محمدجواد ناظمی تاکنون افتخارات ورزشی شایانتوجهی کسب کرده است. میگوید: دوست دارم روزی باشگاه راهاندازی کنم و همه چیزهایی را که آموختهام، دراختیار بچههایی بگذارم که همسن خودم هستند.
محله
آزادشهر
محله آزادشهر یکی از قطبهای خرید مشهد است. این محله پیش از انقلاب به سبب همسایگی با بوستان «آریامهر» به همیننام معروف بوده است. بعد از انقلاب که نام بوستان آریامهر به «ملت» تغییر میکند، شهید غلامرضا جنگی پیت حلبی روغنی را صاف میکنند و نام «آزادشهر» را به نشانه رهایی از حکومت پهلوی رویش مینویسد.
عذرا مصطفایی از برف سنگین سال۱۳۵۰ و بارشی که اهالی شهر را با مشکلاتی روبهرو کرد، تعریف میکند؛ خاطرهای که ماندگار شد.
شینا قدمی شبهایی را به خاطر دارد که صدای آژیر از زندان وکیلآباد به گوش میرسید و صدای شلیک تیر شنیده میشد. صداهایی که نشان از فرار زندانی یا زندانیانی داشت و بهدنبالش نور نورافکنهای زندان و تلاش برای پیداکردن آنها!
جواد مرادنژاد، ۲ ملک خود را در حوزه سلامت وقف آستانقدسرضوی کرد و نتیجه آن کمک به ساخت بزرگترین مرکز ناباروری شرق کشور بود. میگوید: استقبال بینظیر زوجین نابارور برای بهرهمندی از خدمات خبری خوشحالکننده است.
حاجحسن جمالی از زمانیکه اینجا بیابان بود و زمستانها از ساعت۴ عصر به بعد، کسی جرئت بیرونرفتن از خانه را نداشت یادش هست؛ از روباه و گاه شغالهایی که زمستانهای سرد بهدنبال غذا سر از شهر در میآوردند.
محمدامیر شعبانی گلخانه و گلفروشیای راه انداخته است تا درکنار حمایت از کودکان کار، امکان کار برای زنان سرپرست خانوار را نیز فراهم کند. او کسی است که برای اولینبار گل فروشهای سر چهارراهها را در مشهد ساماندهی کرد.
به وقت نماز ظهر، این مسجد پر میشود از اهالی آزادشهر بهویژه حضور جوانان. امام جماعت شب مسجد میگوید: بانیان مسجد دنبال ایجاد فضایی برای ترویج دین بودند و به همین دلیل این مکان تا این اندازه متفاوت و معنوی است.
احمد دهقان میگوید: وقتی گوشی مادرم زنگ میخورد، اما جوابی شنیده نمیشد، قلبم میخواست از حرکت بایستد. حتی توصیف آنهمه پریشانی و اضطراب هم به زبان نمیآید. نمیدانید آن شب چقدر به ما سخت گذشت.
محمدعلی سلطانی یکی از قدیمیترین باغبانهای پارک ملت است که عمری با درختها زندگی کرده است. او که پدرش کشاورز بوده خودش هم با گیاهان رابطه خوبی دارد و تا حالا ۲۹ سال سابقه کار دارد.
ابوالقاسم حاذقی از سماورسازان قدیمی است. او از دهه ۱۳۳۰ کارگاهی را در شهر درگز راه میاندازد و سماورهای پناهندگان شوری را تعمیر میکند.
سیدعلی کاشفالحسینی در بحبوحه مبارزات مردم علیه رژیم شاهنشاهی در چهارراه شهدا و هنگام تظاهرات خیابانی به دست دژخیمان نظام طاغوتی هدف گلوله قرار گرفته و قطع نخاع شد.
وحید خراسانی، داور و مربی والیبال مشهدی است. او نظیر اسکواش، پینگپنگ و بدمینتون هم باز میکند تا بهعنوان مربی و داور مسابقات فراوانی در این رشتهها سوت بزند.
سردار شهیدتقی رضوی از آنها بود که دوست نداشت در جبهه رئیس و مرئوس بازی دربیاورد و بارها کارهایی که رانندهاش باید انجام میداد را خودش انجام میداد و میگفت ما برادریم.
هادی سروری، طراح و شمایلزن محله آزادشهر تنها کسی است که توی مشهد دارد این هنر را بهطور جدی دنبال میکند. هنری که دوست دارد برای زنده نگه داشتن و ترویجش، آن را به جوانان هم آموزش بدهد.
خیلیها صدای حسن معین را با برنامه رادیویی اوسنهها که داستانها و افسانهها را با لهجه مشهدی بازگو میکرد، میشناسند.
۱۰ساله بوده که دست توی دست پدرش حاج صفر، کوچهپسکوچههای محله سرشورِ را قدم میگیرد سمتِ زورخانه عیدگاه و همین میشود که پا جای پای پدر میگذارد و میشود پهلوان.
جواد گنجعلی شاعر مشهدی است که تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسیارشد مشاوره ادامه میدهد و حالا علاوه بر آموزش و پرورش در یک مرکز مشاوره مشغول کار است.
جواد صادقی، معلم ورزشی است که بیشتر کودکی خود را با بیماری سپری کرد. او با ورزش خودش را درمان کرد و حالا سالهاست که به عنوان معلم ورزش فعالیت دارد و مدرک کارشناسی ارشد در رشته آسیب شناسی ورزش را دریافت کرده است.
غلامحسن رضایی استادی که از ناحیه دست معلول است، سه سال است که در بوستان ملت به ثبت رکورد میپردازد و در سال اول صد دور، در سال دوم ۱۱۰دور و در سال سوم ۱۲۱دور رینگ بوستان ملت را پیادهروی کرده است.
محمدعلی روحبخش روزهایی را به یاد دارد که اهالی آزادشهر آب را از شاهلولهای در امامت ۱۴ برای منازل لولهکشی کرده بودند و سر هر چهارراه یک شیر گذاشته بودند.