مشهد گواه خوبی برای یادآوری یک رنگی و همدلی شیعیان است و قومیتهای مختلف که بیشترشان حسینیههایی در مشهد دارند، در محرم هیئتهای منحصر به خودشان را در شهر برپا میکنند.
هیئت جوادالائمه (ع) درخت تنومندی است که حالا حالاها میوه میدهد، حتی شاخههای دیگری میزند و این شهر را از ثمره خود بهرهمند میکند؛ و این اتفاق عجیبی نیست که از محلهای قدیمی، چون چهنو به بار آید.
«اوستا برات» که سالهاست در روزهای محرم آشپزی میکند، میگوید: فلسفه دادن شله، این است که به همه برسد. برنج کم و زیاد دارد. ترس دارد. البته خرج شله درستکردن بهمراتب از برنج بیشتر است.
عدهای دلسوز دور هم جمع شدهاند و موسسهای را برای فراموشنشدن آزادگان تاسیس کردهاند؛ موسسه فرهنگی پیام آزادگان معروف به «خانه آزادگان» در امام خمینی ۴۰، خانهای معمولی بدون تابلو و نشانی است.
«سیدجواد ضیاء» عمرش را در حسینیه و مجتمع محبانالجواد(ع) گذاشته است. او میگوید: پدربزرگم واقف این حسینیه است و بعد از پدرم، من واقف این حسینیه شدهام.
پیشینه مسجد و حسینیه ابوالفضلی (گلخطمی سابق) به سال۱۳۳۰ برمیگردد؛ کربلاییعلی خلیلیپور، واقف و بنیانگذار این مسجد است، در آن زمان محله گلخطمی هیچ مسجدی نداشت.
عاشورای هرسال، صحنههایی از کربلا با هنر اصیل تعزیهخوانی در محله طرق به نمایش گذاشته میشود و حدود ۱۰ هزار نفر برای دیدن آن در گلزار شهدای طرق جمع میشوند. در این مراسم، دو علم دیده میشود که هرکدام معنای خاصی دارد.
نخستین ساکنان مشهد، زائرانی بودند که به شوق زیارت خود را به مشهد میرساندند. به این افراد باید تعدادی از اهالی نوغان، تابران، سناباد، «تروغبذ» و شاید «تروغ» را هم افزود.
هیئت غمزدگان آلزهرا (س) متوسلین به حضرت اباالفضلالعباس (ع) از معدود هیئتهای مذهبی در مشهد است که بانیان آن بچهها هستند و در عصر روز عاشورای ۱۳۵۴ شکل گرفت.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
هنوز چندکیلومتری دور نشده بودند که طوفانی به پا شد. حسن اسماعیلی هرچه چشم میگرداند هیچیک از همراهانش را نمیدید. تعریف میکند: چفیه دور گردنم را باز کردم و روی سر و صورتم پیچیدم، اما فایده نداشت.
۵۷ نفر وقفشان را به محرم و صفر گره زدهاند تا همزمان با این ایام سوگواری، بهنیت واقف روضهای خوانده شود. در این بین ۵ نفرشان کرمانی هستند.
در محرم و صفر، مشهد شهر عزا و عزاداری بوده است و علم و علمکشی. هنوز هم در روزهای عزا، در تاسوعا و عاشورا، در اربعین و چهلوهشتم، علمهای مشهدی ردیف میشوند تا به حرمرضوی برسند.
از همان سالهای قدیم هیئتهای بسیاری با هیئت «بنیاسد متوسلین به امامزینالعابدین (ع)» که یک قرن قدمت دارد، اتحاد داشتند که تعداد آنها در سالهای اخیر به ۵۵ هیئت از نقاط مختلف شهر مشهد میرسد.
حامد طاهریفر میگوید: در یکی از شبهایی که برای عزاداری به هیئت رفته بودم، یکی از دوستانم گفت «اگر کربلا میخواهی، در مجالس امامحسین (ع) دم در مجلس بایست و کفش عزاداران را تحویل بگیر.»
جمعی از اهالی شهرک شهید باهنر هر اربعین به کربلا میروند تا در موکب صاحبالزمان(عج) - عمود ۸۰۲ - میزبان زائران پیاده باشند. حاجعلی فدایی بزرگ خادمان موکب میگوید: مردم از هر قشر و طبقهای کمک میکنند.
اماموردیخان بیاتمختاری و همسرش، آبجیسلطان، مشهدی نبودند و از ملاکان و اهل سیاست نیشابور بهحساب میآمدند آنها بخش زیادی از اموالشان را وقف امامرضا (ع) میکنند.
همه عمر زهرا رفائی صرف خدمت به عزاداران حسینی در تکیه ۲۰۰ ساله کرمانیها شده است.
زهرا صبوحی از مادرش چنین یاد میکند: همیشه به من میگفت «برو در حیاط را باز بگذار و درِ خانه همسایهها را بزن و بگو بیایند روضه». میگفتم: «مادرجان! پرچم را میبینند و خودشان میدانند روضه است، اگر بخواهند میآیند». و اینگونه سالبهسال روضه ما شلوغتر میشد.
بهگفته علی قارونی، هیئت کرمانیها بزرگترین هیئت پایینخیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا میکند و مشتاقان بسیاری را گردهم میآورد.