قاری نوجوان شبکه پویا با سیدی عبدالباسط قرآن یاد گرفت
سیدمحمدجواد هاشمی چهاردهساله، یکی از قاریان نوجوان محله امام خمینی است که به تشویق خانوادهاش از کودکی به سمت امور قرآنی بهویژه تلاوت کلام وحی رفته و پس از آشنایی با طرح ملی تلاوت، استعدادهای خود را در این زمینه شکوفا کرده است.
او از سال ۱۳۹۱ با آغاز طرح ملی تلاوت با این طرح همراه شده و به یادگیری فنون تلاوت پرداخته است. یکی از ویژگیهای او توانمندی درزمینه تقلید صداست که سبب شده علاوهبر قرائت قرآن، در حوزه سرود هم موفق باشد. او معتقد است زندگی بدون قرآن، معنا ندارد و هرچه علم پیشرفت کند، بیشتر معنای قرآن را میفهمیم.
سیدمحمدجواد هم مانند دیگر کودکان، در بچگی شیطنت داشته و خانوادهاش برای اینکه سرگرمش کنند، او را مقابل کامپیوتر مینشاندند تا سرگرم شود؛ با این تفاوت که والدینش بهجای هر نوع بازی و موسیقیای برایش سیدیهای قرآنی میگذاشتند تا او از همان ابتدا با نوای قرآن مأنوس شود.
خودش برایمان چنین تعریف میکند: «آنطورکه به من گفتهاند از سهسالگی فراگیری قرآن را آغاز کردم و از نهسالگی این مسیر را بهصورت حرفهای ادامه دادم. از کودکی یادم است سیدیهایی که به من میدادند، ظاهر زیبایی داشت و این توجه من را جلب میکرد. آنها را در کامپیوتر میگذاشتم و نگاه میکردم.
عکس استاد عبدالباسط را بهخاطر دارم؛ با آن لباس آبی و کلاه قرمزش. از کلاهش خوشم میآمد. روی تصویرش که کلیک میکردم، صوتش پخش میشد.
صدایش هم برایم زیبا بود و سعی میکردم مانند او بخوانم. عکس استاد «نعینع» را هم دوست داشتم و گاهی نیز سبک او را تقلید میکردم. هنوز به مدرسه نمیرفتم، اما قرآن را به صوت میخواندم.
یکبار در سازمان تبلیغات مراسم بود. مادرم با شناختی که از من داشت، از آنها درخواست کرد اجازه بدهند من قرآن بخوانم.
ابتدا بهخاطر حضور میهمانانشان مخالفت کردند، اما اصرار مادرم سبب شد اجازه بدهند. بالا رفتم و چند آیه از سوره مرسلات را به شیوه استاد نعینع خواندم. همه تعجب کردند و مرا تحسین کردند. وقتی علت تقلید صدای استاد را از من پرسیدند، گفتم او خوشتیپ است و کراوات میزند.
صوت زیبای عبدالباسط سبب شد تا پساز مدتی، صوتم را از او تقلید کنم
همین جذابیتش سبب شده بود جذب او شوم، اما صوت زیبای عبدالباسط سبب شد تا پساز مدتی، صوتم را از او تقلید کنم.»
اخلاق خوش اساتید جذبم کرد
همیشه اخلاق خوش، آدم را به خودش جذب میکند. همانطورکه اخلاق خوش اساتید محمدجواد، او را جذب قرآن کرده و پساز سالها وقتی از اساتیدش حرف میزند، هیجان و خنده را میتوان در صورتش مشاهده کرد.
او ادامه میدهد: «از سال ۱۳۸۸ در جلسات قرآن استاد محمد بیداد شرکت میکردم. این جلسات برایم پربار بود و هر چه دارم از این استادم است. استاد بیداد از ساعت ۱۵ تا ۱۹ به آموزش قرآن میپرداخت.
ایشان جذابیتهایی برای ما فراهم کرده بود؛ پساز هر ۴۵ دقیقه که فنون قرائت را میآموختیم، زنگ تفریحی برایمان درنظر میگرفت که برای ما که کودک بودیم، شیرین بود.»
او از اساتید دیگرش، استادپناهی و استادپنجهای یاد میکند و میگوید: «ویژگی معلمان قرآنی در این است که اخلاق خوبی دارند و لحنشان جدی و طنزآمیز است. بچهها دوست ندارند با اساتید خشک و سختگیر باشند. لحن طنزآمیز اساتید قرآنی سبب میشود نکات در ذهن ما بهتر بنشیند و درس را خوب یاد بگیریم.»
حضور در تلویزیون
محمدجواد با هیجان، از اولین حضورش در برنامه جزءخوانی شبکه پویا برایمان تعریف میکند و از این اتفاق بهعنوان بهترین و خاطرهانگیزترین خاطرهاش یاد میکند؛ «خردادماه بود. پدر و مادرم تهران بودند که از شبکه پویا با من تماس گرفتند و خواستند در برنامه جزءخوانیشان ویژه ماه مبارک رمضان شرکت کنم.
آنقدر هیجانزده شده بودم که زنگ زدم و از والدینم خواستم شبانه به مشهد بیایند. ازآنجاکه همیشه همراه من بودند، خودشان را به مشهد رساندند. با هم رفتیم برای آن برنامه، لباس تهیه کردیم و از فردای آن روز برای برنامه رفتم.»
حضور محمدجواد در این برنامه، تصادفی نبود. او و برادرش محمدحسین هاشمی، هر دو از قاریان حرم مطهر رضوی در بخش نوجوانان هستند. آستان قدس طی اقدامی، قاریان کودک را برای برنامه قرآنخوانی شبکه پویا معرفی کرده بود و محمدجواد هم یکی از آن کودکان بود. ضبط برنامه در حرم مطهر رضوی با حضور ناظران قرآنی انجام میشد.
او از دوستانش و فعالیتهای قرآنیاش چنین برایمان میگوید: «دوستان متفاوت درزمینههای مختلف دارم؛ همکلاسیهایم یا بچههای محلهمان. همیشه تلاش کردهام آنها را جذب قرآن کنم. خودم آدمی نیستم که تحتتاثیر دوستانم قرار بگیرم و این را از برکات قرآن میدانم، اما برعکس آن، تلاش میکنم دوستانم را تحتتاثیر آیات و احادیث قرآنی قرار بدهم.»
قرآن راه و چاه را نشانمان میدهد
مزیت انس با قرآن، این است که وقتی میخواهید صحبت کنید یا اینکه کسی را پند بدهید، میتوانید از آیات و روایات قرآنی استفاده کنید.
محمدجواد در این زمینه توضیح میدهد: «سعی میکنم هنگام قرائت، فقط آیات قرآن را نخوانم و آسان از کنارش نگذرم. میکوشم از تلمیحات مناسب هم بهره ببرم؛ زیرا احادیث میتوانند بسیار موثر باشند.
برای دوستانم هم در اینباره زیاد میگویم. بهنظر من هر چه علم بیشتر شود، مطالب قرآن هم بیشتر مشخص میشوند. در هر جمعی، متناسببا همان گروه، از آیات و روایات قرآنی استفاده میکنم؛ برای مثال در جمع دوستانه هممحلهایهایم از احادیث استفاده میکنم.
گاهی با هم دعوا یا یکدیگر را مسخره میکنند. به آنها میگویم: مگر سوره فلان را نشنیدهاید که خداوند در این زمینه چه میفرماید؟ گاهی میگویند: برو بابا؛ این حرفها را نزن!
من هم جواب میدهم: باشه از من گفتن بود! هم راه است و هم چاه. چاه را دوست دارید، به سمت آن بروید. من چکار دارم به شما. با بیان این مطلب هم امر به معروف کردهام و هم حرفم را به آنها زدهام.
دهانت بوی شیر میدهد!
انجام امر به معروف و نهی از منکر این روزها سخت است؛ بهخصوص برای نوجوانی مانند من که وقتی چیزی میگویم، جواب میدهند برو بچه؛ دهانت هنوز بوی شیر میدهد!
اما اهمیت امر به معروف سبب شده با شنیدن تمام حرفهای کنایهآمیز، باز هم حرفم را بزنم. اگر به همراه برادرم باشم، شروع میکنیم به بلندصحبتکردن با یکدیگر درباره آن رفتار نادرست و بیان روایات معمول از آن منکر، اما اگر تنها باشم، تلاش میکنم حرفم را مستقیم یا غیرمستقیم بگویم. یادم است یکبار روی برگهای درباره حجاب نوشتم و آن را جلوی پای دختری که بیحجاب بود، انداختم.
او برگه را برداشت و خواند. متوجه شدم عصبانی شده و با دوستانش صحبت میکند. بةخاطر اینکه چیزی نگویند و فضای اتوبوسی را که داخل آن بودیم، به هم نزنند، سریع به قسمت جلوی اتوبوس رفتم. سعی میکنم در این مسائل ورود پیدا کنم و بیتوجه از کنار آن نگذرم.
جمله معروف من، این است که میگویم این راه است و این چاه؛ انتخاب با خودت. حداقلش این است که پیش وجدانم راحتم و حرف حق را زدهام. زیاد به من میگویند که برو، دهانت بوی شیر میدهد، اما برایم مهم نیست و امر به معروف، تکلیف من است.
نوجوان قرآنی محله امام خمینی میگوید: «قرآن با زندگی من آمیخته است. من، درس و قرآن درکنار هم هستیم. کتاب قرآن کلام وحی است. خوانندههای معروف ما نمیتوانند بدون ساز بخوانند، اما قرآن بدون ساز، زیباست.
در آینده تلاوت را ادامه خواهم داد. در حال حاضر ۲ جزءو نیم قرآن را حفظ کردهام و دوست دارم حافظ کل قرآن شوم. اگر خداوند به من توفیق دهد، میخواهم از یاران باوفای ولیعصر (عج) باشم. در حوزه حفظ قرآن میخواهم شبیه مهدی حسنی و رضا عابدینزاده باشم و درزمینه صوت هم تلفیقی از استاد پناهی و حمید شاکرینژاد.
یکی از آرزوهایم دیدار مقام معظم رهبری است. استاد چمنی، یکی دیگر از استادان محبوبم قول داده است که برای ماه رمضان سال ۹۶ گروه همخوانی تشکیل دهیم و نزد مقام معظم رهبری اجرا کنیم. میخواهم دلنوشتهای برایشان بنویسم و با عشق دست ایشان را ببوسم.»
*این گزارش سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ در شماره ۲۲۴ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.