شاگرد

اکنون 42سال از آن‌زمان می‌گذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترسازی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سال‌ها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، هم‌صحبت شده‌ایم.
نه‌تنها زیرزمین کیف‌دوزی سید در نقطه شروع خیابان وحید، که همه کارگاه‌های این محدوده و بازارهای اطراف در تابستان‌های بلند یک جور کلاس تعلیمی بود برای آن‌هایی که در این سه ماه افسانه‌ای، می‌خواستند خرج یک سال تحصیلشان را به دست بیاورند، دانش‌آموزانی که فصل کیف و کتاب برایشان به پایان رسیده بود و به میدان کار آمده بودند. کارگاه‌ها محل استعدادیابی به حساب می‌آمد. یکی نجاری دوست داشت، یکی تعمیرات لوازم برقی. بعضی‌ها هم عاشق معماری بودند و کار بنایی را با جان و دل انجام می‌دادند.
منظمی 53سال دارد و 35سال است که در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی فعالیت می‌کند. او از کودکی در همین محله بزرگ شده و با علاقه‌ای که به وسایل الکترونیکی داشته به‌سمت این شغل کشیده می‌شود. در عالم کودکی کنجکاو بوده که صدای فرد چطوری از داخل این جعبه جادویی می‌آمد؟ به همین دلیل بارها رادیوها را باز کرده و داخل آن‌ها را نگاه کرده، اما حاصل کنجکاوی‌اش خراب‌شدن وسایل و مؤاخذه از سوی خانواده بوده است. او می‌گوید: همین عشق و علاقه‌ام سبب شد تا از اول راهنمایی به دنبال شاگردی مغازه الکترونیکی بروم.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم به‌ویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیه‌ای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانه‌های مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
«استاد محله کوشش است.» همه او را به این وصف می‌شناسند و از مشتری‌های دائمی و راضی‌اش هستند. محمدعلی نوروزی نزدیک به 40سال است که در محله کوشش صافکاری می‌کند. در واقع جزو اولین کسبه این محله بوده و از نوجوانی با ماشین‌ها وقت می‌گذرانده است. او 64سال سن دارد و از 54سال پیش در کار صافکاری دست داشته است. جای تعجب ندارد؛ زیرا از ده‌سالگی تغییرات این شغل را دیده و با آن همگام شده است.
بسیاری از بانوان قدیمی مشهدی که حتی پایشان به مکتب نرجس نرسیده است، تا اسم این مکان را می‌شنوند، اولین چیزی که به ذهنشان خطور می‌کند، نام بانو طاهایی است. زنان دهه‌های50و60 مشهد او را خوب می‌شناسند؛ خانمی که اسوه صبر، فروتنی، شجاعت و مبارزه بود و برای رسیدن به هدفش سختی‌های بسیار تحمل کرد، اما هیچ‌گاه از آنچه می‌خواست، عقب ننشست. پس از چندسال پیگیریِ شاگردان طاهایی برای نام‌گذاری یکی از کوچه‌های مشهد به نام ایشان، سرانجام این اتفاق رخ داد و حدفاصل انتهای خیابان دانش تا کوچه آخوندخراسانی20 به این اسم نام‌گذاری شد.
در و پنجره یکی از عناصر مهم در معماری است. خانه‌ یا محل کاری که نور و گردش هوای مناسبی نداشته باشد، بر روحیه ساکنان آن تأثیر منفی خواهد گذاشت. در طول سالیان تغییرات زیادی در عرصه تولید در و پنجره ایجاد شده است، از اُرسی‌ها (در و پنجره‌های چوبی و شیشه‌های رنگی) دوره قاجار بگیرید تا در و پنجره‌های دوجداره امروزی. احمد غفوری یکی از قدیمی‌ترین کسبه در و پنجره‌ساز محله خاتم الانبیا(ص) درباره این حرفه و تغییرات آن توضیحات شنیدنی‌ای دارد.
سید محمدجواد فانی در 18سالگی نشان استادشاگردی‌اش را از بسیج محله سیدی (پایگاه بسیج کمیل، مسجد بیت المهدی(عج))‌ گرفته است. با این نوجوان موفق محله سیدی همراه شدیم تا در ادامه از کارش بیشتر برایمان ‌بگوید. سید جواد از 8سالگی به کارگاه کفاشی آمده است. هدف او در ابتدا فقط گذراندن تعطیلات تابستان بوده اما کم‌کم برایش این‌کار جدی شده است. او اکنون در سن 18سالگی می‌گوید که می‌خواهد در آینده به عنوان شغل دومش کفاشی را ادامه بدهد: آن روزها برای اینکه در کنار پسردایی‌هایم باشم به کارگاه کفاشی آمدم. آن‌ها چند سال از من بزرگ‌تر هستند و با هم رفاقت خوبی داریم.