کد خبر: ۱۵۰۲۳
۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
ساختمان ثبت احوال مشهد و اولین نام هایی که درآن ثبت شده است

اولین نامی که در ثبت احوال مشهد ثبت شد چه بود؟

در خراسان اولین سند شناسنامه در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۰۵ به نام «سلطان مسعود میرزا لطیفی» ثبت شد که در آن محل تولد: قم و محل سکونت نیز سبزوار تنظیم شده است.

فرقی نمی‌کند کجای دنیا باشی، به‌هرحال بعد از به‌دنیا آمدنت، اولین‌کاری که می‌کنند این است که نامی برای تو انتخاب کنند تا بعد از آن تو را با آن اسم صدایت کنند و قربان صدقه‌ات بروند. اما این اسم، زمانی برای تو «رسم» می‌شود، که اداره کوچکی در حاشیه بولوار خیام آن را توی سجلی‌ات ثبت و ضبط کند.

آن اداره که از لحظه تولد تا ثانیه ملاقات با ملک‌الموت جویای احوال توست را عاقله مردی، «ثبت احوال» نام داده است. یکی ثانیه صفر زندگی‌اش اینجا ثبت می‌شود و دیگری مُهر «باطل شد»، خبر از سر رسیدن نوبتش در این دنیا می‌دهد.

خلاصه این جریان زندگی در اینجاست که در پس مرگی تولدی ثبت می‌شود و باز ماندگار می‌ماند؛ تولد. ۱۳۰۰، ۱۳۰۵، ۱۳۰۶ و .... به بهانه روز ملی ثبت احوال سراغ این اداره و آدم‌هایش  در محله ارشاد مشهد که در معاشرت حیات و ممات قرار دارند، رفتیم تا این همسایه اهالی منطقه ۱ را بهتر بشناسیم. ریز و درشت دانسته‌های ما از روایت‌هایی‌ست که روابط عمومی اداره‌کل ثبت احوال خراسان و یکی از کارمندان قدیمی آن در اختیار ما قرار می‌دهند.

ثبت احوال بعد از بلدیه‌

می‌گویند ثبت احوال از اولین نهاد‌هایی است که در کشور به وجود آمده، هرچند اطلاعات دقیقی در این رابطه در دست نیست، اما برخی از ثبت احوالی‌ها معتقدند این سازمان بعد از شکل‌گیری بلدیه در کشور تاسیس شده است. به هرحال چه بعد از بلدیه و چه بعدترها، مهم این است که این سازمان جزو اولین نهاد‌هایی بوده که به منظور ثبت احوال مردم در کشور به وجود آمده است. آنچه از اسناد موجود بر می‌آید اولین شناسنامه در کشور در سال ۱۲۹۳ صادر شد و بیش از ۹۴ سال است این سازمان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

 

ساختمان ثبت احوال مشهد و اولین نام هایی که درآن ثبت شده است

 

اولین ثبت شده‌ها در ثبت احوال

آغاز به کار اداره ثبت احوال کشور اولین‌بار با ثبت اولین شناسنامه به نام خانم «فاطمه ایرانی» در سوم دی ماه ۱۲۹۷ در تهران رقم خورد. این در حالیست که اولین اسناد مربوط به استان خراسان به سال ۱۳۰۵ بر می‌گردد. در خراسان اولین سند شناسنامه در تاریخ۳ اسفند ۱۳۰۵ به نام «سلطان مسعود میرزا لطیفی» ثبت شد که در آن محل تولد: قم و محل سکونت نیز سبزوار تنظیم شده بود. اما بر روی اولین سجلی در مشهد نام «میرزا عسکر نوه‌ای» با تاریخ تولد ۱۲۸۰ خودنمایی می‌کند که در ۲۱ مرداد ۱۳۰۶ تنظیم شده است. در این شناسنامه شغل میرزا عسکر نوده‌ای «حکاک» عنوان شده است.

 

اولین شناسنامه‌ها را چطور می‌نوشتند؟

در ابتدای کار ثبت‌احوالی‌ها در درج مشخصات شناسنامه‌ها به نام و نام خانوادگی و تاریخ تولد اکتفا می‌کردند، اما هر چه می‌گذشت موارد و مشخصات بیشتری به آنها افزوده می‌شد. مثلا شغل، نام پدر، تاریخ تولد پدر و مادر و ....

ام الحمار، میرزا کلوخ، گرگ‌حلی، قز بس، خاور، کشور، اوشین و... از جمله اسم‌های عجیب و غریب ثبتی هستند 

عجیب‌ترین اسم‌های ثبت شده!‌ام الحمار، میرزا کلوخ، گرگ‌حلی، قز بس، خاور، کشور، اوشین و... از اسم‌های عجیب و غریبی هستند که تا‌کنون در برخی شناسنامه‌های قدیم ثبت شده‌اند. این اسامی هر‌کدام بنا به دلایل، دوره و شرایط آن‌روز‌ها متفاوت بودند. مثلا: زمانی که خانواده‌ها نمی‌خواستند بعد از دخترشان دختر دیگر به دنیا بیاید، نامش را «قُز‌بس» به معنای دختر بَس می‌گذاشتند.

اما در مواردی هم دیده می‌شد افراد بدون توجه به معنای آن و تنها به این دلیل تفاوت و تنوع، نام عجیبی را برای فرزندشان انتخاب می‌کردند. به‌عنوان مثال، نام «ام‌الحمار» از عجیب‌ترین اسامی است که ثبت شده است. همچنین اگر پسری در خانواده‌ای از دنیا می‌رفت، به نام پسر‌های دیگر واژه «کلوخ» را اضافه می‌کردند تا او، چون برادرش نمیرد. مثل: «میزا کلوخ».

 

اسم‌هایی که از روی مد انتخاب می‌شوند

انتخاب نام‌ها بر‌اساس شرایط خاص اجتماعی، فرهنگی و یا شرایط روز متفاوت بوده و هست. شاید بهترین نمونه برای این مثال انتخاب نام اوشین باشد که در زمان پخش فیلم اوشین متقاضی زیادی داشت. البته این مختص زمان خاصی نیست، چرا‌که هم‌اکنون هم مشاهده می‌شود برخی افراد نام قهرمانان داستان‌ها را برای فرزندشان انتخاب می‌کنند. به عنوان نمونه زمان پخش سریال «یوسف پیامبر» در خواست‌ها برای ثبت نام «یوزارسیف» زیاد شده بود. البته «یوزارسیف» هم با پخش سریال «ستایش» از سکه افتاد. نکته جالب این است اغلب این خانواده‌ها بعد از مدتی ازانتخاب چنین نامی پشیمان شده و برای تغییر نام فرزندشان مراجعه می‌کردند.

 

ساختمان ثبت احوال مشهد و اولین نام هایی که درآن ثبت شده است

 

از سجل‌های قبل انقلاب تا شناسنامه‌های مکانیزه

اولین سجل‌های ثبت شده در تاریخ ثبت احوال ما کاغذی نسبتا بزرگی را شامل می‌شد که اندازه‌اش کمی از قطع A۴ کوچک‌تر بود. این نوع شناسنامه‌ها تا قبل از انقلاب و با مُهر رژیم وقت در دست مردم بود تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سازمان ثبت‌احوال به اقدام به تعویض شناسنامه‌ها نمود.

اولین سجل‌های ثبت شده در تاریخ ثبت احوال ما کاغذی نسبتا بزرگی را شامل می‌شد که کمی از A۴ کوچک‌تر بود

گواهی‌مشخص و گواهی‌وقت کارت‌های شناسایی بودند که تا زمان تنظیم شناسنامه‌های قرمزرنگ جمهوری اسلامی ایران در دست مردم قرار داشتند. اما آخرین نسخه شناسنامه‌ها مشمول گذر و پیشرفت تکنولوژی شده‌اند و مکانیزه می‌باشند. در این شناسنامه‌ها قابلیت جعل از بین رفته و نواقص شناسنامه‌های دست نویس وجود ندارند. روابط عمومی اداره‌کل ثبت احوال استان خراسان‌رضوی می‌گوید: تا‌کنون ۹ میلون وفات و تولد در این استان ثبت شده‌اند.

 

آنهایی که بادست می‌نوشتند...

همیشه فکر می‌کردم عده خاصی در ادارت ثبت احوال هستند که مشخصات افراد را در شناسنامه با دست می‌نویسند، اما جالب است افرادی که خوش‌خط‌تر بودند و یا خوانا‌تر می‌نوشتند با وجود اینکه مسئولیت‌هایی داشتند، اما کار نوشتن اسامی را نیز انجام می‌دادند. «نریمان مرادی» روابط‌عمومی اداره ثبت احوال می‌گوید: حتی گاهی خود مدیر‌کل‌ها و یا مسئولان ثبت‌احوال اقدام به این کار می‌کنند. نکته جالب این است که از قدیم نوشتن شناسنامه افراد بسیار سرشناس توسط مسئولان درجه یک سازمان صورت می‌گرفته است، نظیر شناسنامه رهبر کبیر انقلاب که به دست مدیر‌کل وقت سازمان ثبت‌احوال نوشته شد.

 

ساختمان ثبت احوال مشهد و اولین نام هایی که درآن ثبت شده است

 

سند به‌دست با موتور به روستا‌ها می‌رفتم

عباسعلی فاتحی متولد ۱۳۳۵ است. او که از ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۷ در سازمان ثبت احوال استان مشغول به کار شده، اولین بار کارش را در شهرستان‌ها و روستا‌های اطراف آغاز کرده است. او می‌گوید که در اولین سال‌های خدمتش ثبت‌احوال مردم به د‌لایلی خیلی سخت‌تر از حالا انجام می‌شده است. فاتحی به‌عدم اشتیاق مردم به شناسنامه‌دار شدن در ابتدای کار ثبت احوال اشاره کرده و ادامه می‌دهد: برای اینکه اسم افراد تولد‌یافته و یا کسانی را که از دنیا می‌رفتند را ثبت کنم، مجبور بودم دفتر اسنادم را در دست گرفته و درب یک به یک خانه‌ها مراجعه نمایم.

وی می‌افزاید: برخی دوست نداشتند فرزندانشان ثبت شوند یا سن آنها را کم و زیاد می‌گفتند. او تعریف می‌کند که چطور گوش به زنگ بوده تا زمانی که صدای قرآن‌خوانی مجلس ختم کسی را می‌شنیده، برای ثبت وفاتش برود، چرا که معمولا خانواده‌ها برای این‌کار پیشقدم نمی‌شدند.

 

*این گزارش دی سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام