باید مشهد را در سال گزارش حافظ ابرو، شهری فاقد بارو و بدون خطوط مرزی آشکار بدانیم. با چنین فرضی که مبتنی بر شواهد موجود و از اعتبار مناسبی برخوردار است، میتوان چنین پنداشت که فضای شهری و فضای حاشیه شهر، چندان قابلتفکیک از یکدیگر نبود.
اراضی سرده و سعدآباد مشهد تنها دو رقبه از موقوفات فراوان گوهرشاد خاتون بر مسجد جامع ساخت خودش، یعنی مسجد گوهرشاد در مشهد هستند. این دو مزرعه اوایل قرن گذشته به محدوده شهری مشهد اضافه شدند.
جغرافیای مشهد طی تاریخ هزارودویستساله خود تغییرات مکرری را تجربه کرده؛ آغاز این تغییرات با آغاز تاریخ مشهد یکی است و حتی ایجاد باروی شهر هم مانع از تغییر و تحول در ساختار محلات نشد.
اهالی محله، درویشعلی صدایش میکنند. متولد ۱۳۰۴ در مهرآباد است و از واقعه مسجدگوهرشاد تا ورود روسها به مشهد الرضا(ع) خاطره بسیاری از محله دارد. درویشعلی یک شاهد زنده از عصری تاریخی است.
در نخستین رای محکمه دیوان حرب قشون شرق، با سختگیریهایی که سرهنگ خلعتبری به خرج میدهد، ۹ نفر از ۲۷ نفر بازداشتشده در زندان شهربانی به اعدام محکوم میشوند.
«صفرعلی شاهپوری» معروف به شاطر مسئلهگو هر روز در مسجد گوهرشاد مسائل دین را به مردم گوشزد میکرد. خیلی وقتها هم از ظلم رژیم شاهنشاهی حرف میزد تا اینکه عدهای او را تهدید به قتل کردند.
اسماعیل دباغتبریزی میگوید: با اعتمادی که عموی خدابیامرزم به من کرد، کار نقاشی گنبد مسجد گوهرشاد را براساس عکسهای قدیمی زیر گنبد شروع کردم. جایی که به آن ایوان مقصوره میگویند.
یکی از کسانی که مامور دفن اجساد در قبرستان عیدگاه بود، برایم تعریف کرد: «زمانی که اجساد داخل یکی از کامیونها را داخل گودال خالی میکردند، جوانی که هنوز زنده بود، تلاش کرد خودش را بالا بکشد، اما فرمانده، او را با شلیک یک گلوله شهید کرد.
مطبوعی فرماندهی قزاقان سرکوبگر در کشتار خونین گوهرشاد را بر عهده میگیرد و از عهده وظیفه محولهاش هم خیلیخوب برمیآید و صحن مسجد را به حمام خون بدل میکند. رضاشاه بعد از واقعه گوهرشاد بسیاری از رؤسای خراسان را از سمتهایشان برکنار میکند اما ایرج مطبوعی تبرئه میشود.
درباره تاریخ و چگونگی ساخت بنای «بند گلستان»، حرفوحدیث بسیار است. برخی افراد آن را از بناهای گوهرشادبیگم، همسر خیّر شاهرخ تیموری و بانی مسجد باشکوه گوهرشاد، میدانند و گروهی، آن را از بناهای صفویه میپندارند.
بهلول گنابادی در خاطراتش نوشته است: فرار نواب احتشام راه را برای سربازها باز کرد و داخل ایوان مقصوره شدند و به نزدیک منبر رسیدند. بنده یقین کردم که ماندن در مسجد تا طلوع آفتاب برایم ممکن نیست. فورا از منبر پایین آمدم و به اطرافیان خود گفتم: «این سگها را از مسجد بیرون کنید.»
نگاهی به گزارش ادبی و فراموششده قرن نهم از یادگار تاریخی گوهرشادبیگم
از آن همه شکوه و زیبایی ۲ بنای تاریخی در حرم رضوی، امروز تنها دو بنا به یادگار مانده است که در قلب اماکن متبرکه چشم نوازی میکنند و میراث روزگار پرعظمت رونق مدارس علمیه در جوار روضه منوره هستند.
مسجد گوهرشاد با یک افتتاح شاهانه کارش را آغاز کرد؛ شاهرخ شاه تیموری، برای روز بازگشاییاش قندیلی ۳ هزار مثقالی از طلا هدیه داد.
صدا از داخل مسجد گوهرشاد و حرم میآمد، آن قدر بلند که میگفتی اتفاق در خانه خودمان دارد رخ میدهد. جرئت نداشتیم بیرون برویم.
گوهرشاد نامی قدیمی است که پیش از انقلاب اسلامی به خیابان آبکوه فعلی تعلق داشت، اما بهتازگی نام واقف بزرگ مشهد بر روی یک محله گذاشته شده است.
محله کلاهدوز تا پنج سال پس از انقلاب اسلامی، بیشتر باغ بود و بیابان. بسیاری از باغها و زمینهای این محله اوقافی بود.
سناباد نهتنها برای مردم مشهد که برای ایرانیان نامی شناختهشده است؛ چنانکه برخی نام قدیم مشهد را سناباد میگویند.
محله صاحبالزمان (عج) پیش از انقلاب گوهرشاد نام داشت. میدان و بنبستی نیز به همین نام از امتداد خیابان گوهرشاد بهسمت میدان شهدا وجود داشت.
امیرعلیشیر نوایی بیستم بهمن سال 819خورشیدی در شهر هرات به دنیا آمد، در عهد اقتدار و حکومت «اُلُغ بیگ»، فرزند شاهرخ تیموری و گوهرشاد خاتون. با این حال، دوران کودکی امیرعلیشیر، با قتل اُلغ بیگ به دست پسرش عبداللطیف و آغاز کشمکش های ویرانگر امرا و شاهزادگان تیموری مصادف شد.