شبیهخوانها کربلا را به محله طلاب آوردند
صدای سنج بلند میشود و نخستین شبیهخوان که پا میگذارد به میدان، مردم هم کمکم جمع میشوند و تا سپاه شمر به میدان برسد، آنها هم رسیدهاند. عطر اسپند، چیزی از سرمای هوا کم نمیکند اما عطری خوش است برای دلگرمی مردم. جمعیت مدام بیشتر و بیشتر میشود؛ چشمها منتظر حادثه است، عباس(ع) به میدان میآید...
در یک صبح سرد زمستانی، به خیابان میثم آمدهایم، جایی که سپاهیان خیر و شر، غوغایی در دل محله طلاب مشهد به راه انداختهاند؛ غوغایی که اشک به چشم کوچک و بزرگ آورده است؛ در این سرما که دل مردم را میلرزاند، به میان سپاهیان آمدهایم؛ جنگاورانی که اگرچه بر روی هم شمشیر کشیدهاند، در دل تنها یک امید دارند؛ امید به محبت امامحسین(ع) و اصحابش.
جمعی از شبیهخوانها، محرم و صفر را به محله ما آوردند و خیابانهای ما را به نور رفتار و کلام یاران اباعبدالله(ع) روشن کردند. در میانه جنگ و گریزهای شبیهخوانها به کنارشان رفتیم و گفتوشنودی داشتیم با آنها در مورد آنچه در دل دارند...
در برابر امام، فقط اطاعت
جواد همایونی؛ کارگردان گروه تعزیه «عشاق الحرمین» چهارپنج سال است پردهخوانی و شبیهخوانی راه میاندازد هر جا که فرصتی برای خدمت به امام حسین(ع) باشد؛ مدرسهها، بهشترضا، آرامگاه خواجهربیع، آرامگاه فردوسی و...
شروع جدی کارش به همایش هیئتهای مذهبی بر میگردد. دو سه نفری بودهاند که با هم پردهخوانی میکردهاند و بعداً میروند سمت شبیهخوانی. از علاقهاش به شبیهخوانی میگوید: «یکی از هنرهای اصیل ایرانی است. من خودم از کودکی، همین شبیهخوانی و پردهخوانی محرم و صفر را به یاد دارم. بچه که بودم، شبیهخوانها میآمدند در محله و اجرا میکردند.»
از شکوه گریههای مردم به غربت سالار شهیدان میگوید و از اینکه باید مراقب این حرمتها بود: «همیشه انحرافات و آسیبهایی در این کار بوده، ما مبنای کارمان را نوشتههای استاد مطهری در مورد عاشورا گذاشتهایم. ما میخواهیم پاکی حضرت عباس(ع) را به مردم یادآوری کنیم. اینکه ایشان در برابر امام حسین(ع) مطیع بودند. در برابر امام، فقط اطاعت. چون و چرا هم ندارد.»
همایونی ۴۱ ساله از عشقش به امام حسین (ع) میگوید؛ اینکه بچههای گروهش همه کارگرند و پهلوی چربی ندارند ولی عاشقند. هزینه اجراها را هم خودشان پرداخت میکنند. با این حال، تاثیر برگزاری این مجلس در زندگی شبیهخوانها، بیشتر از این حرفهاست: «هیچکس نمیتواند مثل امیرالمومنین (ع) باشد ولی کسانی که در این دستگاهند، سعی میکنند ادای آن اخلاق را در بیاورند. دست کم سیره ایشان را تقلید میکنند.» او میگوید «روزی ما از هیئت است. روزی فقط آب و نان نیست، احترامی که ما داریم از نوکری کردن برای امامحسین (ع) است.»
روزی ما از هیئت است. روزی فقط آب و نان نیست، احترامی که ما داریم از نوکری کردن برای امامحسین (ع) است
هر چه داریم از امامحسین(ع) است
مسعود زرقامینژاد؛ سرپرست گروه تعزیه «متوسلین به سیدالشهدا (ع)» مسعود زرقامینژاد، در آستانه ۲۷ سالگی، عهدهدار سرپرستی قدیمیترین گروه شبیهخوانی مشهد است؛ گروهی که به گفته خود او صد سال پیش راه افتاده است و نسل به نسل توسط پدر و پدربزرگهایش هدایت شده تا به او رسیده. او که خودش از هفت سالگی، تعزیه اجرا کرده است، از اوضاع این روزهای شبیهخوانی در مشهد راضی به نظر نمیرسد: ما به مکانی احتیاج داریم که کارشناسان تعزیه آن را مخصوص تعزیه طراحی کرده باشند.
فضای اجرای تعزیه باید سنتی باشد.» زرقامینژاد با پدر و عمویش که هر دو از بزرگان و ریشسفیدهای تعزیه هستند، هر هفته برنامه آموزشی تعزیه برای علاقهمندان را در منزل شخصی دنبال میکنند و در این برنامه «در کنار تعزیه، چند کار دیگر را هم آموزش میدهیم. تعزیه هنری است که با چندین هنر دیگر همراه میشود؛ هنر نمایشی، دکوراسیون، موسیقی و...»
زرقامینژاد از ثبت جهانی تعزیه خوشحال است اما نگران این هم هست که «تعزیه را خودمان ارائه دادهایم و حالا ممکن است از دیگران عقب بمانیم. اگر همین تعزیه را هم مراقبت نکنیم، چند وقت دیگر جزو میراث دیگران میشود.
میراث فرهنگی فقط کاسه و کوزه نیست، اینها هم هست» و توضیح میدهد: «تعزیه، تئاتری است که سند تاریخی دارد و مال خودمان است. همه تعزیهخوانهای بزرگ و معروف، ایرانی اصیل هستند. اگر داستان رومئو و ژولیت ناشی از تخیل نویسنده است، شبیهخوانیهای ما سندیت تاریخی دارد.نگرانم که این هنر را هم از ما بگیرند.»
او به ما یادآوری میکند: «تعزیه فقط برای محرم و عاشورا نیست. در روز عید قربان، تعزیه ذبح حضرت اسماعیل(ع) را داریم؛ تعزیه به چاه انداختن و پادشاهی و زندان رفتن یوسف(ع) را داریم. داستان امام حسین(ع) از زمان خلقت حضرت آدم(ع) شروع شده؛ روزی که خداوند حضرت آدم(ع) را آفرید به او گفت یک نفر از فرزندانت اینطور شهید خواهد شد. روزی که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه برد، برایش از امام حسین(ع) گفت. ما هر چه داریم از امام حسین(ع) است.»
زرقانینژاد اما دل پردردی از مسئولان دارد: «شهرداری، تعزیههایی را حمایت میکند که در بهشترضا و خواجهربیع اجرا میکنند و برای پول جمعکردن، سینیشان را مقابل مردم میچرخانند. بنده اگر قدرت داشته باشم، این تعزیههای کنار خیابانی را تعطیل میکنم. شأن و جایگاه تعزیه باید حفظ شود. درست است که مجلس امام حسین(ع) باید بیریا برگزار شود ولی مردم هم نباید آزار ببینند؛ اگر شهرداری یا مسئولان ارشاد، مکانی در اختیار شبیهخوانی قرار دهند، ما حاضریم بدون کوچکترین چشمداشتی، دستاوردمان را در اختیار علاقهمندان قرار دهیم؛ بودجهها را صرف فرهنگ کنند تا جوانها به جای رفتن به کافه، پای مجلس اباعبدا...(ع) بنشینند.»
او همچنین از مسئولان میخواهد که «اگر میخواهند خدمتی به دستگاه سیدالشهدا (ع) بکنند، جلوی تعزیه پولی را بگیرند. تعزیه باید مردمی برگزار شود. باید از ته دل و با معرفت باشد. اینگونه هم تعزیه به خوبی برگزار میشود و هم طمع سودجوها کم میشود.» سرپرست متوسلین سیدالشهدا (ع) یادمان میاندازد که «با وجود حضور ۱۲، ۱۰ پیرغلام روضه سیدالشهدا (ع) در مشهد، این هنر در مشهد مهجور و مظلوم واقع شده است»؛ پیرغلامانی که یکی از آنها حاجآقا زرقامینژاد، پدر خود اوست.
این کار، عشق میخواهد
حاجآقا زرقامینژاد؛ پیرغلام تعزیه مشهد ۵۵ ساله است و ۳۲ سال دلش در گروی تعزیه و تعزیهگردانی است. به قول خودش «نسل در نسلمان تعزیه میخواندهاند و ما هم از آن جدا نشدیم»، مدتهاست که اجراهای عمومیاش به چند اجرای مختصر محدود شده و دلیلش هم این است که «دولت حمایت نمیکند، قبلاً اگر حمایت نمیشدیم، لااقل مزاحمت هم برایمان نداشتند»، میگوید: «با این تهاجم فرهنگی که هست، بهتر نیست مردم به جای ماهواره و امثال این، پای مجلس امامحسین (ع) بنشینند؟
نمیگویم از نظر مالی حمایتمان کنند ولی میتوانند جا و مکانی در اختیارمان قرار دهند. ۳۲ سال است در این محلهها، تعزیه اجرا میکنیم. همین امسال، دو شب اول محرم، تا ۲ هزار نفر پای این مجلس مینشستند. این برای روحانیت هم فرصت خوبی است که محتوا و مسائل اسلامی را از این طریق به مردم انتقال دهد. ما در بیشتر مراسم، در تعزیهها نماز را به مردم یادآوری میکنیم. روز عاشورا، مجلس را برای نماز تعطیل میکنیم و بعد از برگزاری نماز، آن را ادامه میدهیم. اینها میتواند الگو باشد.»
«قدیمها تعزیه در کوچه محلها برگزار میشد ولی در شرایط کنونی، باید مکان خاصی برایش در نظر بگیرند. در خوانسار اصفهان، ۲۰ هزار نفر برای تماشای تعزیه جمع میشوند. تهران و اصفهان تعزیه دارد، اما مشهد که شهر مذهبی است، از این هنر آیینی محروم است.» او به مسئولان پیشنهاد میکند: «مکانی را برای ثبتنام و گروهبندی مردم بهمنظور مشارکت در اجرای تعزیه در نظر بگیرند.
اگر زمینه مناسب باشد، مردم خیلی بیشتر از قبل علاقه نشان میدهند، چون آنها هم از برنامههای تلویزیون و ماهواره خسته شدهاند. دولت باید حمایت بیشتری بکند. جایی باشد که مردم، هروقت خواستند بتوانند دست خانوادهشان را بگیرند و برای تماشای تعزیه به آنجا بروند. مجمعی از تعزیهخوانها ایجاد شود. دست سوء استفاده کنندهها را کوتاه کنند.» از پیوند خوردن روزگار خانواده اش با مجلس سیدالشهدا میپرسم و پاسخ میدهد: «این کار، عشق میخواهد. هر کس عاشق باشد به این وادی میآید.»
با تعزیهخوانهای محله طلاب
نصیری:
باید اجرا کنی تا بفهمی چه حسی داره. شرمنده اشکهای مردم میشویم. حضرت ابالفضل(ع)
سیدعلی حسینی:
اشک مردم به خاطر ما نیست، برای اسم حضرت عباس (ع)است. بیشتر از همه اونجایی دلم میشکنه که غریبی ابوالفضل(ع) رو میبینم. وقتی بهش میگن برات امان نامه آوردیم، میتونی بری. ابوالفضل(ع) دلش میشکنه. هر کسی عشقی داره. عشق ما هم اینه که در دستگاه اباعبدا...(ع)، شبیهخوان باشیم.
حسین صادقی:
شمر بودن خیلی عالیه. با بودن نقش شمر و گروه مخالفینه که نقش امام(ع) و اصحابش پررنگ میشه. بهترین لحظه برام وقتیه که ابوالفضل(ع) رجزخوانی میکنه و من فرار میکنم؛ از شجاعت ابالفضل(ع) احساس غرور میکنم.
شمر بودن خیلی عالیه. با بودن نقش شمر و گروه مخالفینه که نقش امام(ع) و اصحابش پررنگ میشه
حسین سوختاوند:
مردم میگن لعنت به حرمله ولی من عشق میکنم، عشق. اگه بدونی عشق چیه، حال منو میفهمی. عشق به اهل بیت صفایی داره. اگر آقا امامحسین(ع) راضی بشه و قبول کنه، همین برام بسه.
هادی یعقوبی:
اشک مردم رو که میبینم، صحنه کربلا برام مجسم میشه. ابوالفضل(ع) که میخونه، مدام اشک میریزم، اسم ابوالفضل(ع) خیلی باشکوهه.
*این گزارش یکشنبه، ۱۰ دی ۹۱ در شماره ۳۶ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.

