هیئت - صفحه 5

سال ۷۷ سه دختر بانو فاطمه‌سلطان موسویان، زمینی را به هیئت منتظران حضرت‌مهدی (عج) واگذار کردند و در این سال‌ها بزرگ‌ترین جشن‌ها، عزاداری‌ها، موکب‌ها و مراسم مذهبی در این بخش از شهر برگزار شده است.
امیرطا‌ها توحیدی توانسته مقام اول مسابقات مداحی آموزش‌وپرورش ناحیه ۲ مشهد را در سال ۱۴۰۱ کسب کند. می‌گوید: دلم می‌خواهد بتوانم در حرم امام‌رضا(ع) و امام‌حسین(ع) مداحی کنم.
مسجد ابوالفضلی محله مهرآباد قدیمی‌ترین مسجد محله که اهالی خیلی دوستش دارند و همه‌جوره هم پای‌کارند. همه نماز‌های یومیه به جماعت خوانده می‌شود و مردم از راه دور و نزدیک خود را به صفوف نماز آن می‌رسانند.  
حاج‌عباس بچه‌ها را از کوچه و خیابان جمع می‌کرد و می‌نشاند دور هم. همه کار‌ها و مسئولیت‌های هیئت را هم به خود بچه‌ها واگذار کرده بود. نقطه شروعش اینجا بود و بعد یکی‌یکی آدم‌ها اضافه شدند و هیئت پا گرفت.
محسن پورنامدار می‌گوید: ۴‌آذر سال‌۱۳۴۴ بابا شدم و درست سه‌روز بعد به شکرانه این اتفاق، هیئت را تأسیس کردم. آن زمان هیئت به نام امام‌هادی (ع) خیلی کم بود و نام ایشان غریب بود.
به‌گفته علی قارونی، هیئت کرمانی‌ها بزرگ‌ترین هیئت پایین‌خیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا می‌کند و مشتاقان بسیاری را گردهم می‌آورد.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نماد‌های عتیقه‌اش به سرقت می‌رود.
زندگی حسن طالبی پر از لحظه‌های عاشورایی است؛ چه آن زمان که نزدیک به هشت سال در جبهه‌ها جنگید و چه حالا که افتخار برپایی مجلس روضه برای عزاداران امام حسین (ع) را دارد.
خانه مرحوم حیدری، فقط یک خانه قدیمی ساده در انتهای شهرک شهیدباهنر نیست، بلکه از وقتی هیئت انصار المحسن (ع) شکل گرفته، قلب تپنده محله محسوب می‌شود؛ یک حسینیه کوچک برای همه اهل محل.
از آن روز که کینه و دشمنی پانزده‌ساله که بر سر خونی ریخته شده بود، به حرمت علم کنار گذاشته شد، علم برای مردمان اکبر‌آباد علاوه‌بر نماد عشق و ارادت، نماد صلح شد.
محمدجواد سکندرزاده، معروف به «آقای راد» از سال ۱۳۷۰ تاکنون هرسال شام غریبان هیئتش را از در همین خانه برای عرض تسلیت به امام‌رضا (ع) راهی حرم‌مطهر کرده و خانه‌اش را نفروخته است تا این مراسم را هر سال به‌جا بیاورد.
هیئت کودکان و نوجوانان علوی با مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۹ از ابتدای محرم به مدت یازده‌شب در بوستان فردوس میزبان کودکان محله رضاشهر است.
محمد غیورمرادی می‌گوید: علم‌های سنگینی را که علم‌کش‌های دیگر چند‌متری بیشتر نمی‌توانستند حمل کنند، بابا حمل می‌کرده است؛ آن‌گونه که هیئتی‌ها می‌گویند دیگر نگوییم «غلام‌حسین»؛ بگوییم «شاه‌حسین».
این روز‌ها حال‌و‌هوای خیمه مجتمع امام‌زمان (عج) در ابتدای طبرسی‌شمالی دیدنی است. جمعی از جوانان خوش‌فکر این محله که از کودکی در‌کنار هم قد کشیده‌اند، از ایام غدیر موکبشان را کنار ایستگاه مترو فجر برپا کرده‌اند.
مهدیار حسینی می‌گوید: بابای من قبلا در طبرسی شمالی‌۳۰ خادم مسجد حسین بن‌علی (ع) بود. از همان بچگی به من خیمه‌داری را یاد داد؛ چه‌جوری چای‌ریختن و این‌جورچیز‌ها را.
محسن ثابت توضیح می‌دهد که همه اهل محل به این روضه‌ها عادت کرده‌اند و به آن دلبستگی دارند؛ قبل از شروع محرم، یکی از خانم‌ها از من پرسید که امسال هم روضه‌ها برپا می‌شود؟به‌شوخی گفتم نه! پارسال بدهکاری بالا آورده‌ایم. آن خانم همان‌جا انگشتر طلایش را درآورد!
سیدحسین عبدی می‌گوید خاطرات جنگ، رهایش نمی‌کند و نمی‌گذارد در رفتار، گفتار، قضاوت‌ها و ارتباطش با خانواده، مشتری‌ها و هم‌محله‌ای‌ها، بی چارچوب و بدون قید‌و‌بند باشد.
علیرضا کریمی تعریف می‌کند: پس‌از ساخت مسجد، دوباره هیئت شکل گرفت، اما به‌خاطر نام «غدیر باباعلی» اعضا پیشنهاد کردند هیئت هم، نام «غدیر» داشته باشد.
۵۶‌سال از روزهای تشکیل هیئت جعفر‌آقا و دوستانش از معتبرترین هیئت‌های محله عامل گذشته است. زندگی در خانواده مذهبی باعث می‌شود او به فکر تأسیس هیئت بیفتد.
با رسیدن محرم، باشگاه ورزشی وحدت سیاه‌پوش می‌شود و شکل حسینیه به خود می‌گیرد. ایستگاه صلواتی مقابل باشگاه هم به روی رهگذران باز می‌شود و با نذری چای و شربت و شله‌زرد و... پذیرای همشهریان می‌شوند.