کد خبر: ۱۴۵۹۰
۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
دکتر محمد شاهین‌فر موسس قدیمی‌ترین بیمارستان مشهد بود

دکتر محمد شاهین‌فر موسس قدیمی‌ترین بیمارستان مشهد بود

آن زمان شمار بیمارستان‌ها در مشهد بسیار کم بود و بیماران بدجوری سرگردان می‌شدند. بنابراین مکان فعلی بیمارستان شاهین‌فر را ماهی ۷۰۰ تومان اجاره کردم تا به دلیل فضای زیادی که داشت هم محل زندگی برای من و خانواده‌ام باشد، هم بیمارستان.

طوسی | جای یک چیز‌هایی را نمی‌شود توی زندگی پُر کرد. انگار که پای آنها را بسته باشید به عقربه‌های ساعت. چون بگذرند و عبور کنند. گذشته‌اند و دیگر برنمی‌گردند. مثل مو‌های سیاه و دندان‌های سفید...؛ و این‌جور مواقع است که می‌گویید: «اِی بابا! گذشته‌ها گذشته دیگه...». اما از بعضی از خاطرات نمی‌شود گذشت. برعکس باید بچسبید به پایشان و آنها را بکشید بیرون از دل تقویم.

یکی از این خاطرات روی صندلی راحتی‌اش در یکی از فرعی‌های خیابان «باهنر» نشسته است. برای معرفی او نیازی به اضافه‌گویی نیست. کافیست بگوییم: «محمد شاهین‌فر»، تا ذهن بسیاری از مشهدی‌ها با خاطرات قدیمی‌ترین بیمارستان خصوصی مشهد در بازارچه سراب و محله جنت مشهد قلقلک شود.

دکتر شاهین‌فر را از آن جهت چهره این شماره «شهرآرا محله» قرار دادیم که خبر رسیده که قرار است بخشی از بیمارستان قدیمی شاهین‌فر که حالا شده کلاس درس و مشق بر و بچه‌های دانشگاه آزاد اسلامی، برای تعریض معبر این بازارچه خراب شود. اما با وجود این خبر، چهره این پیرمرد ۹۱ ساله آرام است.

این گزارش شهریور سال ۹۰ تهیه شده است و مجدد بازنشر می‌شود، دکتر شاهین‌فر در دوازدهمین روز اسفند سال ۱۳۹۸ کوله‌بار تجربه‌اش را در نودونه‌سالگی به زمین گذاشت و به دیار ابدی شتافت.

۷۰۰ تومان، اجاره بیمارستان بود!

«آن زمان شمار بیمارستان‌ها در مشهد بسیار کم بود و بیماران بدجوری سرگردان می‌شدند. بنابراین مکان فعلی بیمارستان شاهین‌فر را ماهی ۷۰۰ تومان اجاره کردم تا به دلیل فضای زیادی که داشت هم محل زندگی برای من و خانواده‌ام باشد، هم بیمارستان، سپس با کمک و همراهی دکتر محلاتی کار طبابت و جراحی را در اولین بیمارستان خصوصی آغاز کردیم.»

روز‌های اول ظرفیت بیمارستان ۲۰ تخت بود، اما به مرور در سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۹ صاحب ساختمان‌های جدید شد

این آغاز صحبت‌های آقای دکتر از بیمارستانی‌ست که ۵۴‌سال پیش با حداقل امکانات آن را سرپا کرده بود؛ «روز‌های اول ظرفیت بیمارستان ۲۰ تخت بود، اما به مرور در سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۹ صاحب ساختمان‌های جدید و انواع تاسیسات مجهز پزشکی روز شد.» بیمارستانی که بسیاری از مشهدی‌ها در آن چشم به جهان گشوده‌اند، از سال ۱۳۵۹ رونق گرفت تا شمار تخت‌های آن به عدد ۱۱۰ برسد و امکانات هم بهبود یابند.

 

سیستم تهویه بیمارستان به اتاقم راه داشت

عمده بیماران دکتر شاهین‌فر آن‌طور که خودش می‌گوید، شهرستانی و با وضع اقتصادی ضعیف بودند. اما دکتر حسابی هوایشان را داشت؛ «سیستم تهویه بیمارستان را طوری تعبیه کرده بودم که تمامی اتاق‌ها به محل زندگی و استراحت من و خانواده‌ام کانال‌کشی شده بود تا اگر بیماری در طول شب دچار درد شد، صدایش را از طریق کانال‌ها بشنوم. اگرچه که بیمارستان سیستم تهویه هم داشت.».

اما همسر دکتر هم در طول این سال‌ها شانه به شانه او به بیماران خدمات‌رسانی کرده و رتق و فتق امور خدماتی بیمارستان را بر عهده داشت. دکتر شاهین فر در رابطه با هزینه بیماران که سال‌ها به بیمارستان خصوصی‌اش مراجعه می‌کردند می‌گوید: ۳۵۰ تومان کل هزینه‌ای بود که یک بیمار برای جراحی و کلیه سرویس‌های بیمارستان می‌پرداخت. خیلی‌ها هم به‌دلیل فقر از زیر پرداختش شانه خالی می‌کردند.

 

دکتر محمد شاهین‌فر موسس قدیمی‌ترین بیمارستان مشهد در بازارچه سراب است

 

اتاق عمل در آتش

اما یکی از خاطرات آقای دکتر برمی‌گردد سال‌های ابتدایی تاسیس بیمارستان شاهین‌فر. «در انتهای ساختمان بیمارستان بنایی بود که به دست روس‌ها ساخته شده بود. در یکی از روز‌ها که سرمان به عمل بیماری گرم بود، یکی از انترن‌ها خبر آورد که ساختمان آتش گرفته است.

از او خواستم تا بی‌سر و صدا آتش‌نشانی را خبر کرده و به آنها بگوید تا خودروهایشان را بدون روشن کردن آژیر به محوطه بیمارستان بیاورند. رئیس آتش‌نشانی وقت آقای شجاعی خودش را رساند، درب اتاق عمل و اصرار کرد که اتاق را ترک کنیم، چون سقف به‌زودی فرو می‌ریزد، اما نمی‌توانستم بیمار را در آن شرایط در اتاق تنها بگذارم، از او خواستم تا بخش را تخلیه کند و من و بیمار را تنها بگذارد.»

خلاصه اینکه دکتر شاهین‌فر عمل را دست تنها تمام می‌کند و جان بیمار را نجات می‌دهد و خوشبختانه سقف هم مجال اینکار را به او می‌دهد. بعد از آن خبر به مقامات بالاتر استان رسیده و از آقای دکتر به واسطه شجاعتش تقدیر بعمل می‌آید.

 

جامعه مشابه اینها ندارد!

پس بحث را عوض می‌کنیم و از دکتر می‌خواهیم تا اشاره‌ای هم به طبابت و طبیبان آن دوران داشته باشد. اولین نامی که به خاطر می‌آورد (صدرالاطبا) پدر دکتر علی شاملو است. با این توضیح که او به راستی در زمان خود سرآمد همه حکیمان بود، چراکه با مطالعه کتاب‌های پزشکی قدیم احاطه خوبی بر کارش داشت و از میان دارو‌هایی به نام جوهریات تنها جوش شیرین را قبول داشت. از دیگر حکیمان نیز میرزا حسین‌خان معتمدالحکما (پدر سالاری‌ها) قوام الحکما، ملک‌الحکما افتخارالحکما، مشیرالاطبا و سیدرضا معزی را نام می‌برد.

اما دکتر شاهین فر در انتخاب و نام بردن از همکاران پزشکی که با او در بیمارستان همکار بودند وسواس بیشتری نشان می‌دهد و بیان می‌دارد: زنده‌یاد دکتر بهروز خدیوی متخصص قلب، دکتر بهرام بهرامی مطلق متخصص و جراح مغز و اعصاب، دکتر ابطحی، دکتر رفیعی، دکتر رضاییان، دکتر قربانیان، زنده‌یاد دکتر امیر شیبانی و ...، چندتایی از سفیدپوشان خادمی بودند که جامعه پزشکی نمونه‌های مشابه آنها را در خود ندارد.

 

پرسید چه دارویی خوب است؟

اما انگیزه آقای دکتر برای خواندن درس طبابت و پوشیدن جامه پزشکی هم خواندنی است؛ «یادم می‌آید پیش از آنکه به مدرسه بروم، یک روز سوار بر الاغ که کارگر خانه پدری دهانه‌اش را به دست داشت با دو کودک کوچک‌تر از خودم در کوچه پس‌کوچه‌ها شهر از مزرعه پدری بازمی‌گشتم و به خانه می‌رفتم.

پیرزنی جلو ما را گرفت و خطاب به من که جلو نشسته بودم کرد و پرسید: پسر جان برای تب دامنه (تیفویید یا حصبه) چه دارویی خوب است؟ آن زمان باور مردم این بود که اگر از سوار سه پشته الاغ در رابطه با بیماری و داروی آن پرسیده شود. هر دارویی که او نام ببرد برای درمان بیماری خوب است. هرچند طرف بچه خردسالی باشد.

در جواب ناخودآگاه گفتم «جوشانده با شیرخشت» شاید هم خیلی جوابم ناخودآگاه نبود. چراکه یادم می‌آید مادربزرگم همین دارو را برای ما بار‌ها تجویز کرده بود. گذشته از این سال ۱۳۰۸ که تنها نه سالم بود. شش ماهه‌ام به نام منصور در هوای گرم تابستان به مرض اسهال مبتلا شد و به دلیل خشک‌شدن آب بدنش فوت کرد و آن زمان حکیمان از نحوه درمان چنین بیماری اطلاعی نداشتند. پس وقتی نحوه درمان ضعیف و نادرست آنها جواب نمی‌داد دست به دامن دعانویس می‌شدند که عاقبت کار هم معلوم بود.

چندماه بعد هم برادر دیگری که سه سال از عمرش می‌گذشت با درد شدید شکم درگذشت که به تصور من علت آپاندیست بود و به گمانم دیدن این صحنه‌ها از همان سال‌ها ذهنم را برای پزشک شدن و کمک به بیماران قلقلک داد.» از زیر جلد آن کودک کنجکاو، بعد‌ها پزشکی بیرون آمد که بسیاری از مشهدی‌ها به درمان شدن زیر دستش می‌بالند. آقای دکتر پس از سال‌ها خدمت بیمارستانش را وقف دانشگاه آزاد اسلامی می‌کند.

 

*این گزارش شهریور سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام