جودو

محمد گروهی یکی از قهرمانان آسیا و یکی از ملی‌پوشان صاحب‌نام در کشور است. این جودوکار منطقه ۱۰ مدت ۱۵ سال است که در این رشته ورزشی فعالیت می‌کند و قهرمان دو دوره مسابقات غرب آسیاست.
جواد غضنفری، مربی سابق تیم ملی جودو است. قهرمانی در مسابقات جوانان کشور، قهرمانی مسابقات کشور، قهرمانی در رقابت‌های کاپ فجر و قهرمانی در مسابقات پلیس‌های جهان از جمله افتخارات اوست.
حامد علیزاده ورزشکار کم‌بینای محله امام هادی(ع) است که در مسابقات پاراآسیایی و حتی پاراالمپیک برای کشورش افتخار آفریده است. او نقره پاراآسیایی و عنوان چهارم را در رقابت‌های پاراالمپیک کسب کرده است.
استاد اصغر دهقان یکی از کهنه‌کاران ورزش رزمی، پایگاه استعدادیابی در حاشیه شهر راه‌اندازی کرده است. می‌گوید: حین خدمت سربازی جودو را زیر‌نظر استادان ژاپنی شروع کردم.
نصرالله فغانی از جودوکاران قدیمی مشهدی است. پسر و دخترانش هم دراین رشته فعالیت دارند و همسرش هم مربی تکواندو است.
حامد علیزاده جودوکار کم بینای محله امام هادی (ع) است که در مسابقات پاراآسیایی اینچئون ۲۰۱۴ مدال نقره را به دست آورد. او ورزش را از گود کشتی چوخه مهدی‌آباد شروع کرد.
«سعید دهنوی» پسر «علی اکبر دهنوی» بنیانگذار سبک جوکای‌دو کاراته است. او از هفت سالگی وارد ورزش حرفه‌ای شده و تا کنون چندین مدال طلای بین‌المللی و کشوری دارد.
«یاسین تقوی‌مایانی» مدال برنز مسابقات آسیایی جودو را کسب کرده است. او از بین ۴ حریفش، سه نفر را ضربه فنی کرد و تنها به جودوکار قرقیزستانی، بازی را واگذار کرد و سوم شد.
جعفر پهلوانی، یکی از چوخه‌کاران و جودوکاران مشهدی که از ۱۷ سالگی عضو تیم ملی است؛ او در سه‌سال متوالی، در رقابت‌های کشوری جودو، بدون داشتن باخت ظاهر شد.
پهلوان حسن قادرآبادی که در خانواده‌ای پهلوان‌پرور به دنیا آمده و با بیش‌از یک‌دهه حضور مستمر در میادین ورزشی ۳۰‌مقام استانی، کشوری و بین‌المللی را در کشتی باچوخه، پهلوانی و جودو به‌دست آورده است.   
بهروز پرهیزگار معروف به پاطلایی، یکی از قهرمانان و پهلوانان نامی است که کارش را از گود کشتی باچوخه در توس آغاز کرد و پس از مدتی توانایی‌های خود را در تشک جودو در عرصه بین‌المللی ثابت کرد.
مهدی و حجت کرامتی، دو برادر ورزشکار محله فردوسی هستند. یکی جودو را برگزید و تا عضویت تیم ملی پیش رفت. دیگری نیز وارد رشته ووشو شد و چندین مقام قهرمانی را در سطح استان و کشور از آن خود کرد.
مهدی چراغ پهلوان و کشتی‌گیر پیش‌کسوتِ اهل محله فردوسی است که سابقه چند دوره قهرمانی کشتی‌باچوخه استان و قهرمانی و نایب‌قهرمانی جودوی کشور (نیرو‌های مسلح) را دارد.
عباس صنعتگر، جودوکار سال‌های دور تیم ملی ایران که ۱۴ مدال رنگارنگ دارد، با تربیت بیش از هزارو ۵۰۰‌جودوکار که در میانشان قهرمانان آسیایی هم دیده می‌شوند، جزو رکورددار‌های مربیگری در مشهد است.
سیدمهدی رضوانی، جوان ورزشکار وکم‌بینای محله چهاربرج، به ورزش جودو علاقه زیادی دارد و بدون توجه به معلولیت، ورزش خود را ادامه می‌دهد و بعد از کسب چندین مقام قهرمانی کشوری به تیم ملی جودو کم‌بینایان و نابینایان کشور می‌پیوندد.
اولین‌باری که وارد باشگاه جودو شد هشت‌سال داشت و از آن روز فقط گریه‌هایش را به‌خاطر دارد. رزمی‌کاران بزرگسال را که دیده بود، وحشت‌زده گریه می‌کرد. به قول خودش ترسیده بود مبادا این مردان قوی‌هیکل کمربند مشکی آسیبی به او بزنند. از آخر هم پدرش با او وارد کلاس شد تا ترسش بریزد. سینا اکرمی اکنون 18سال دارد و همچنان در ورزش جودو فعالیت می‌کند. او در این مدت سه مدال طلای استانی، سه مدال طلای باشگاهی و بیست مدال نقره و برنز استانی و باشگاهی به دست آورده است.
پنج سال قبل که جودو را شروع می‌کند، هیچ‌کدام از بچه‌های هم‌سن‌وسالش در اقوام، علاقه‌ای به این ورزش نشان نمی‌دادند. اما از زمانی که او در دورهمی‌های فامیلی حرکات و فنون جودو را به نمایش گذاشت، چند نفر از کودکان جمع به این ورزش علاقه‌مند شدند و حالا یکی از جودوکاران باشگاهی هستند. از این بابت با اینکه سن و سالی ندارد او را در جمع‌های فامیلی با لقب استاد صدا می‌زنند. امیر ارسلان بلون متولد سال1389ساکن محله شهید مطهری است.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. می‌گوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوان‌ها دچار آسیب‌های اجتماعی نمی‌شوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشی‌ای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل می‌شد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاری‌های دیگری می‌شدند که می‌تواند باعث فروپاشی خانواده‌ها شود.
محمدجواد قدرتی را اهالی ورزش شهرک طرق به‌خوبی می‌شناسند. او نوجوانی شانزده‌ساله است که این روزها حسابی برای کسب مقام‌های رنگارنگ استانی و کشوری در حال تمرین است. قدرتی ورزش را ابتدا برای تفریح و سرگرمی شروع کرد اما بعد از مدتی این حس تبدیل به حس رقابت و کسب مقام شد.
گوش راستم در مسابقات ده‌ جانبه بندر‌عباس شکست. حریفم شمالی بود و مقام سومی کشور را داشت. قبلش به من اخطار داده بودند که کشتی‌گیر قدری است و تندر می‌زند. به‌‌دلیل ترسم حریف همان ابتدا سه امتیاز از من جلو افتاد؛ اما کم‌کم لِم مسابقه دستم آمد و فهمیدم می‌توانم برنده شوم. لحظه آخر که می‌خواستم ضربه فنی‌اش کنم ناگهان سرش را بالا آورد که به گوش راستم خورد. شدت ضربه به حدی بود که گوشم شکست.پس از آن هم گوشم چندین وچند بار ضربه خورد. ضربه‌هایی که در طول این سال‌ها آن را به‌ چوبی خشک تبدیل کرده است.