کد خبر: ۱۳۳۸۱
۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
میزبانی صدساله مسجد صاحب‌الزمان (عج) از اهالی محله وکیل‌آباد

میزبانی صدساله مسجد صاحب‌الزمان (عج) از اهالی محله وکیل‌آباد

مسجد صاحب‌الزمان (عج) در این محله قدیمی، صدسال است میزبان عزاداری مردم محله است، مردمی که تا سال‌های سال به نام هیئت امام‌حسین (ع) در این محل گرد هم می‌آمده‌اند.

مصطفی توفیقی | مردها، پیراهن مشکی به کمر بسته‌اند و دسته‌دسته به سمت انتهای دشت حرکت می‌کنند. زن‌ها پی مردهاشان های‌و‌هوی سوگ به راه انداخته‌اند. دو علم چوبی بر دست‌های عزاداران، پیشاپیش صف، دل آسمان را نشانه رفته‌اند. بچه‌ها در دو طرف صف عزاداران بازی و شیطنت می‌کنند و گوسفندهای قربانی را پیش می‌رانند. مردم ده وکیل‌آباد برای عزاداری به روستای قاسم‌آباد می‌روند...

انتهای بولوار وکیل‌آباد، بعد از خیابان نمایشگاه، جایی که می‌توان طی چند دقیقه با پای پیاده به باغ وکیل‌آباد رسید، ابتدای خیابان وکیل‌آباد ۹۱ چادری برپا کرده‌اند و چای صلواتی می‌دهند. نشانی «مسجد صاحب‌الزمان (عج)» را که می‌پرسم، انتهای همین خیابان را نشانم می‌دهند.

در هوای سرد پاییز ارتفاعات مشهد که دست‌هایم را کبود کرده است خیابان را تا انتها طی می‌کنم. اگرچه شب است و کوچه در قرق سرما، بچه‌ها و بزرگ‌ترهای محل به خیابان آمده‌اند و رفت و آمدها کم نیست. در انتهای خیابان، مسجدی استوار ایستاده است و ما را به خود می‌خواند که فضای خالی گسترده پشت آن تا دورترها کشیده شده است؛ این محیط که همچنان با خانه‌ها و آدم‌های قدیمی‌اش، محل سکنای هم محله‌ای‌های ماست، روزی‌روزگاری مرکز اصلی روستای وکیل‌آباد بوده است، روستایی آباد با زمین‌های کشاورزی وسیع و کشاورزان بسیار بر روی آن.

مسجد صاحب‌الزمان (عج) در جلوی محله وکیل‌آباد مشهد، نزدیک صدسال است میزبان عزاداری مردم محله است، مردمی که تا سال‌های سال به نام هیئت امام‌حسین (ع) در این محل گرد هم می‌آمده‌اند، از دهه ۷۰ و پس از ثبت رسمی هیئت، نام «جوانان متوسلین به علی‌اصغر امام حسین (ع)» را بر جمع آئینی خود گذاشته‌اند.  

در شبی از شب‌های عزای سالار شهیدان (ع) به این مسجد آمده‌ام. دیوار‌های مسجد با پرچم‌های بزرگ عزا پوشانده شده و روی دیوار جلو، پرده‌ای سبز رنگ نصب شده، روی آن، نام هیئت نوشته شده است؛ بالای دیوار، روی پرده‌ای سیاه‌رنگ به نشانه تسلیت نوشته شده: «اِنَّ الحُسِین مِصباحُ الهُدی و سَفیِنَه النجات».

۱۰۰ سال پیش؛ دهات به دهات

اگرچه خوشبختانه کسانی هستند که پیش از ساخت این مسجد به دنیا آمده‌اند و هنوز هم در قید حیاتند و ما را در مورد تاریخ این بنا راهنمایی می‌کنند، اما کسی نیست که به درستی آغاز شکل‌گیری هیئت و چگونگی برگزاری نخستین آئین‌های آن را به یاد داشته باشد.

قدیمی‌های هیئت و محله، اما همگی بر این باورند که از زمانی که مرحوم ملک، مالک زمین‌های وکیل‌آباد بوده است، هیئت هم برقرار بوده. به عبارتی عمر هیئت این محله با عمر خود محله برابری می‌کند و تا در این محل زندگی برقرار بوده، عزای اباعبدالله (ع) هم بوده است.

حاج رمضانعلی کاردانی‌ملکی‌نژاد که نام فامیلی‌اش را از مرحوم ملک گرفته است (نام‌خانوادگی قبلی خاندان وی، اکبرزاده خوشرو بوده) در ۷۸ سالگی‌اش به یاد دارد که این هیئت در کودکی‌اش برقرار بوده و سال‌ها از شکل‌گیری آن می‌گذشته است. صحبت‌های دیگران هم، همه دال بر همین نکته است که از عمر تشکیل هیئت ۹۰ تا ۱۰۰ سال می‌گذرد.

در آن سال‌ها، روستای وکیل‌آباد تازه به آبادانی رسیده‌ بوده است و کشاورزی و دامداری آن رونق داشته. به خواست مرحوم ملک، چند‌صد‌ نفر و بلکه چندهزار نفر از مردم بر روی این زمین‌ها به کار مشغول می‌شوند و در کنار هم روزگار می‌گذرانند.

آن موقع رسم بر این بوده که هیئت‌ها از روستاهای کوچک‌تر به کمک روستاهای بزرگ‌تر می‌رفته‌اند و به این ترتیب گروه‌های عزادار گسترده و باشکوه می‌شده است. بر همین اساس، هیئت کلاته مشهد پاقلی به پاچنار می‌رفته و به همراه هیئت پاچنار به وکیل‌آباد می‌‌آمده‌اند؛ از آن طرف هیئت روستای امامیه هم به دهات قاسم‌آباد می‌رفته‌اند و این دو هیئت با همراهی هم، یک روز به وکیل‌آباد می‌رفته‌اند و روزی دیگر میزبان آن هیئت‌ها می شده‌اند.  

شرایط تاریخی برگزاری هیئت‌ها هم در این کمکی رفتن‌ها موثر بوده و در روز و میزان رفت و آمدها تاثیر می‌گذاشته اما معمول این بوده که روز تاسوعا اهالی قاسم‌آباد و امامیه به وکیل‌آباد می‌آمده‌اند و روز عاشورا را وکیل‌آبادی‌ها و دهات‌های اطراف به قاسم‌آباد می‌رفته‌اند.

اهالی وکیل‌آباد، این مسیر طولانی را با پای پیاده طی می‌کرده‌اند و در این رفت‌‌و‌آمدهای دشوار، خانم‌ها و بچه‌ها هم مردها را همراهی می‌کرده‌اند. مردم عزادار فاصله بین دو روستا را از طریق رودخانه طی می‌کرده‌اند و در این مسیر سنگینی علم و کُتل هم بر دوش مردهای روستا بوده‌است.

 

۹۰ سال پیش؛ قلعه مردم

اگر ۹۰ سال پیش در محل کنونی این مسجد می‌ایستادیم به‌جای این بنا، دیوار‌های انبار غله و علوفه احاطه‌مان کرده بود. دیوار‌ها را کارپرداز‌های ملک بالا برده بودند و سال‌ها محل نگهداری برداشت مردم از زمین‌ها بود. روستا نوپا بوده و قلعه آن تازه‌ساز. به همین دلیل در نداشته و شیروانی بوده است. ۱۲ جفت گاو زمین‌ها را شخم می‌زده‌اند، زمین‌هایی که تا پل هاشمیه امروزی ادامه داشته است.

آن‌وقت‌ها که خبری از خیابان‌کشی‌های امروز نبوده، دهات سابق و محله‌های امروز با قنات‌ها از هم جدا می‌شده‌اند. در همین سال‌ها و سال‌های پس از آن است که سنت «قالیچه بستن» بین هیئتی‌های محل رواج می‌یابد.

 

مسجد صاحب‌الزمان (عج) صدسال است میزبان عزاداری مردم محله وکیل‌آباد است

 

۸۰ سال پیش؛ سنگ و خشت

محمدخان، داروغه مَلِک، وقتی افزایش روزافزون جمعیت عزادار را می‌بیند و علاقه بسیار آنها به اباعبدالله (ع) را، این انبار را که معروف بوده به «چار‌انباری» برای ساخت مسجد اختصاص می‌دهد. ملک، علی‌جان کاردانی‌ملکی‌نژاد را به عنوان مباشر خودش انتخاب می‌کند و علی‌جان می‌شود میان‌دار هیئت و رسیدگی‌کننده به امور آن. در آن سال‌ها علاوه بر مراسم آئینی عزاداری امام‌حسین (ع)، جلسه قرائت قرآن هم در ماه رمضان برگزار می‌شده است. حاج‌شیخ‌حسین وظیفه‌دوست هم روضه این مسجد و دیگر هیئت‌های دهات اطراف را برگزار می‌کرده است.

 نخستین مسجدی که در این‌جا ساخته شد از خشت و گِل بود و کف مسجد را با حصیر، فرش کرده بودند

ساختمان نخستین مسجدی که در این‌جا  ساخته شده از خشت و گِل بوده و کف مسجد را با حصیر، فرش کرده بوده‌اند. اهالی قدیم این‌جا به‌یاد دارند که در و دیوارش آن‌قدر سست بوده که خرده‌آجر‌های سقف بر سر و رویشان می‌ریخته است. در این سال‌ها، انباری دیگر در کنار مسجد، محل انباشت محصولات کشاورزی قرار می‌گیرد.

در این سال‌هاست که سنت عزاداری خاص این منطقه شکل می‌گیرد؛ به این ترتیب که عزاداران، پیراهن‌های سیاه را به کمر می‌بسته‌اند و فاصله بین دهات‌ها را سینه می‌زده‌اند؛ هیئت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شده‌اند و نوحه یکدیگر را پاسخ می‌گفته‌اند. در این دوره و در سال‌های بعد برای دوره‌ای طولانی، فقط یک‌بار در سال و آن هم در روز عاشورا، هیئت نذری‌پزان داشته و آبگوشت طبخ‌شده را در کاسه‌های مسی به دست مردم می‌رسانده‌اند. نان ناهار را هم خانم‌های روستا در تنور خانه‌هاشان می‌پخته‌اند.

 

۴۰ سال پیش؛ مسجد چوبی

ساخت و ساز دیگر مسجد به ۴۰ سال پیش بر‌می‌گردد. در این سال‌ها پایه‌ها و دیرک‌های چوبی جای خشت و گِل را می‌گیرد و به این ترتیب بنایی مستحکم، جایگزین ساختمان سست قبلی می‌شود. به امر ملک، انبار‌ها و دیوار‌های چار‌انباری راخراب می‌کنند و بنای چوبی را بالا می‌برند.

در میان این بنا هم حوضچه زیبایی می‌سازند که موقع تخریب و بازسازی بنای چوبی، آن حوضچه را بزرگ‌تر می‌کنند. آب حوضچه به نهر‌هایی می‌ریخته و دور تا دور قلعه می‌گشته و زمین‌های اطراف را آبیاری می‌کرده. جامه خادمی مسجد جدید به تن «حسن موسی‌آبادی» مشهور به حسن قائینی، پوشانده می‌شود.

شیخ حسین نودهی هم روضه هیئت را اجرا می‌کرده است. شیخ حسین، همه دهات اطراف را می‌گشته و بعد از برگزاری روضه در قاسم‌آباد و امامیه و نوچاه تا آب‌و‌برق (کنونی) و نودره، آخر‌سر به وکیل‌آباد می‌آمده و نیمه‌های شب روضه این روستا را برقرار می‌کرده است.

۲۰ سال پیش؛ بهتر از قبلسال‌های زیادی از انقلاب می‌گذرد که مردم محل به یاد بازسازی مسجدشان می‌افتند، آستین‌ها را بالا می‌زنند تا ساختمان چوبی را با آجر و مصالح جدید بسازند. نتیجه می‌شود ساختمان کنونی مسجد که استوار ایستاده است آخر خیابان وکیل‌آباد ۹۱. حالا دیگر نه خبری از آن دهات و قلعه است و نه گاو و گوسفندها.

ساخت و ساز دیگر مسجد به ۴۰ سال پیش بر‌می‌گردد. در این سال‌ا پایه‌ها و دیرک‌های چوبی جای خشت و گِل را می‌گیرد

قنات‌ها به خاطره‌ها سپرده شده‌اند و جایشان را خط‌کشی خیابان‌ها گرفته‌است. چند سال بعد از بازسازی اخیر است که عموم امور فرهنگی سامان می‌یابند و ثبت و ضبط می‌شوند؛ از آن جمله هم هیئت‌ها و مسجد‌ها هستند و هیئت «متوسلین علی‌اصغر (ع)» هم از مهم‌ترین آنها.  امور  هیئت سامان بهتری می‌گیرد و هر کدام از هیئتی‌ها یک‌طرف کار را می‌گیرد.

 

این ‌روزها

این روزها اما از پس سال‌های طولانی، سنت سوگواری اباعبدالله(ع) همچنان در محله ما برقرار است. برای همراه شدن با حال‌و‌هوای این روزهای هیئت و مسجد قدیمی محله‌مان، در شبی از شب‌های عزای امام حسین(ع)و یارانش به مسجد صاحب‌الزمان(عج) آمده‌ایم.

درِ مسجد به حیاطی کوچک باز می‌شود، حیاطی که نیمی از وسعت آن را دو علم و یک علامت پر کرده‌اند. علامت، وقف هیئت است و قدمت ساخت آن به سال ثبت رسمی هیئت بر می‌گردد. در آن سال، پس از ادغام هیئت‌های امام‌حسین(ع) و حضرت علی‌اصغر(ع)، این علامت هم به مسجد آمد. دو طرف علامت، دو علم سر به آسمان برده‌اند، علم‌ها قدیمی هستند و هم بر سر علامت بزرگ و هم بر صحن و سرای مسجد، سایه قدمت و زیبایی انداخته‌اند.

سمت راست علامت، دری کوچک، عزاداران را به رواق مسجد هدایت می‌کند. کفش‌ها را در کفش‌کنی می‌گذارم و داخل می‌شوم. انبوه جمعیت عزادار با صدای حزین مرثیه‌خوان، سینه می‌زنند و اشک می‌ریزند. از هر سن و سالی، عاشقی در این جمع به عزاداری مشغول است. مردها در رواق پایینی و خانم‌ها در طبقه بالا.

«حاج رمضان گلستانی نژاد»، سرپرست هیئت و پیرغلام اهل بیت(ع) به مهربانی، میزبان میهمان ناخوانده‌اش می‌شود، خوش‌و‌‌‌‌بشی می‌کنیم و از میان های‌و‌هوی عزاداری، من را به زیرزمین مسجد هدایت می‌کند؛ جایی که نشانی از بالا و پایین صداها نیست و جایی مناسب است برای گفتگویی مفصل.

قرار است در این آشپزخانه زیرزمینی، در کنار دیگ‌هایی که غذای نذری امام حسین(ع) در آن‌ها تدارک دیده می‌شود، کنار بانیان هیئت بنشینیم و قدیمی‌ها برایمان از روزگار سپری شده این هیئت و مسجدش بگویند، هیئت و مسجدی که جان و دل مردم محل با خاک و خشت آن آمیخته شده و خاطرات زیادی با خود به روزگار ما آورده است.

در سال های اخیر و همین حالا، مردم محله هرشب جمعه در این مسجد دور هم جمع می‌شوند و ضمن خواندن دعای کمیل به نیایش و سوگواری می‌پردازند. ماه رمضان مسجد رونقی دوچندان پیدا می‌کند به ویژه شب‌های قدر که بهترین موقع برای گرد‌هم‌آمدن هیئتی‌های محله است؛ محرم و صفر اما حال و هوای دیگری دارد. هیئتی‌های هیئت علی اصغر(ع) علاوه بر ده شب اول محرم، دهه دوم محرم و دهه آخر صفر را هم با آداب سنتی خودشان، به عزای اباعبدالله حسین(ع)می‌پردازند.

شکل عمومی برنامه‌های عزاداری هیئت شامل خواندن قرآن و زیارت عاشورا، سخنرانی روحانی و مراسم سنتی نوحه‌خوانی و سینه‌زنی است اما مراسم خاص و محلی هیئت به دهه آخر ماه صفر مربوط می‌شود.

در این دهه، همه‌روزه مردم محل در مسجد گرد هم می‌آیند و پس از عزاداری، پای پیاده به سمت امامزادگان یاسر و ناصر گلستان به راه می‌افتند و بعد از بر پا کردن نماز در حرم این امامزادگان، به مسجد بر‌می‌گردند و در این‌جا اطعام می‌شوند. نذری‌پزان این هیئت اما فقط به این روزها محدود نمی‌شود و در همه ایام عزاداری ادامه دارد و کمتر هم‌محله‌ای است که از بار عام هیئت علی‌اصغر(ع) بی‌نصیب مانده باشد.

از لطف حضرت به این هیئت و بار عام آن هم زیاد شنیده‌ایم و از جمله نقل سرپرست هیئت، گلستانی‌نژاد است از شب‌هایی که «غذایمان کم بود، سر دیگ را می گذاشتیم و آبرویمان را می‌دادیم به دست امام حسین(ع). سر دیگ را بر‌می‌داشتیم و هر چه غذا دست مردم می‌دادیم تمامی نداشت.»

هیئتی‌های محله ما هنوز هم به سبک سنتی خودشان سینه می‌زنند. روزگاری دور، مردهایی بوده‌اند که پیراهن‌های عزا را به کمر می‌زده‌اند و برای سوگواری امامشان، فاصله روستاها را پای پیاده طی می‌‌کرده‌اند. بیشتر آن مردم الآن در میان ما نیستند اما بچه‌های کوچک آن روزها که روی شانه‌های پدران عزادارشان به علم‌ها سلام می‌داده‌اند، حالا دست بچه‌هایشان را می‌گیرند و به این هیئت می‌آورند. 

 

*این گزارش پنج شنبه، ۹ آذر ۹۱ در شماره ۲۱ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام