چندسالی است که در گلشهر بهویژه کوچۀ سینما (خیابان شفیعی ۳۳) رستورانهایی که غذای افغانستانی سرو میکنند، زیاد شده است.
دورهای مجبور شدیم نام پیتزافروشیمان را بگذاریم «نان و پنیر». حتی یادم است یکی از دوستان پدرم، بهدلیل فشارها نام مغازهاش را گذاشته بود: «اسمش را نپرس»!
اعتبار یک کاسب در طول سالها به دست میآید، بخشی از این اعتبار بهخاطر مردمداری و احترام به اعتقادات و باورهای مردم است.
این دو آش خراسانی، فسیلهای زندهای هستند که از دوران کهن به ما رسیدهاند و حتما حاوی پیامهای فراوانی از آن روزگاران بسیار ناشناخته هستند.
لیموناد نخستین نوشیدنی صنعتی ارزان و خاطرهساز مشهد قدیم است که هنوز هم بساطش از میان نوشیدنیهای سنتی شهر جمع نشده است.
پسران و دختران نوجوان، چولی قزک را در کوچهها میگردانند تا هرکس که تمنای باران دارد، کاسه آبی بر او بپاشاند.
با دو آشپز آشنا شوید که قابلی ازبکی را پانزده سال پیش به گلشهر آوردند
ماماحسن و سید بشیر دو آشپزی هستند که حدود پانزده سال پیش قابلی به سبک ازبکی را برای اولین بار در رستوران گلشهر عرضه کردند.
دوسال است دویستنفر از بانوان محله آبوبرق در چهارشنبههای زیارتی امامرضا (ع)، وعده ناهارشان را برای چند نفر بیشتر درست میکنند.
این گذر خوشمزه با بیش از دوازده قابلیفروشی پایتان را سست میکند و اصلا بخشی از شهرت کوچه آشپزها بهدلیل حضور همین رستورانها است.
از حدود سه دهه پیش، فعالیت رستورانها در حاشیه بولوار وکیلآباد شروع شد و در بیستسال اخیر، شاهد رونق بیشتر رستورانها، فستفودیها و آبمیوه فروشیها در این مسیر هستیم.
تابستانها از حرارت زیاد کارگاه نفس بالا نمیآمد، اما مجبور بودیم بمانیم و کار کنیم، بلکه چیزی یاد بگیریم و برای خودمان استادکار شویم.
زائران قائم شهری با عطر بهارنارنجهایشان در چایخانه صحن کوثر حرم مطهر امام رضا(ع) میزبان زائران و مجاوران شدند.
کبابی کربلا فقط روزی ۱۵۰ تا ۲۰۰ سیخ کباب، سیخ میکشد؛ از زمانی که شروع میکند به فروش کباب، لامپ دم در مغازه را روشن میکند، هر وقت کباب تمام شد، لامپ خاموش میشود.
عطر و سرسبزی شمال کشور در مغازهای کوچک در یکی از معابر طبرسیشمالی موج میزند.
بوی خوش آجیل تفتداده از مجتمع عظیم تجاری مواد غذایی و خشکبار مصلی، از فاصله دور به مشام میرسد و نام «کوچه آجیلی» را سر زبان ساکنان و کسبه محله انداخته است.
یکی از غذاهای مشهور ولایت هرات در غرب افغانستان کچروی قروت است که معمولا روز اول زمستان که مردم صندلی (کرسی) یا بخاری میگذارند، آن را میپزند.
در دهه ۴۰ بیشتر جگرکیها در بازارچه حاجآقاجان جمع بودند. جگرکی بهترین شغل بود و خوراکی بود که شیشلیک هم به پای آن نمیرسید.
از نوجوانی درکنار پدر، کار آشپزی را یاد میگیرد و میشود سرآشپز. در همه این سالها طوری غذا پخته که حتی در مواردی، غذای مجلس عروسی سهنسل یک خانواده را طبخ کرده است. آشپز باسابقه محله مهرآباد در سالهای دور، طبخ غذای مجلس ترحیم دکترشیخ را برعهده داشته است. علیرضا ولیزاده، بازنشسته آموزشوپرورش، از کوکوی شیرین و خورش کدو میگوید و از روزگاری که همهچیز طعم متفاوتی داشت.
به گفته کاسبان این بازار، بیش از بیستسال پیش گوشتفروشیهای قدیمی گلشهر کار و کاسبی خودشان را در این محدوده داشتند. سالها پیش شهرداری منطقه بازار میوه را در آن راه انداخت که مورد استقبال مردم و کاسبان قرار نگرفت و از همان سال بازار میوه جای خود را به بازار گوشت داد که حالا برای خودش صاحب اسم و رسم است. هم مشتری محلی دارد و هم از دیگر نقاط شهر برای خرید گوشت و متعلقاتش به اینجا میآیند. یکی گوشت خوب و مرغوب راسته میخواهد و دیگری به دنبال گوشت صورت گاو یا جگر سفید است تا ارزانتر تمام شود. اینجا برای هر سلیقهای و هر بنیه اقتصادی چیزی برای فروش دارد.