کد خبر: ۱۴۵۴۷
۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
دوره قرآن پیروان حضرت محمد(ص) میراث نسل دهه سی است

دوره قرآن پیروان حضرت محمد(ص) میراث نسل دهه سی است

قدمت جلسه قرآن هفتگی «پیروان حضرت محمد (ص)» در محله امام‌رضا(ع) به ۷۳‌سال پیش می‌رسد و حالا توسط نسل دوم افرادی که این دوره قرآن را تأسیس کردند، به‌شکل مستمر برگزار می‌شود.

صدای تلاوت ، از پشت در خانه به گوش می‌رسد. از بین در نیمه‌باز اتاق، می‌توان چهره چندمرد را دید که رحل‌های قرآنی مقابلشان قرار دارد. همه حواسشان به کلام‌الله مجید است و با دقت از روی آیات خط می‌برند؛ برخی از آنها نیز زیر لب همان آیه را زمزمه می‌کنند.

اینجا جلسه قرآن هفتگی «پیروان حضرت محمد (ص)» در محله امام‌رضا(ع) است؛ جلسه‌ای که قدمت آن به ۷۳‌سال پیش می‌رسد و حالا توسط نسل دوم افرادی که این دوره قرآن را تأسیس کردند، به‌شکل مستمر برگزار می‌شود.

محفلی بی‌ریا که روزی توسط هفت‌هشت نفر شکل گرفت، بعد‌از گذشت چند‌سال، تعداد افراد ثابتش به چهل‌نفر رسیده است. این محفل با گذشت هفت‌دهه هنوز هم برپا می‌شود؛ با همان سبک و سیاق قدیم خود که شامل روخوانی هفتگی قرآن کریم در منزل یکی از اعضاست.

 

دوری مسیر، جلسه را به محله امام‌رضا(ع) آورد

شکل‌گیری دوره قرآن خانگی با عنوان پیروان حضرت محمد (ص) در سال‌۱۳۳۲ یک دلیل ساده داشت. تعدادی از ساکنان محله امام‌رضا (ع) برای اینکه در هفته، به شکل جمعی به تلاوت قرآن بپردازند، در جلسات هفتگی حجت‌الاسلام‌والمسلمین درفشان شرکت می‌کردند؛ جلساتی که در نقاط مختلف شهر برگزار می‌شد.

از‌آنجا‌که در دهه‌۳۰ وسایل نقلیه عمومی کم و حضور در این جلسات به‌دلیل دوری راه برایشان سخت بود، به پیشنهاد حجت‌الاسلام درفشان، چند‌نفر از اعضا تصمیم گرفتند جلسه قرآن را در محله خود و در منازلشان برگزار کنند.

 

حاج‌غلامرضا مشهدیان، ستون جلسه قرآن

حاج غلامرضا مشهدیان، حسن و غلامحسن بداغی، حاج‌آقا رضوانی، محمدعلی توتونی، سید احمد حسینی از نخستین افرادی بودند که جلسه قرآن را تشکیل دادند. هنوز چند‌ماهی از برگزاری جلسات به‌صورت عمومی نگذشته بود که افراد بیشتری متقاضی برگزاری جلسه قرآن در منزلشان شدند.

یک سال بعد، تعداد افراد محلی به چهل‌نفر رسید؛ افرادی که عکس آنها در قابی نقش بسته است و هر‌هفته در جلسه قرآن نام و یادشان زنده می‌شود. شاید آن زمان مؤسسان این دوره قرآن تصور نمی‌کردند جلسه آنها مستمر و پابرجا بماند، طوری‌که بعد‌از مرگشان همچنان این جلسه معنوی در محله ازسوی فرزندانشان که در همین دوره قرآن بزرگ شده‌اند، ادامه پیدا کند.

حاج‌غلامرضا مشهدیان، رئیس جلسه قرآن و فردی بود که باعث شد جلسه قرآن پیروان حضرت محمد (ص) تأسیس شود و انسجام داشته باشد. او سال‌۱۳۸۷ به رحمت خدا رفت و پس از آن پسرانش رئیس این جلسه شدند.

 

دوره قرآن ۷۰ ساله در محله امام‌رضا (ع)

 

استمرار ۷۰ ساله

مجتبی مشهدیان، پسر کوچک‌تر حاجی، در حال حاضر مسئول جلسه است. او برنامه‌ریزی می‌کند که هر‌هفته دوره قرآن در منزل چه فردی برگزار شود. متولد‌۱۳۴۷ است و از هنگامی‌که خودش را شناخته در همین جلسه حضور داشته است و حتی سواد قرآنی را قبل از رفتن به مدرسه از دوره قرآن آموخته است.

بسیار آرام و متین است و صحبت‌هایش را با اشاره به پدر مرحومش شروع می‌کند و می‌گوید: پدرم متولد‌۱۳۰۲ در شهرستان کاخک گناباد بود. در دوران جوانی به مشهد آمد و در شهربانی مشغول به کار شد. بعد از دوران بازنشستگی نیز مغازه پارچه‌فروشی باز کرد. حاج‌غلامرضا مشهدیان در ذهن هم‌محلی‌هایش و افرادی که او را می‌شناختند، مردی مؤمن و معتقد بود که هر‌موقع از مقابل مغازه‌اش رد می‌شدند، او را مشغول تلاوت قرآن می‌دیدند.

آقا‌مجتبی توضیح می‌دهد: در خانه هم به همین شکل بود و حتی زمانی که دچار کهولت سن شده بود، قرآن می‌خواند. دیدن همین رفتار پدر باعث شده بود بچه‌ها نیز از کودکی کنار دست او بنشینند و قرآن تلاوت کنند؛ «یکی از روز‌های مورد‌علاقه من و اخوی بزرگ‌ترم شب‌های پنجشنبه بود که دوره قرآن در خانه خودمان یا یکی دیگر از اعضای جلسه برگزار می‌شد، نه به‌دلیل اینکه با یکی از هم‌سن‌و‌سال‌های خود دوست شویم و بازی کنیم، بلکه به این دلیل که در جمع قرآن بخوانیم و بزرگ‌تر‌ها ما را تشویق کنند و هدیه کوچکی بدهند.»

مجتبی مشهدیان تعریف می‌کند: در دهه ۲۰ و ۳۰ که هنوز خودرو‌های شخصی زیاد نبود و مردم از دوچرخه، موتور یا وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کردند، پدرم از خیابان امام‌رضا (ع) تا آن سر شهر می‌رفت، فقط به این دلیل که در جلسه قرآن حجت‌الاسلام درفشان شرکت کند. او در همین جلسات با چند‌نفر از هم‌محله‌ای‌ها نیز آشنا شده بود و گاهی چند‌نفری به جلسه می‌رفتند.

حجت‌الاسلام درفشان که در دو‌سه‌نقطه از شهر جلسه قرآن برگزار می‌کرد، یک شب به حاج‌غلامرضا گفت «چرا چند‌نفر از شما با برگزاری جلسه در منازل خود، کمک نمی‌کنید تا افراد بیشتری در این جلسات شرکت کنند؛ همان‌هایی که طی‌کردن مسیر دور برایشان سخت است، ولی دلشان پیرو دین است.»

حاج‌غلامرضا مشهدیان در ذهن هم‌محلی‌هایش و افرادی که او را می‌شناختند، مردی مؤمن و معتقد بود

به این ترتیب بود که جلسه قرآن پیروان حضرت‌محمد (ص) فعالیت خود را از منزل حاج‌غلامرضا شروع کرد؛ «این جلسه ابتدا شب‌های چهارشنبه برگزار می‌شد، اما برای اینکه با مراسم دیگری مانند دعای توسل هم‌زمان نشود، به شب‌های پنجشنبه تغییر پیدا کرد. حالا هفتاد‌سال است که حتی برای یک هفته برگزاری این جلسه قطع نشده است. این جلسه در ماه رمضان هر شب برگزار می‌شود تا یک دور قرآن کریم تلاوت شود.»

 

دوره قرآن ۷۰ ساله در محله امام‌رضا (ع)

 

پیرو پیامبر وحی

محمدرضا مشهدیان پسر بزرگ‌تر حاج غلامرضاست که بعد از فوت پدر، چند‌سالی رئیس جلسه بود، اما مدتی است به‌دلیل بیماری نمی‌تواند جلسه را اداره کند. او هفتاد‌و‌چهارساله است و سنش به شروع سال‌های اول تشکیل جلسه قرآن قد می‌دهد. آقا‌محمدرضا فاتحه‌ای نثار روح همه درگذشتگان جلسه می‌کند و می‌گوید: به یاد دارم با اینکه دوره قرآن در محله امام‌رضا (ع) توسط پدرم و چندبزرگ‌تر محله برپا شده بود، گاهی آنها به جلسات حجت‌الاسلام درفشان می‌رفتند.

او ادامه می‌دهد: از هنگامی‌که دوره قرآن شکل گرفت، رسم بر این بود یک نفر که بهتر قرآن تلاوت می‌کند، به‌عنوان قاری بالای مجلس بنشیند و تلاوت را شروع کند، سپس با خواندن چند صفحه، نوبت را به نفر بعدی بدهد. حین خواندن افراد مختلف هم اگر غلطی در قرائت آنها ببیند، آن را اصلاح کند.

آقا‌محمدرضا از زمانی می‌گوید که در همین دوره قرآن تجوید را آموخت؛ «سن‌و‌سالم کم بود؛ شاید هفت‌هشت سال، اما به‌خاطر حضور مداومم همراه پدر بسیار خوب قرآن تلاوت می‌کردم.»

او توضیح می‌دهد: نام جلسه از همان ابتدا پیروان حضرت‌محمد (ص) گذاشته شد. شاید دلیل اصلی این انتخاب، همین باشد که حضرت محمد (ص) پایه‌گذار دین اسلام است و قرآن کریم به ایشان وحی شده؛ بنابراین پدران ما می‌خواستند از این طریق نشان دهند که پیرو پیام پیامبر خود هستند.

 

یک جلسه هم تعطیل نشد!

شباهت چهره‌اش به پسرعموهایش بسیار زیاد است. علیرضا مشهدیان که داماد این خانواده هم هست، در کودکی پدرش را از دست داد و زیر بال‌و‌پر عمویش بزرگ شد. او از دوازده‌سالگی در جلسه قرآن شرکت می‌کرد و همانند پسرعموهایش برای خدمت به شرکت‌کنندگان حاضر بود. نگاهی به تصویر عمویش می‌اندازد و می‌گوید: عمویم حکم پدرم را داشت. او از کودکی من را با قرآن و اهل‌بیت (ع) در همین دوره آشنا کرد. هیچ وقت مرا از پسرانش جدا نمی‌دانست.

جلسه از ابتدای تأسیس تا الان، یک‌ساعت بعد‌از نماز مغرب و عشا شروع می‌شود و آقا‌علیرضا روز‌های جلسه زودتر به منزل عمو می‌آمد تا در پذیرایی و گاه خرید کمک پسرعموهایش باشد؛ «به یاد ندارم حتی برای یک هفته جلسه تعطیل شده باشد؛ حتی در هوای سرد و برفی و زمان کرونا هم برگزار شد.»

برادرزاده مرحوم مشهدیان توضیح می‌دهد: حال و هوای جلسه بنا به ایام مختلف سال تغییر می‌کرد؛ به‌عنوان مثال در محرم و صفر بعد از تلاوت قرآن، روضه‌خوانی انجام می‌شد و در اعیاد نیز برگزارکننده جلسه در همین محفل شیرینی پخش می‌کرد. ماه رمضان نیز هرکسی می‌خواست، افطاری می‌داد. این برنامه‌ها با گذشت سال‌ها هنوز هم در جلسه ما حفظ شده است.

برای برگزارکنندگان، جلسه در شب‌های قدر، لذت دوچندانی دارد و این شب‌ها داوطلبان زیادی برای برگزاری دارد؛ «سال‌هاست مراسم احیا را دور هم برگزار می‌کنیم. بی‌ریا و بسیار ساده با حضور یک روحانی از محله، قرآن بر سر می‌گیریم و راز و نیاز می‌کنیم.»

حسرت روز‌های گذشته را می‌خورد و یاد روحانی قدیمی جلسه را نیز زنده می‌کند؛ «خدایش رحمت کند؛ حجت‌الاسلام‌والمسلمین عبدالعلی جنتی، از روحانیون خوش‌اخلاق و مهربان محله بود که در مراسم روضه خانگی ما حضور می‌یافت. او هر‌هفته در جلسه قرآن شرکت و با خواندن یک مرثیه از ائمه اطهار (ع) پایان جلسه را اعلام می‌کرد.»

سال‌۷۷ این روحانی به رحمت خدا رفت و بعد‌از فوت او، جلسه با دعای فرج و ظهور امام‌زمان (عج) به پایان می‌رسد.

 

دوره قرآن ۷۰ ساله در محله امام‌رضا (ع)

 

یادگیری منش جوانمردی در دوره قرآن

«هر هفته در خانه همان عضوی که قرار بود جلسه قرآن برگزار شود، اتاق پذیرایی مرتب و آراسته می‌شد. اگر هم تابستان بود، فرشی در حیاط پهن می‌شد. سپس رحل‌های قرآن چیده می‌شد تا جلسه صفای بیشتری داشته باشد. مهمان‌ها در استکان باریک، چای می‌نوشیدند و گلویی‌تر می‌کردند تا یک‌به‌یک اعضا بیایند و تلاوت توسط اولین نفر شروع شود.»

این زیباترین تصویری است که محمود خالقی‌هژبری از جلسه قرآن به یاد دارد. او شش‌سال بعد‌از تأسیس جلسه قرآن متولد شد. پدرش، حاج‌علی‌آقا، از همان افرادی بود که از ابتدای شکل‌گیری دوره همراه حاج غلامرضا مشهدیان بوده است. از سال‌۷۲ که پدر محمود‌آقا به رحمت خدا رفت، او ادامه‌دهنده راه پدر شد.

حدود چهل‌نفر به خانه ما می‌آمدند. در این دوساعت جلسه، هر‌بار به پدرم نگاه می‌کردم، از چهره خوشحالش، صورتم با خنده باز می‌شد

محمود‌آقا می‌گوید: پدرم عاشق اهل‌بیت (ع) بود و هر هفته در منزلمان مراسم روضه برپا بود. وقتی حرف برگزاری دوره قرآن به میان آمده بود، او با جان و دل داوطلب برگزاری جلسه در منزلمان شد. از موقعی که پنج‌شش‌ساله بودم، در همین مراسم، کفش حاضران را جفت می‌کردم، یا گاهی جاسیگاری گل‌سرخی جهیزیه مادرم را برای آنها می‌چیدم.

کمی مکث می‌کند و طعم آن روز‌ها را در دهانش مزه‌مزه می‌کند. هنوز هم شیرین است؛ «حدود چهل‌نفر به خانه ما می‌آمدند. جلسه دوساعتی طول می‌کشید و صدای قرآن در خانه می‌پیچید. هر‌بار چشم می‌گرداندم و به پدرم نگاه می‌کردم، از چهره بشاش و خوشحال او، من نیز صورتم با خنده باز می‌شد.»

او می‌گوید: از کودکی تشویق شدم تا قرآن بخوانم و در دوره نوجوانی و بزرگ‌سالی رسم و منش پدرانمان را یاد گرفتم؛ اینکه اگر کسی در محله مشکلی دارد یا گرهی به کارش افتاده است، همفکری کنم و راهی جلوی پایش بگذارم.

این دوره قرآن برای محمود‌آقا درس زندگی بوده است؛ «هنگامی‌که پدرم به رحمت خدا رفت، به همسرم گفتم می‌خواهم این دوره قرآن را به منازلمان بیاورم تا لبخند او هنوز هم زنده باشد. همسرم از پیشنهاد من بسیار استقبال کرد و این‌گونه شد که ۳۲‌سال است میزبان جلسه در خانه خود هستیم.»

 

معرفت و همدلی بزرگان جلسه

حاج‌رضا بداغی از آن دسته آدم‌های خوش‌تعریف است، همان‌هایی که از نشستن پای حرف‌هایشان هیچ‌گاه خسته نمی‌شوی. او هم از بچگی در جلسات قرآن رشد کرده است. می‌گوید: غلامحسن بداغی، عمویم، قبل از اینکه جلسه قرآن پیروان حضرت محمد (ص) تأسیس شود، در دوره دیگری شرکت می‌کرد و خودش رئیس جلسه قرآن بود. آن دوره در روز‌های شنبه برگزار می‌شد. اما وقتی پای این دوره قرآن به محله باز شد، او داوطلب شد در این جلسه نیز حضور یابد و محفل را در منزل خودش هم برگزار کند.

بداغی می‌افزاید: حاج‌حسن، پدر خدابیامرزم، نیز راه برادر را پیش گرفت و این‌گونه بود که در منزل ما هم جلسه برقرار شد. در ۶۵‌سالی که از خدا عمر گرفته‌ام و از موقعی که به یاد دارم، جلسه کاملا شکل سنتی داشت و از همان موقع تا الان هیچ تغییری در جلسه رخ نداده است، جز اینکه بسیاری از بزرگان محله و پدران ما به رحمت خدا رفته‌اند و جایشان خالی شده است.

سال‌۵۵ پدر حاج‌رضا به رحمت خدا رفت، موقعی که او شانزده‌ساله بود؛ «بعد‌از فوت پدرم، جلسه را ترک نکردم. نوجوان بودم که به دوره می‌آمدم تا موقعی که ازدواج کردم و جلسه را به خانه خودم بردم.»

او به یاد دارد سال اولی که پدرش در قید حیات نبود و او غم بزرگی را تحمل می‌کرد، یکی از شب‌های قدر بعد‌از اینکه جلسه قرآن تمام شد، حاج‌غلامرضا مشهدیان او را همراه پسرانش به زیارت حرم امام رضا (ع) برد؛ «رفتار خوب اعضای جلسه و اینکه حواسشان به همه حاضران بود و محبت بزرگ‌تر‌ها در مشکلات، هیچ‌گاه از ذهنم پاک نمی‌شود.»

حاج‌رضا خودش اشاره نمی‌کند، اما سایر اعضا می‌گویند که او چند‌سالی است منزلش را به اعضایی که از محله امام‌رضا (ع) کوچ کرده‌اند، اما کماکان می‌خواهند بانی برگزاری جلسه باشند، می‌دهد؛ «منزلشان دور است و به خیابان کوهسنگی یا وکیل‌آباد رفته‌اند. چند‌باری در خانه خودشان جلسه را برگزار کردند. چون مسافت برای اعضا دور بود و آنها دلشان می‌خواست جلسه را همچنان برگزار کنند، پیشنهاد کردم در منزل ما برگزار شود.»

 

* این گزارش سه‌شنبه ۸ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۶ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام