از فرانسه به کشورهای دیگر راه پیدا کرد. در ایران هم این رشته زیر نظر فدراسیون بولینگ، بیلیارد و بولس و همچنین انجمن بیماران خاص فعالیت میکند.
* این گزارش سهشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.