محمد حسین شفیعی کدکنی پسرعموی دکتر شفیعیکدکنی است. پیدا کردن شغل، او را در نوجوانی به بازارچههای خیابان تهران میکشاند و بعدها یکی از خیاطهای معروف اطراف حرم میشود.
محله
جلالیه
محله جلالیه پیش از سال ۹۹، بخشی از محله رضائیه بوده است. نام گودال خشتمالها در این محله با واقعه گوهرشاد گره خورده است. آنطور که در تاریخ شفاهی مشهد بیان شده بعد از واقعه گوهرشاد یکی از مکانهایی که جنازه شهدای گوهرشاد به صورت گور دسته جمعی در آن دفن شده، گودال خشتمالها بوده است.
من جعفر عقدایی، ۷۰ سال پیش در محله ساربانها در پایینخیابان متولد شدم. در آن زمان کسب علم و سواد زیاد مرسوم نبود برای همین از ۷ سالگی پیشهام را بهعنوان شاگرد یک زینساز آغاز کردم.
اصغر محمودی میگوید: پدرم، با یک موتور یاماهای۱۰۰ همراه مادر و دو برادرم، از اهواز به مشهد سفر کردند و نمکگیر و پابند همسایگی امامرضا (ع) شدند. وقتی به اهواز برگشت، آنقدر از مشهد و حال و هوایش گفت که همگی هوایی شدیم و سال بعد خانه و زندگیمان را به این شهر آوردیم.
کوچه مالکاشتر۸ همسایههایی صمیمی و بااخلاق دارد. اینجا خبرگیری از همسایهها و مراعات حال یکدیگر یک سنت است. مراسم را در منازل یکدیگر برگزار میکنند و برای برنامههای آیینی، همه پا پیش میگذارند.
زندگی محمود باخرد ۴۳سال است که در کوچهپسکوچههای جلالیه سپری شده و از این محله دل نکنده است. او از روزهایی تعریف میکند که بوستان وحدت، پارک جنگلی بود و نماز جمعه در آن برگزار میشد.
در کوچه مالکاشتر۲، سه همسایه با بیش از چهار دهه همسایگی، روابطشان را به سطحی از رابطه خواهرانه رساندهاند که دلشان طاقت یک روز دوری از یکدیگر را ندارد.
حبیبالله، پینهدوز خیابان سرخس است. روایت او از بوی عید و کفش نو و خاطراتی غریب از نوروز آن روزگار است. میگوید: کرسیها اولین چیزی که قبل نوروز جمع میشد و بعد آن فرشها شسته میشدند.
زندگی ایرانی همه لطف و هنر و لعابش را از هنر مسگری دارد؛ هنری که هنوز در خیابان سرخس مشهدمشتریهای خود را دارد. با حجرههایی که دود از دودکششان بالا میرود.
یکی از نجارهای قدیمی میگوید: سالهای ۶۰ رسم بود نجارها برای شروع کار هم که شده تابوت درست کنند. البته عمومیت نداشت، اما خیلیها خودشان را مقید به درستکردن آن میدانستند.
علیاصغر تاتاریوان ۳۸ سالهای که حرفه الک سازی را در پیش گرفته است. او میگوید: بهترین چوب، از درخت چنار تهیه میشود. ۱۱نوع الک استاندارد داریم.
عدهای از کسبه خیابان سرخس روزشان را با الککردن و آب و نمکزدن به خشکبار میگذرانند تا بزم دیگران را شیرین کنند. آنها کامشان را با شوری آجیل شیرین میکنندو سالهاست در این گوشه دنج با همین کار روزشان را به شب سنجاق میکنند.
حاجیغفوریان و برادرانش در این کار استاد هستند و ۴۵سال تجربه دارند. هر پوستی را از دور ببینند، ویژگیهایش را یکبهیک میگویند. حاجی حرفهای بسیاری از کار پوست و دباغی دارد.
تصویر قدیمی حرم در داخل فرهنگسرای زیارت فرصتی را پیش آورده که بهراحتی همراه با خانواده خود به مشهد قدیم سفر و با یک عکس یادگاری، آن را برای همیشه در آلبوم خانوادگیتان ماندگار کنید.
از همان ابتدای خیابان سرخس تا نقطه انتهایی آن، اوستارضا ساعتساز بنام و معروف است. او ۴۰سال است که کار تعمیر ساعت را با دقت بسیار انجام میدهد.
تاریخ قهوهخانه عرب برمیگردد به دوره ریاست جمهوری ژنرال احمدحسنالبکر که در بازه زمانی این حکومت، ایرانیان مقیم عراق از آن کشور رانده شدند.
حتی حجرههای کوچک خیابان سرخس هم آنقدر جاذبه دارد که عدهای را دور هم کنار یک چراغ کوچک جمع کند و نگذارد روزگار سخت بگذرد.
«علی یزدفاضلی» از همان دوران دبستان همزمان با یادگیری خواندن و نوشتن به خطاطی علاقه پیدا میکند. میگوید: آن دوران بستههای چوبکبریت، جعبههایی چوبی بود که با شکستن آنها، سه تا قلممو درست میکردم.
رمضان کردستانی موسفیدکرده هفتادوچهارسالهای است که تاریخ شفاهی شغل دلو یا سطلسازی است. ابزار کارش میخ است و لاستیکهای کهنه و بقایای بهجامانده از لاستیکهای بدون استفاده ماشینها.
موسی دستوری از نمدمالهای معروف خیابان سرخس است. او میگوید: بیشتر شهرنشینها تفاوت میان قالی، قالیچه و نمد را نمیدانند و حتی بهاشتباه اصطلاح نمدبافی را بهجای نمدمالی به کار میبرند.
به نوشته مهدی سیدی، مزرعه سرگود بین بولوار طبرسی و جاده مشهدـ سرخس، بیرون دیوار شهر، نزدیک گودال خشتمالهای بعدی و بوستان وحدت فعلی بوده است که اکنون در محدوده محله جلالیه قرار دارد.