در میان همه نامها و کوچهها و خیابانهای شهر مشهد، «راهآهن» جای خودش را دارد. اینجا ایستگاه رسیدن است؛ لحظه ورود به مشهد. آدم در خیابانهای نزدیک به حرم کیفور میشود. راهآهن چند چهارراه و خیابان بزرگ تا حرم فاصله دارد و حتما این فضا بر آثار هنری این منطقه هم تأثیرگذار است.بین همه المانهای نوروزی ریزودرشتی که در سالهای قبل آمدند و رفتند، «یادمان وداع» با سلامهای بیپایان مادر و فرزند، پدر و دختر و... گره خورده بود، اما این المان دائم نبود.
محله
راه آهن
ایستگاه و محله راهآهن روی سه مزرعه بزرگ مشهد قدیم به نامهای امینآباد، عشرتآباد و علیآباد قرار میگیرند. در این میان عشرتآباد مزرعهای بزرگ شبیه شهرچهای در شمال غرب باروی شهر مشهد بوده که بخشی از آن در داخل باره قرار داشته است. زمینهای مزرعه امینآباد نیز جزو موقوفه علیشاه افشار بوده است.
کوچه شهیدهاشمی نژاد20/1یکی از کوچه های قدیمی محله راه آهن است؛ کوچه ای که چند پلاک از خانه هایش به قاب عکس شهدا مزین است. قدیمی ها هنوز این کوچه را به نام «دیده بان» می شناسند.اهالی می گویند حاجی دیده بان خادم حرم بود. هم خانه اش بزرگ بود و هم دستش بخشنده. حالا نه او هست و نه خانه اش، اما نامش هنوز دهان به دهان می چرخد.
نام یدالله از اسم یدالله نیکویی گرفته شده بود که وی کوره آجرپزی داشت.نام این کوچه در خیابان شهید محسن کاشانی ۵۵ در نقشههای مشهد از سال ۱۳۳۳ به بعد دیده میشود.
عبور خط قطارشهری از فضای زیرین خیابان شیرازی21 که قدیمیها هنوز آن را به نام کوچه «نو» میشناسند، باعث نشست برخی خانهها شده و این مهمترین معضلی است که ساکنان از آن یاد میکنند.
کوچه افتخاری در شهید هاشمینژاد3 برگرفته از نام شکستهبندی قدیمی در همین معبر است. گفته میشود افتخاریها سه نسل است بهدنبال هم کار شکستهبندی را در این کوچه انجام میدهند. بههمین خاطر خیلیها کوچه را به نام کوچه شکستهبندی میشناسند. در ورودی این معبر مسجد کوچک شازده علیاصغر(ع) بیهیچ مناره و گلدستهای به چشم میآید. علاوه بر بیت آیتالله شیرازی که محل تحصیل حوزویان است، حسینیه سهطبقه و البته نیمهتمام گنابادیها و حسینیه امامحسنمجتبی علیه السلام چشمنوازی میکند.
کوچه شهیدمحسن کاشانی55 معبری طولانی و عریض است که به گواهی خیلی از ساکنان منطقه، نام نخستش را از یدالله نیکویی گرفته است. نیکویی صاحبنام و شهره است و گفته میشود کوره آجرپزی داشته است. کوچه یدالله حالا بیشتر محل سکونت روحانیون است و اقامتگاه زائرانی که بهدلیل نزدیکی این کوچه با حرم، اقامت در آن را انتخاب میکنند.
کتابخانه امام رضا(ع) سال 1379 همزمان با ولادت حضرت مهدی (عج) با هدف تقویت اصول و مبانی دینی و اعتقادی جوانان و ترویج معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به وسیله تولیت وقت آستان قدس رضوی وقف این نهاد مقدس شد. کتابخانه امام رضا(ع) که در محله راه آهن واقع شده است؛ حدود 33 هزار نسخه کتاب چاپی و حدود 5 هزار منابع صوتی و تصویری و حدود 20 عنوان نشریه در اختیار مراجعان و اعضای خود قرار داده است. اکنون تعداد اعضای فعال این کتابخانه بیش از 18 هزار نفر است.
این کتابخانه سال 1386 به همت آیت الله مکارم شیرازی در مشهد شروع به فعالیت کرد و در سال 1387 به جمع کتابخانههای مشارکتی نهاد کتابخانههای عمومی پیوست. کتابخانه امامین همامین (ع) در راستای ترویج مکتب اهل بیت (ع) و ارائه خدمات علمی و فرهنگی و در اختیار گذاشتن آخرین دستاوردهای متون دینی به پژوهشگران حوزه و دانشگاه پایهگذاری شده و آماده پذیرایی از طلاب و دانشجویان و اهل تحقیق است و هم اکنون بیش از 17000جلد کتاب با موضوعات مذهبی و حوزوی به مخاطبان خود خدمات ارائه می دهد.
شیرازی 17دیواربهدیوار آرامگاه و باغ بزرگ نادری است و به گفته خیلیها به کوچه پشت باغ معروف است. پیشنهاد میکنیم هرکس دلبسته فرهنگ و هویت محله است، کوچه پشت باغ را ببیند. بنای مهدیه مرحوم عابدزاده، که نقل است با سرمایه شخصی خودش از شغل حلبیسازی (ساخت آینههای حلبی جیبی) ساخته شده است، در همین کوچه قرار دارد. خانه سالاریها که ثبت ملی شده است، از دیگر جذابیتهای این معبر است و در میانههای کوچه چشم را میخکوب قدمت و هنر خود میکند. یک کتابفروشی قدیمی نیز هست که جزو هویت کوچه به شمار میرود. همه اینها به علاوه ویژگی نزدیکبودن به حرم، ایجاب میکند که کوچه پشت باغ یکی از کوچههای زائرپذیر باشد و هتلها و مهمانپذیرها را دربربگیرد.
از کودکی عاشق دویدن بوده و همین علاقه پای او را از محله راه آهن به هنرستان تربیت بدنی الزهرا(س) در محله هفده شهریور باز کرده است. زهرا افشاریان از فرصتی که برایش مهیا شد، استفاده کرده و تمرین با بهترین مربیان و دونده های کشور، او را در مدتی کوتاه پرآوازه کرده است تا بتواند با کسب رتبه های برتر در مسابقات مختلف، خود را به عنوان یک ورزشکار شاخص و مدال آور معرفی کند. او حالا در هجده سالگی و در سال آخر هنرستان، برای حضور در بین ملی پوشان و شرکت در مسابقات آسیایی برنامه ریزی می کند.
سید عبدالکریم هاشمینژاد را مشهدیها به مبارزات سیاسی و انقلابیاش خوب میشناسند. فعالیتهای سیاسی هاشمی نژاد از سال 1340 آغاز شد. او برای اولین بار در جریان 15 خرداد 1342 دستگیر شد و جزو اولین دستگیرشدگان بود. شهید هاشمینژاد از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، پنج بار بازداشت شد. پس از انقلاب در جریان تدوین قانون اساسی نمایندهٔ اول استان مازندران بود و نقش مؤثری در تصویب اصول مهم آن داشت. هاشمینژاد پس از انقلاب هیچ سمت رسمی قبول نکرد.
هاشمینژاد نویسنده بود. کتابهایش را اکنون نیز میشود خواند. در حوزه مسائل اعتقادی قلم میزد. یکی از کتابهایش بهنام «مناظره دکتر و پیر» رمانی است که بیش از ۶۰ سال پیش یک روحانی نوشته است. در این کتاب یک پیر مراد و یک پزشک سکولار در قطاری همراه میشوند و درباره معارف دینی سخن میگویند.
در این عملیات تروریستی، هادی علویان توانست با مخفی کردن یک نارنجک جنگی در فتقبند خود، وارد ساختمان حزب شود و هنگام خروج آیتالله هاشمینژاد از کلاس درس صبحگاهی، ایشان را از پشت در آغوش بگیرد و نارنجک همراه خود را منفجر کند که به شهادت شهید هاشمینژاد و مجروحیت شدید خودش منجر شد.
آشنایی من با ایشان به سالهای 48 یا49 بر میگردد. به علت علاقهای که به مجالس سیاسی و مذهبی داشتم، صحبتهای شهید هاشمینژاد از نظر انقلابی صحبتهای قابل استفادهای برای جوانان بود، به مسجد فیل میرفتم و یادم هست که روی نیم دایرههایی که اطراف مسجد بود مینشستم و سخنرانیهای داغ ایشان را گوش میدادم.
سخنرانیهای شهید هاشمینژاد چند خصوصیت داشت، خصوصیت اول این بود که ایشان بسیار خوش بیان بود و مطالب را آنگونه که ضرورت داشت به ذهن مخاطب میرساند. خصوصیت دوم این بود که ایشان بلیغ صحبت میکرد و صحبتهایش سطحی نبود. او انسانی فاضل و باسواد بود و همانگونه که در تعبیر امام پس از شهادت ایشان آمده «فاضل جوانمرد»، مطالعات و تحقیقات و تألیفات زیادی داشت
وقتی پدرم ترور شدند هیچ مسئولیت رسمیای در انقلاب اسلامی نداشتند. جریان نفاق به چه دلیل فردی چون شهید مفتح را ترور کردند؟ زیرا او وحدتی بین حوزه و دانشگاه ایجاد کرد که دشمن این امر را مخالف اهداف خود میدید.
آیت الله شهید سید عبدالکریم هاشمینژاد در چهاردهسالگی ضمن تحصیل، بعدازظهرها در مغازه پدرش مشغول کار بود. معنی سختی و فقر را میدانست و بهخوبی درد مردم را حس میکرد. در همین سن بود که به ادامه تحصیل در حوزه علمیه علاقهمند شد و این خواسته را با پدرش در میان گذاشت. پس از جلب رضایت پدر، به حوزه علمیه آیتالله شیخ محمد کوهستانی در روستای کوهستان واقع در ششکیلومتری بهشهر رفت و تحت آموزش آیتالله کوهستانی قرار گرفت.
از مهمترین وقایع مبارزاتی شهید هاشمینژاد میتوان به سخنرانیهای افشاگرانه او در مسجد فیل با مستمعین حدود 6 تا 8 هزار نفری در 21 مهر سال 42 اشاره کرد که به انتقاد شدید از دولت وقت پرداخت و به خیمهشببازی انجمنهای ایالتی و ولایتی، سخت اعتراض کرد.
در سال 1263 خورشیدی اما به عنوان پزشک ارتش با یک هنگ، مأمور خراسان شده و دو سال بعد، به دلیل درمان همسر «میرزا محمدتقی خان رکن الدوله» والی و حاکم خراسان و تولیت آستان قدس رضوی، برای سپاسگزاری، یک عبا و قرآن به عنوان هدیه دریافت می کند و چندی بعد نیز او را به ریاست دارالشفای آستان قدس منصوب میکنند و این آغاز راهی 47ساله میشود برای معالجه بیماران و تدریس طب در مشهد.
دکتر سالاری که اصالتی یزدی داشت، حوالی سال 1276 خورشیدی با جمعی از سربازان برای انجام مأموریتی به مشهد آمد و در روزهای آخر این مأموریت، رکن الدوله، تولیت وقت آستان قدس رضوی، برای درمان بیماری همسرش سالاری را فرا خواند و بعد از این اتفاق و با درخواست رکن الدوله، دکتر سالاری به عنوان رئیس دارالشفای حضرت رضا(ع) انتخاب و 35 سال در مشهد ماندگار شد.